چرا باید ماجرای «حذف زبان انگلیسی» و «رفع حصر از آن» را جدی نگرفت و رها کرد؟!
به گزارش «تابناک»؛ در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و در حالی که عملکرد نمایندگان به شدت زیر ذرهبین افکار عمومی قرار گرفته و بار دیگر این باور قوت گرفته که برخی رفتارها و اقدامات نمایندگان جنبه تبلیغاتی دارد، رفع حصر زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور به شدت جنجال آفرینی کرده است.
ایدهای که با امضای ۵۷ نماینده مجلس و در قالب طرحی با یک فوریت به تازگی تقدیم هیأت رئیسه مجلس شده و پیش از قرار گرفتن در دستور بررسی، بحث و جدل پیرامون آن میان موافقان و مخالفان اوج گرفته است؛ مجادلههایی که ماجرا را به شبکههای اجتماعی و بستر جامعه کشانده و به صف کشی موافقان و مخالفان منجر شده است.
ناگفته پیداست که میزان مخالفان این طرح در شبکههای اجتماعی بیشتر از موافقان آن است، به ویژه اگر بدانیم باور عمومی بر این است که ساختاز آموزش در کشورمان در زمینه زبان آموزی به شدت ضعیف عمل کرده و میکند و در نتیجه آن، ماحصل سالها آموزش عربی و انگلیسی در مدارس و حتی دانشگاه ها، تربیت فارغ التحصیلانی است که به زحمت توانایی بیان جملاتی ساده به این دو زبان را دارند.
این ایراد در حالی مطرح میشود که دست کم در زمینه زبان انگلیسی، از گذشتههای دور تا کنون مجموعه بزرگی از آموزشگاههای خصوصی در سطح کشور به فعالیت مشغولند که کارشناسان بازدهی آنان را نیز در زبان آموزی بسیار اندک توصیف میکنند و برای این ضعف، دلایل فراوانی برمیشمارند؛ ایراداتی که ظاهرا طرح فوق موجب شده همه بر آنها چشم بپوشند.

این را میشود از میزان مخالفتها با طرح رفع انحصار از زبان انگلیسی دریافت که باور برخی، حکم لطمهای سنگین به ایرانیان را دارد و اقدامی در راستای انزوای ایرانیان محسوب میشود، انگار نه انگار که اگر از ایشان بپرسیم آیا آموزش زبان انگلیسی در مدارس را مفید میدانید، اغلب پاسخ منفی خواهند داد و تأکید می کنند این شیوه زبان آموزی نیازمند بازطراحی از اساس است.
رویکردی که مجابمان میکند بیشتر در ماجرا دقیق شده و تلاش کنیم چرایی مهم شدن این طرح را بررسی کنیم؛ طرحی که برخی بر این باورند حذف آموزش انگلیسی از مدارس را هدف قرار داده و کمترین اشکالش، بیکاری خیل بزرگی از معلمان این درس خواهد بود و برخی تأکید دارند که ورای اینهاست و میتوان در دسته اقدامات آسیب زننده به آینده ایرانیان قرارش داد و برای ممانعت از تبدیلش به قانون، فریاد اعتراض سر داد.
نگرانی عمیقی که در خبرگزاری مجلس شورای اسلامی نیز بازتاب یافته و از قضا به نمایش رویدادی جالب توجه منجر شده است. به مناظره اتفاقی دو نماینده مجلس پیرامون این طرح در راهرو مجلس شورای اسلامی که در آن نکات جالب توجهی بیان میشود؛ با این ملاحظه که بخشهایی از این مناظره توسط مخالفان طرح برش خورده و چند روزی است، در شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسی زبان خارج کشور دست به دست میشود.
ویدئوهایی که بهتر است از نتیجه گیری بر اساس آنها صرف نظر کرده و ابتدا مشروح مناظره شکل گرفته میان دو نماینده موافق و مخالف این طرح را ببینید و بعد با متن طرح و واقعیات مندرج در آن تطبیق دهید تا هم از روند مخالفت و موافقت با طرح شگفت زده شوید و هم دریابید که فرجام ماجرا چه خواهد بود؛ آیا آنچه طرح به دنبال آن است، محقق شدنی است یا خیر؟
مناظرهای که به نوعی رقم زننده آن، خبرنگار خبرگزاری خانه ملت است و شرکت کنندگانش، دو نماینده مجلس شورای اسلامی: یکی «حمایت میرزاده»، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و دیگری «حسن نوروزی»، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی»؛ نمایندگانی که استدلالهای متفاوتی برای مخالفت و موافقت با طرح بیان میکنند.
از «زبان انگلیسی، زبان خیلی از منابع علمی دنیاست و هیچ وقت حذف نخواهد شد» تا «در زمان طاغوت زبان انگلیسی اجباری بود که از دید ما ضرورتی ندارد و معتقدیم باید انتخاب زبان را آزاد بگذارند»، در مناظره این نمایندگان استدلالهای متفاوت و مختلفی بیان میشود، اما آنچه جالب توجه است، بی اطلاعی مخالف و برگزار کننده مناظره از اصل طرح است که کمی بعد به نماینده امضا کننده طرح هم تا حدودی سرایت میکند.
بی اطلاعی از این نکته کلیدی و مهم که در طرح مورد بحث، به حذف زبان انگلیسی اشاره نشده است. اگر باور ندارید، متن طرح را ببینید و بخوانید (اینجا) یا در اظهار نظر طراحان آن درباره اش دقیق شوید یا حتی عنوان آن را یک بار دیگر مرور کنید. اینکه طرح بر رفع انحصار آموزش زبان به انگلیسی سخن گفته است. با این ملاحظه که زبان عربی هم در مدارس آموزش داده میشود که آن هم آموزشی ناکارامد است، ولی در این طرح به آن اشاره نشده (و نماینده امضاکننده طرح در فیلم توضیح داده که چرا).
