سیکل نوسانی طلا و ارز و واکنشهای کهکشانی بازار سرمایه
سقوط دو هزار واحدی بازار سرمایه در یک روز ـ که باید از آن به مصیبتی برای بازار یاد کرد ـ تنها نشان از یک واقعیت دارد؛ واقعیتی که مسئولان یا نخواستند آن را ببینند و یا اصلا آن را ندیدند. تنها بازگشت سیکل نوسانی طلا و ارز با قوت گرفتن اونس جهانی کافی بود که این واقعیت خود را آشکارا نشان دهد.

سقوط دو هزار واحدی بازار سرمایه در یک روز ـ که باید از آن به مصیبتی برای بازار یاد کرد ـ تنها نشان از یک واقعیت دارد؛ واقعیتی که مسئولان یا نخواستند آن را ببینند و یا اصلا آن را ندیدند. تنها بازگشت سیکل نوسانی طلا و ارز با قوت گرفتن اونس جهانی کافی بود که این واقعیت خود را آشکارا نشان دهد.
به گزارش «تابناک»، مدتی بود که بازار طلا و ارز از ثبات نسبی برخوردار شده بود؛ ثباتی که از چند صباحی پیش از انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده بود و تقریبا تا اواخر هفته اخیر نیز ادامه داشت. در این میان ثبات بازار طلا و ارز همزمان شد با رونق بازار سرمایه و پرشهای بعضا تعجببرانگیز شاخص کل بازار سرمایه که منجر به رسیدن آن به ۸۸ هزار واحد نیز شد. بنا بر این گزارش، بازار سرمایه یکی از مهمترین عوامل و دماسنجها در اقتصادهای توسعه یافته است؛ به این معنا که نوسانات شاخصها در بازارهای سرمایه اقتصادهای پیشرفته معمولا مبنای تجزیه و تحلیل وضعیت کلی اقتصاد قرار میگیرند و بسیاری از مواقع رشد اقتصادی و میزان آن با روند رشد بازار سرمایه سنجیده میشود.
از سوی دیگر، رشد این بازار ارتباط مستقیمی با وضعیت بازارهای رقیب آن همچون بازارهای طلا ارز ـ معاملات فیزیکی و آتی ـ دارد. اصولا اگر نسبتی در خصوص میزان گردش نقدینگی در بین بازارهای طلا و ارز و سرمایه بتوان تعریف کرد، این نسبت در این دو بازار معکوس است و به هر میزان که یک بازار از رونق بیشتری برخوردار شود، احتمال کم رونق بودن و کند شدن آهنگ حرکتی رشد بازار دیگر زیادتر میشود.
بنابراین، از آنجا که ورود نقدینگی به بازار سرمایه، منجر به مهمیز زدن به رشد اقتصادی و دمیدن روح در کالبد بخشهای مولد اقتصاد است، اقتصادهای پیشرفته، تأکید بسیاری بر رونق بازارهای سرمایه دارند و سیاستهای پولی بانکهای مرکزی و مالی دولتها همواره گوش چشمی به تأثیر و تأثرات بر بازار سرمایه دارد. این مورد به ویژه در بحران رکود اقتصادی اخیر در اقتصاد جهانی به وضوح دیده شد.
در ایران اما متأسفانه بازار سرمایه آنگونه که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته و اهمیت آن در اقتصاد به دلایلی چند از جمله عدم تأثیر بخش خصوصی با ظرفیت کامل در اقتصاد چندان جدی گرفته نشده است. از همین روی بازار سرمایه در ایران بیش از اندازه به یک بازار واکنشی تبدیل شده که با کوچکترین تحول اقتصادی یا سیاسی واکنشهای کهکشانی از خود نشان میدهد.

البته ذات بازار سرمایه به دلیل نوع فعالیت خود، تأثیر پذیری از شاخصهای اقتصادی و سیاسی همزمان است؛ اما میزان این تأثیر نکتهای است که باید به شدت به آن توجه کرد.
