تفاهم سیاسی لوزان، زمینهساز تعامل سازنده با جهان
همانطور که در یادداشت قبلی با عنوان چند گام به حصول توافق هستهای پیش بینی کرده بودیم، پس از حدود 12 سال فراز و نشیب در مذاکرات هستهای بین ایران و کشورهای 1+5، سرانجام در دوم آوریل 2015 تفاهم نامه سیاسی مهم و سرنوشت سازی بین طرفین منتشر شد و خواسته حامیان صلح و امنیت بر مخالفان صلح و امنیت در سطح منطقهای و جهانی غلبه پیدا کرد.
واکنشهای بازتاب یافته در 24 ساعت گذشته در قبال تفاهم نامه لوزان همین دسته بندی را به خوبی نمایان ساخته است. اغلب تندروهای سیاسی مانند رژیم صهیونیستی و برخی نمایندگان جمهوریخواه کنگره امریکا نتوانستند خشم خود را از حصول این تفاهم پنهان کنند و بر طبل مخالفت کوبیدند. اما فارغ از این موضع گیریهای نابخردانه باید درباره اهمیت این تفاهم سیاسی و پیامدهای آن از منظر صلح و امنیت جهانی و منافع ملی ایران کمی تامل کنیم.
آنچه که بعد از 8 روز دیپلماسی فعال در قالب تفاهم سیاسی لوزان رخ داد یک گام و قدم اساسی بعد از توافق ژنو 2013 برای رسیدن به توافق جامع مشترک برای اقدام در 3 ماه آینده است. در واقع ایران و کشورهای 1+5 در این تفاهم در خصوص یک چارچوب کلی سیاسی توافق کردند تا براساس آن بتوانند در خصوص محورهای توافق نامه جامع به یک سند مشترک قابل امضا دست یابند.
از این روهرچند این تفاهم نامه سیاسی ازیک سو ضمانت اجرایی ندارد اما این مساله دلیلی بر کم اهمیت بودن آن نیست بلکه از منظر آداب و سنن دیپلماسی اهمیت آن به مراتب بیشتر از یک توافق نامه سیاسی است زیرا بدون این تفاهم درکلیات و چارچوب، نمی توان به هیچ توافقنامه عملیاتی و اجرایی دست یافت.
اما بر اساس محورهای اشاره شده در یادداشت قبلی، باید دید در تفاهم لوزان با این همه هیاهو و بازتاب و واکنش درخصوص چه اضلاعی از یک چارچوب سیاسی تفاهم سیاسی ایجاد شده است؟
1- مهمترین محورهای این تفاهم سیاسی اولا به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی اورانیوم بعنوان مهمترین حلقه از چرخه فعالیتهای هستهای در داخل خاک ایران وثانیا توسعه تحقیقات هسته ای در فردو و ثالثا مشارکت و همکاری قدرتهای جهانی در فعالیتهای هسته ای ایران میباشد. این سه دستاورد آنقدر برای ایران مهم است که اگر هر کدام به تنهایی بدست می آمد می توانست برای یک تفاهم سیاسی کافی باشد اما با پافشاری منطقی ایران در مذاکرات هستهای و حمایتهای ملی در پشت صحنه مذاکرات و همدلی و انسجام همه گروههای سیاسی و قوای حاکمیتی یکجا حاصل شد.
برخی اعداد و ارقام در خصوص درصد غنی سازی در ایران و تعداد سانتریفیوژها و راکتورها و.... که در گمانه زنیهای رسانهای منتشر شده است و گاهی محل بحث و اختلاف نظر نیز می شود در این فضا از اهمیت زیادی برخوردار نیستند زیرا همگی دال بر اعتماد جامعه جهانی به جمهوری اسلامی ایران در فعالیتهای هستهای است و این کلیت به مراتب مهمتر از جزییات فنی و تخصصی است. هرچند برخی از منتقدان و مخالفان این تفاهم با طرح این اعداد و ارقام فنی و فرعی سعی می کنند روایت متفاوتی از این تفاهم سیاسی ارایه دهند اما این نوع نگاه ترجیح فرع بر اصل می باشد.
