نقش آفرینهای ثبات در عراق
ثبات سیاسی و امنیتی در پهنه عراق در این سالها، تنها مسأله عراق نبوده، بلکه موضوع جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا، عربستان و ترکیه نیز بوده و به همین دلیل در چند سال اخیر به جای «ثبات»، «کانون ثابت» بحرانهای منطقهای بوده است.
جمهوری اسلامی ایران در ساختار سیاسی و امنیتیاش در این سالها نقش ویژهای برای عراق ترسیم کرده و ثبات در این کشور از دغدغههای مهم ایران بوده و هست. قدرت گرفتن دو گروه معتدل و تندرو شیعیان در عراق، تقویت جایگاه «اکراد» در ساختار سیاسی عراق، نقش ویژه مرجعیت شیعه، نقش آفرینی سنیهای خوش خیم (ضد بعثی) و تلاقی منافع قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در عراق (ایران، ایالات متحده آمریکا، عربستان و ترکیه) از جمله مهمترین دلایلی بوده که عراقِ پس از صدام برای جمهوری اسلامی ایران مهم شده است.
ثبات سیاسی در عراق واحد و یکپارچه تأمین کننده منافع ملی ایران نیز به شمار میرود. برای همین، ایران در این سالها بیش از آنکه حضور اقتصادی و فرهنگی در عراق داشته باشد، به گسترش نفوذ در میان احزاب و اقوام گوناگون این کشور پرطایفه پرداخته است؛ نکتهای که از نگاه برخی نقطه ضعف رفتار سیاسی ایران به شمار میرود، ولی تصمیمسازان و تصمیمگیران در ساحت حاکمیتی ایران دستیابی به بازارهای عراق را امری لازم اما ناکافی میدانستند، چون تیم رقیب یعنی ایالات متحده آمریکا در این نزدیکی ساکن شده بود.
ایالات متحده آمریکا به عنوان رقیب جدی جمهوری اسلامی ایران در عراق، گاهی نفوذ ایران بر عراق را بزرگ جلوه میداد و گاهی نیز آن را ناچیز میشمارد؛ هرچند ساختار حاکمیتی عراق و نفوذ ایالات متحده هیچ گاه اجازه نداد نوری المالکی ابزار ایران شود، نقش ایران در عراق به گونهای بوده که «دیوید ایگناتیوس»، ستون نویس آمریکایی روزنامه «کوارنت» مینویسد: «ایران مسیر بازگشت ثبات در عراق است و شورای همکاری خلیج فارس باید با ایران در زمینه عراق رایزنی کند»
در یکصد سال اخیر، تغییر ساختار سیاسی در عراق ـ به جز دوران دیکتاتوری صدام ـ همواره چالش برانگیز بوده، زیرا مردم این سرزمین بیش از آنکه مفهوم دموکراسی را درک کرده باشند، هنوز درگیر قبیله گرایی و طایفه گرایی خود هستند؛ نکتهای که برای آمریکاییهای تازه وارد به عراق قابل درک نبود اما جمهوری اسلامی ایران به سرعت خود را به طوایف عراق نزدیک کرد و از همان ابتدا در ساختار سیاسی عراق نقش آفرین بود.
حتی زمانی که نوری المالکیِ ملیگرا و مخالف گسترش نفوذ ایران دولت را در اختیار گرفت، ایران از طریق کردها به ویژه جلال طالبانی که از «قم» به «عراق» رفته و رئیس جمهور شده بود، تعامل با نوری المالکی را برای پیشبرد سیاستهایش در عراق در دستور کار خود قرار داد و در این مسیر آنچنان موفق بود که مخالفان حضور جمهوری اسلامی ایران در عراق میگفتند: نور المالکی پیگیر سیاستهای ایرانیهاست.
آیتالله سیستانی و نقش ویژه ایشان را نباید در عراق نادیده گرفت؛ روحانی نواندیشی که با فاصلهٔ گرفتن حسابشده از نهادهای قدرت، قدرت و نفوذ خود را دوچندان کرد و «مدیریت بحران نجف» در سال ۲۰۰۴ و همچنین اثرگذاری موضعگیری او در بحران انتخاب نخست وزیر که در چند ماه اخیر دیدیم، نشان از تأثیر کلام وی در تغییرات ساختاری حاکمیت عراق دارد.
در این سالها، هرگاه در عراق رفتارهای سیاسیون به بحران نزدیک شده، مواضع آیتالله سیستانی در مسیر راهگشایی و گذر از بحران بوده و تقریبا مورد احترام اقوام و طوایف و قدرتهای نقش آفرین در عراق قرار گرفته است.
ایالات متحده آمریکا، از هنگامه ورود به عراق تا هم اکنون، نقش ویژه و اثرگذاری داشته است. ورود و خروج ایالات متحده آمریکا در عراق، این کشور را دستخوش درگیریهای متعدد کرده تا جایی که برخیها بر این باورند آمریکا نباید یکباره عراق را ترک میکرد، زیرا هنوز دموکراسی در این کشور حتی «هجی» هم نشده است.
این سخنان هنگامی بیشتر به گوش رسید که عراقیها در انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس مجلس با چالش جدی و عدم توافق مواجه بودند؛ آن هم در دورهای که «داعش» امنیت این کشور را به شدت با خطر مواجه کرده است.
عربستان و ترکیه دو قدرت منطقهای هستند که یکی در حمایت از سنیها و دیگری در مراقبت و همراهی کردها، خود را محق برای نقش آفرینی در عراق میدانند. به همین دلیل برخی ناظران سیاسی بر این باورند که تضاد منافع میان ایران و این دو کشور در عراق تصمیمسازی و تصمیمگیری را برای حاکمیت سیاسی عراق دچار چالش کرده است.
البته حضور و تهدید بزرگی مانند «داعش» مهمترین مرکز ثقل هماهنگی همه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در عراق شده و شاید حضور خطرناک و پررنگ «داعش» یکی از مهمترین دلایلی بود که انتخاب حیدر العبادی، سیاستمدار شیعه عراقی بدون درگیری پایان یافت؛ هرچند نزدیکی دیدگاه العبادی به سیاستمداران «کرد» که در فضای غبارآلود عراق زمزمههای استقلال به زبان آورده بودند و حمایت جمهوری اسلامی ایران، آیتالله سیستانی و قدرتهای منطقهای از وی، موجب شده که طوایف عراق گوشه چشمی هم به دموکراسی نمایند تا از خطر جنگ داخلی در امان بمانند.


