دام مرد شياد برای خانم دكتر

مردي كه متهم است بعد از فريب خانم دكتر با اجير كردن دو سارق اموال او را دزديده، اتهام خودش را انكار كرد.
به گزارش جوان، صبح ۱۲ اسفند ماه سال قبل زن جواني سراسيمه به كلانتري ۱۴۸ انقلاب رفت و گفت كه لحظاتي پيش دو پسر موتور سوار كيف دستياش را سرقت كردند. وي كه هنوز آثار ترس در چهرهاش نمايان بود، گفت: من دندانپزشك هستم و مطبم در يكي از خيابانهاي اطراف ميدان انقلاب است. امروز صبح با ماشين سوناتاام از خانهام به مقصد مطب خارج شدم. لحظاتي پيش به مطب رسيدم و ماشينم را كنار خيابان پارك كردم. دو پسر جوان كه سوار بر يك دستگاه موتوسيكلت بودند، كنار خيابان ايستاده بودند.
وقتي از ماشين پياده شدم، ناگهان يكي از آنها به من حمله كرد و در يك چشم به هم زدن كيف دستيام را قاپيد. وقتي كيفم را از دستم كشيد، زمين خوردم به طوري كه دستم آسيب ديد. بعد با داد و بيداد از مردم كمك خواستم اما سارقان با موتوسيكلت از محل دور شدند. وي ادامه داد: داخل كيفم يك سرويس طلا به مبلغ ۱۰ميليون تومان، ۲۰۰ هزار تومان پول نقد، گوشي گرانقيمتم، دو عدد كارت عابر بانك، كارت ماشين، مهر و كارت نظام پزشكيام و مقداري لوازم ديگر بود.
با طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي موسوي، داديار شعبه پنجم دادسراي جنايي در اختيار تيمي از مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
همزمان با ادامه تحقيقات، پزشك جوان دوباره به اداره پليس رفت و از مرد جواني به جرم كلاهبرداري شكايت كرد و گفت اين كلاهبردار همان سارق كيفش است. وي گفت: چند ماه پيش مرد جواني به نام ارسلان براي ترميم دندانش به مطبم آمد. ارسلان بعد از اين، چند بار ديگر به مطبم مراجعه و با چرب زباني خودش را به من نزديك كرد. در اين مدت من از او خوشم آمد به طوري كه به او علاقهمند شدم و ارسلان هم به من ابراز علاقه كرد. وي با حرف و قولهايي كه داد، مرا خام كرد و قرار شد تا با يكديگر ازدواج كنيم. ارسلان ادعا ميكرد كه ارتباط خوبي با ادارات دولتي دارد و حتي قرار شد براي ماشين من طرح ترافيك بگيرد.
مدتي از ارتباط ما گذشت تا اينكه قرار شد من و دو نفر از دوستان پزشكم براي تعطيلات عيد نوروز به اروپا برويم. از آنجايي كه ارسلان ادعا ميكرد با همه ارتباط دارد، من و دوستانم مبلغ ۳۰ ميليون تومان براي مقدمات و هزينه سفرمان به اروپا به او داديم. بعد از اين ارسلان به من گفت كه همه كارها را انجام داده تا اينكه روز حادثه قرار شد من سرويس طلاي گرانقيمتم را به مطب ببرم تا او مانند آن را براي خواهرش بخرد. آن روز او در مطب منتظر من بود تا من سرويس طلا را به او نشان دهم. وقتي به مطب رسيدم، دو پسر موتور سوار منتظر پياده شدن من بودند و آنها از محتويات داخل كيفم با خبر بودند. بعد از اين حادثه ارسلان در مطب از من خداحافظي كرد و ناپديد شد و حتي تلفنهايم را هم جواب نداد.
وي ادامه داد: چند روز قبل مرد جواني مداركهاي شناسايي كيفم را به بيمارستان محل كارم تحويل داد به خاطر همين من احتمال ميدهم كه مرد كلاهبردار نقشه سرقت كيفم را با همدستي دو پسر جوان طراحي كرده است. بنابراين پليس جستوجو براي مرد كلاهبردار را در دستور كار خود قرار داد و سرانجام ارسلان شامگاه شنبه ۱۱ خرداد در تهران شناسايي و دستگير شد.
متهم در بازجوييها با انكار كيف قاپي در ادعايي گفت: من اهل يكي از شهرهاي غرب كشور هستم. چندسالي است كه از شهرهاي مرزي غرب كشور به تهران پوشاك وارد ميكنم و در بازار به صورت كلي ميفروشم. مدتي پيش براي ترميم دندانم به دندانپزشكي شاكي رفتم. بعد از چند جلسه رفت و آمد به يكديگر علاقهمند شديم و قرار شد با يكديگر ازدواج كنيم. در اين مدت من مبلغ ۱۰ميليون تومان از او قرض گرفتم و قرار شد به او پس دهم اما من دركيفقاپي و سرقت سرويس طلاي او دست نداشتم.