این گزارش در ادامه میافزاید، در ماههای اخیر و همزمان با اوجگیری شاخص بازار سرمایه بسیاری از مسئولان و به ویژه برخی رسانهها، شادمان از آنچه «رکوردهای پیاپی» بازار سرمایه در عبور از کانالها میخواندند، این نکته مهم را به دست فراموشی سپرده بودند که تب تند زود عرق میکند.
به عبارت دیگر، نکتهای که مورد غفلت واقع شده، این بود که این بازار بیش از اندازه نسبت به تحولات سیاسی واکنش نشان داده است؛ واکنشی که ضریب تأثیر آن با واقعیت بیرونی چندان هماهنگی نداشت و همزمان شدن آن با جو خوشبینانه نسبت به آینده اقتصادی، منجر به رقم خوردن آن چیزی بود که در اصطلاح «رفتار گلهای» به آن میگویند: هجوم بیمنطق به بازار در پی یک جو خوشبینانه.
ادامه این روند پس از مذاکرات هستهای ژنو و توافق در آن منجر به آن شد که بازار سرمایه به رقم ۸۸ هزار واحد در شاخص کل دست یابد و بازدهی بازار سرمایه تهران در میان بازارهای سرمایه به رقم بیسابقه ۱۳۲ درصد برسد؛ رقمی که منجر به افتخار مسئولان بازار بود، اما در پس آن واقعیتی قرار داشت که بسیاری از باور آن خودداری میکردند.
تنها کافی بود که پس از مذاکرات، کمی شک و تردید در خصوص آینده توافق و وضعیت تحریمها در فضای افکار عمومی شکل بگیرد تا منجر به آن شود که به تدریج بازار سرمایه رویه واکنشی معکوسی را پی گرفته و به تدریج در هفته اخیر با نوسانات کاهشی روبرو شده و در نهایت امروز یک سقوط بیسابقه را رقم بزند: سقوط دو هزار واحدی که برای یک بازار سرمایه تقریبا حکم یک مصیبت را دارد.
به شکل کاملا جالب توجهی میبینیم که از آغاز هفته جاری بازار طلا و ارز دوباره با قوت گرفتن اونس جهانی طلا در بازار نیویورک و لندن، در تهران نیز مورد استقبال مواجه میشود و همزمان با روند کاهشی در بازار سرمایه دوباره شاهد رونق بازار ارز و طلا هستیم، البته لنگ لنگان.
سیکل نوسانی طلا و ارز ـ که پس از یک ثبات نسبی چند ماهه اکنون بنا به ذات بازار دوباره شاهد آن هستیم ـ به خوبی نشان داد که بازار سرمایه تا چه حد واکنشی و برگرفته از عوامل خارجی و بازارهای رقیب است. این امر نتیجه بلافصل یک قاعده کلی است: بازار سرمایه در ایران به شدت در برابر رفتارهای گلهای افراد و ذات بیثبات و واکنشی خود آسیب پذیر است؛ آسیبی که مسئولان بازار سرمایه یا نخواستند به آن توجه کنند یا متوجه آن نبودهاند.
حجم نقدینگی در دست افراد در جامعه ایران، شاید بر خلاف آنچه گمان میشود، اندک نباشد ولی موجی را شامل میشود که متأسفانه همراه با همان تفکر «رفتار گلهای» است. در این میان شدت حساسیت حسگرهای افکار عمومی نسبت به تحولات کشور، به دلیل بیثباتی در فضای اقتصادی و تا حدی سیاست خارجی کشور به اندازهای بالاست که شاهد آن هستیم که ورود و خروج نقدینگی به بازارهای سرمایه و طلا و ارز به سرعت و با پیامدهای مخرب همراه است.
بازار سرمایه کشور در حالی که میتوانست به مانند بازوی کنترل کننده و هدایت کننده نقدینگی سرگردان عمل کند، اکنون خود به دلیل بیتوجهی به آنچه در فلسفه وجودی آن نهفته، خود قربانی این موج شده است؛ موجی که شاید از این پس رکوردهای بازار سرمایه را در جهتی عکس روال ماههای گذشته رقم بزند.
