گفتوگوی تفصیلی «تابناک» با دکتر کلانتری ـ بخش دوم و پایانی
سازمان محیط زیست را نباید به چشم شکاربانی دید
اکنون بیست و سه سال از مهلتی که وزیر وقت صنایع سنگین برای خودروسازان گرفت، میگذرد ولی هنوز هم آنچه وعده داده شده بود اتفاق نیفتاده و قانون موقت و پنج ساله همیشگی شده است؛ مردم چه گناهی دارند که هم خودرو بیکیفیت و آلوده کننده سوار شوند و هم گران؟
به بهانه مطرح شدن نام «عیسی کلانتری» برای تصدیگری پست ریاست سازمان محیط زیست و معاونت رئیسجمهور، سری زدیم به خانه کشاورز؛ جایی که وزیر اسبق اکنون سمت دبیر کلی آن را عهدهدار است. بخش نخست گفتوگوی ما با وزیر سابق و کاندیدای ریاست سازمان محیط زیست را اینجا خوانده و برای آگاهی از دیگر بحثهای مطرح با ما باشید.
به گزارش «تابناک»، دکتر کلانتری از آن دسته مدیرانی است که به رغم حضور در دو دولت، سکانداری وزارت کشاورزی و حضور در این عرصه در دراز مدت، از نقد شدن اشتباهات رقم خورده در زمان زمامداری خود و همکاران ابایی نداشته و حتی در نقد کارکرد دولتهای گذشته، از نقد عملکرد حوزه کشاورزی نیز خودداری نمیکند. اینجاست که از یک سو بسیاری از مشکلات زیست محیطی رقم خورده در کشور را ناشی از نگریستن به سازمان محیط زیست به عنوان یک سازمان شکاربانی، به ویژه در دولتهای ابتدایی پس از انقلاب دانسته و از سوی دیگر، وقتی سخن به تبدیل منابع تجدید آب شیرین به منابع تجدید ناپذیر به میان میآید، یکی از بزرگترین آلایندههای آبهای زیرزمینی را کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی میخواند که قصوری متوجه کشاورزان در استفاده از آنها نیست، چراکه از تصمیمات مدیران سرچشمه گرفته و کشاورز ناچار در استفاده از آنهاست.
کلانتری با آوردن نمونهای در این باره میگوید: وقتی کارخانه کود شیمیایی بجنورد راهاندازی میشد، به وزارت نفت پیشنهاد کردیم به یاری سازمان محیط زیست، کارخانه اوره را به دویست کیلومتر آن طرفتر، در نزدیکی منابع گوگرد خانگیران انتقال دهیم تا با سی تا چهل میلیون دلار سرمایهگذای بیشتر، اوره را پوشش گوگردی دهیم. اگر این اتفاق روی میداد، مصرف کود ازت نصف میشد و افزون بر آن، بخش عمده آلودگی آبهای زیرزمینی در استانهای شمالی کشور اتفاق نمیافتاد تا سلامتی مردم هم تحت تأثیر قرار نگیرد. آن موقع دوستان در پاسخ به پیشنهاد ما، کمبود بودجه را مطرح کردند تا این اتفاق رقم نخورد.
کلانتری میگوید: در قدیم به محیط زیست به چشم سازمانی نگاه میکردند که متولی نگاهداری چند گونه جانوری یا حتی گیاهی بوده و چند پارک و مجموعه ملی در زیر مجموعه آن قرار داشته و تعدادی محیطبان هم در استخدام آن بودهاند؛ این تنها بخشی از محیط زیست است، به ویژه آن که مفهوم امروزی این کار تفاوت زیادی هم کرده و توسعه یافته تا سازمان شکاربانی آن روزها که به انسانها کاری نداشت، به سازمان متولی محیط زیستِ انسانها تبدیل شود. هر چند این تغییرات منجر به شکلگیری استراتژی مناسب در سازمان محیط زیست نشد تا مشکلات حل نشده و گسترش هم بیابند.

وزیر سابق با آوردن نمونهای دیگر میافزاید: یادم میآید سال ۶۹ آقاینژاد حسینیان، وزیر وقت وزارت صنایع سنگین، مهلت پنج سالهای برای خودروسازها خواست تا در این مدت، تعرفه بسیار سنگینی برای واردات خودرو وضع شده و تولید کنندگان داخلی بتوانند خود را به استانداردهای جهانی برسانند؛ از نظر ایمنی، از نظر آلایندگی و... اکنون بیست و سه سال از آن زمان میگذرد، ولی هنوز هم این اتفاق نیفتاده، چراکه محیط زیست و دیگر نهادهای مسئول نسبت به موضوع بیتفاوتی نشان دادهاند تا در سایه آن، قانون موقت و پنج ساله همیشگی شده و به جایی برسیم که معضل آلودگی در بسیاری از کلانشهرها، گریبانگیرمان شود؛ مردم چه گناهی دارند که هم خودرو بیکیفیت و آلوده کننده سوار شوند و هم گران؟
کاندیدای تصدی پست ریاست سازمان محیط زیست، با تأکید بر لزوم زدودن دیدگاه نگریستن به سازمان محیط زیست به عنوان سازمان شکاربانی که صرفا وظیفه حفاظت از حیوانات را عهدهدار است، میافزاید: در روزهای گذشته، آقای زنگنه، وزیر نفت جمله خوبی گفت که از بعد اقتصادی بود و من میخواهم از دید زیستمحیطی آن را تکرار کنم. ایشان گفت، باید خودرو را ارزان کنیم و سوخت را گران که درست هم همین است و من در تکمیل آن میگویم، خودرو چه ارزان باشد و چه گران، خودروی آلوده کننده نباید داشته باشیم.