تحقيقات از متهم تا روشن شدن زواياي پنهان پرونده به دستور قاضي موسوي توسط كارآگاهان ادامه دارد.
به گزارش جوان، صبح ۱۲ اسفند ماه سال قبل زن جواني سراسيمه به كلانتري ۱۴۸ انقلاب رفت و گفت كه لحظاتي پيش دو پسر موتور سوار كيف دستياش را سرقت كردند. وي كه هنوز آثار ترس در چهرهاش نمايان بود، گفت: من دندانپزشك هستم و مطبم در يكي از خيابانهاي اطراف ميدان انقلاب است. امروز صبح با ماشين سوناتاام از خانهام به مقصد مطب خارج شدم. لحظاتي پيش به مطب رسيدم و ماشينم را كنار خيابان پارك كردم. دو پسر جوان كه سوار بر يك دستگاه موتوسيكلت بودند، كنار خيابان ايستاده بودند.
وقتي از ماشين پياده شدم، ناگهان يكي از آنها به من حمله كرد و در يك چشم به هم زدن كيف دستيام را قاپيد. وقتي كيفم را از دستم كشيد، زمين خوردم به طوري كه دستم آسيب ديد. بعد با داد و بيداد از مردم كمك خواستم اما سارقان با موتوسيكلت از محل دور شدند. وي ادامه داد: داخل كيفم يك سرويس طلا به مبلغ ۱۰ميليون تومان، ۲۰۰ هزار تومان پول نقد، گوشي گرانقيمتم، دو عدد كارت عابر بانك، كارت ماشين، مهر و كارت نظام پزشكيام و مقداري لوازم ديگر بود.
با طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي موسوي، داديار شعبه پنجم دادسراي جنايي در اختيار تيمي از مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
همزمان با ادامه تحقيقات، پزشك جوان دوباره به اداره پليس رفت و از مرد جواني به جرم كلاهبرداري شكايت كرد و گفت اين كلاهبردار همان سارق كيفش است. وي گفت: چند ماه پيش مرد جواني به نام ارسلان براي ترميم دندانش به مطبم آمد. ارسلان بعد از اين، چند بار ديگر به مطبم مراجعه و با چرب زباني خودش را به من نزديك كرد. در اين مدت من از او خوشم آمد به طوري كه به او علاقهمند شدم و ارسلان هم به من ابراز علاقه كرد. وي با حرف و قولهايي كه داد، مرا خام كرد و قرار شد تا با يكديگر ازدواج كنيم. ارسلان ادعا ميكرد كه ارتباط خوبي با ادارات دولتي دارد و حتي قرار شد براي ماشين من طرح ترافيك بگيرد.
مدتي از ارتباط ما گذشت تا اينكه قرار شد من و دو نفر از دوستان پزشكم براي تعطيلات عيد نوروز به اروپا برويم. از آنجايي كه ارسلان ادعا ميكرد با همه ارتباط دارد، من و دوستانم مبلغ ۳۰ ميليون تومان براي مقدمات و هزينه سفرمان به اروپا به او داديم. بعد از اين ارسلان به من گفت كه همه كارها را انجام داده تا اينكه روز حادثه قرار شد من سرويس طلاي گرانقيمتم را به مطب ببرم تا او مانند آن را براي خواهرش بخرد. آن روز او در مطب منتظر من بود تا من سرويس طلا را به او نشان دهم. وقتي به مطب رسيدم، دو پسر موتور سوار منتظر پياده شدن من بودند و آنها از محتويات داخل كيفم با خبر بودند. بعد از اين حادثه ارسلان در مطب از من خداحافظي كرد و ناپديد شد و حتي تلفنهايم را هم جواب نداد.
وي ادامه داد: چند روز قبل مرد جواني مداركهاي شناسايي كيفم را به بيمارستان محل كارم تحويل داد به خاطر همين من احتمال ميدهم كه مرد كلاهبردار نقشه سرقت كيفم را با همدستي دو پسر جوان طراحي كرده است. بنابراين پليس جستوجو براي مرد كلاهبردار را در دستور كار خود قرار داد و سرانجام ارسلان شامگاه شنبه ۱۱ خرداد در تهران شناسايي و دستگير شد.
متهم در بازجوييها با انكار كيف قاپي در ادعايي گفت: من اهل يكي از شهرهاي غرب كشور هستم. چندسالي است كه از شهرهاي مرزي غرب كشور به تهران پوشاك وارد ميكنم و در بازار به صورت كلي ميفروشم. مدتي پيش براي ترميم دندانم به دندانپزشكي شاكي رفتم. بعد از چند جلسه رفت و آمد به يكديگر علاقهمند شديم و قرار شد با يكديگر ازدواج كنيم. در اين مدت من مبلغ ۱۰ميليون تومان از او قرض گرفتم و قرار شد به او پس دهم اما من دركيفقاپي و سرقت سرويس طلاي او دست نداشتم.
تحقيقات از متهم تا روشن شدن زواياي پنهان پرونده به دستور قاضي موسوي توسط كارآگاهان ادامه دارد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۵
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



