بهترین بهانه برای فرار از مسئولیت: اطلاع نداشتیم!
چقدر از مشکلات تهران در توفان ناشی از غافلگیری بود؟
آیا میتوان گفت چون از وقوع توفان آکاهی نداشتیم، داربست را به گونهای بستیم که به سادگی با باد ریخت؟ یا مدعی شویم نمای ساختمان را مقاوم در برابر باد ساخته بودیم نه توفان؟ خطوط انتقال برق، آب یا گاز را چه؟ آیا میتوان گفت این خطوط برای شرایط عادی ساخته شدهاند و در زمان اجرای آن هیچ تدبیری برای مواقع ضروری دیده نشده است؟
درست است که توفان رقم خورده در تهران به لحاظ سرعتی که داشت و محدودیت دیدی که پدید آورد، «توفان شدید» به شمار می رود، ولی وقتی دقت میکنیم که در زمانی کوتاه، خسارات زیادی بر جای گذاشت و شهر را فلج کرد، آن زمان است که به ضعف بیش از اندازه زیرساخت های شهری پی خواهیم برد و نسبت به وقوع زلزله، به شدت نگران خواهیم شد.به گزارش «تابناک»، با گذشت چند روز از رقم خوردن توفان در تهران، هنگامی که خسارات ریز و درشت رقم خورده بر اثر آن را برشمرده و فراتر از مواردی چون سقوط چند صد درخت و شکستن شیشه در و پنجره که خاصیت جریان یافتن تندبادها و توفان ها به شمار میآید، به ضررهای چند ده میلیاردی شرکت برق و پیرو آن قطعی برق بخشهای وسیعی از شهر، سقوط داربستهای ساختمانی و حتی ریختن چند بنای فرسوده در برخی نقاط شهر و مواردی از این دست میرسیم، درخواهیم یافت که کلان شهر پر جمعیت پایتخت تا چه میزان آسیب پذیر است و برای رفع این نقططه ضعف آن چه کارهایی انجام داده ایم.
البته این بسیار روشن است که این ماجرا منحصر به تهران نبوده و چه بسا در مقام قیاس، پایتخت گل سرسبد شهرهای کشور در عرصه پیش بینی حوادث غیر مترقبه و کاهش آسیب های ناشی از آن باشد؛ اما تجربه اخیر نشان داد اگر همین گل سرسبد جایی در استان سیستان و بلوچستان، حوالی مناطقی که بادهای 120 روزه در آن جریان دارد، واقع شده بود، تا کنون بارها و بارها تخریب و تهی از زندگی شده بود!
این در حالی است که بیشتر مسئولان در پاسخ به چرایی رقم خوردن حوادث متعدد در مجموعه تحت امر خود، از «غافلگیر شدن» با توفان سخن به میان آورده و از بی اطلاعی از وقوع این پدیده، داد گلایه سر میدهند تا کاسه و کوزه را بر سر هواشناسی شکسته و پشت ادعایی شبیه به این که «اگر مطلع بودیم، این گونه نمیشد»، پنهان شوند.
با گذشتن از کنار این ادعای ثابت نشده و سهم سازمان هواشناسی در این ماجرا ـ که به باور بسیاری قصورشان محرز است ـ به این پرسش خواهیم رسید که آیا با آگاهی از وقوع قریب الوقوع رویدادی چون توفان، سیل و زلزله، میتوان از تبعات منفی آن در مقیاس بزرگ جلوگیری کرد؟ آیا میتوان مانع شکسته شدن درختان، ریزش ساختمان، خسارت دیدن خطوط انتقال آب، برق یا گاز یا حوادث دیگر شد؟ آیا اموری از این دست در چند ساعت و یکی دو روز شدنی هستند یا به زمانی به مراتب طولانیتر نیاز دارند؟
پاسخ دادن به پرسش هایی از این دست، قطعا سخت نیست؛ اما از این رو در دیدگاههای ارائه شده توسط مدیران و مسئولان با غیر ممکن بودن مقابله با خسارت های حوادث غیر مترقبه در زمانی کوتاه تعارض به چشم میخورد که برای پیشگیری از این دست حوادث در بلندمدت برنامه ریزی نکردهایم.