این نکته برای مسئولان کشور باید یک بار برای همیشه مطرح شود و مورد توجه قرار گیرد: بازار سرمایه هنوز جایگاه خود را در اقتصاد ایران پیدا نکرده و متأسفانه فرهنگ حاکم بر سایر بازارها، در بازار سرمایه نیز مصداق دارد؛ در حالی که این بازار باید با ثباتترین بازار کشور مرجع اولیه و مطمئن ورود سرمایه و جهت دهی و هدایت آن به سمت بخشهای مولد اقتصادی باشد.
اما اکنون بازار سرمایه، به محلی برای کسب سود و سوداگری تبدیل شده است؛ مسألهای که در بازار طلا ارز بیشتر مصداق دارد. سوداگری که به محض احساس خطر از تحولات پیش روی، کمترین ریسک ممکن را در نظر گرفته و اقدام به خروج از بازار میکند.
تغییر این امر نیازمند بازبینی در اهداف بازار سرمایه کشور، زنده کردن فلسفه وجودی آن و قبل از همه و مهمتر از همه قبول این واقعیت از سوی مسئولان است که بازار سرمایه تهران هنوز یک بازار سرمایه نیست و تبدیل آن به یک بازار سرمایه واقعی که دماسنج اقتصاد کشور باشد، نیازمند فرهنگ سازی و واقعیت پذیری از سوی مسئولان و سرمایهگذاران است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۳
انتشار یافته: ۵۴
پاسخ ها
کارگرزاده
| ۲۱:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
ناشناس
| ۲۱:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
فرهاد
| ۲۱:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
آقازاده
| ۲۲:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
ناشناس
| ۲۲:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
فرشاد
| ۰۸:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
پتروشیمی ها 40 درصد بازار را تشکیل می دهند و وقتی توافق قطعی شده است و دلار به زودی سقوط خواهد کرد طبیعی است که پتروشیمی ها چند درصدی منفی شوند و بازار را را موقتا متوقف کنند.
بر خلاف نویسنده تابناک ... من به عنوان کسی که در دوسال گذشته سرمایه ام در بورس 5 برابر شده است ، با اطمینان اعلام می کنم که بورس پس از توافق دوران طلایی دیگری در پیش دارد و در عوض افرادی که ... در طلا و ارز سرمایه گذاری کرده اند، غیر از آنکه در این شش ماه 50 درصد ضرر کرده اند در یکسال آینده نیز لااقل 30 درصد دیگر ضرر خواهند کرد.
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
حسینی
| ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
چند تا نکته رو لازم دانستم بگم
اولی این که شاخص کل یه شاخص نامتوازن است چون بیش تر تحت تاثیر شرکت های بزرگ و پر سود است پس لازم است این شرکت ها تغییر قیمتی داشته باشند تا شاخص کل به سرعت رشد نشان دهد. نمونه اش هم مثبت شدن شاخص کل در یک روز به مدد بازگشایی کشتیرانی جمهوری اسلامی . پس بازار نامتقارن سبب بروز هم چنین رشد هایی می شود
دوما برخی شرکت ها در بازار خطرناک هستند که علی رقم این که سودآوری و توسعه خاصی ندارند به سبب جو بازار دچار تغییرات قیمتی شده پس درصورتی که تغییرات قیمت در اثر تحولات صنعت یا شرکت باشد عیبی که ندارد هیچ حسن هم دارد
سوم این که بازار دچار خوش بینی شده ولی اگر سهامدارن نزدیک بین شوند بهتر است هرچه زودتر بازار را ترک گویند . بعد نکته دیگر در بازار نسبت قیمت به سودآوری بازار است . هم اکنون این نسبت 8 است و رقم بالایی نیست چون این رقم برای بازار پول 5 است (خودتان مقایسه کنید)
بهتر است مسئولین اقدام به عمق بخشیدن به بازار به کمک ابزار های مالی جدید و مناسب عامه مردم کنند
پاسخ ها
سهامدار
| ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
این تحلیل شما دارای ایراداتی است که در ادامه به اون اشاره میکنم. اولاَ سقوط شاخص در یک روز بیانگر هیچ موضوع عجیب و باور نکردنی نیست که باعث بشه همچین تحلیلی از اوضاع داشته باشید. حتی برای توالی این سقوط هم نمیتوان همچین تحلیلی به عنوان یکی از فعالان سابقه دار بازار سرمایه ارائه کرد.
