
به گزارش تابناک؛وقتی پروژه Tejas در هند کلید خورد، رؤیا این بود که نیروی هوایی هند بتواند روی پای خود بایستد؛ جنگندهای بومی، سبک، چابک، ارزانتر از رقبای سنگین، و مناسب برای محیط متنوع هند. Tejas با فریم بدنهای ساخته شده از آلیاژهای آلومینیوم‑لیتیوم، تیتانیوم و کامپوزیتهای کربنی طراحی شد؛ کامپوزیتها تقریباً ۴۵٪ وزن هواپیما و نزدیک به ۹۰٪ سطح خارجی آن را تشکیل میدهند — این یعنی Tejas در میان جنگندههای همرده یکی از سبکترینها است. Tejas یک هواپیمای تکموتوره، سبک و چندمنظوره (light combat aircraft / multirole LCA) با طرح بال دلتا و بدون دم افقی مجزا است؛ این طراحی باعث میشود هواپیما کامپکت و مانورپذیر باشد و برای مأموریتهای سریع، رهگیری و پشتیبانی هوایی و مأموریتهای ضربتی مناسب. نمونه Mk‑1A که جدیدترین نسخه محسوب میشود، از نظر تکنولوژی ارتقا یافته: رادار AESA، سامانه جنگ الکترونیک، قابلیت سوختگیری هوایی، مهمات مدرن BVR، سطوح حمل تسلیحات منعطف، و avionics دیجیتال (glass cockpit + fly‑by‑wire).
"قبل از اینکه یکسری فرم نویس های سابق فیس بوک بخواهند شیرین شوند و زیر این خبر کامنت های گهر بار بنویسند باید بگویم این خبر یک خبر تخصصی و مقاله تخصصی هوانودی است پس اگر متوجه چیزی از آن نشدید از بخش سرچ مرورگر خود استفاده کنید !"

مشخصات فنی مهم Tejas Mk‑1 / Mk‑1A به این نحو است: طول حدود 13.2 متر، بال به پهنای ~8.2 متر، ارتفاع ~4.4 متر، وزن برخاست (MTOW) در حدود 13,500 کیلوگرم، موتور تک توربوفن GE F404‑IN20، سرعت تا ماخ ~1.6 تا 1.8، شعاع عملیاتی ماموریت (combat radius) نزدیک 500 کیلومتر، و در صورت استفاده از مخزن خارجی و شرایط مناسب Ferry‑range تا 1,850 کیلومتر برد دارد.
این سبکسازی و انعطاف در طراحی باعث شد Tejas در رده جنگندههای سبک سریع قرار بگیرد، با قابلیتی که مناسب مناطق متنوع هند (دشت، کوه، ساحل) باشد. اما حالا، همهچیز زیر سؤال رفته است. وقتی نمایش به فاجعه تبدیل شد؛ سقوط در دبی و پرسشهای باز در آخرین روز نمایش بینالمللی هوایی دبی 2025، Tejas برای اجرای یک مانور نمایشی برخاست. طبق گزارش رسمی و شاهدان، حوالی ساعت 14:10 به وقت محلی، جنگنده شروع به اجرای حرکات نمایشی کرد اما در میانه مانور، ناگهان علیرغم ارتفاع اندک، کنترل خود را از دست داد؛ زاویه حمله (Angle-of-Attack) از حد ایمن فراتر رفت، فشار هوا و نیروی G زیاد شد، و هواپیما با شیب تند و سقوط عمودی به زمین خورد. لحظهٔ برخورد و انفجار مهیب، مرگ خلبان و شوک شدید بین تماشاچیان را رقم زد. خلبان نتوانست با صندلی پرتاب خود را نجات دهد هیچ خروج اضطراری دیده نشد در اصل اصلا وقت نشد حتی اگر هم وقت میشد فاصله درست وایمن برای ایجکت وجود نداشت . سقوط در محدوده دید همگان اتفاق افتاد؛ در جلوی جمعیت و هلیپد اورژانس و نیروهای امداد که خیلی زود رسیدند. کمپانی سازنده، Hindustan Aeronautics Limited (HAL)، بلافاصله پس از حادثه اعلام کرد که «این سقوط یک مورد منحصر به فرد و ناشی از شرایط استثنایی» بوده و ارتباطی با برنامه کلی تولید و طراحی ندارد.
اما تحلیلگران و کارشناسان هوانوردی هشدار دادهاند که این رخداد نباید ساده انگاشته شود؛ مخصوصاً وقتی Tejas قرار است به صادرات هم فکر کند.

