صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جزئیات عروسی دختر خبرساز با مرد اعدامی

امیر و پرستو که حدود ۵ ماه است با هم آشنا شده‌اند به صورتی حرف می‌زنند که انگار سال‌هاست آنها همدیگر را می‌شناسند و از صدای هم انرژی می‌گیرند و خیلی واضح می‌توان حس علاقه‌مندی این ۲ جوان را درک کرد.
کد خبر: ۵۸۴۱۳۰
| |
32915 بازدید
|

این دختر و پسر جوان قصد داشتند روز ولادت حضرت علی (ع) در زندان و در مراسمی ‌با هم عقد کنند اما امیر مخالف این کار شد و می‌خواهد پس از آزادی این مراسم را برگزار کند.

به گزارش روزنامه ایران، پرستو ۲۸ ساله دختر جوانی است که پس از آشنایی با یکی از هم سلولی‌های برادرش که متهم به قتل است تصمیم به ازدواج با وی گرفته تا بتوانند پس از کمک و رهایی مرد مورد علاقه اش از زندان با هم زندگی کنند.

پرستو دختر تحصیلکرده و آرامی‌است که نخستین بار وقتی به ملاقات برادرش می‌رود با جوان بی انگیزه و ناراحتی روبه رو می‌شود که در صحبت با مادرش اصرار بر بی‌گناهی می‌کند و همین حرف‌ها باعث کنجکاوی دختر جوان می‌شود.این دختر پس از پایان ملاقات به سراغ مادر هم سلولی برادرش می‌رود و از وی می‌خواهد تا شماره اش را در اختیار امیر بگذارد تا درباره روز حادثه که امیر را به اتهام قتل دستگیر کرده‌اند اطلاعات بیشتری بگیرد تا شاید بتواند کمکش کند.

امیر در نخستین تماس تلفنی و در حالی که از زندگی اش ناامید شده بود با دختر جوان درباره روز حادثه حرف می‌زند و ادامه تماس‌های تلفنی این دو جوان به جایی می‌رسد که پرستو به پسر زندانی علاقه‌مند می‌شود تا حدی که تصمیم به ازدواج با وی می‌گیرد.

پرستو  آخرین روزهای فروردین ماه سال جاری با حضور در دادسرای امور جنایی تهران درخواست ازدواجش با قاتل جوان در زندان را مطرح کرد و از قاضی شهریاری سرپرست دادسرا  برای انجام این کار کمک خواست.

این دختر و پسر جوان قصد داشتند روز ولادت حضرت علی (ع) در زندان و در مراسمی ‌با هم عقد کنند اما امیر مخالف این کار شد و می‌خواهد پس از آزادی این مراسم را برگزار کند.

امیر برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش سنگ بزرگی را پیش روی خود دارد و آن پرداخت دیه ۵۰۰ میلیون تومانی برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول است.

گفت‌وگوی همزمان با پرستو و امیر در زندان
امیر و پرستو که حدود ۵ ماه است با هم آشنا شده‌اند به صورتی حرف می‌زنند که انگار سال‌هاست آنها همدیگر را می‌شناسند و از صدای هم انرژی می‌گیرند و خیلی واضح می‌توان حس علاقه‌مندی این ۲ جوان را درک کرد.

چطور با هم آشنا شدید؟


امیر: پرستو برای ملاقات برادرش آمده و در سالن ملاقات همدیگر را دیدیم و از همانجا بود که با هم آشنا شدیم.

شماره تلفن پرستو را چطور به دست آوردید؟


امیر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت از مادرم خواستم که شماره پرستو را بگیرد.

سکوت پرستو با خنده شکسته شد و گفت: راستش من شماره ام را به او دادم، آن روز امیر ناراحت بود و خواستم علت ناراحتی اش را بپرسم و از مادرش خواستم شماره ام را به او بدهد که وی نیز خواست خودم این کار را بکنم که کمی با امیر حرف زدم و شماره‌ام را به او دادم تا با من تماس بگیرد.

از همان روز اول نسبت به همدیگر احساس داشتید یا نه؟


پرستو: نه اصلاً قرار نبود کارمان به اینجا کشیده شود و فقط بحث کمک و کنجکاوی بود که با امیر تلفنی صحبت کردم.
امیر: فقط بحث همدردی بود و هیچ احساسی بین ما وجود نداشت.

