صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چالش نظام آموزش با تکنيسين‌هاي بي«ادب»

آمار دادگاه هاي خانواده، پزشکي قانوني و نيروي انتظامي شاهد خشن بودن فضاي عمومي هستند. بالا بودن ميزان طلاق مي‌تواند نشانه ضعف آموزش مهارت هاي زندگي در مدارس ايران باشد.
کد خبر: ۴۵۴۰۵۷
| |
5265 بازدید
آموزش و پرورش فارغ از صدها صفحه اي که اتاق هاي فکر حاکم بر سيستم آموزش برايش تهيه کرده اند، در رسيدن به يک هدف موفق عمل کرده است: توليد هر چه بيشتر تکنيسين نوجوان. دانش آموزاني که در آموزش و پرورش ايران تعليم مي‌بينند دانش نظري مناسبي در شاخه هايي مانند رياضي، فيزيک و شيمي کسب مي‌کنند. اين دانش آموزان لشکر آماده اي هستند براي صد ها دانشکده فني در سراسر ايران. هر سال هزاران مهندس و دکتر از دانشگاه هاي ايران فارغ التحصيل مي‌شوند.

به گزارش ابتکار، در کنار آموزش تکنيک در مدارس، ساعاتي هم براي علوم اجتماعي و ادبيات در نظر گرفته شده است. آيا اين کتاب ها و فصل هاي در نظر گرفته شده مانند کتاب هاي مربوط به تکنيک (حرفه و فن سابق و کار و فناوري کنوني يا علوم و رياضيات) موفق بوده است؟ برخورد يا اين درس ها مانند دروس علمي و تبديل آنها به تعدادي سوال براي پاسخگويي و نمره گذاري محتوي آن را نابود کرده است، تبديل کردن دانش رياضي به نمره نمي‌تواند تاثيري در ميزان يادگيري دانش آموز بگذارد اما تبديل درسي مانند علوم اجتماعي به نمره آيا محتوي را در فرع قرار نمي‌دهد. محتوي کتاب هاي درسي مرتبط با علوم انساني هم جاي بحث دارد.

محمدرضا خاني دبير ادبيات يکي از مدارس مقطع متوسطه اول ( راهنمايي سابق ) در اين مورد به ابتکار مي‌گويد: «درس ها دو دسته هستند: متون کلاسيک فارسي که اغلب در کنار آهنگ و نصيحت چيزي جالب توجهي ندارند و گروه دوم درسهاي تبليغي، انگار بخشي از صدا و سيما وارد کتاب فارسي مدرسه شده است. دانش آموز همان حرف هايي که از تلويزيون رسمي مي‌بيند را اينجا به صورت مکتوب مي‌خواند. کتاب ارتباط زيادي به ادبيات به معني واقعي کلمه ندارد، ردي از نويسندگان معاصر در آن ديده نمي‌شود و اگر سر کلاس به کتاب بسنده کنيم دانش آموز درک درستي از ادبيات نخواهد داشت و همين تاثير گذار خواهد بود بر روي گرايش دانش آموزان به تکنيک. در مقاطع بالاتر هم دانش آموزاني که معدل پايين تري دارند به سمت رشته هاي انساني سوق داده مي‌شوند. پايين ترين معدل ها بايد راهي هنرستان ها شوند تا از همان مقطع دبيرستان کار ياد بگيرند و جذب بازار کار شوند. محيطي که اغلب کودکان در آن بزرگ مي‌شوند اعم از خانه يا کوچه و خيابان سالم نيستند و در برخي موارد خطرناک هم هستند و دل خوش کردن به جمله بي معني ادب از که آموختي هم... ساده دلي محض است. همين ديدگاه عتيقه هنوز هم در سيستم آموزش کشور وجود دارد. جاي مکتب خانه و چوب و فلک را معادل آنها گرفته، شکل آموزش دهي بايد تغيير کند نه ظاهر آن، مجهز کردن کلاس ها به تخته سياه هوشمند اضافه کردن زرق و برق به کلاس است نه بيشتر...»

تعليمات اجتماعي و آموزش مهارت هاي لازم در کتابي به نام «اجتماعي» گرد آوري شده است. قرار است دانش آموز در کلاس اين درس با بايدها و نبايدها، سازمان ها و موسسات، قانون و فعاليت هاي اجتماعي آشنا شود تا براي زندگي در جامعه آماده شود. تشکيل گروه، فعاليت جمعي و شناخت بحثي به نام هنجار از سر فصل هاي اصلي اين کتاب است. آمار دادگاه هاي خانواده، پزشکي قانوني و نيروي انتظامي شاهد خشن بودن فضاي عمومي هستند. بالا بودن ميزان طلاق مي‌تواند نشانه ضعف آموزش مهارت هاي زندگي در مدارس ايران باشد. به جز درصد بسيار پاييني از کودکان ايراني که هرگز قدم به مدرسه نمي‌گذارند کودکان ايراني وارد مدرسه مي‌شوند با وجود آمار بالاي ترک تحصيل، ميليون ها نفر تا گرفتن مدرک ديپلم درس خواندن را ادامه مي‌دهند و به نوعي محصول دستگاهي به نام اموزش و پرورش هستند.