نکته جالب توجهی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و گویی زیر سایه اظهارنظرهایی مانند «اکثر نفوذیها یا آمریکایی هستند و یا انگلیسی و یا کانادایی» و «اگر جاسوسها انگلیسی زبان هستند، واجب است انگلیسی یاد بگیریم تا نقشههای آنها را نقشه برآب کنیم» مانده و فراموش شده است. مجادلههایی که باید امیدوار باشیم در زمان بررسی طرح در صحن اوج نگیرند و رأی آوردن یا نیاوردن طرح در نتیجه آنها رقم نخورد.
این در حالی است که در ادامه مناظره، هر دو طرف موافق و مخالف در یک نقطه به تفاهم میرسند. اینکه باید افراد آزاد باشند تا زبان خارجی مورد دلخواه خود را برگزینند و مجبور نباشند، الزاما انگلیسی بخوانند؛ یعنی همان چیزی که در طرح آمده و با کنار گذاشتنش، مجادله و بحث در گرفته است. بحثی مفصل که به جامعه نیز سرایت کرده و موجب شده این طرح به یکی از موضوعات داغ این روزهای جامعه ایرانی در شبکههای اجتماعی بدل شود.

جالب اینکه در ادامه تفاهم دو نماینده بر سر این موضوع، میرزاده به اصل پانزده قانون اساسی کشورمان اشاره کرده و ابراز امیدواری میکند که آموزش زبانهای قومیتهای ایرانی نیز در دستور کار قرار گیرد و تأکید میکند که توجه به این مهم میتواند موجب گسترش تعامل مردم کشورمان با کشورهای همسایه شود تا به یاد آوریم که پیش از طرح رفع انحصار از زبان انگلیسی، نیازمند طرحهای مهم تری، چون رفع حصر از زبانهای داخلی هستیم!
رویکردی که در قانون اساسی کشورمان هم بر آن تأکید شده، ولی چهل است که مغفول مانده و از اصل ۱۵ قانون اساسی، اصلی مهجور ساخته است. اصلی که یکی از سختیهای اجرایش را ضعفهای حاکم بر ساختار آموزش کشور میخوانند و تأکید دارند، برای آموزش به زبانهای مادری، به انبوهی مدرسه و معلم نیاز است، در حالی که هم اکنون با کمبود شدید مدرسه و معلم مواجهیم، اما وقتی بحث زبان انگلیسی مطرح میشود، یادشان میرود که رفع احصار از آن، به طریق اولی غیرممکن خواهد بود.
موضوعی که مجابمان میکند، طرح فوق را با همه حاشیه و جنجال هایش جدی نگرفته و به بحث میان نمایندگان موافق و مخالف واگذارش کنیم، چون اگر این طرح به تصویب برسد و قانون ناشی از آن به مرحله اجرا هم برسد، آموزش و پرورش کشورمان قادر به اجرایش نیست، زیرا با کمبود چند صد هزار معلم و کلاس درس و هزار و یک نقص و کمبود دیگر مواجه است که رفع انها ضروریتر از آموزش هر زبان خارجی است!
حتی ما ا اشتباه خود نمی تتوانیم برگردیم ....
بیشتر مشتاق میشن انگلیسی یاد بگیرن کم کم همه میرن دنبال یادگیری زبان
چیزی که آقای مخالف زبان انگلیسی، در نظر نگرفته این هست که در خود همین المان و ژاپن و چین ، زبان انگلیسی رو بشدت به مردمشون یاد میدن و اکثر دانشجویان در دانشگاه های امریکایی از همین چین هستند برای مثال.
نکته دوم، دانشگاه های برتر المان و ژاپن و ایتالیا و چین و ترکیه دوره های دکتری و حتی ارشد، رو اکثرا به انگلیسی برگزار میکنند که از مزایای ژورنال های بین المللی که به انگلیسی هست استفاده کنند
نکته سوم، اکثرا مستندات و مقالات و کتاب های به روز و جدید دنیا انگلیسی هستن و زبان انگلیسی در حقیقت دیگه متعلق به بریتانیا و امریکا و کانادا نیست، یک زبانی شده که متعلق به همه مردم دنیاست
یادگیری سایر زبان ها هم بسیار زیباست ولی ، بهتره حاج اقا بجای اتلاف انرژی و دید امنیتی به همه چیز و دید بدبینانه به دانشجویان ایرانی شاغل در دانشگاه های برتر دنیا، به فکر بازاندیشی در روش های قدیمی و غلط و کم سوادی معلمان انگلیسی آموزش و پرورش و کیفیت پایین کتاب های درسی باشه
اگر روش اموزش درست بشه و مردم ببینن یادگیری زبان خارجی زیادم سخت نیست، خودشون انتخاب میکنن که مثلا زبان سوم رو هم یاد بگیرن مثلا المانی و روسی و مخصوصا چینی
از زبان چینی نباید غافل شد که زبان مهمی خواهد بود در 20 سال اینده در دنیا در کنار انگلیسی
متاسفانه در حال حاضر زبان عربی انحصاری آموزش داده می شود و از دبستان بچه ها رو مجبور به یادگیری آن می کنند و در پایان دوازده سال دریغ از یک کلمه که بتونند استفاده کنندو حرف بزنند. و بدتر از اون که این حالت فقط به مدارس ختم نمیشه و در حوزه ها هم همین
وضعیت رو داریم..
و با توجه به اینکه زبان انگلیسی زبان رایج بین تمامی ملل است بهتر است آنرا نگه دارند و روش تدریس را بروز کنند.
در عوض انتخاب را برای زبان سوم عربی، روسی، فرانسه، آلمانی، .... بگذارند