به چه اتهامی‌زندان افتادی؟

امیر ابتدا با یادآوری روز حادثه سکوت کرد و نمی‌خواست آن روز را دوباره به یاد آورد اما اصرار پرستو سکوتش را شکست و در حالی که از پرستو کمک می‌گرفت، گفت: دی ماه ۸۸ برادرم حسین یک کتانی خریده بود و خواهرزاده ام محمد که همسن من بود و اعضای خانواده اش نیز با ما در یک ساختمان زندگی می‌کردند، روز حادثه محمد کتانی حسین را برداشته بود و سر این موضوع با هم درگیر شده بودند. محمد پس از ۲ ساعت به جلوی ساختمان آمد و حسین را برای کتک کاری به بیرون ساختمان کشید.

خواب بودم که صدایم کردند و گفتند که حسین و محمد با هم دعوا می‌کنند، با عجله جلوی ساختمان رفتم و دیدم که برادرم از ناحیه پهلو هدف چاقوی محمد قرار گرفته و خواهرزاده‌ام با دیدن من به سمتم حمله کرد و ضربه ای به دستم زد که توانستم چاقو را از دستش بگیرم، محمد پا به فرار گذاشت و من در تعقیبش بودم که پایش به جدول گیر کرد و به زمین افتاد و من نیز همراه او برای گرفتنش روی زمین افتادم و وقتی به خودم آمدم دیدم چاقو به کمر محمد فرو رفته است.

در دادگاه هم این حادثه را بازگو کردی؟


امیر: بله، اما آنها می‌گفتند یا تو ضربه را زدی یا برادرت . پدر و مادرم پیر هستند و چون با برادرم در زندان بودیم و نگران پدر و مادرم بودیم من گفتم که ضربه را من زدم و همین باعث شد که برادرم آزاد شود و من به اعدام محکوم شوم.

خانواده خواهرت رضایت نمی‌دهند؟


امیر: خواهرم سال گذشته رضایتش را اعلام کرد اما دامادمان می‌گوید بی پول است و باید برای رضایتش پول درخواستی را به آنها بپردازم.
 
شنیدم قرار است با هم ازدواج کنید؟


امیر: پرستو اصرار دارد که در زندان با هم عقد کنیم اما من مخالفت کردم.

چرا؟


امیر: من یکبار اشتباه کردم و زندگی یک جوان را گرفتم و زندگی خودم را هم تباه کردم، معلوم نیست من تا کی زنده باشم و شاید این حکم خیلی زود اجرا شود. چرا بخواهم با یک اشتباه دیگر زندگی یک دختر را خراب کنم؟! من پرستو را خیلی دوست دارم و تصمیم دارم با او ازدواج کنم اما نه در زندان بلکه بعد از آزادی‌ام.

پیشنهاد ازدواج از سمت چه کسی بود؟


محمد: پیشنهاد ازدواج از طرف من بود.

پرستو که در این مدت سکوت کرده بود پس از پاسخ این سؤال گفت: راستش می‌خواستم بروم امیر را ملاقات کنم اما فقط خانواده درجه اول می‌توانند با زندانی ملاقات کنند. آنجا بود که به امیر گفتم من که می‌خواهم کارهایت را انجام بدهم تا آزاد شوی و می‌خواهم با هم ازدواج کنیم سپس می‌روم پیش قاضی شهریاری و ماجرای ازدواجم را با آنها مطرح می‌کنم که امیر پذیرفت و ابتدا فقط برای دیدن بود و ملاقات بود که الان این موضوع خیلی جدی تر شده است.

خانواده‌هایتان خبر دارند؟


پرستو: بله، همه اعضای خانواده‌ا‌م می‌دانند فقط پدرم کمی‌ مخالفت می‌کند.
امیر: خانواده‌ام همه در جریان هستند و از صحبت‌هایمان هم خبر دارند و موافق هستند.

آیا پولی برای پرداخت دیه جمع شده؟


امیر: خبر نداریم.

برای آینده چه برنامه‌ای دارید؟


امیر: خیلی کارها دارم و اول از همه چیز برای سربازی ام می‌روم.

چقدر از سربازیت مانده؟


امیر: فکر کنم حدود ۱۱ ماه بود که به زندان افتادم.
پرستو  در جواب امیر گفت: ۸ ماه از خدمت سربازی اش می‌گذشته که این اتفاق افتاده است.

فکر کنم شما از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسید که پرستو اطلاعات بیشتری دارد؟


پرستو: آنقدر رفتم سؤال کردم، آنقدر رفتم از همسایه‌ها و فامیل‌هایشان درباره امیر پرس‌وجو کردم که از همه زندگی امیر اطلاع دارم.

