صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ديپلماسي انرژي چين در آسياي مركزي

پرویز ترکی
کد خبر: ۳۳۱۹۰۶
| |
29545 بازدید

وابستگی روزافزون کشور‌ها خصوصا کشورهایی همچون چین به منابع انرژی، باعث تقویت جایگاه امنیت انرژی در عرصه سیاسی و دیپلماتیک شده و رقابت‌های بین‌المللی بر سر دسترسی به این منابع را تشدید کرده است. همین مسأله تأثیرات فراوانی بر اولویت‌بندی اهداف سیاست خارجی کشور‌ها برجای گذاشته است. امروزه کشور‌ها با بهره‌مندی از دیپلماسی انرژی تلاش می‌کنند، تا حد امکان بدون استفاده از زور، منافع و امنیت انرژی خود را در این عرصه تأمین کنند. چین نیز با توجه به رشد بالای اقتصاد و مصرف روزافزون انرژی، تلاش‌های عمده‌ای در این زمینه انجام داده است و اکنون متغیر انرژی به عنوان یکی از عوامل اصلی جهت‌دهنده سیاست خارجی این کشور محسوب می‌شود.

چین به عنوان یکی از مصرف‌کنندگان عمده انرژی در جهان، با استفاده از ابزار دیپلماسی انرژی در خاورمیانه، آسیای مرکزی، افریقا و امریکای لاتین، نگرانی عمده خود را در خصوص امنیت انرژی تا حدودی مرتفع ساخته است. این کشور تلاش کرده، جهت‌گیری سیاست خارجی خویش را بر مبنای منافع اقتصادی تنظیم کند و در این میان به دلیل جایگاه ویژه انرژی در رشد اقتصادی، تأمین امنیت انرژی نقش بسیار مهمی در سیاست خارجی آن پیدا کرده است. لذا آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که جایگاه ویژه‌ای در دیپلماسی انرژی چین دارد.
چین از نخسیتن کشورهایی بود که استقلال کشورهای آسیای مرکزی را که در اواخر سال ۱۹۹۱ به رسمیت شناخت و از ابتدای سال ۱۹۹۲ دفا‌تر دیپلماتیک خود را تأسیس کرد و در دو دهه گذشته نفوذ خود را توسعه داده است. در همین راستا شی جین پینگ رئیس جمهور چین ۱۳ تا ۲۲ شهریور ماه ۹۲ بنا به دعوت رؤسای جمهور ترکمنستان، قزاقستان، رئیس جمهور ازبکستان و رئیس جمهور قرقیزستان سفر رسمی به این کشور‌ها نمود. ضمنا جهت شرکت در اجلاس گروه ۲۰ به سنت پترزبورگ روسیه نیز سفر کرد.

این نخستین بازدید شی جین پینگ از آسیای‌ مرکزی و سومین دور از سفرهای خود به خارج از کشور بعد از انتصاب به عنوان رئیس‌جمهور چین در ماه مارس، می‌باشد او به پایتخت چهار کشور از پنج کشور آسیای‌مرکزی سفر کرد که با توجه به نوع نگاه چین و جایگاه این کشور در منطقه یک سفر بی‌سابقه به شمار می‌رود. شی جین پینگ، با سفر به کشورهای آسیای‌مرکزی دور جدیدی از رویکرد چینی در منطقه را به تصویر کشید.

شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین با مسافرت به چهار کشور آسیای‌مرکزی و دعوت «قربانقلی بردی محمداف»، رئیس‌جمهور ترکمنستان، «نورسلطان نظربایف»، رئیس‌جمهور قزاقستان، «اسلام کریم‌اف»، رئیس‌جمهور ازبکستان و «آلماز بیک»، رئیس‌جمهور قرقیزستان دور نوینی از رویکرد چینی در منطقه را به نمایش گذاشت. رئیس‌جمهور چین پس از شرکت در اجلاس کشورهای جی ۲۰ در سن پترزبورگ، به ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان سفر و سرانجام در بیشکک، پایتخت قرقیزستان در اجلاس سازمان همکاری‌های شانگهای شرکت کرد.

