صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
مجتهدزاده در گفت‌و‌گو با «تابناک» بررسی کرد؛

درخواست اصلی صهیونیست‌ها از امریکا در مسیر مذاکره با ایران

ایران در برخی موارد تشکیل دهنده قدرت ملی، پیشرفت‌هایی چشمگیری داشته و در برخی از موارد دیگر هنوز پیشرفت لازم نکرده‌ایم. برای ایالات متحده امریکا که تا این تاریخ به دنبال تک قطبی کردن نظام مراتبی قدرت در جهان بوده، ثابت شده است که با ایران نمی‌تواند بنا بر روشی که تاکنون رفتار کرده، رفتار بکند.
کد خبر: ۴۴۰۸۹۴
| |
16150 بازدید
|
۲
صهیونیست ها از امریکا می خواهند در مذاکرات سنگ اندازی کند

یکی از موضوعاتی که در دوره‌های اخیر مطرح می‌شود، این موضوع است که چگونه شد، غرب در چند سال اخیر به سمت تعامل با ایران و همچنین حل موضوع هسته‌ای به صورت برد ـ برد حرکت کرده است.

به گزارش «تابناک» در پاسخ به این پرسش، فرضیات و پاسخ‌های متفاوتی ارائه می‌شود. برخی بر این باورند که تغییر دولت و سیاست خارجی تعاملی باعث شکل گیری رویکرد جدید غرب شده است. عده‌ای دیگر افزایش قدرت ملی ایران و استقامت ایران در سال‌های پس از انقلاب را سبب تغییر رویکرد ایران می‌دانند. در این میان، برخی از تحلیلگران مجموعه‌ای از عوامل یاد شده را سبب شکل گیری رخدادهای اخیر در حوزه سیاست خارجی می‌دانند.

در همین زمینه، دکتر پیروز مجتهدزاده، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین الملل در گفت‌و‌گو با تابناک به بررسی نظام بین الملل در دوران اخیر و همچنین تأثیر این نظام بر مذاکرات هسته‌ای پرداخته است.

* به نظر شما در دوران اخیر چه نظمی بر نظام بین الملل حاکم است؟


هیچ‌گاه روابط بین الملل و سیاست‌های جهانی تابع نظمی نبوده که امروز باشد. باید دقت کرد که نظم حاصل اجرای قانون است. معمولاً نظم در کشور‌ها که قوانین مشخصی وجود دارد و به اجرا گذاشته می‌شود، پدید می‌آید. در روابط بین الملل قوانین وجودی ندارد که نظمی را در نظر بگیریم. منظور از word order، نظام جهانی است. این نظام جهانی همیشه بوده و هیچگاه هم از بین نمی‌رود.

* برخی امروز بر این باورند که نظام بین الملل در حال گذار است. شما این مفهوم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


این هم اصطلاح دیگری است که باید اول آن ر ا بشکافیم. خیلی وقت است ما از دوران گذار عبور کرده‌ایم. امروز وارد دوران مشخص شدن شرایط ژئوپولتیک جهانی شده ایم. ما همیشه یک ساختاری داشته‌ایم و یک وقت‌هایی هست که یک ساختار به ساختار دیگری متحول می‌شود و این تحول از نظام به نظام دیگر را دوران گذار می‌گوییم. آنچه پیش آمده، این است که پس از فروپاشی شوروی در آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی، نظام دو قطبی از بین رفت و ما وارد دوران گذار شدیم تا ببینیم این نظام جهانی به چه شکلی درخواهد آمد. ایالات متحده امریکا بلافاصله سقوط فروپاشی شوروی را ناشی از برحق یا درست بودن نظام حکومتی خودشان تعبیر کردند و بر پایه این تبیین آمدند و گفتند که یک نظام جدیدی باید شکل بگیرد که نامش را نظام نوین جهانی گذاشتند.

