نگاه شما: این وزارتخانه هم به جوانان نمیرسد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
آن وقتها که جوانتر بودم و سری پرشور و پر از طرحها و ایدههای نو داشتم، همیشه با خود میگفتم چرا ردههای مدیریتی، بین بزرگترها دست به دست میشود و به ما کوچکترها اعتماد نمیشود؟ آیا حیف از این همه ایدههای نو و انرژی و انگیزه جوان نیست که معطل و ناشناخته بماند، اما بر سر میز بزرگترها در کنار دهها و صدها حرف و طرح تکراری و قدیمی، جایی برای این طرحها و پیگیری آنها نباشد!
این دریغ و افسوسها بود تا دهه پنجم عمرم. حالا دیگر به جوانترها از بالا به پایین نگاه میکنم و بر خامی و ناپختگی آنها لبخند میزنم و کمتر جرأت واسپاری کارهای بزرگ را به آنها دارم. به همسن و سالانم به ویژه آنان که سابقه همکاری با آنها را داشته و به اصطلاح امتحان پس دادهاند، بیشتر اعتماد کرده و کار میسپارم. حاضرم به میانسالی با تجربه که حتی دهها مسئولیت و اشتغال ذهنی دارد، کاری بسپارم اما از واسپاری همان کار به جوانی جویای نام پرهیز میکنم.
اینها همه که گفته شد، نه اختصاص به بنده دارد و نه به جامعه ایرانی، بلکه به ظاهر از اقتضائات سِنّی انسانهاست. به همین دلیل این روند نه در ایران بلکه در سایر جوامع مکرر و بیشمار به چشم میخورد. در این میان اما انگشت شمار نیستند بزرگترهایی که حصار محافظهکاری و ترس و احتیاط را شکسته و ریسک دعوت و بهکارگیری جوانترها را پذیرفته و ازدریای استعدادها و توانمندیهای پایانناپذیر آنان گوهرها صید کرده و میکنند.
بیشک حضرت امام خمینی (ره)، در این بین، نمونهای مثال زدنی است. امام (ره) در دوران خفقان، انقلاب و دفاع مقدس بار اصلی را بر دوش جوانان برومندی قرار داد که ستاد و صف را یکجا مدیریت کرده و به پیش بردند. انقلاب امام، به یک معنا، انقلاب جوانان بود. از یاد نبریم که رهبران و سرمایههای بزرگ انسانی و مدیریتی امروز انقلاب و از جمله رئیس جمهور محترم در زمره همان نسلی هستند که امام (ره) پیش و پس از انقلاب به آنها در عنفوان جوانی مسوولیتهای بزرگ واگذار کرد.
مروری گذرا به سن و سال وزرا، نمایندگان مجلس، فرماندهان جنگ، استانداران و مدیران کل دهه اول انقلاببر این حقیقت گواهی میدهد که اکثریت آنها سنین میان ۲۵ تا ۴۰ سالگی را تجربه میکردهاند. همین دیروز نقل قولی از آقای ترکان خواندم که شهید آیتالله دکتر بهشتی ایشان را در سن ۲۸ سالگی برای استانداری اصفهان به آقای مهدوی کنی معرفی کرده و استاندار میشوند. حالا اگر به هر دلیل و از جمله حساسیت شرایط سیاسی، اقتصادی و بین المللی کشور، فراخوان پیشکسوتان کارآزموده و مجرب برای پذیرش اکثریت کرسیهای وزارت لازم و ضروری بوده است اما کنار گذاشتن جوانان نمونه و پرتوان ایرانی، دست کم از گردونه تصدی و تدبیر وزارتخانهای که برای آنها و به اسمشان نامگذاری شده، توجیه ناپذیر است.
اگر مطالبات به حق جامعه زنان، به حضور موثر و موفق آنان در دولتهای پیشین و کنونی انجامیده است، چرا مطالبات قشر عظیم جوانان کشور برای حضور در هیئت دولت تاکنون بیپاسخ مانده است.
از دولت تدبیر و امید که به مطالبات به حق جامعه زنان پاسخ داد و زمینه حضور موثر و موفق آنها را در هیأت دولت فراهم کرد انتظار میرود این حق مسلم را از جوانان برومند ایران که در همه صحنههای مدیریتی و اجرایی پس از انقلاب ـ و از جمله انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ـ با حضور بهنگام و آگاهانهشان حماسههای بزرگ و ماندگاری را آفریدهاند، دریغ نورزد. جوانانی که در روزهای پایانی منتهی به انتخابات ۲۴ خرداد امسال توانستند با دستهای خالی امابا تدبیر و مدیریت هوشمندانه اوضاع نامهربان، موجهای امید را به دوردستترین نقاط کشور میهمان کنند، میتوانند دوباره در شرایط ناسازگار و دشوار امروز امیدهای ملت ایران را تحقق بخشند و معادلات را به نفع آرمانهای اسلام و انقلاب اسلامی دگرگون سازند.
فقط کافی است کمی به آنها اعتماد کرد.
آقای رییس جمهور! چشمان پر امید فرزندانتان در انتظار تدبیر شماست، وزارت جوانان را از آنها دریغ نفرمایید.
در پایان سه نکته را ناگفته نگذارم:
۱. اولویت جوانان در واسپاری مسئولیت وزارت ورزش و جوانان، به نادیده انگاری دیگر شاخصهای لازم برای پذیرش این مسئولیت مهم، تلقی و تفسیر نشود. جان کلام در این است که بیاییم حداقل برای این وزارتخانه، شاخصها و ویژگیهای لازم و ضروری برای تصدی پست وزارت را فقط در میان جوانان جستجو کنیم.
۲. نکند چنانچه در نام وزارتخانه، ورزش بر جوانان پیشی گرفته در عمل نیز حوزه وسیع جوانان و مسائل و مشکلات آنان زیر سایه بلند ورزش به فراموشی سپرده شود. موضوع جوانان، در ایران دیروز و امروز بویژه در شرایطی که نرخ رشد جمعیت کشور روزهای خوبی را سپری نمیکند، همواره موضوعی استراتژیک برای نظام بوده است. تحصیل، اشتغال، ازدواج و تشکیل خانواده، مسکن، اوقات فراغت و دهها موضوع راهبردی که آینده و سرنوشت کشور و انقلاب به آن پیوند خورده است، به حوزه جوانان مربوط میشود. باید از استمرار روند کنونی که وزارتخانه استراتژیک وزرش و جوانان را بیشتر در دایره ورزش و فعالیتهای ورزشی محدود و منحصر کرده است، جلوگیری کرد و سهم معظمی از روندها و فرآیندها را به حوزه جوانان و مسایل آنان اختصاص داد.
۳. اگر بتوان در انتخابات و معرفی وزیر وزارتخانه مذکور، به نحوی جوانان را مشارکت داد و از طریق نظر سنجیهای مجازی یا کمپینهای مرسوم، رای و علاقه آنها را تأیید و به رسمیت شناخت، هم ارتباط و پیوند جوانان نمونه این مرز و بوم را با دولت تدبیر و امید محکمتر و صمیمیتر کردهایم و هم در این هوای سرد و مرده پاییزی، شور و نشاط وصف ناپذیری را میهمان قلبهای پاک و بیآلایش آنان ساختهایم.