رویکرد اقتصادی چین جهت دستیابی به اهداف اقتصادی


چین در عرصه بین‌المللی تقریبا رویکرد اقتصادی را انتخاب کرده است. به نظر می‌رسد پکن در کوتاه مدت اختلافات سیاسی و تضادهای ایدئولوژیک با غرب را کنار گذاشته و در تلاش است تا با افزایش رشد اقتصادی خود در این بخش از آمریکا و غرب پیشی گیرد. بنابراین اولویت نخست در منطقه آسیای‌ مرکزی برای چین‌، اولویت اقتصادی است. در همین راستا منابع نفت و گاز و انرژی آسیای‌مرکزی بهترین جذابیت را برای اقتصاد چین در پی دارد، چرا که کشورهای این منطقه بویژه قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان دارای منابع انرژی هستند و در درازمدت می‌توانند منبع انرژی با ثباتی برای چین باشند. با این حال تاجیکستان و قرقیزستان که فاقد منابع سوخت فسیلی‌اند دارای پتانسیل‌های برق ـ آبی هستند و می‌توانند به نوعی بسترهای مناسبی برای حضور چین باشند. در واقع چین و آسیای‌مرکزی اقتصاد را در اولویت قرار داده‌اند و همین امر موجب شده است تا اقتصاد نقش اصلی را در مناسبات میان چین و کشورهای آسیای‌مرکزی بازی کند.

از آنجا که چین از سال ۱۹۹۳ به وارد کننده محض نفت تبدیل شد و اکنون مجبور است ۶۵ درصد از نیازمندی‌های نفت خام خود را از خارج تأمین کند، آسیای‌مرکزی از اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی این کشور برخوردار است. همچنین با توجه به رشد اقتصادی در سال‌های گذشته نیاز این کشور به گاز به شدت افزایش یافته است و کشورهای آسیای‌مرکزی به یکی از منابع اصلی تأمین انرژی این کشور تبدیل شده‌اند. در واقع در سفر اخیر رئیس‌جمهور چین هم توجه ویژه‌ای به سیاست انرژی دولت چین شده است.

در سفر رئیس جمهور چین به چهار کشور آسیای میانه جمعا ۵۳ سند امضاء شد که اکثر این اسناد مربوط به همکاریهای در بخش انرژی (سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفت و گاز؛ استخراج؛ خرید سهام شرکت‌های نفتی و گازی؛ احداث خط لوله و...) بوده است.

مقامات چین و ترکمنستان سیزده سند همکاری از جمله موافقت‌نامه خرید و فروش ۲۵ میلیارد متر مکعب گاز اضافی در سال، قرارداد دولت ترکمنستان با بانک «توسعه چین» برای اجرای فاز دوم میدان گازی گالکینیش در جنوب ترکمنستان و همچنین قرارداد ساخت مجتمع تهیه گاز صادراتی به میزان ۳۰ میلیارد متر مکعب در سال را امضا کردند.

ترکمنستان بیش از ۵۱ درصد نیاز گازی چین را تأمین می‌کند و رئیس‌جمهور چین در اولین مرحله از سفرش در ترکمنستان موافقت‌نامه‌ای را در مورد گاز طبیعی به امضا رساند تا انتقال انرژی از این کشور آسیای‌مرکزی به پکن را تأمین کند. بر اساس این موافقت‌نامه ترکمنستان انتقال سالانه گاز طبیعی خود به چین را تا سال ۲۰۲۰ میلادی به حدود ۶۵ میلیارد متر مکعب می‌رساند. در واقع براساس آمار دولت ترکمنستان، صادرات گاز این کشور به چین در سال ٢٠١٢ بالغ بر ٢٠ میلیارد مترمکعب بوده است. اما با امضای توافقنامه جدید با چین، صادرات گاز به ۶۵ میلیارد مترمکعب در سال افزایش خواهد یافت. به علاوه قرار است چهارمین خط لوله گازی ‌به نام «D» از ترکمنستان تا چین کشیده شود.