متأسفانه در ایران، نظام نوین جهانی را نظم نوین ترجمه و ساختار ژئوپولتیکی و سلسله مراتبی جدید را پیشنهاد کردند که هرمی شکل خواهد بود و امریکا به عنوان قدرت بر‌تر در رأس هرم قرار می‌گیرد و بقیه قدرت‌ها در قسمت‌های مختلف این هرم قدرت رده بندی خواهند شد. کاملاً آشکار بود که این پیشنهاد به معنی این بوده است که امریکا می‌خواهد نظام جهانی را به طرف یک نظام تک قطبی هدایت کند. امروز پس از گذشت بیست و چند سالی، می‌بینیم که این هدف برآورده نشد و بناچار باید به این نتیجه برسیم که برآورده نشدن یک هدف به معنی شکست آن نظریه است.

* پس الان چه ساختاری بر نظام جهانی حاکم است؟


ما که سال‌های زیادی را در دوران گذار صرف کردیم که ببینیم تکلیف ساختار قدرتی جهان به چه صورتی درخواهد آمد. در این مقطع که امروز صحبت می‌کنیم، امریکا تک ابرقدرت و تصمیم گیرنده جهان واقعیت پیدا نکرده است. می‌بینیم که قدرت‌های رقیب و جدیدی برای امریکا پیدا شده‌اند که نظام جدید و سلسله مراتبی را در جهان شکل می‌دهند.

در این مقطعی که ما صحبت می‌کنیم، باید به این نتیجه برسیم که دوران گذار را پشت سر گذاشته‌ایم. دنیا دیگر تک قطبی نیست و همه آثار و نشانه‌های که می‌توانیم برشمریم، حکایت از این دارد که دنیا به سمت یک ساختار چند قطبی پیش می‌رود.

* در این شرایط پرسش این است که در این دوران وضعیت ایران چگونه است؟


به گمانم وضع ایران مانند بقیه کشورهای دنیا، دچار تحولات اساسی از نگاه ژئوپولتیکی شده است. پیش از انقلاب اسلامی ما قدرتی درجه دو در بلوک غرب بودیم. پس از سقوط شوروی و انقلاب ایران، ما دیگر در اردوگاه هیچ قدرت بر‌تر دیگری قرار نگرفتیم، بلکه مستقل عمل کردیم و با این عملکرد مستقل، ایران توانست ایده‌هایی تازه‌ای را در روابط بین الملل و ژئوپولتیک جهانی مطرح کند. این دیدگاه‌های جدید چون در تقابل و در تضاد با ایده نظام نوین جهانی بود؛ بنابراین، از آن طرف هم فشارهایی برای درهم کوبیدن وضعیت جدید ایران کار گرفته شد. در این مرحله هم ما دیدیم که ایرانی‌ها مقاومت خوبی را به کارگرفتند و در جنگی که هشت سال به ایران تحمیل شد، سرانجام مهاجمین را وادار به پذیرش شکست کردند. شکست نصیب کسی است که به ادعاهای اولیه دسترسی پیدا نکند. به این ترتیب در این جبهه و در جبهه‌های دیگر سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از جمله تحریم‌ها می‌بینیم که همه تمهیدات گرفته شده برای درهم شکسته شدن وضعیت جدید ایران فایده‌ای نداشت. ایران تا این لحظه در مقابل همه این تمهیدات مقاومت و تا حدود زیادی اهداف این مهاجم‌ها را خنثی کرده است.

* عده‌ای مطرح می‌کنند که قدرت ملی ایران در سال‌های اخیر توانسته است که افزایش پیدا کند. شما این نظریه را قبول دارید؟


در رابطه با قدرت ملی ایران باید توجه کنیم که قدرت ملی هر کشوری مشمول تعاریف گسترده‌ای است. در تعریف قدرت ملی باید شاخص‌های خاصی را در نظر بگیریم. آنهایی که صحبت از بالا یا پایین رفتن قدرت ملی می‌کنند، باید به ما توضیح بدهند چه شاخص‌هایی برای تشخیص قدرت ملی در نظر گرفته‌اند و در چه مواردی بالا رفتن و یا تقویت شدن این شاخص‌ها را در نظر می‌گیرند؟

آنچه مسلم است، اینکه آنهایی که صحبت از قدرت ملی می‌کنند، شاخصه‌ای را که در نظر می‌گیرند، نفوذ سیاسی کشور است. ایران در برخی موارد تشکیل دهنده قدرت ملی پیشرفت‌هایی چشمگیری داشته است و در برخی موارد دیگر هنوز پیشرفت لازم را نکرده‌ایم. برای ایالات متحده امریکا که تا این تاریخ به دنبال تک قطبی کردن نظام مراتبی قدرت در جهان بوده است، ثابت شده که نمی‌تواند با ایران بنا به روشی که تاکنون رفتار کرده است رفتار بکند.