این پیگیری‌ها و سؤالات برای چه بود؟


پرستو: چون می‌خواستم مطمئن بشوم که امیر بی گناه است.

مطمئن شدید؟


پرستو: همه همسایه‌ها دیده بودند که امیر و خواهرزاده‌اش می‌دونــــد و هر دو روی زمین افتاده اند و امیر قصد کشتن نداشته که این اتفاق رخ داده است و همه می‌گفتند که امیر بی گناه است.
امیر: چون این اتفاق در کوچه رخ داده خیلی‌ها  شاهد بودند.

برای خودت وکیل گرفته‌ای؟


امیر: نه، خیلی سال است که از این اتفاق گذشته و حکم صادر شده است و به صراحت گفتم که کشتم.
پرستو: وقتی به امیر می‌گفتم وکیل بگیر آنقدر ناامید بود که می‌گفت من ۲ ماه بیشتر زنده نیستم پس چرا بی‌خودی وکیل بگیرم.
امیر: نمی‌دانستم خدا قرار است فرشته امید به زندگی‌ام بیاورد.

قرار بود که روز ولادت حضرت علی(ع) با هم عقد کنید؟


پرستو: امیر قبول نمی‌کند و هر چه من می‌گویم نمی‌پذیرد، مثل فیلم‌های هندی شده من همه‌اش دارم از امیر خواستگاری می‌کنم و دنبالش می‌دوم.

امیر با شنیدن این مثال در حالی که می‌خندید، گفت: نمی‌دانم قرار است زنده بمانم یا نه ، می‌خواهم تکلیفم روشن شود و اگر مردم کمکم کنند که آزاد شوم با پرستو ازدواج می‌کنم.

هر روز با هم تماس دارید؟


پرستو: بله روزی ۸ ساعت.

شایعه شده که ماجرای ازدواج شما فقط یک داستان برای آزادی امیر است؟


امیر: نه اصلاً این شایعه درست نیست و اصلاً قرار نبود این ماجرا رسانه ای بشود و حتی وقتی من این مطلب را در روزنامه خواندم شوکه شدم و به پرستو اعتراض کردم و شنیدم او وقتی برای بار دوم به دادسرا می‌رود باز از سوی خبرنگاران هدف قرار می‌گیرد و ماجرای عقد ما در روز ولادت حضرت علی(ع) به چاپ می‌رسد.

پرستو: فکر کنید که شایعه باشد. اگر مردم کمک کنند جان یک نفر را نجات بدهند اشکال دارد؟! من و امیر واقعاً به هم علاقه داریم و می‌خواهیم ازدواج کنیم و تنها سنگی که جلوی راهمان است مسأله پرداخت دیه است.

از مردم چه توقعی دارید؟


امیر: من از مردم توقعی ندارم چون این اتفاق ( اعدام) در مورد من رخ می‌دهد و هیچ کس را ناراحت نمی‌کند ولی من جوان هستم و در یک اتفاق خواهرزاده ام کشته شد و متهم شناخته شده‌ام و همه امیدواری‌ام آزادی و پرداخت دیه است که به زندگی برگردم.

امیر! از روزی که با پرستو آشنا شده ای رفتارت تغییر کرده؟


امیر: بله، آدم ناامید و افسرده‌ای بودم که به آزادی هم فکر نمی‌کردم، اما از روزی که با پرستو آشنا شدم و همدیگر را شناختیم کلی روحیه و امید پیدا کردم و به آینده نگاه می‌کنم.

خانواده‌ات نتوانسته‌اند این  پول را تهیه کنند؟


اگر می‌توانستند در این ۸ سال تهیه می‌کردند؛ ما قشر ضعیف جامعه هستیم. پدرم با ۸ بچه، باغبان مدرسه است و نوه‌هایمان هم با ما زندگی می‌کنند و شما حساب کنید یک باغبان چقدر پول دارد که بتواند خرجی این بچه‌ها را بدهد.

حرف آخر؟


امیدواریم کمکمان کنند تا بتوانیم آزادانه به زندگی مان ادامه دهیم و حسرت روزهای از دست رفته را نخوریم. امیر در پایان گفت: اگر پول تهیه نشود من اعـــدام می‌شوم و سخت ترین لحظه زنـــــدگی ام را در کوتاه ترین زمان تجربه می‌کنم. در طول این زمان کوتاه فقط به این فکر می‌کنم که پرستو با نبود من چه می‌کند این احساس هر روز مرا آزار می‌دهد چون من که دیگر نیستم ولی پرستو زنده است.