در همین سفر رؤسای‌جمهور ترکمنستان و چین در مراسم آغاز بهره‌برداری فاز یک «گالکینیش» (رستاخیر)، دومین میدان بزرگ گازی دنیا شرکت کردند. توسعه این میدان گازی را شرکتهای CNPC چین؛ شرکت‌ای جی، هیواندی کره جنوبی و پتروناک امارات عربی برعهده دارند. همچنین موضوع انتقال مطمئن نفت به چین یکی از موضوعات گفتگوی رئیس‌جمهور این کشور در زمان دیدارش از قزاقستان بود. قزاقستان که یکی از کشورهای بزرگ صادر کننده نفت منطقه به شمار می‌رود؛ می‌تواند محل مناسبی برای حضور چینی‌ها باشد.

بین چین و قزاقستان در این سفر ۲۲ قرارداد در زمینه‌های مختلف تجاری - اقتصادی شامل قراردادهای نفت و گاز، امنیتی، مبارزه با تروریسم، جدایی طلبی و افراط گرایی و همچنین جنایات سازمان یافته از جمله قاچاق غیرقانونی مواد مخدر و سلاح به ارزش۳۰ میلیارد دلار امضا کرده‌اند. که ۱۶ قرارداد آن در زمینه همکاری اقتصادی خصوصا انرژی (نفت و گاز) است.

این کشور توانسته در عرصه اقتصادی، به ویژه در صنعت نفت و گاز، رقبای خود را پشت سر بگذارد. شرکت ملی نفت چین مشترکا توانسته با شرکت نفتی «مونای گاز قزاقستان»، شرکت نفتی «مانگیستا مونیا گاز» را که مجوز اکتشاف ‪ ۱۵‬میدان نفت و گاز در قزاقستان و میدان‌های نفتی در منطقه دریای‌خزر و ۳۶ میدان نفتی و گازی در اختیار دارد، ‌بخرد.
 
به عبارت دیگر، چین با خرید شرکت‌های فعال قزاقستان در حوزه دریای‌خزر و کنترل بخشی از بازارهای مختلف محصولات نفتی قزاقستان در رقابت‌ها بر سر دستیابی به منابع انرژی حوزه دریای‌خزر هم از روسیه و هم از غرب موفق‌تر عمل کرده است. این امر در حالی است که ساخت خط لوله نفت از «آتاسو» قزاقستان به «آلاشانکاو» چین نیز به پایان رسیده ‌و امیدوار است تا از وابستگی به نفت شرق آفریقا و خلیج‌فارس نجات یابد.

چین و ازبکستان یازده سند همکاری به ارزش بیش از پانزده میلیارد دلار در عرصه‌های مختلف بین دو کشور روز دوشنبه در تاشکند به امضا رسید. از جمله قرارداد ساخت و بهره برداری از شبکه چهارم خط لوله گاز ازبکستان به چین امضا شد. احداث خط لوله گاز از ازبکستان به چین اول ژوئن سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز و در ماه دسامبر سال ۲۰۰۹ میلادی بهره برداری شد و در سال ۲۰۱۰ میلادی کارهای ساخت دومین شبکه خط لوله گاز به پایان رسیده است. طول خط لوله گاز نزدیک به هفت هزار کیلومتر است که ۵۲۵ کیلومتر آن از قلمرو ازبکستان عبور می‌کند و ظرفیت انتقال دو شبکه خط لوله گاز ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز در سال است.