ایالات متحده برای بقیه جهان ثابت کرده، این رفتاری را که همچنان ادامه می‌دهد، ناشی از یک برنامه ریزی رقابت قدرتی با ایران نیست، بلکه ناشی از ضعف سیستم حکومتی و تصمیم گیری‌های سیاسی ایالات متحده امریکاست. سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا تماماً در اختیار لابی و خواسته‌های اسرائیل است. اگر مثلا امریکا در مذاکرات هسته‌ای دشواری ایجاد کند و کارشکنی صورت می‌گیرد، به این دلیل نیست که بخواهد از پیدایش ایران به عنوان یک قدرت بر‌تر جلوگیری کند، بلکه برای این است که اسرائیل چنین می‌خواهد.

* در این فضای بین المللی که شما ترسیم کردید، چه اتفاقی افتاد که امریکایی‌ها وارد فضای مذاکره شدند؟


رقابت اسرائیل و جوامع صهیونیستی با نقش آفرینی سیاسی ایران در منطقه عامل بسیار بزرگ است، ولی آنچه مسائل را به صورت امروز هدایت کرد، در حقیقت پیروزی قدرت و نفوذ طبیعی ملی ایران بر قدرت و نفوذ طبیعی صهیونیسم به شمار می آید. ما می‌دانیم که اسرائیل همه تلاش خودش را به کار گرفت تا از هر گونه احتمال ایجاد روابط عادی بین ایران و امریکا جلوگیری کند.

* چرا اسرائیل از رابطه ایران و امریکا می‌ترسد؟


چون اسرائیل می‌دانست اگر روابطی عادی بین ایران و امریکا برقرار بشود؛ امریکا به این اندازه‌ای تحت نفوذ و فرمانبرداری اسرائیل قرار نمی‌گرفت که امروز هست.

این نتایجی که حاصل شد، شرایطی را پیش آورد که آن‌ها مجبور شدند بپذیرند از این بهانه نمی‌توانند برای رسیدن به اهداف اصلی شان که محروم کردن کلی ایران از موضوع هسته‌ای بهره گیری کنند. ما دیدیم که در جای جای تحولات یک و دو سال اخیر حتی امریکا مستقیم خطاب به اسرائیل گفتند، ما نمی‌توانیم ایران را از حق هسته‌ای محروم کنیم. آن‌ها کلمه نمی‌توانیم را به زبان آورده‌اند. آن‌ها رفتند به سمتی که این موضوع را به صورت مرضی الطرفین حل کنند.

متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۱
انتشار یافته: ۲
محمود
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۸
قانون دنیای سیاسی امروز قانون جنگل حیواناته ،یک عده درنده اند و یک عده گرگ و یک عده روباه و... معنویت و فطرت الهی بشری از این دنیا رخت بر بسته ، دنیای نامردیه، ما از مسئولین محترم می خواهیم فقط بفکر منافع این مردم شهید داده باشند و مواظب درندگان و روباه صفتان دنیای سیاست باشند.اللهم عجل لولیک الفرج
ناشناس
|
United States
|
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۸
تقریبا مسائل جامع بود مخصوصا در خصوص سماجت اسرائیل که منافع نا مشرعش که نوعی باج گیری از امریکا و سایر کشور های منطقه است درخطر می افتد یا کم میشود صحیح بود وجالب این ایجا است که رقیب قدیمش یا چین خیلی خوش می اید از وضع بحرانی منطقه و درگیری فصلی با اسرائیل
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