وزرا باید چه ویژگیهایی داشته باشند؟!
وزیر تعاون و کار و امور اجتماعی باید فردی اقتصادی باشد؛ بنابراین، این که برای این وزارتخانه، پزشک یا فردی را که در زمینه اجتماعی کار کرده باشد، روی کار آورند، کاملا اشتباه است.
کد خبر: ۳۳۵۵۵۶
| | 3707 بازدید
هماکنون انتخاب وزرا و تعیین کابینه، مهمترین دغدغه سیاسیون و به ویژه نمایندگان مجلس است؛ اما این که یک وزیر باید دارای چه ویژگیهایی باشد، به اصلیترین دغدغهها تبدیل شده است؛ بنابراین، با توجه به اوضاع کنونی و مشکل اقتصادی که امروزه در جامعه هست، گویا مهمترین چالش دولت جدید نیز اقتصاد خواهد بود.به گزارش «تابناک»، از سوی دیگر، هماهنگی میان اعضای کابینه که اکنون در آستانه معرفی آن هستیم نیز مهم به نظر میرسد، زیرا نبود این هماهنگی که در دولت احمدینژاد و به ویژه در تیم اقتصادی آن بودیم، باعث ظهور و بروز مشکلات عدیدهای در کشور شد.
جعفر قادری، عضو کمیسیون برنامه و بودجه درباره این مشکلات به پرسش زیر که با توجه به این موضوع که امسال سال حماسه سیاسی و اقتصادی است، چه راهکاری پیش روی دولت آقای روحانی قرار دارد، این گونه پاسخ گفت: در حوزههای اقتصادی باید هماهنگی و اجماع و همکاری بین مجموعههای اقتصادی باشد.
اگر هر کدام از این مجموعهها بخواهند راه خود را بروند، نمیشود مسیر و جمعبندی مشخصی در اقتصاد داشت و این جدایی و چندپارگی مشکلاتی را پدید خواهد آورد. در عین حال، باید افراد توانمندی برگزیده شوند تا بتوانند اجتهاد و استنباط لازم را در حوزه کاری خود داشته باشند و یکدست بودن نباید بهانهای شود که سراغ افراد ضعیف بروند.
نماینده شیراز افزود: صرف این که مشاوران اقتصادی برای وزرا گذارند، بسنده نمیکند، بلکه خود وزرا نیز باید در اندازهای باشند که بتوانند موضوعات اقتصادی را تحلیل کنند و استنباط درستی از موضوعات داشته باشند تا بتوانند تصمیمات درستی بگیرند. شاید در مرحله تصمیمسازی بسیاری از امور توسط کارشناسان انجام شود، ولی کسی که میخواهد تصمیمگیری کند، باید تسلط حداقلی در موضوعات داشته باشد.
وی گفت: با ظرفیتهای که در اختیار این وزارتخانه و زیرمجموعههای آن است، وزیر این مجموعه باید کسی باشد که از این ظرفیتها بهره گیرد. در گذشته معمولا بحث وزرای تعاون و کار، این بود که ابزاری برای ایجاد کار ندارند؛ اما اکنون وضعیت کاملا متفاوت است و حوزههای مربوط به سرمایهگذاری صندوقها و تأمین اجتماعی به وزارتخانه ارتباط پیدا کرده و ماهیت کار نسبت به گذشته کاملا متفاوت است و اگر افرادی که در این وزارتخانه مسئولیت دارند، دید و نگاه اقتصادی داشته باشند، میتوانند به آسانی از ظرفیتها بهره برده و در گسترش فرصتهای شغلی کارهای جدی انجام دهند.
در وزارت کشاورزی و سایر وزارتخانهها نیز وضع همین گونه است. در دولت احمدینژاد واحدهای مسکونی بسیاری ساخته شد و به ادعای دولت، شمار آنها در کشور از خانوارها بیشتر شده است؛ اما دلیل این که مردم همچنان مشکل مسکن دارند، این است که دولت به بازار مسکن همچون بازار اقتصادی و جایی که باید با مکانیسمهای اقتصادی در آن تعادل ایجاد شود، نگاه نکرد و گمان کردند با نگاه فنی و مهندسی، میتوان مشکل را حل کرد.
