پیشدرآمدی بر درک رفتار چین در قبال ایران و دفاع مقدس ۱۲ روزه

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، انتشار و پخش شایعات تاییدنشده درباره ایران و چین و بیان گزارههای غیردقیقی مثل اینکه ایران را به چین فروختند و نمونههای مشابه، باعث شد ماجرا را از علیرضا بحرینی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه دانشگاه تهران جویا شویم. پاسخهای اینپژوهشگر در اینباره در نوشتار زیر آمده است.
در ادامه مشروح اینمطلب را که مطالعهای تاریخی و رسانهای است و برههای از دفاع مقدس مردم ایران مقابل بیگانگان را هم شامل میشود، میخوانیم:
شرایط امروز ایران، ضرورت پرهیز از رویاپردازی و واقعگرایی بیرحمانه و عملگرایانه در روابط خارجی خاصه درباره روابط پراهمیت ایران و چین را دوچندان کرده است. تصور نیاز حیاتی چین به ایران در غرب آسیا، شایعات و اخبار مربوط به فروش جنگندههای J-10c و ادعای برقراری اتحاد راهبردی میان چین، روسیه و ایران از جمله این تصویرپردازیهای دور از واقعیت است که در کنار اظهارات مغرضانه معکوس یعنی ادعاهایی از قبیل فروش مناطقی از کشور به چین و عروسک خیمهشب بازی چین شدن، حاصلی جز مهآلود شدن صحنه و از بین رفتن تمرکز تصمیمگیران داخلی در پی ندارد.
اینشرایط بار دیگر ضرورت شناخت صحیحتر اندیشه چینیان را گوشزد میکند. ایران از زمان توافق برای گسترش روابط بین دو کشور در جریان سفر حجتالاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی رئیس وقت جمهوری اسلامی ایران به چین در سال ۱۳۷۹، در حالی دستکم ۲۵ سال زمان را برای استفاده درست از ظرفیت روابط با چین به نفع منافع ملی خود از دست داده که رقیبان منطقهای، گوی سبقت را به طرق مختلف از او ربوده¬اند. با این حال -هر چند با صرف انرژی بیشتر- به قاعده «جلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است» باید از آسیب بیشتر به روابط دو کشور جلوگیری کرد؛ رابطه¬ای که نگاه به آن مدتهاست از بعد فنی فاصله گرفته و به رقابتها و حب و بغض-های داخلی آمیخته شده.
در ادامه، برای مشخصشدن موضوعات تاریخی و رسانهای، مروری داریم بر مفاهیم و اصول شکلدهنده و بیانگر اندیشه، نگاه و سیاست خارجی چین در عصر حاضر.
۱) پنج اصل همزیستی مسالمتآمیز:
سال ۱۹۵۴، بیانیه مشترکی تحت عنوان «پنج اصل همزیستی مسالمتآمیز» توسط چین و هند صادر شد که شامل احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم دخالت متقابل در امور داخلی، برابری و منافع متقابل و هم¬زیستی مسالمتآمیز بود. سنگ بنای روابط دوجانبه چین با قریب به اتفاق کشورهای جهان خصوصا کشورهای آسیایی بر اساس این اصول بنیان نهاده شده و همچنان یکی از ارکان راهبردی سیاست خارجی چین است.