2- یکی از محورهای اصلی مذاکرات ضرورت رفع یکجای همه تحریمهای اعمالشده علیه جمهوری اسلامی ایران است که در لوزان بر سر این خواسته تفاهم شد. علت این تفاهم این است که اعمال تحریمها علیه ایران در 5 سال اخیر وجود شبهه تلاش پنهان ایران برای دستیابی به بمب اتمی بوده است. حال که این شبهه رسما رفع شده است و تضمین های لازم از سوی جمهوری اسلامی ایران به کشورهای 1+5 مبتنی بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ارایه شده است دیگر عملا رژیم تحریمها از نظر حقوقی و سیاسی مشروعیت و وجهی ندارد. به همین خاطر، در این تفاهم سیاسی مقرر شد بعد از حصول توافق در اوایل تیرماه و در زمان اجرای آن توافق همه تحریمها یکجا لغو خواهد شد. این موفقیت در حالی حاصل شده است که از یک سال پیش غربیها می گفتند لغو تحریمها دست کم به 10 سال زمان نیاز دارد.
3- طرف غربی از گذشته اصرار داشت نمیتوان بین مذاکره و دیپلماسی بر سر مسائل هستهای و مسائل دیگر مانند نقش منطقهای ایران و فعالیتهای نظامی و تسلیحاتی ایران تفکیک قائل شد و این موضوعات حلقههای متعدد یک زنجیره هستند. اوباما نیز در سخنرانی خود که بعد از توافق لوزان ایراد کرد مجددا براین موضع پای فشاری کرد اما با یک عقب نشینی آشکار و آن هم این مساله که در خصوص موضوعات دیگر در آینده با ایران مذاکره خواهد شد و در واقع خواسته ایران مبنی بر اینکه موضوعات محل اختلاف ایران و غرب منطقا با مساله هستهای ارتباطی ندارد در عمل پذیرفته شد زیرا در غیر این صورت تفاهم سیاسی بوجود نمی آمد.
4- طرفهای غربی در گذشته مهمترین راه راستی آزمایی فعالیتهای هسته ای ایران را بازرسی مستمر و سرزده بازرسان آژانس از فعالیتهای هستهای ایران از هر مکانی و در هر زمانی می دانستند و اینکه تهران برای اطمینان بخشی نباید هیچ محدودیتی در این خصوص برای آژانس اعمال کند، اما در تفاهم سیاسی لوزان غربی ها از این خواسته غیر منطقی و زورگویانه خود عقب نشستند و پذیرش پروتکل الحاقی را در چارچوب اختیارات رییس جمهور و مجلس شورای اسلامی در ایران برای راستی آزمایی کافی دانستهاند.
5- اما مهمترین دستاورد تفاهم لوزان برداشته شدن گامی مهم برای حضور فعال ایران در عرصه بین المللی و همکاریهای منطقه ای و جهانی در مسیر توسعه و پیشرفت است. واقعیت این است که امروز توسعه و پیشرفت در گرو همکاری و تعامل سازنده بین المللی است. و این قاعده پیشرفت استثنا بردار نیست.
جمهوری اسلامی ایران در سه دهه گذشته از سویی به خاطر خصومتهای قدرتهای بزرگ به ویژه امریکا و داشتن مواضع ایدئولوژیک و عقیدتی خود از سوی دیگر برای حضور فعال بین المللی و همکاریهای همه جانبه جهانی با موانع متعددی مواجه بوده است و این موانع عملا در مسیر توسعه و پیشرفت ایران اصطکاک ایجاد کرده است و دست کم هزینه توسعه ایران را بالا برده است.
با تفاهم نامه سیاسی لوزان گام مهم و اساسی برای رفع این مانع برداشته شد و در صورتی که توافق جامع مشترک نیز در تیرماه امضا و چند هفته بعد اجرایی شود روند توسعه و پیشرفت ایران نیز شتاب بیشتری خواهد گرفت. این فرایند از این جهت اهمیت راهبردی دارد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی مردم سالاری دینی و حکومت داری تحت آموزه های دینی و معنویت درجهان می تواند با هزینه کمتری این الگوی نوین مدیریت را پیش روی جامعه جهانی قرار دهد. این هدف راهبردی آنقدر در فلسفه انقلاب اسلامی مهم و بنیادی است که هر قدمی و توفیقی در این مسیر قابل دفاع است مانند تفاهم نامه سیاسی لوزان که می تواند زمینه ساز توسعه و اقتدار و عزت بیشتر ایران اسلامی در عرصه جهانی باشد.
* دکتر امیر دبیری مهر، پژوهشگر و مدرس علوم سیاسی
این یادداشت نخستین بار در پرس تی وی منتشر شده است.


