روایتی از خشونت ضد مذهبی در جنگ داخلی اسپانیا
بازخوانی تاریخ/ وقتی نفرت سیاسی، حرمت جنازه ها را هم شکست!
تصویر تکان دهنده ای که این روزها بار دیگر در شبکههای اجتماعی اسپانیولی زبان دستبهدست میشود، پیکر یک راهبه کاتولیک را نشان میدهد که پس از بیرون کشیده شدن از قبر، در معرض دید عموم قرار گرفته است.
کد خبر: ۱۳۷۷۵۵۲
| | 2041 بازدید

به گزارش تابناک، این عکس، صرفنظر از جزئیات مربوط به زمان و محل دقیق ثبت آن، به یکی از تاریکترین فصلهای جنگ داخلی اسپانیا اشاره دارد؛ دورانی که در آن نفرت سیاسی و ایدئولوژیک چنان شدت گرفت که حتی حرمت مردگان نیز از میان رفت.
جنگ داخلی اسپانیا که از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ ادامه یافت، تنها نبردی میان دو اردوگاه نظامی نبود؛ بلکه رویارویی عمیق دو جهانبینی متضاد بود. در یک سو نیروهای جمهوریخواه، متشکل از طیف از سوسیالیستها، کمونیستها، آنارشیستها و جریانهای چپ قرار داشتند و در سوی دیگر، نیروهای ملیگرا به رهبری ژنرال فرانسیسکو فرانکو که از حمایت محافظهکاران، سلطنتطلبان و بخش مهمی از کلیسای کاتولیک برخوردار بودند.
اسپانیا؛ جامعهای بر لبه انفجار
برای درک خشونتهای ضد مذهبی سالهای جنگ، باید چند سال به عقب بازگشت.
در دهه ۱۹۳۰ اسپانیا با بحرانهای اقتصادی، شکاف شدید طبقاتی، بیکاری گسترده، نارضایتی روستاییان و اختلافات عمیق سیاسی روبهرو بود. کلیسای کاتولیک نیز در نگاه بخش مهمی از نیروهای چپ و عصیانگر، تنها یک نهاد مذهبی محسوب نمیشد؛ بلکه نماد نظم سنتی، اشرافیت و ساختار قدرتی بود که به اعتقاد آنان مانع اصلاحات اجتماعی و اقتصادی میشد.
پس از تشکیل جمهوری دوم اسپانیا در سال ۱۹۳۱، تنش میان دولتهای چپگرا و نهاد کلیسا افزایش یافت. حمله به کلیساها، آتش زدن اماکن مذهبی و تخریب نمادهای دینی از همان سالها آغاز شد و با کودتای نظامیان در ژوئیه ۱۹۳۶ و آغاز جنگ داخلی، ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کرد.
پس از تشکیل جمهوری دوم اسپانیا در سال ۱۹۳۱، تنش میان دولتهای چپگرا و نهاد کلیسا افزایش یافت. حمله به کلیساها، آتش زدن اماکن مذهبی و تخریب نمادهای دینی از همان سالها آغاز شد و با کودتای نظامیان در ژوئیه ۱۹۳۶ و آغاز جنگ داخلی، ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کرد.
از تخریب کلیساها تا نبش قبر راهبهها
در مناطق تحت کنترل جمهوریخواهان، بهویژه در ماههای نخست جنگ، موجی از خشونت ضد مذهبی شکل گرفت. صدها کلیسا، صومعه و مرکز مذهبی مورد حمله قرار گرفتند و بسیاری از آثار مذهبی نابود شدند.
در برخی شهرها و روستاها، گروههای تندرو اقدام به نبش قبر کشیشان، راهبهها و شخصیتهای مذهبی کردند. هدف از این اقدامات، صرفاً تخریب فیزیکی نبود؛ بلکه نوعی نمایش عمومی برای تحقیر کلیسا و شکستن جایگاه نمادین آن به شمار میرفت.
مورخان این رفتارها را بخشی از «خشونت نمادین» جنگ داخلی اسپانیا توصیف میکنند؛ خشونتی که نه فقط متوجه افراد زنده، بلکه متوجه حافظه تاریخی، نمادهای دینی و حتی اجساد درگذشتگان بود.
تصاویر متعددی از آن دوران باقی مانده که گروههایی از شبهنظامیان را در کنار اجساد بیرون کشیدهشده از آرامگاهها یا در حال تخریب اماکن مذهبی نشان میدهد. هرچند درباره برخی از این عکسها روایتهای متفاوتی وجود دارد، اما اصل وقوع چنین رفتارهایی در منابع تاریخی متعدد ثبت شده است.