۲) ابتکارات جهانی چهارگانه چین:
ظهور دونالد ترامپ و حرکت ایالات متحده به سمت یکجانبهگرایی، فرصتی بیبدیل در اختیار چین قرار داد تا خود را به عنوان پرچمدار چندجانبهگرایی در نظام بینالملل معرفی کند. از طرفی دهه ۲۰۲۰ میلادی را میتوان دهه مشق کردن چین در ایفای نقش یک قدرت بزرگ دانست و در راس این فعالیتها، طرح ابتکارات چهارگانه جهانی قرار دارد. این ابتکارات با تکیه بر پنج اصل هم-زیستی مسالمتآمیز مطرح شدند و هر کدام به فراخور موضوع، شاکله نگاه نوین چین را بیان میکند:
* ابتکار توسعه جهانی (2021):
یک: پایبندی به توسعه به عنوان یک اولویت
دو: پایبندی به رویکرد مردممحور
سه: متعهد ماندن به منافع برای همه، به طوری که هیچ کشور و فردی نادیده گرفته نشود
چهار: پایبندی به توسعه مبتنی بر نوآوری
پنج: پایبندی به هماهنگی بین انسان و طبیعت
شش: پایبندی به اقدامات نتیجهمحور
* ابتکار امنیت جهانی (2022):
یک: امنیت مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار
دو: احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی همه کشورها
سه: پایبندی به اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد
چهار: جدی گرفتن نگرانیهای امنیتی همه کشورها
پنج: حل مسالمتآمیز اختلاف بین کشورها از طریق گفتگو
شش: حفظ امنیت در حوزههای سنتی و غیرسنتی
* ابتکار تمدن جهانی (2023):
یک: احترام به تنوع تمدنها
دو: ارزشهای مشترک بشریت
سه: اهمیت میراث و نوآوری تمدنها
چهار: تبادلات و همکاریهای قوی بینالمللی مردم با مردم
* ابتکار حکمرانی جهانی (2025):
یک: پایبندی به برابری حاکمیت دولتها
دو: پیروی از حاکمیت بینالمللی قانون
سه: رعایت اصول چندجانبهگرایی
چهار: حمایت از رویکردهای مردممحور
پنج: تمرکز بر انجام اقدامات واقعی
۳) جامعه با سرنوشت مشترک برای بشریت
چنان که دیدیم نخ تسبیح این ابتکارات، تاکید بر چندجانبهگرایی با محوریت تقویت جایگاه نهادهای بینالمللی است. در شرایطی که در سند امنیت ملی امریکا (منتشر شده در پاییز سال ۲۰۲۵) بر بازگشت به دکترین مونرو تاکید شده، چین بارها اشتیاق خود را برای همکاری با همه کشورهای جهان برای ایجاد یک سیستم حکومت جهانی عادلانه¬تر و منصفانه¬تر و پیشرفت به سوی «جامعه¬ای با آینده مشترک برای بشریت» ابراز کرده است. این، یکی از دیگر اصول بنیادین در سیاست خارجی چینی است که در سال ۱۹۹۷ در اساس-نامه حزب کمونیست و در ۲۰۱۸ هم در قانون اساسی کشور گنجانده شد.
چین در نگاه اعلامی خود به نظام بینالملل، قطبیگرایی و بلوکبندی را مردود میداند. یکی از راهبردیترین خطاهای نگاه ایرانی به سیاست خارجی چین، تصور شکلگیری یک بلوک شرق جدید به سردمداری چین است تا جایی که بعضا سیاست نگاه به شرق ایران هم به اشتباه ذیل این برداشت تفسیر شد. اما چنان که مرور شد، چین از ایجاد چنین بلوکبندیای دوری میکند. تاکید چندباره بر همکاری با «همه» فارغ از عقیده و نوع نظام سیاسی کشورها به عنوان شواهد ایجابی و چالشهای امنیتی چین با روسیه و همچنین درهمتنیدگی اقتصادی چین با امریکا به عنوان شواهد سلبی، براهینی متقن در رد برداشتهایی از این دست از افق سیاست خارجی چین است.
۴) اصل مترقی عدم تعهد متقابل در سیاست خارجی
تعهدهای متقابل امنیتی عاملی کلیدی در شکلگیری بلوکهای شرق و غرب در دوران جنگ سرد بود که برای تضمین حمایت متقابل در برابر تهدیدها، بین ابرقدرت و کشور کوچکتر همسو با آن شکل میگرفت و معمولا شامل تعهد به دفاع جمعی، همکاریهای نظامی و هماهنگیهای راهبردی بود. چین تعهداتی از این قبیل را منسوخ و راهبرد عدم تعهد متقابل خود را پیشرو معرفی میکند. سکوت ۲۴ ساعته چین در اولین روز از جنگ ۱۲ روزه را باید در همین چارچوب بررسی کرد که چین در بادی امر به مناقشه مذکور را نه حمله به یک متحد نزدیک بلکه درگیری میان دو همکار در غرب آسیا در نظر گرفت.
ابتکار حکمرانی جهانی را باید بیان رسا و پیگیری عملی این نگاه دانست. اما طبیعی است که عیار و ارزش کشورهای مختلف در سیاست خارجی چین یکسان نیست و در این بین عامل جغرافیا نقشی تعیینکننده در اهمیت جایگاه کشورها دارد.
