وقتی افتخار کاپیتان تیم ملی ایران، گرفتن پیراهن مسی است+ویدئو
جامجهانی برای ایرانیها مثل چند دوره قبل در همان دور گروهی پایان یافت و پس از خوابیدن تب و تاب بازیها حالا ملیپوشان در تکاپو انتخاب تیم فصل بعد خود هستند و کمکم جامجهانی به فراموشی سپرده میشود. با این حال همچنان حاشیههای کوچک و بزرگی از این رقابتها و حضور تیم ملی ایران سوژه رسانهها میشود. یکی از این موضوعات، ماجرای پیراهن لیونل مسی در بازی ایران و آرژانتین بود که چهارشنبه گذشته در برنامه ۲۰۱۴ مورد بحث قرار گرفت.
به گزارش «تابناک»، شاید خندهدار به نظر بیاید که روزی که همه ما داشتیم به بازیکنان تیم ملی کشورمان در زمین افتخار میکردیم که در یک نود دقیقه جذاب و مهیج، چند بار آرژانتین را تا پای شکست برد و از آنها در ذهنمان اسطوره میساختیم، یک جنگ زیر پوستی در ترکیب تیم ملی کشورمان برای گرفتن پیراهن کاپیتان تیم حریف درگرفته بود؛ کاپیتانی که اتفاقا در همان نود دقیقه به اندازه کافی در برابر بازیکنان کمنام و نشان تیم ملی کشورمان ناکام مانده بود و هریک از آن یازده نفر در میدان مسابقه همسنگ و همتراز او شده بودند. اما برنامه ۲۰۱۴ چهارشنبه هفته گذشته پرده از واقعیتی برداشت که به طرز عجیبی کاپیتان تیم ملی تا همین چند روز پیش هم آن را انکار میکرد.
تعویض پیراهن بازیکنان دو تیم در پایان یک مسابقه اتفاقی رایج است که برای یادبود صورت میگیرد. پیراهنهای دیدارهای جامجهانی که دیگر به خاطر منحصر به فرد بودن و خاطرهانگیز بودنشان، جای خود دارد و مسألهای نیست که بر کسی پوشیده باشد و یا انجام آن موجب سرافکندگی کسی شود.
بازی مهم ایران و آرژانتین هم از خیلی قبلها این نکته حاشیهای را ایجاد کرده بود که پیراهن مسی قرار است نصیب کدام یک از بازیکنان تیم ملی ایران شود.
در حالی که پس از بازی، برخی رسانهها مدعی شده بودند جواد نکونام در آغاز بازی قول پیراهن مسی را از او میگیرد ،اما کاپیتان تیم ملی به صراحت این ادعا را رد میکرد و میگفت: «من بازیهای ملی زیادی دارم. مقابل آلمان و برزیل در گذشته بازی کردهام و میتوانستم پیراهن بازیکنان بزرگی را بگیرم اما این کار را نکردم و اینکه گفته شده من پیراهن مسی را گرفتهام، صحت ندارد. من شش سال در لالیگا مقابل مسی بازی کردم و به راحتی میتوانستم در آن زمان از او پیراهن بگیرم. داشتن پیراهن مسی افتخار است و کسانی که در مورد گرفتن پیراهن از مسی حاشیه درست کردهاند، اگر مسی را ببینند گریه میکنند. پیراهن تیم ملی ایران با ارزشتر از پیراهن مسی است».
کاپیتان تیم ملی حتی وقتی در برنامه زنده تلویزیونی هم با این پرسش روبهرو شد که پیراهن مسی را چه کسی گرفته از پاسخ به آن طفره رفت تا مهرداد پولادی بگوید که «پیراهن را آقا جواد گرفته» تا بعد از آن برای پوشاندن مسأله بگوید: «من بازیهای بزرگ زیاد انجام دادهام. در سال ۲۰۰۶ من جوانتر بودم و وقتی با پرتغال و مکزیک بازی کردیم، من لباسم را عوض نکردم. من هر کسی را که دوست داشته باشم، میروم میگویم و لباسش را میگیرم. الان پیراهن رائول را دارم و به خاطر داشتن پیراهن او افتخار میکنم».
نکته خندهدار ماجرا اینجا بود که رضا جاودانی هم برای اثبات ادعای اینکه مسی قول پیراهنش را به پولادی داده، ویدئوی چند ثانیهای پخش کرد که دیالوگ کوتاهی میان این دو رد و بدل میشود و این را به عنوان دلیل اینکه مسی پیراهنش را به پولادی قول داده شاهد آوردند.
سرانجام ماجرا بخشیدن پیراهن مسی به پولادی شد و کاپیتان تیم ملی در عمل انجام شده مجبور به از خود گذشتگی شد و همه آن چیزهایی که در آن برنامه دیدید.
یک سوی این ماجرا را میتوان مسأله حاشیهای بامزهای دانست که به درد نشریات زرد میخورد که «سرانجام پیراهن مسی چه شد؟» اما در سوی دیگر ماجرا شاید بتوان پاسخ این پرسش را یافت که چرا پس از این همه سال، فوتبال ما توانایی رقابت با تیمهای سطح اول دنیا را ندارد و اینکه چرا ما نمیتوانیم مانند کاستاریکا و کلمبیا جسور باشیم و سرکش؟
وقتی کاپیتان تیم ملی کشورمان افتخارش گرفتن پیراهن مسی است، یعنی اینکه ما هنوز به این اندازه بزرگ نشدیم که باور داشته باشیم امکان غلبه بر هر حریفی را داریم. وقتی پیش از آغاز بازی با همین نگاه از بالا به پایین به خودمان و آنها نگاه کنیم، نتیجهاش میشود همین که بعد از سالها نمیتوانیم از مرحله گروهی جامجهانی صعود کنیم. بخشی از عوامل موفقیت در جامجهانی به زیرساختها و امکانات و استعداد و بخشی از این ماجرا هم به «باور داشتن» به خود ما و تواناییهایمان بازمیگردد. کار نکونام و پولادی در بازی ایران و آرژانتین درست مثل این است که اصغر فرهادی با افتخار بگوید: «من هم امضای استیون اسپیلبرگ را دارم».