آنچه فیلمها و تحلیلهای اولیه نشان میدهند مشخص است: وقتی جنگنده با بال دلتا و فریم سبک برای مانور در ارتفاع کم انتخاب شده، هر تغییری در زاویه حمله یا سرعت میتواند به فورس G بالا منجر شود، نیروی بالابر کاهش یابد، و کنترل از دست برود. طراحی دلتا-wing در سرعت بالا عالی است، اما در دورهای تند و در ارتفاع پایین جایی که انرژی پتانسیل کم و خطر خزش ایروسلپ (stall/spin) زیاد است انعطاف پذیری و margin ایمنی بسیار کمتر است. با این حال Tejas به دلیل وزن سبک و آلیاژهای پیشرفته تلاش کرده بود تا تعادلی بین مانورپذیری، سرعت و تقلای لجستیکی برقرار کند. اما چنین بدنهای وقتی تحت فشار شدید و چندگانه (مانور + چرخش سریع + ممکن بودن Load‑out خارجی + محیط گرم و شرایط مرطوب) قرار گیرد، هر ضعف ساختاری حتی ریز میتواند به شکست منجر شود. اما برخی گزارشها روز قبل از حادثه، ادعای نشت روغن از این هواپیما را مطرح کرده بودند؛ هرچند بعدها توسط مقامات هندی رد شد و تأکید کردند آن مایعی که دیده شده آب تقطیر شده از سیستم تهویه بوده است. اما این نوع ابهام در رسانهها و شبکههای اجتماعی، حتی اگر صحت نداشته باشد، به تنش فنی و روانی منجر میشود؛ چیزی که در چنین مانوری، میتواند لحظهای شرایط را بحرانی کند. همچنین سیستم کنترل پرواز (digital fly‑by‑wire) در Tejas مسئولیت بالایی بر عهده دارد؛ در فشار زیاد مانور و چرخش سریع، اگر داده به تأخیر برسد یا سیستم نویز بگیرد، پاسخگویی کند میشود ترکیبی خطرناک هنگام اجرای رُل یا چرخش تند در ارتفاع پایین. بنابراین آنچه به نظر میرسد: سقوط Tejas نتیجه زنجیره شکستهایی بود؛ نه فقط یک اشتباه، بلکه ترکیب فشار مانور، محدودیت طراحی، شرایط محیطی و شاید نقص جزئی فنی در موتور یا سیستم کنترل یعنی همان ترکیب خطرناکی که هر کسی نگرانش بود.

سقوط Tejas در مقابل دیدگان بینالمللی یعنی مخاطب بالقوه برای صادرات، یعنی بسیاری از معادلاتی که برای هند و HAL تنظیم شده بودند زیر و رو شدند. کارشناسان پیشبینی میکنند این حادثه دستکم تا روشن شدن نتیجه تحقیق رسمی (“court of inquiry”) تأثیر منفی بر پیشنهادهای صادراتی بگذارد. چنین اتفاقی نه فقط جنبه فنی دارد؛ بلکه بعد روانی و سیاسی هم دارد. وقتی جنگندهای که نماد خودکفایی هوافضایی است در یک رویداد بینالمللی سقوط میکند، اعتماد عمومی و بینالمللی به آن کاهش مییابد. خیلی از مشتریان بالقوه مجبور میشوند بازنگری کنند، مزایا و معایب را با دقتتر بسنجند، و شاید حتی گزینههای جایگزین مثل جنگندههای ساخت روسیه، فرانسه یا آمریکا را دوباره روی میز بگذارند. از سوی دیگر، داخل هند هم فشار بر HAL و نهادهای مسئول افزایش مییابد. طراحی، تست خستگی سازه، کنترل کیفیت موتورها و مونتاژ نهایی، همه زیر ذرهبین خواهند رفت. اگر، همانطور که بعضی منابع میگویند، تست خستگی بدنه (fatigue testing) و آزمایش فشار مانور (maneuver stress test) کامل نشده باشند، باید روند تولید و تحویل بهشدت کند شده و بازنگری جدی صورت گیرد.

Tejas در قلب خودش ترکیب جالبی دارد: طراحی مدرن، ساخت سبک، قابلیت انعطاف بالا، بومیسازی نسبی، قیمت نسبتاً مناسبتر از جنگندههای سنگین و امکان تجهیز با avionics و تسلیحات روز. این یعنی اگر همهچیز درست پیش برود، Tejas میتواند گزینه قابل اتکایی برای نیروی هوایی و کشورهای خواستار جنگنده سبک باشد. اما سقوط در دبی ۲۰۲۵ یادآوری کرد که در هوانوردی، هیچچیز جای احتیاط، تست دقیق، تحلیل سازه و ارزیابی ریسک را نمیگیرد. نمایش جذاب و مانورهای چشمگیر اگر بدون margin ایمنی و تحلیل دقیق انجام شود، باعث میشود که نه فقط یک هواپیما، بلکه سالها تلاش، امید صادرات و اعتبار صنعتی زیر سؤال برود. Tejas ممکن است اشتباه کرده باشد، اما هنوز این حق را دارد که برگشت بخورد اگر داده جای حدس بنشیند، اگر مهندسی جای شعار بگیرد و اگر ایمنی جای نمایش ساده بگویم اگر جنگنده هایشان هم بخواهد مانند سناریو های فیلم هایشان باشد ، خدا به داد خریداران و دارندگان اسکادران های این جنگنده برسد .