کلانتری در ادامه به نقش مردم در حفاظت از محیط زیست اشاره کرده و در تشریح موانع موجود در شکلگیری این مشارکت میگوید: نکته دیگری که برای محافظت از محیط زیست باید توجه ویژهای به آن داشته باشیم، مشارکت مردمی است؛ این حضور مردمی هم منجر به حفاظت بیشتر شده و هم موانع موجود بر راه توسعه را برمیدارد و از همه مهمتر، این حضور مردمی به محیط زیست معنا میدهد، زیرا همان گونه که گفتیم، محیط زیست فارغ از انسانها بیمعنا خواهد بود. اینجاست که NGOها و تشکلهای زیست محیطی میتوانند متجلی کننده نقش مردم در این زمینه باشند که متأسفانه نادیده گرفته شدهاند؛ چند سال پیش، بنده به همراه جمعی از دوستان کار تأسیس یک تشکل محیط زیستی را پی گرفتیم؛ اما مراحل انجام آن اینقدر طولانی شده که پس از شش سال، هنوز به ما پاسخی ندادهاند. تشکیل NGO که نباید اینقدر پیچیده و سخت باشد که گویی تعیین رئیسجمهور است.
وی میافزاید: از یک سو ساختن تشکلها را اینقدر سخت کردهاند که تقریبا تشکلی شکل نمیگیرد. از سوی دیگر، به تشکلها بهایی نمیدهند، چراکه مثلا رئیس جمهور قبلی معتقد بود، تشکل بنیانی غربی است و تنها باید به تشکلهایی بها داد که از درون مسجد برآمده باشد. بدین ترتیب، نقش مردم را حذف کردهایم تا حتی در بعد نظارتی کسی نتواند وارد مسائل زیست محیطی شود. این گونه میشود که سرانجام خواهیم دید حتی به اندازه یک کشور کوچک هم تشکل محیط زیستی در کشورمان وجود نداشته و در نتیجه چشم و گوش مردم و حاکمیت برای نظارت و گزارش تخلفات بسته شده است! کلانتری نخستین نتیجه نامطلوب این رویکرد را تصمیمگیری برای مردم بدون حضور ایشان خوانده و میافزاید: برآیند این کارها، اجحاف در حق مردم است، چراکه قطعا محیط زیست بدون حضور مردم محافظت کردنی نیست. کافی است، سری به شمال کشور بزنیم و مناظری را که میبینیم با سالهای نه چندان دور قیاس کنیم تا از شدت زباله و بوی تعفنی که پیچیده دریابیم که چه روی داده است؛ این مثال را زدم چون نخستین مسئولیت بنده پس از پایان تحصیل و بازگشت به کشور، رئیس مءسسه اصلاح بذر بود و ایستگاهی در کلاردشت داشتیم و به خوبی مناظر بکر آن روزها را به یاد میآورم و حتی یادم میآید که گاهی کلها و گوزنها را در جاده میدیدیم، ولی اکنون پس از نزدیک سی سال به کجا رسیدهایم؟
وی در پاسخ به پرسشی که آیا میتوان نقش سازمان محیط زیست را از صادر کننده مجوز به مجری قانون تغییر داده و قدرت چانهزنی را در آن افزایش داد، میگوید: بنده قائل به این نیستم که وظیفه این سازمان تقابل است، بلکه معتقدم محیط زیست باید بستر توسعه را فراهم آورد، منتها توسعه پایدار. به این معنا که اگر جایی لزوم دخالت در محیط زیست برای توسعه وجود داشت، باید در راستای توسعه پایدار و سازگار با محیط زیست باشد. نباید این گونه تصور کنیم که هر فعالیت اقتصادی مضر برای محیط زیست است، بلکه میتواند مدافع محیط زیست هم باشد. از سوی دیگر، کشور نیازمند توسعه است و نمیتوان به بهانه حفاظت از محیط زیست، مانع توسعه شد.