به عبارت بهتر، وقتی خطوط انتقال برق یک منطقه از شهر را بی توجه به احتمالات و خطرات حوادث طبیعی و غیر طبیعی دایر کرده و بعدها هم به وضوع موجود بسنده کردهایم، طبیعی است که آگاهی از زمان رویدادی مانند توفان هم کارگر واقع نشده و نتواند در جلوگیری از قطع برق آن مناطق نقشی داشته باشد؛ یا وقتی درختان خیابانی به مرور در سالها بر اثر اشتباهات متعدد سست شده، ریشه های خود را از دست داده و به تلنگری بند شوند، اگر در زمان تند باد سقوط نکنند، عجیب است، نه اینکه شاهد باشیم به تعداد متعدد ریشه کوتاه درخت های تناور و چندده ساله از عمق نیم متری زمین بیرون آمده و در بهترین حالت، راهبندان ایجاد کرده و در بدترین حالت، کشته و مجروح بر جای گذاشته و راه کمک رسانی را هم ببندد.
اگر ساختمانی که دور از چشم نهادهای نظارتی یا با غمض عین ایشان بر مشکلاتش برپا شده، بر اثر رویدادی طبیعی آوار شود، آیا میتوان مدعی شد که اگر از وقوع رویداد یک روز پیشتر اطلاع داشتیم، مانع از ریزش آن میشدیم؟
آیا میتوان گفت چون از وقوع توفان اطلاع نداشتیم، داربست را به گونهای بستیم که به سادگی با باد ریخت؟ یا مدعی شویم نمای ساختمان را مقاوم در برابر باد ساخته بودیم نه توفان؟ خطوط انتقال برق، آب یا گاز را چه؟ آیا میتوان گفت این خطوط برای شرایط عادی ساخته شدهاند و در زمان اجرای آن هیچ تدبیری برای مواقع ضروری دیده نشده است؟
بدین ترتیب درخواهیم یافت استفاده مسئولان از موضوعی چون بی اطلاعی از وقوع توفان، ولو این ادعا درست هم باشد، صرفا توجیه کوتاهی ایشان و اسلافشان در بلندمدت بوده و حکم دستاویز قرار دادن موضوعی کم اهمیت در قیاس با موارد مهم و حیاتی که در بلند مدت مورد غفلت قرار گرفته را دارد.
اینجاست که میتوان توجه نهادهای نظارتی چون مجلس شورای اسلامی و شورای شهر تهران را به کوتاهی دیگر مدیران شهری و کشوری و حتی ناظرانی چون خودشان جلب کرد و حالا که تصمیم درباره توضیح خواستن از مسئولان هواشناسی جدیت یافته، خواستار بررسی نقش مدیرانی که خطراتی چون زلزله، توفان و سیلاب را ساده انگاشته و هیچ کاری در آن راستا ترتیب نمیدهند، شویم.
در غیر این صورت به آنجا خواهیم رسید که روزی وقوع زلزله غافلگیرمان کرد و گفتن ندارد که غافلگیری آن به شدت متفاوت با غافلگیری ناشی از سیلاب و بوران در سال های گذشته و توفان در روزهای اخیر است و چه بسا نهادی برای بازخواست و مسئولی برای بازخواست باقی نگذارد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۳۸
انتشار یافته: ۲۲
بابا این نوع طوفان ها تو شهر های کوچک و بزرگ شهرستان ها می یاد تهرانی ها عین خیالشون نیست .. حالا سر یه طوفان تو پایتخت همه به جنبو جوش افتادن ...
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۱۷:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۱۷:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۱۸:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۲۱:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
تو بوشهر و خوزستان غرد و قبار امان مردم رو بریده,حالا یه نیمچه طوفانی اومده جوگیر شدن.اینا واسه ما دیگه طرقه هس.
پاسخ ها
یاسر
| ۱۸:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
ناشناس
| ۱۹:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
البته بقیه شهرها و روستاهای ایران هم وضع بهتری ندارند
خب فکر اساسی بکنید تا در مواقع حادتر بیشتر ضربه نخوریم
....
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