۵) سیاست خارجی محیط پیرامونی بزرگ چین
جغرافیای پهناور چین متضمن مزایا و چالشهایی از جمله نوار ساحلی طولانی، همسایگی با آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی -که یکی تشنه و دیگری در مسیر شتابان توسعه قرار دارد- و از طرف دیگر، عدم دسترسی آزاد به اقیانوس هند، گلوگاه تنگه مالاکا و حضور نظامی ایالات متحده در منطقه آسیا اقیانوسیه است. مجموعه این چالشها و فرصتهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، چین را بر آن داشت تا منافع و اهداف خود را با منافع کشورهای همسایه و مناطق نزدیک به خود که آنها را «محیط پیرامونی» تعریف میکند، همگراتر کند و در جهت تقویت حداکثری نقاط مشترک از طریق گسترش اشتراکات و کاهش حداکثری اختلافات از طریق گفتگوهای دو و یا چندجانبه گام بردارد. مقصود از مفهوم محیط پیرامونی در سیاست خارجی چین، چهار منطقه شمال، جنوب شرق و جنوب آسیا و آسیای مرکزی است.
هدف از تعریف این سیاست، تامین ثبات و امنیت در مرزهای چین بود که در کنار ابتکار یک پهنه- یک راه و تاسیس بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا، از مهمترین ابزارهای چین برای گسترش روابط با کشورهای همسایه به شمار میرود.
چین در راه تبدیل شدن از یک قدرت منطقهای به یک قدرت بزرگ، در دهه ۲۰۱۰ میلادی با اضافه کردن دو منطقه اقیانوسیه و غرب آسیا به مناطق چهارگانه، سیاست محیط پیرامونی را به «سیاست محیط پیرامونی بزرگ» ارتقا داد و امنیت انرژی را به دو هدف قبلی افزود. پکن سیاستهای خود در هر منطقه را به صورت هدفمند و بر اساس ویژگیهای آن منطقه تدوین کرده است، از همکاری ژئواکونومیک به عنوان نقطه ورود به توسعه مثبت ژئوپلیتیک بهره برده و چندجانبهگرایی را مورد حمایت قرار میدهد. به طور مشخص در غرب آسیا، چارچوبهای جامع همکاری که چین به صورت دوجانبه و مجزا با ایران، امارات، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل ترسیم کرده، نمونهای از پیشبرد این سیاست در غرب آسیاست.
سیاست محیط پیرامونی بزرگ را میتوان در ۴ راهبرد خلاصه کرد:
• اول، شکستن محاصره دریایی با ایجاد موازنه در غرب اقیانوس آرام و توسعه مستمر روابط با کشورهای اقیانوسیه و شرق اقیانوس هند
• دوم، «حرکت به سوی غرب» یعنی پیگیری اهداف ژئواکونومیک در جنوب و غرب آسیا و آسیای مرکزی با هدف گسترش فضای راهبردی برای ظهور صلحآمیز چین
• سوم، حمایت و تقویت نهادهای بینالمللی
• چهارم، ادامه گسترش محیط پیرامونی و پیگیری منافع کشور در اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین.
بر اساس نظر کارشناسان، چین در دهه آینده فعالانه راهبردهای اول و دوم را برای تثبیت منافع خود در آن مناطق پی خواهد گرفت و سیاست محیط پیرامونی بزرگ ابزاری کلیدی در جهت تحقق شعار «جامعه جهانی با آینده مشترک» چین خواهد بود.
جمعبندی بحث
کلید طلایی درک سیاست چین در غرب آسیا، عدم تفکیک رفتار چین در این منطقه از رویههای تعریف شده در دیدگاه کلان سیاست خارجی این کشور است. در شرایطی که نگاه چین به منطقه غرب آسیا به وضوح بر محور اولویتهای ژئواکونومیکی و متکی بر دوری از بلوکبندی و چندجانبهگرایی حداکثری است، نگاه دور از واقعیت به چین اثری منفی بر فرصت استفاده از ظرفیت همکاری با این کشور خواهد داشت.
توفیق چندباره امارات در گنجاندن عبارت «حل مسالمتآمیز مسئله جزایر سهگانه در چارچوب منشور سازمان ملل و قوانین بینالمللی» در بیانیههای دوجانبه و چندجانبه با چین را باید نمونهای از فهم دیدگاه چین و همگرایی منویات یک کشور منطقه با رویکرد چینی دانست.
نگارنده عقیده دارد در شرایط کنونی بهترین علاج برای اصلاح نگاه ایرانی، غور در ابتکار حکمرانی جهانی چین و بیانیه پایانی بیست و چهارمین اجلاس نخستوزیران شانگهای (برگزار شده در پاییز سال ۲۰۲۵ در مسکو) است که فهمی شفاف از چارچوب عملیاتی چین در رابطه با کشورهای دیگر به ویژه در محیط پیرامونی خود به دست تصمیمسازان و تصمیمگیران ایرانی خواهد داد.