ساخت شبکه سوم خط لوله گاز آسیای مرکزی و چین به ظرفیت ۲۵ میلیارد متر مکعب گاز در سال در حال انجام است. هزینه این طرح حدود دو میلیارد و دویست میلیون دلار است و توسط وام بانک دولتی توسعه چین و همچنین سرمایه‌گذاری‌های مستقیم نفت و گاز ملی چین (CNPC) تأمین مالی خواهد شد.

ازبکستان از لحاظ استخراج گاز طبیعی یکی از ۱۰ کشور اول جهان است و هر سال حدود ۷۰ میلیارد متر مکعب گاز در این کشور استخراج و بخشی از آن صادر می‌شود.

چین و قرقیزستان در مجموع هفت سند در بخش‌های اقتصاد، تجارت، انرژی، بهداشت و آموزش امضا کردند. چین مبلغ ١،‌۴ میلیارد دلار به ساخت خط لوله ٢٢۵ کیلومتری قرقیزستان-چین که ظرفیت انتقال ٣٠ میلیارد مترمکعب در سال گاز را دارد و ظرف دو تا سه سال ساخته می‌شود، اختصاص داد. این خط لوله برای صادرات گاز ترکمنستان به چین در نظر گرفته شده است. از طریق این خط لوله گاز ترکمنستان به شهر کاشغر در چین منتقل خواهد شد.

ظرفیت انتقال گاز این شبکه حدود ۴٠ میلیارد مترمکعب است؛ ساخت شاخه سوم آنکه سبب افزایش ظرفیت انتقال گاز این شبکه به ۶۵ میلیارد مترمکعب است، در حال احداث است و بخشی از این خط لوله احتمال دارد از خاک قرقیزستان بگذرد. چین بالغ بر سه میلیارد دلار به پروژه‌های قرقیزستان اختصاص خواهد داد.

همچنین۴٠٠ میلیون دلار به افزایش سالانه٣ میلیون تنی ظرفیت تولید پالایشگاه نفت جوندا (Junda) اختصاص داده خواهد شد.

آنچه مشخص است حجم مبادلات تجاری چین با ۵ کشور مهم آسیای‌مرکزی از نظر چینی‌ها به ۵۰ برابر رسیده است و در چند سال اخیر اعتبارات مالی و تسهیلات بانکی بلندمدت فراوانی را در اختیار کشورهای آسیای‌مرکزی قرار داده ‌است. چین با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی، مجاورت با منطقه آسیای‌مرکزی و توانمندی‌های اقتصادی، صنعتی و فناوری‌ نوین در حال گسترش، حضور خود در بازار کشورهای این منطقه است.

همچنین چین میلیارد‌ها دلار برای توسعه شبکه‌های حمل و نقل کشورهای عضو «سازمان همکاری‌های شانگهای» اختصاص داده و میزان عمومی سرمایه‌گذاری خود در منطقه را به ده‌ها میلیارد دلار رسانده و عملا نقش نخست در کشورهای خارجی سرمایه‌گذار در اقتصاد منطقه را دارد. در همین رابطه نیز باید دانست که رهبران منطقه‌ای نیز از این نقش چین خرسند هستند. چنانچه رئیس‌جمهور ترکمنستان تأکید کرد که پکن شریک استراتژیک عشق‏‌آباد می‌‏‌باشد. در طول دیدار شی جین پینگ و نورسلطان نظربایف، رئیس‌جمهوری قزاقستان رهبران دو کشور خواستار افزایش مشارکت استراتژیک پکن- آستانه شدند و نظربایف از چین به عنوان یک همسایه، دوست و برادر خوب یاد کرد و خواستار ارتقای سطح روابط با چین شد.

اهداف سیاسی و ژئوپلیتیکی سفر


نخستین سفر شی جین پینگ از آسیای‌ مرکزی بعد از انتصاب به عنوان رئیس‌جمهور چین در ماه مارس، می‌باشد او به پایتخت چهار کشور از جمله پنج کشور آسیای‌مرکزی سفر کرد که با توجه به نوع نگاه چین و جایگاه این کشور در منطقه یک سفر بی‌سابقه به شمار می‌رود. آسیای میانه در سیاست خارجی چین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. زیرا این کشور‌ها می‌توانند در تأمین نیازهای انرژی تقزیبا مطمئن رو به رشد چین سهم بالایی ایفا‌ نمایند.