افزایش شاخص در این مدت اخیر که متاسفانه افرادی حتی در سازمان بورس به آن افتخار میکنند هیج پدیده باور نکردنی نیست چه آنکه در صورت توضیح مقامات در خصوص شاخص (شما بخوانید من در آوردی) هیچ اشاره ای به نحوه محاسبه آن نمیشود. به طور مثال با ورود ابر شرکت هلدینگ خلیج فارس با ارزش تقریبی(فعلی) 45 هزار میلیارد تومانی هر تغییر قیمتی در سهام این شرکت تاثیرات بسیار بزرگتری نسبت به شاخص وقتی همچین شرکتی در بورس پذیرش نشده بود ایجاد میکند. به عنوان مثال روزهایی هست که به تنهایی این سهم شاخص بورس را نزدیک به 300 واحد افزایش میداده و حال تصور کنید حجم شرکت های تازه وارد بزرگ به بورس شامل پالایشگاهها و ... چه میزان تاثیری در روند تغییرات شاخص گذاشته است. شرکت پالایش نفت بندر عباس امروز ارزشی معادل شرکت مخابرات پیدا کرده که در یک سال گذشته در این بورس پذیرش شده. حال معلوم نیست چطور میتوان شاخص را در حالی که شرکت های جدید با سرعت متفاوتی بالا میبرند را با شاخص قبلی مقایسه نمود.
تغییرات نسبت برابری ارز به ریال هنوز در بورس به طور کامل نمود نیافته به این معنی که با فرض برابری ارزش کالاها و زمین های شرکت های بورسی اگر شاخص نسبت به سال قبل 3 برابر شده باشد تازه معادل وضعیت سال قبل خواهد بود که این فرض با توجه به روند سود دهی فزاینده برخی شرکت ها با توجه به صادراتی بودن محصولات هم کامل درست نیست.
حجم معاملات روزانه بورس به رقم قابل قبول 650 میلیارد تومان در روز رسیده و به همین دلیل عمق بازار سرمایه افزایش یافته و تغییرات قیمتی در بازار متناسب با حجم ورودی پول تغییر یافته.
عجیب تر آنکه در شاخص فعلی سود نقدی که از جیب شرکت ها خارج شده و باعث کاهش قیمت سهم (به طور معمول) میشود نیز باعث افزایش این شاخص عجیب میشود.
در مجموع این شاخص بیانگر واقعیت های موجود در کشور نیست به بورس ما رشد 130 درصدی داشته نه دچار حباب هست و نه نیاز به ترساندن مردم از ورود به بورس.
میبایست با ایجاد آرامش در بورس از ایجاد صف های خرید و فروش توسط حقوقی های قوی جلوگیری کرد و به بازار عمق بخشید و نسبت به تعریف شاخص مناسب اقدام کرد.
با تشکر
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
پاسخ ها
فاطمه
| ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
ناشناس
| ۱۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
معاون وزیر اقتصاد با اشاره به اینکه رفتارهای هیجانی و مبتنیبر شایعات نامعتبر، به هیچ وجه قابل دفاع نیست، خاطرنشان کرد نوسان قیمت سهام از ویژگیهای بورس است و در حال حاضر نیز پتانسیلهای خوبی در بورس وجود دارد، اما طبیعی است که نباید انتظار داشت بازار سهام با همین رشد به روند خود ادامه دهد.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