دبیرکل خانه کشاورز با نمونهای دیگر میافزاید: اگر اشتباه نکنم، در وین کارخانه سیمانی در مرکز شهر واقع شده و اصلا آلودگی به چشم نمیخورد، ولی در کشور ما تصمیم میگیریم برای کاهش آلودگی شهرها، مناطق صنعتی باید از شهرها فاصله گرفته و تا شعاع ۱۲۰ کیلومتری دور شوند؛ اما فرض را بر آلاینده بودن صنعت گذاشته و نگفتهایم، صنعتی به وجود آوریم که آلاینده نباشد! بهتر نبود به جای این رویکرد، بگوییم که صنعت هر جایی میتواند باشد، به شرط آنکه آلاینده نباشد؟ بگوییم در صورت آلایندگی صنعتی آن را تعطیل خواهیم کرد؟
وی میافزاید: باید توجه کنیم ما تنها کشوری نیستیم که مسائلی از این دست داریم. به هر حال بسیاری از کشورهای توسعه یافته هم با این قبیل مشکلات مواجه بوده و راهکاری یافتهاند. از نیویورک که به سمت آبشار نیاگارا بروید، اتوبانی هشت بانده از دل بزرگترین پارک ملی آمریکا گذشته؛ چگونه است که آنها موافق عبور اتوبان از جنگل شدهاند؟ پاسخ تدبیری است که اندیشیده شده: دو طرف اتوبان حصار بلندی به ارتفاع دو متر کشیده شده و در برخی مناطق اتوبان به صورت پل از بالای جنگل عبور کرده و در بقیه مسیر، به فاصلههای کوتاهی از هم، زیر اتوبان برای عبور حیات وحش گذرگاههایی در نظر گرفته شده است.

وزیر سالهای نه چندان دور کشاورزی در ادامه به معضلی که اخیرا گریبانگیر محیط زیست کشورمان شده اشاره کرده و میگوید: پدیده ریزگردها که طی سالهای اخیر مشکلات بسیاری برای هم وطنانمان پدید آورده، در حقیقت ریشه در زیاده خواهی دارد؛ زیاده خواهی همسایه شمال غربی کشورمان، ترکیه که با تاسیس سلسله سدهای آتاتورک، دجله و فرات و به تبع آن، بسیاری از تالابهای عراق را خشکاند، یا حتی اشتباهاتی نظیر تاسیس سد کرخه در کشورمان که هورالعظیم را خشک کرد تا در سایه این اشتباهات، منابعی که روزگاری بازدارنده بودند، اکنون تولید کننده گرد و غباری شوند که سالی حدود صد روز میهمان کشورمان بوده و در کنار مشکلات ملموسی که به همراه آوردهاند، بزرگترین تهدید برای جنگلهای گسترده بلوط در غرب کشور محسوب میشوند. آیا این تهدید مضاعفی نیست؟
کلانتری در پایان میگوید: مگر میشود به محیطبان سلاح بدهیم تا از منابع دفاع کند اما وقتی دفاع کرد، تا آستانه اعدام پیش برود؟ پس اصولا چرا به او اسلحه دادهایم؟گاه مثلا میگوییم به دنبال حفاظت از یوز آسیایی هستیم، ولی همه تلاشمان را در استفاده از چند کارمند دولت خلاصه کرده و حتی تلاش نمیکنیم، مردم را همراه کنیم؛ افزون بر آن، باید بروید امکانات همین محیطبانان مظلوم را هم ببینید که گاه حتی وسیله گشتزنی در مناطق حفاظت شده هم در اختیارشان قرار ندادهایم! وقتی دقت کنیم که نه به مشکلات بر جای مانده از گذشته توجه کردهایم، نه آیندگان را در نظر گرفتهایم و نه حتی حقوق کارکنان و محیطبانان زیرمجموعه سازمان را پاس داشتهایم، درخواهیم یافت که سازمان محیط زیست، نیازمند تغییرات بنیادین است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۹
انتشار یافته: ۸
عرضه میدارم ، متاسفانه اگر قبول کنیم که سازمان محیط زیست در حد شکاربانی بوده ، این سوال مطرح است که اگر شکاربانی بوده پس شکارش کجاست وچه شد؟ ونیز سازمانی متولی امر شکاربانی که نتوانسته وظیفه خود را در خصوص حفظ شکار انجام دهد ورودش به سایر پارنترهای محیط زیست که وا اسفا است .
اما جناب مهندس کلانتری امروزه پاشنه اشیل این سازمان فرو مانده از سیاستگذاریهای غلط همین حفظ شکاربانی در درجه اول میباشد ، همت مضاعف شکارکشان ارابه بدست کار را بدانجا رسانده که فتیله سازمان محیط زیست در این بخش به آخرش رسیده ودر حال آتش گرفتن است و خود بخدا اگر میخواهید کاری بکنید اول یک معاونتی تشکیل بدهید بنام همان شکاربانی و همه دوایر این نهاد را از سازمان ریشه کن نمایید ، تا بلاخره متولی این کار در سازمان نهادی قدرتمند و صرفا در حفظ شکار . احیاء زیست بومها تلاش نماید . بعدش بروید سایر الباقی وظایف سازمان . با تشکر
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