دستگاهي که در دوره شکل گيري شخصيت و جهانبيني کودکان آنها را تحت تعليم قرار مي‌دهد. بهادر طهماسبي معاون اجرايي يکي از مدارس مقطع متوسطه درباره سيستم آموزش در مدرسه ها به ابتکار مي‌گويد: « دانش آموز مجبور است محتوي درس را حفظ کند. اگر حفظ نباشد نمي‌تواند نمره بگيرد خوب اين باعث مي‌شود در کلاسي مانند تعليمات اجتماعي يا تاريخ هم دانش آموز خود را با يک سري عبارت ها که بايد حفظ شوند روبرو ببيند. دانش آموز کمتر با خود اين درس و کلاس درگير مي‌شود. دانش آموز بيشتر از فضاي عمومي و فضاي غير رسمي مدرسه تعليم مي‌بيند جايي که آموزش هاي نادرست و خشونت در آن غلبه دارد. تاثير گذاري اين محيط ها بيشتر است چون دانش آموز داخل آنها زندگي مي‌کند اما در کلاس خود را با مطالبي خيالي روبرو مي‌بيند. کتاب پر شده از مطالب پاستوريزه و انکار بسياري از زشتي هاي جامعه، دانش آموز اين درس ها را خيالي مي‌بيند واقعيت براي او چيزي است که در رابطه او با کارکنان مدرسه، همکلاس هايش و خيابان و خانه تعريف مي‌شود و اينها با مطالب کتاب فاصله زيادي دارد. محتوي کتاب ها هم جذاب نيست مهارت عملي آموزش داده نمي‌شود تنها مطالبي هستند که بايد حفظ شوند. »اعمال خشونت بدني و زباني در مدارس وجود دارد و کتمان ان چيزي را حل نمي‌کند. بالا بدون ميزان خشونت در جامعه نمي تواند بي ارتباط با بزرگترين دستگاه آموزشي کشور باشد.

يک جامعه‌شناس با اشاره به قتل يک معلم در بروجرد توسط دانش آموزش و ضرب و شتم يک دانش آموز از سوي معلم خودمي گويد: آموزش و پرورش هنوز برخي مشکلاتش را به رسميت نمي‌شناسد. آموزش و پرورش تبديل به واحدهاي کاري و بروکراتيک شده که همه به عنوان کارمند در آن کار مي‌کنند و به دنبال حقوقشان هستند.

تقي آزاد ارمکي در گفت‌و‌گو با ايلنا در ارتباط با بروز خشونت در مدارس کشورعقيده دارد: «اين حوادث نشان دهنده وجود خشونت در کشور و در معرض تهديد قرار گرفتن اعتبار فرهنگي و آموزشي آموزش و پرورش است که اجازه داده اين مناقشات وارد محيط مدارس شود. اکنون شاهديم که آموزش و پرورش تبديل به واحدهاي کاري و بروکراتيک شده که همه به عنوان کارمند در آن کار مي‌کنند و به دنبال حقوقشان هستند.خشونت مي‌تواند در بازار وجود داشته باشد اما وجود آن در مدرسه پذيرفتني نيست زيرا مدرسه مکاني براي اخلاق، فرهنگ، ادب و مسائلي از اين دست است. بنابراين با کاهش سرمايه فرهنگي در آموزش و پرورش و وجود نوعي بي‌اخلاقي در جامعه شاهديم که اين اتفاقات در مدارس واقع مي‌شود. شاهديم جواني که بايد در مدرسه به آموزش مشغول باشد، منشاء خشونت و يا قرباني خشونت مي‌شود. آموزش و پرورش اکنون به مکاني براي آماده سازي افراد براي ورود به دانشگاه شده است و وجه مادي آن پررنگ و ارزشهاي فرهنگي در آن کمرنگ شده است، اينگونه است که فرد توليد شده از آموزش و پرورش الزاما فرد مفيدي براي کل جامعه و جهان مدرن باشد.اگر خانواده و دين وجود نداشت احتمالا کژکارکرد بودن آموزش و پرورش بيش از پيش ديده مي‌شد، آموزش و پرورش هنوز برخي مشکلاتش را به رسميت نمي‌شناسد؛ بچه‌ها در مدارس ناآرامند و خوب نمي‌آموزند اما اگر اين مشکلات در آموزش و پرورش به رسميت شناخته شود به اين معنا است که تعداد قابل توجهي از مردم جامعه فاقد مهارتهاي اجتماعي هستند.ممکن است افرادي که در آموزش و پرورش تحصيلکرده باشند از دانش اطلاعات و تکنيک بالايي برخوردار شوند اما برخي از آنها از مهارت کافي که برآمده از اصالت فرهنگ، اخلاق و مناسبات اجتماعي هستند، بي‌بهره‌اند. زيرا در مدارس ما به جاي بها دادن به اين مسائل همه چيز به وجه اداري و بروکراتيک واگذار شده که اين وجه هم متعهد به ايجاد مهارت اجتماعي در افراد نيست.»
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