برخی مطالعات تعداد قربانیان مذهبی را حدود ۶۸۰۰ نفر برآورد کردهاند. در میان آنان ۱۳ اسقف، هزاران کشیش و راهب و نزدیک به ۳۰۰ راهبه حضور داشتند. بخش عمده این قتلها در ماههای نخست جنگ و در مناطق تحت کنترل نیروهای جمهوریخواه رخ داد.
قربانیان خشونت ضد مذهبی چه تعداد بودند؟
براساس پژوهشهای تاریخی، در جریان جنگ داخلی اسپانیا حدود ۶ تا ۷ هزار نفر از اعضای نهادهای مذهبی کاتولیک کشته شدند. این آمار شامل کشیشها، راهبان و راهبهها میشود.
برخی مطالعات تعداد قربانیان مذهبی را حدود ۶۸۰۰ نفر برآورد کردهاند. در میان آنان ۱۳ اسقف، هزاران کشیش و راهب و نزدیک به ۳۰۰ راهبه حضور داشتند. بخش عمده این قتلها در ماههای نخست جنگ و در مناطق تحت کنترل نیروهای جمهوریخواه رخ داد.
اما روایت جنگ داخلی اسپانیا به همین بخش محدود نمیشود.
روی دیگر سکه؛ خشونت ملیگرایان
یکی از مهمترین نکاتی که تاریخنگاران بر آن تأکید میکنند این است که خشونت در اسپانیا یکطرفه نبود.
اگرچه قتل کشیشان و حملات ضد مذهبی از تلخترین رخدادهای جنگ محسوب میشود، اما نیروهای ملیگرا نیز در مناطق تحت کنترل خود دست به سرکوب گسترده مخالفان زدند.
در سالهای جنگ و حتی پس از پایان آن، هزاران جمهوریخواه، فعال سیاسی، اتحادیههای کارگری و منتقدان حکومت فرانکو اعدام یا زندانی شدند. برخی برآوردهای تاریخی تعداد قربانیان سرکوبهای موسوم به «ترور سفید» را بیش از قربانیان خشونتهای ضد مذهبی ارزیابی میکنند.
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند جنگ داخلی اسپانیا را نمیتوان به نبرد میان «خیر و شر» تقلیل داد؛ بلکه هر دو اردوگاه در مقاطع مختلف مرتکب خشونتهای سنگین شدند.
چرا کلیسا به هدف تبدیل شد؟
پاسخ این پرسش را باید در جایگاه اجتماعی کلیسا در اسپانیای آن دوران جستوجو کرد.
برای بسیاری از گروههای چپ، کلیسا صرفاً یک نهاد دینی نبود؛ بلکه بخشی از ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی کشور محسوب میشد. در مقابل، بخش بزرگی از کشیشان نیز از جریانهای محافظهکار و مخالف جمهوری حمایت میکرد.مطالعات جدید نشان میدهد شدت خشونت ضد کشیش ها و کلیسا در مناطقی بیشتر بود که کلیسا از نفوذ اجتماعی و ظرفیت تاثیرگذاری سیاسی بالاتری برخوردار بود. به عبارت دیگر، بخشی از این خشونتها علاوه بر انگیزههای ایدئولوژیک، با اهداف سیاسی و امنیتی نیز انجام میشد.
جنگی که جامعه را دو نیم کرد
جنگ داخلی اسپانیا در نهایت با پیروزی نیروهای فرانکو در سال ۱۹۳۹ پایان یافت. اما زخمهای آن تا دههها بعد بر جامعه اسپانیا باقی ماند.
برآوردها تعداد کل قربانیان جنگ و پیامدهای مستقیم آن را صدها هزار نفر اعلام میکنند. دهها هزار نفر اعدام شدند، میلیونها نفر آواره شدند و شکافهای سیاسی و اجتماعی عمیقی در کشور شکل گرفت.
امروز، پس از گذشت نزدیک به یک قرن، تصاویر مربوط به نبش قبر راهبهها یا اعدام مخالفان سیاسی، بیش از آنکه سندی علیه یک جناح خاص باشند، یادآور واقعیتی تلخاند: هنگامی که سیاست به نفرت مطلق تبدیل میشود، مرزهای اخلاقی یکی پس از دیگری فرو میریزند و حتی مردگان نیز از خشونت در امان نمیمانند.
جنگ داخلی اسپانیا همچنان یکی از مهمترین نمونههای تاریخی برای فهم این حقیقت است که افراطگرایی ایدئولوژیک، فارغ از رنگ و شعار، میتواند جامعهای را تا آستانه فروپاشی پیش ببرد؛ مسیری که در آن نخست حرمت مخالفان و در نهایت حرمت انسان از میان میرود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