یا برای نمونه، در بحث بهداشت و درمان محدودیتهایی در پذیرش دانشجو پدید آمده، ولی بخش بهداشت و درمان همچنان مشکلات بسیاری دارد. در بحث تعرفههای درمانی شاید بین تعرفههای دولتی و خصوصی تا ده برابر اختلاف باشد. این نشان دهنده بیسر و سامان بودن مدیریت بهداشت و درمان است و این که اقتصاد بهداشت و درمان مورد توجه قرار نگرفته است؛ بنابراین وزیر بهداشت و درمان باید افزون بر دارا بودن دانش تخصصی اطلاعات کلان اقتصادی و نسبت به بازار بهداشت و درمان نیز اشراف و آگاهی داشته باشد.
اما متأسفانه ما مشکلات بسیاری در وزارتخانهها داریم و دلیل آنها این است که وزرا بیشتر دنبال مدیریت هزینهها هستند، نه ایجاد درآمد. هنر وزیر باید این باشد که از ظرفیت و توانمندیهای وزارتخانه بهره گیرد و درآمد به دست آورد و منابع مورد نیاز خود را از این درآمدها برآورده کند.
اینکه وزرایی برگزیده شوند که در گرفتن منابع از دولت رقابت کنند و یا این که با استفاده از روش پیمانکاری بخواهند کار و وظایف خود را با کمترین هزینه به قیمت ورشکستگی و زمین زدن پیمانکاران انجام دهند، بدترین شکل اداره وزارتخانههاست که متأسفانه این رویکرد را در بسیاری از وزارتخانهها داشتهایم. شاید حجم چشمگیری از کار انجام شده باشد، ولی به قیمت نابودی پیمانکاران و شرکتهای مرتبط با وزارتخانهها تمام شده است، به گونهای که دیگر بخش خصوصی هیچ تمایلی به کار کردن با وزارتخانهها ندارد. در صورتی که اگر وزیر مسائل را به درستی مدیریت میکرد، این بخشها آنقدر برای پیمانکاران میتوانست جذابیت داشته باشد که پیمانکاران سایر بخشها را نیز جذب کند.
مشکل دیگر وزارتخانهها نداشتن دوراندیشی و ترسیم چشم انداز برای سالهای آینده بوده است. چرا وزرا دیدگاه بخشی به زیرمجموعههای خود دارد؟
متأسفانه مشکل این است که نگاه راهبردی و بلندمدت در وزارتخانهها وجود ندارد و بستگی به تمایلاتی که وزرا داشتهاند بر یک زیربخشی از مجموعه مورد سرپرستی خود تمرکز کرده و آن را دنبال کردهاند. وزارت راه و شهرسازی در دولت نهم و دهم به بحث مسکن پرداخته و از موضوع راه و شهرسازی غفلت کرده است. در بخش مسکن نیز تنها بخش مسکن مهر را مورد توجه قرار دادهاند و سایر بخشها را به حال خود رها کردهاند.
در سایر بخشها نیز همین گونه است و نشان دهنده آن است که وزرا جامعیت لازم را نداشتهاند و اگر اشرافیتی به حوزه کاری خود داشتند، از همه ظرفیتهای در اختیار خود استفاده و همه حوزهها را فعال میکردند، نه اینکه برخی حوزهها را فعال کنند و از سایر حوزهها غفلت شود. همین نگاههای بخشی و جزیرهای به بخشها، باعث آسیب پذیری اقتصاد کشور شده است، در حالی که اگر این حلقهها به یکدیگر متصل شوند و خلأها و کمبودها پر خواهد شود، مجموعه اقتصادی کشور شکوفا خواهد شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



