نگاه شما: کاندیدای بابرنامه را انتخاب کنیم
در آغاز یادآوری این نکته لازم است که بنده میتوانم درباره مباحث مطرح در مناظره روز جمعه، مطالب مبسوطی را با استفاده از انواع و اقسام تئوریهای اقتصادی به رشته تحریر درآورم، اما میخواهم با زبان مردم چند جمله ای را با مردم عزیز کشورم در میان بگذارم و بنا ندارم مباحث پیچیده اقتصادی را بیان کنم.
همچنین، لازم است این مطلب را بگویم که تا روز جمعه هیچگاه دوست نداشتم وارد مباحث سیاسی روز شوم و از کاندیدای خاصی حمایت نمایم، ولی اکنون، عدم حضور خویش در صحنه را خیانت به مردم و علم اقتصاد میدانم.
صادقانه میگویم. هدفم از این نوشتار، حمایت از برنامههای دکتر محسن رضایی و خواهش از مردم برای در نظر گرفتن این برنامهاست.
...زمانی که مناظره تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری را در روز جمعه به عنوان یک عضو از جامعه علمی اقتصاد دیدم، بسیار نگران شدم.
تصور کنید که صدها اقتصاددان ایران به علاوه شمار بسیاری از دانش آموختگان اقتصاد پای سخنان این بزرگواران نشسته باشند و ببینند که بیشتر آنان به صورت فاجعه آمیز و باور نکردنی، برداشتهای سطحی از مسائل و مشکلات اقتصاد ایران داشته باشند.
هرچند برنامه تلویزیونی بهتر از این میتوانست باشد، ولی یک خاصیت مهم داشت. این برنامه، ظرفیت کاندیداها را نشان داد و تا حدودی تکلیف مردم و حداقل متخصصین و کارشناسان را روشن کرد.
به عنوان یک اقتصاددان که حرفهایش را میتوان، هم جدی گرفت و هم نگرفت، ضمن عرض ارادت و ادای احترام به محضر هشت کاندیدای بزرگوار و کسب اجازه از همه اساتید و مردم عزیز، برداشتهای خود را به زبان کسانی که باید انتخاب کنند، مینگارم:
یکی از کاندیداها که روی ارز، تورم و هزینه پول برای تولید و ناکامی دولتهای قبل (اعم از نوع شاهی آن و یا دولتهای بعد از انقلاب) به خاطر بیوجهی به این موضوعات در برون رفت از مشکلات زوم کرده بود، به مردم این پیام را میداد که بابا نمیشه نمیشه نمیشه .... و در را به روی خودش و مردم قفل زد.
کاندیدای دیگر، هنرش این بود که هر کدام از کاندیداها حرف خوبی میزد، یادداشت میکرد و آخر الامر وقتی نوبت خودش میشد، همه را به نام خودش تمام می کرد. از چند شب قبل کلید گنجه کتابخانه اش را جیبش گذاشته بود و هر چند وقت یکبار دلش میخواست آن را درمیآورد. به مردم نشان می داد و یا خودش به آن نگاه میکرد که راهکار همه چیز در کتابخانه من پیدا میشود.
یاد آن دانشمندی افتادم که به یک روستا رفت و با یک معرکه گیر درگیر شد. معرکه گیر پرسید: مار چه شکلی است؟ اون بیچاره نوشت: مار. بعد معرکه گیر یک شکل مار را روی کاغذ کشید و از مردم پرسید: کدام مار است؟ بندگان خدا (روستاییهای ساده غیر حرفه ای)، گفتند: معرکه گیر درست میگوید و دانشمند را از ده بیرون انداختند.
باید به ایشان گفت: حل مشکلات عظیم اقتصادی مردم؛ دانش اقتصاد، عزم، برنامه، مدیریت و قاطعیت نیاز دارد.
شهردار فعلی نیز که مدام شهرداری را با دولت آینده مقایسه میکرد، تابلو تمام شدن پروژههای شهرداری را به رخ میکشید.
وی میگفت: من این تابلو را کشف کردم و اگر من رئیس جمهور شوم، همان گونه که پیمانکاران شهرداری را مجبور کردهام تا تابلو بزنند، نظام اداری فشل و پر هزینه و پرجمعیت و متورم و غیر کارای اداری کشور را مجبور میکنم که یک تابلو شش ماهه بزنند تا حل تورم و اشتغال را روزانه به شما مردم عزیز گزارش کنند.