همچنین موضوع امنیتی در این سفر برای پکن از اهمیت زیادی برخوردار بود. در این رابطه با قرقیزستان که دارای مرز مشترک می‌باشد مذاکراتی بین مقامات دو کشور صورت گرفت و به توافقاتی دست یافتند. هر اقدامی که منجر به بروز تنش در منطقه سین کیانگ گردد؛ مقامات چین نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهند.

گسترش نفوذ ژئوپلیتیک

چین با کشورهای آسیای‌ مرکزی بیش از ۳ هزار کیلومتر مرز مشترک دارد. چین از جمله اولین کشورهایی بوده که استقلال کشورهای آسیای‌مرکزی را که در اواخر سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد، به رسمیت شناخته و از ابتدای سال ۱۹۹۲ در هر کدام از این کشور‌ها دفا‌تر دیپلماتیک خود را تاسیس کرد. در ادامه چین همراه با روسیه، سازمان همکاری‌های شانگهای را بنیان نهاد و تلاش کرد از سازمان همکاری‌های شانگهای برای گسترش دامنه نفوذ خود در آسیای‌مرکزی استفاده کند چنانچه برخی مبارزه چین برای یافتن جایگاه مستحکمی در آسیای‌مرکزی را همانند تلاش‌های این کشور در آفریقا می‌دانند. در این مسیر در شرایط کنونی چین با نگاه به جایگاه مناسب اقتصادی خود در منطقه بر این نظر است تا اندک اندک نفوذ سیاسی و ژئوپلیتیک خود را در منطقه گسترش دهد.

در این شرایط هر چند برخی بازیگران داخلی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از توسعه‌طلبى چینى‌ها در منطقه به شدت نگران بوده و گسترش حضور روز افزون چین در تمام عرصه‌هاى اقتصادى در منطقه را با نگرانی دنبال می‌کنند اما کشورهای آسیای‌مرکزی به افزایش حضور چین در منطقه تا اندازه‌ای علاقمند هستند. زیرا این شرایط به آن‌ها امکان می‌دهد توازن در رقابت‌های میان آمریکا و روسیه، دو بازیگر اصلی در صحنه آسیای‌مرکزی را در میزانی معین نگاه دارند و با استفاده از امکانات و گسترش نفوذ چین در این کشور‌ها مسکو و واشنگتن را به افزایش سرمایه‌گذاری و حضور بیشتر در این کشور‌ها ترغیب کنند. در این بین اکنون چینی‌ها رویکردهایی را در منطقه دنبال می‌کنند

بهره‌گیری از نقش سازمان همکاری‌های شانگهای و توسعه روابط


چین با سه کشور منطقه یعنی تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان مرز مشترک دارد. در همین راستا سیاست اصلی چین در مقابل آسیای‌مرکزی مبتنی بر توسعه روابط همه جانبه با کشورهای آسیای‌مرکزی بویژه حفظ روابط خوب همسایگی و همزیستی مسالمت‌آمیز، ارتقای سطح همکاری، برابری، نفع دو جانبه، احترام و به رسمیت شناختن استقلال این منطقه، عدم دخالت در امور داخلی و کمک به صلح و ثبات منطقه است. لذا پکن تلاش می‌کند به اصل تمامیت ارضی، عدم تجاوز و همزیستی مسالمت‌آمیز احترام بگذارد. روابط با این کشور‌ها باید فارغ از تاثیرات ایدئولوژیک و طبق اصول همزیستی مسالمت‌آمیز و بدون ارتباط با سیاست‌های داخلی این جمهوری‌ها باشد. موضوع مشترک چین و آسیای ‌مرکزی عدم‌توجه به دغدغه دموکراسی است. یعنی هم رهبران کشورهای آسیای‌مرکزی از اولویت نداشتن مباحث سیاسی در سیاست‌خارجی چین استقبال کرده و هم به نوعی ثبات سیاسی و رژیم‌های موجود در منطقه مهم‌تر از دگرگونی در رژیم‌های منطقه مد نظر چین است‌.