بنا بر این گزارش، کسانی که حاضر به کمک به این زوج جوان هستند تا با پرداخت دیه و رضایت خانواده مقتول این ۲ جوان به هم برسند به سرپرستی دادسرای امور جنایی یا شعبه اجرای احکام دادسرای ناحیه ۲۷ تهران مراجعه کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۶
انتشار یافته: ۹۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
برای کمک کردن خواهرش مقدمتره تا اینکه مردم یه مشت چاقوکش شیادو سروسامون بدن.
کی در یک دعوای ساده با چاقو دنبال کسی میفته
خواهرش رضایت بده بع مردم چیکار داره
فیلم هندیه مگه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۱
با چاقو دنبال خواهرزاده اش نکرده بلکه چاقو را از دستش بیرون اورده. فقط دنبالش کرده که او را بگیرد و نگذارد که کاری بکند. چاقو ناخواسته در بدن مقتول فرو رفته
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
عجب ! چرا ما اینقدر برای قاتل دلسوزی می کنیم ولی یادمان می رود مقتولی بوده و خانواده ای دارد که تا آخر عمر در عذابند!! ایشون که فرمودند خوردند زمین و کاملا اتفاقی بوده ! بعد می گوید نمی خواهم با اشتباه دوم زندگی یکی دیگر را هم خراب کنم؟؟!!! بعد هم می گوید در دادگاه گفتند یا تو کشتی یا برادرت!!!!! و با این فرض حکم اعدام برای ایشان دادند یعنی در دادگاه بین این دو برادر قرعه کشی کردند ؟ یا پشک انداختند ؟؟ !! بعد قرار گذاشتند این یکی را اعدام کنند؟؟!! حضرت تابناک و هر خبر گزاری دیگر وقتی یک محکوم به اعدام یا محکوم به هر حکمی که آن حکم قطعی شده اجازه دارد به راحتی در مورد جرم خود و مراحل دادرسی سخنرانی عاطفی نماید و صدور آن حکم را اینطور ( آنهم اعدام ) آبکی جلوه دهد، شایسته است گوشه ای از دادخواست ، دادنامه و شواهد و دلایل دادگاه برای صدور حکم هم منتشر شود تا اینطور رای دادگاه بطور یک طرفه سست جلوه داده نشود و وهن نگردد. باز هم به این زوج مناسب هم تبریک می گوییم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
امیدوارم گشت ارشاد و پلیس فتا از این قضیه ناراحت نباشن و حرصشون در نیاد!
یاسر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
یعنی تا حالا نفهمیدید کل قضیه مشکوکه ؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
خدا عقل را از ادم نگیره
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
آقا بالاخره امیر یا محمد !!!!
"پیشنهاد ازدواج از سمت چه کسی بود؟

محمد: پیشنهاد ازدواج از طرف من بود."
پاسخ ها
ناشناس
| United States |
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۹
فکر کنم اینجا یه لحظه محمد جواب داده. :دی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
خوب خانواده خواهرش رضايت بدهند اين راحتترين راهه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
این مطلب واقعا بد آموزی دارد لطفا به عواقب این نوع گزارش و خبرها دقت فرمائید کشتن آدمها خیلی راحت شده و مجازاتها دارد بی رنگ می شود فوقش طرف 500 میلیون می دهد و ازاد می شود لطفا بیشتر دقت فرمائید
ناشناس
|
Canada
|
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
سر کتانی آدم میکشن بد رمانتیک میشن که مردم براشون پول جمع کنن
پاسخ ها
محمدرضا
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
دقیقا من هم به همین فکر می کردم. نباید برای خانواده ای که توش سر کتانی چاقو کشی میشه و ادم کشته میشه گزارش تهیه کنید و با یک تیر خاص وقت مخاطب رو بگیرید.
محمد رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
اگر اثبات شود بی گناه است ، و خانواده دامادشان هم کمی کوتاه بیاید، خیرین بزرگوارهم کمک کنند ،میشود به نتیجه ای رسید، (فکر نمیکنم کسی از که واسطه شده برای درگیری کسی را بکشد ،ان هم خواهر زاده اش را.)
پاسخ ها
عباس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
یک آدم بیگناه کشته بعد آزاد بشه؟!

شما بچتو بکشن میبخشی و اگرم ببخشی چطور کنار میای با این مسئله که ترس از اعدام با این بخشش ها کم بشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
به خاطر کفش کتانی !!!!!عصبانیت ، دعوا، چاقو کشی
همه به خاطر فقر و بی پولی.
وگرنه دایی به خواهر زاده اش همون کتانی را کادو می داد و همه با هم خوش بودند.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار