صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نفس قاتل عاطفه به شماره افتاد

کد خبر: ۳۴۵۷۱۱
| |
6739 بازدید
شمارش معکوس برای قصاص یک مرد جوان که در غرب استان تهران، پرونده زندگی همسرش را با خون بست آغاز شد.

به گزارش فرهیختگان، شامگاه نهم مهر ۱۳۸۵ تلفن کلانتری «نسیم‌شهر» گلستان - از توابع رباط‌کریم- به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید زن ۲۵ ساله‌ای به نام «عاطفه» در خانه‌اش با ضربه‌های ساتور کشته شده است. همان موقع ماموران به همراه کشیک وقت دادسرا به ساختمان موردنظر رفتند و با دیدن پیکر خونین «عاطفه» رسیدگی به جنایت تکان‌دهنده را در دستور کارشان قرار دادند.

در آن بین شوهر «عاطفه» به نام «نادر» گفت: امشب وقتی از محل کارم به خانه برگشتم زنگ آیفون را زدم اما همسرم در را باز نکرد. بنابراین با کلید یدک وارد خانه شدم و فهمیدم «عاطفه» به قتل رسیده است. یکی از همسایگان می‌گوید نامادری‌ام را هنگام خروج از خانه‌ام دیده است. من با نامادری‌ام رابطه خوبی ندارم و به او مشکوکم.

جنازه با صدور دستور قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد و پلیس آگاهی برای رازگشایی معما به تکاپو افتاد. ماموران در نخستین گام از تحقیق میدانی به پرس‌وجو از همسایگان «نادر» پرداختند اما هیچ کدام‌شان ادعای این مرد مبنی‌بر خروج نامادری از خانه‌اش را تایید نکردند. ضدونقیض‌گویی «نادر» شک پلیس را دوچندان کرده بود که وی بیست‌ودوم آبان همان سال بازداشت شد. این مرد وقتی در بن‌بست اطلاعاتی قرار گرفت به کشتن همسرش اعتراف کرد: «عاطفه، شب‌ها دیر از محل کارش به خانه برمی‌گشت و از این موضوع ناراحت بودم. شامگاه نهم مهر، عمو و زن عمویم به خانه‌ام آمده بودند اما عاطفه در محل کارش بود. به همین دلیل آنان به خانه‌شان برگشتند و من خیلی عصبانی شدم.»

«نادر» ادامه داد: خودم به تنهایی شام درست کردم و سفره را چیدم تا اینکه «عاطفه» به خانه آمد. به زنم گفتم دیگر نباید سر کار برود اما قبول نکرد. به همین دلیل با هم درگیر شدیم و با ساتور به جانش افتادم.

به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نشست رسیدگی به این پرونده که دوم خرداد پارسال به ریاست قاضی «محمد سلطان‌همتیار» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان پایتخت،  کیفرخواست را خواند: «با توجه به اعتراف‌های نادر در دادسرا، نظریه پزشکی قانونی و درخواست اولیای‌دم، برای این مرد اشد مجازات می‌خواهم.»

 نوبت دفاع به «نادر» که رسید منکر جنایت شد: «من و عاطفه، دو سال بود که ازدواج کرده بودیم و هیچ اختلاف خاصی نداشتیم. من صبح نهم مهر ۸۵ به محل کارم رفتم و وقتی برگشتم با جنازه زنم روبه‌رو شدم.»

قاضی: در بازجویی مقدماتی ادعا کرده بودی همسایگان نامادری‌ات را هنگام خروج از خانه‌ات دیده بودند. چرا این دروغ را گفتی؟

نادر: از نامادری‌ام دل خوشی نداشتم. او یک‌بار زنم را در خیابان کتک زده بود. هنوز هم می‌گویم احتمال دارد قتل همسرم کار نامادری‌ام باشد.

قاضی: پزشکی قانونی تایید کرده دست همسرت پیش از مرگ، شکسته بود. تو هم در بازجویی‌ها گفته بودی همسرت را کتک زدی و بعد با ساتور به جانش افتادی. حالا همسرکشی را انکار می‌کنی؟!

نادر: من تحت فشار، جنایت را گردن گرفته بودم. باور کنید بی‌گناهم.

در پایان آن نشست، هیات قضایی به اتفاق آرا «نادر» را به قصاص (اعدام با طناب دار) محکوم کرد. دیروز رای در شعبه هفتم دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و نفس مجرم به شماره افتاد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