تأمین امنیت مرز‌ها و مقابله با تجزیه‌طلبی


با توجه به پتانسیل‌های واگرایی در شمال غرب چین و مناطقی نظیر سین‌کیانگ، نگاه امنیتی چین و مبارزه علیه افراط گرایان مذهبی و ناسیونالیست، دولت چین امیدوار است با توسعه روابط دوستانه امنیت و ثبات را در منطقه و در مرزهای غربی خود گسترش دهد. از نگاه چین اگر کشورهای آسیای‌مرکزی با همسایه جنوبیشان هماهنگ باشند، دخالت ایالات‌متحده و قدرت‌های غربی دشوار خواهد شد و مزایای اقتصادی بالقوه حضور در منطقه را کاهش خواهد داد. اگر کشورهای آسیای‌مرکزی تا حد زیادی با کشورهای غربی متحد شوند، آنگاه منافع سیاسی و اقتصادی چین لطمه خواهد دید.

در همین راستاست که چین شدیدا به ثبات منطقه علاقمند است و هرگونه هرج و مرج از ناحیه اویغورهای مسلمان در سین‌کیانگ را به شدت مورد سرکوب قرار داده است. چنانچه از توجه به جریان ناسیونالیستی جدایی‌طلب اویغور به جریان بنیادگرایی اسلامی در مناطق شمال غربی چین هم توجهی بنیادین دارد. یعنی در کنار توجه به جدایی‌طلبی اویغوری، جنبش اسلامی ترکستان شرقی را زیر نظر داشته و هم‌راستا با رهبران آسیای‌مرکزی بر سر مهار «اسلام‌گرایی افراطی در منطقه حرکت می‌کند.

اهداف راهبردی چین در آسیا مرکزی از دو جهت قابل بررسی است. نخست به راهبردهای کشور چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه‌های مختلف توسعه برمی‌گردد. چین کشوری بزرگ در قامت قدرتی جهانی ظاهر شده و در پی آن است که در عرصه‌های مختلف اقتصاد و سیاست نفوذ خود را در مناطق مختلف جغرافیایی دنیا تقویت کند. در راستا این هدف، آسیای مرکزی یکی از مناطق مهم دنیا است که چین بدان توجه دارد. دوم در واقع وجه دیگر سیاست خارجی چین به جایگاه آسیای مرکزی برمی گرد. امریکا درصدد حضور و نفوذ در منطقه برای توسعه هژمونی خود و همچنین رقابت با روسیه است لذا چین می‌خواهد در منطقه حضور داشته باشد و همین امر به منطقه اهمیت مضاعف داده است.

هرچند مولفه انرژی را می‌توان یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تاثیرگذار بر توجه ویژه پکن به آسیای مرکزی به شمار آورد، اما عناصر دیگری نیز بعنوان متغیرهای کلیدی تمرکز چین بر این منطقه مطرح هستند؛ از جمله بحث رقابت چین با دیگر قدرت‌های بین المللی از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا و حتی روسیه. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خلا قدرت ایجاد شده در آسیای مرکزی سبب شد تا این منطقه به آوردگاه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شود. چین بتدریج توانست با رسوخ خزنده اقتصادی به شریک نخست تجاری و اقتصادی برخی کشورهای آسیای مرکزی تبدیل شود.

نگاه اقتصادی چین به منطقه از دو جهت اقتصادی و امنیتی قابل اهمیت است. از نظر اقتصادی نیز دو بعد دارد. نخست نیازهای انرژی خود را از منطقه تأمین کند. برخی از کشورهای منطقه دارای ذخایز زیاد نفت و گاز هستند و چین با توجه به نیاز در این منطقه حضور یافته تا نیاز‌های خود را تأمین کند. این اولویت مهمی است. چنانچه در سفر رئیس جمهور چین به منطقه و دیدار از چهار کشور آسیای مرکزی ۵۳ سند همکاری امضاء شد که اکثر آن‌ها در حوزه انرژی بویژه گاز است. چین سالانه ۴۰ میلیار متر مکعب گاز از ترکمنستان وارد کرده و قرار است این امر به ۶۵ میلیارد متر مکعب گردد. چین در حوزه گازی وسیع گالکینش در استان مرو (که در برخی گزارش‌ها دومین میدان گازی است) تمرکز کرده و مجموعه صنعتی گازی در آن منطقه افتتاح کرده است.

چین همچنین در این حوزه با قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان همکاری می‌کند. لذا تأمین انرژی برای چین بحثی اساسی و اولویت دار است. بعد دوم بازار مهم اقتصادی منطقه است که می‌تواند برای تولیدات و محصولات چین اهمیت داشته باشد. چین شریک اول بسیاری از کشوهای منطقه در حوزه اقتصادی است و هر ۵ کشور منطقه واردات زیادی از چین دارند.
یکی دیگر از نگاه‌های چین به منطقه نگاه امنیتی است.

این کشور‌ها با چین همسایه هستند. بعد از فروپاشی شوروی فضای باز و جدیدی برای مردم مسلمان ایجاد تا در این بستر بازگشتی به اسلام داشته باشند. از سوی دیگر خطر بنیادگرایی در منطقه وجود دارد که از تهدیدات منطقه‌ای چین است و از این جهت نگاه مشترکی با ساختار قدرت‌ها در منطقه دارد. یعنی هم چین و هم ساختارهای قدرت در کشورهای منطقه به بنیاد گرایی به عنوان تهدید می‌نگرند، لذا هر دو سو به نوعی منافع مشترکی در کنترل بنیادگرایی دارند.

حضور چین و روسیه در منطقه آسیای مرکزی از دو بعد مد نظر هر دو کشور چین و روسیه است. دو بازیگر در برخی از عرصه‌ها همگرایی دارند و منافع مشترک آن‌ها به همگرایی انجامیده است. همچنین حضور امریکا در منطقه موجب همگرایی درجهت کنترل و محدود کردن حضور امریکا دراین منطقه شده است از جمله مقامات قرقیزستان تصمیم خود را درباره پایگاه هوایی مناس به اطلاع دولت آمریکا رساندند و اعلام کردند که به حضور آمریکا در پایگاه هوایی مناس خاتمه خواهند داد. وزارت امور خارجه قرقیزستان به مقامات آمریکایی اعلام کرد کلیه توافقنامه‌های امضا شده قبلی درباره پایگاه هوایی مناس از ماه ژوئیه دوهزار و چهارد دیگر اعتبار نخواهد داشت.

این لایحه که ابتدا به تصویب پارلمان قرقیزستان رسیده بود اکنون با امضای رئیس جمهور به قانون تبدیل شده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تا پایان سال ۲۰۱۴ نیز می‌تواند موجب نگرانی چین بخاطر تاثیر آن بر مناطق شمال غربی این کشور (سین کیانگ) شده است.

لذا چین و روسیه می‌توانند با حضور امریکا در منطقه مقابله داشته باشند، اما اگر مسأله دو جانبه را در نظر گیریم در منطقه می‌توانند رقابت هم داشته باشند. این رقابت می‌تواند بیشتر در حوزه‌های تجاری و سیاسی باشد. چین می‌خواهد در منطقه به عنوان بازیگر اصلی، تجاری و سیاسی حضور داشته باشد.

پرویز ترکی، کار‌شناس ارشد مسائل سیاسی آسیا

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