به نظر میرسید ایشان اگرچه آدم اجرایی بسیار مناسبی برای مسائل تنظیم شده است، ولی با احترام باید بگویم، واقعا از علم اقتصاد بی بهره است و نمیداند در اقتصاد تورم و اشتغال با هم حل نمی شوند، بلکه همیشه یکی به قیمت دیگری حل میشود و اینکه قیمت مذکور چقدر کم باشد، بستگی به هنر آن دولت دارد که چقدر خوب عمل کند که کمتر بپردازد.
دانشجویان اقتصاد نیز میدانند، پیشنهاد ایشان برای حل مشکل رشد از طریق رشد بخش خدمات، برای اقتصاد ایران فاجعه است! اقتصاد ایران بیش از هر چیز برای تأمین نیازهای اساسی مردم به کالا مانند مسکن، خودرو، گوشت و مرغ نیاز دارد. رشد تولید باید کالایی (یعنی رشد این اقلام باشد). همین امروز هم سهم بخش خدمات بیشتر از آنچیزی است که باید باشد. شهردار فعلی تهران و کاندیدای ریاست جمهوری؛ اگرچه برای ریاست جمهوری مناسب به نظر نمی رسد، ولی باید انصاف داشته باشیم که به لحاظ اجرایی قوی است و میتواند در کنار یک رئیس جمهور سیاستگذار و برنامه ریز،به عنوان معاون اول بسیار مثمر ثمر باشد.
اما یکی از کاندیداها که یه جورایی بوی عطر وزارت خارجه را میداد، به مسأله دوستی بین ملتها تکیه میکرد که البته حرف خوبی بود، ولی با اقتصاد رابطهاش را نمی دانست.
دبیر فعلی شورای امنیت ملی که در چند سال گذشته، سفرهای مختلفی رفته است و متأسفانه با خبرهای ناامید کننده سوار هواپیما شده و برگشته، به مردم نگفت که از این همه تجربه مسافرت برون مرزی و مذاکره با اشتون چرا نتیجه نگرفته است، ولی میگوید: من یارانه میدهم؟!
برای اقتصاددانها که باور دارند، یکی از راهکارهای اساسی مشکلات کشور، سازوکارهای مناسب بین المللی است، حرفهای ایشان بسیار جای ابهام و سوال دارد. سوال مهم اینکه که اگر این مذاکرات سه سال دیگر همین طور بی نتیجه ادامه پیدا کند، آنوقت ایشان کشور را با چه برنامه ای و با چه ابزاری اداره میکند؟ تحت آن شرایط مردم سر از کجا در میآورند؟ ضمانت ایشان برای نتیجه ای که چهار سال بعد باید بگیرد، چیست؟
اما کاندیدای عادل برنامه که احساسات لطیف عادلانه داشت، هر چقدر که دیگر کاندیداها برای جلب رأی مردم، به جای دادن برنامه و منطق کار، درد مردم و وضع خراب آنها را بازگو میکردند، ایشان فقط عدالت را میدید و عدالت را دنبال میکرد. البته برای اینکه از سهم رأی مردم جا نماند، حرفهای دیگر کاندیداها را هم در مورد درد مردم تأیید میکرد، ولی بین یک سخن تا عملیاتی کردن یک سخن هزار سال راه است که به نظر میرسد از عهده ایشان پرواضح خارج است.
اما اقتصاددان مناظره که البته در حوزه سیاستگذاری و شناخت روابط بین کشورها نیز تخصص دارد و پس از جنگ جهاد علمی کرد واقتصاد یاد گرفت تا به اقتصاد و مدیریت کشور خدمت کند، خاضعانه تلاش میکرد با ایما و اشاره و گاهاً اعتراض، بتواند به مردم و دیگر کاندیداها و مجری مناظره پیام بدهد؛ ای مردم! امروزه حل مشکلات کشور در حوزه اقتصاد، مستلزم داشتن دانش اقتصاد و تجربه حل مسائل از طریق این علم است.
او حتی دست نیاز به جامعه اقتصاددانان دراز کرد و نگفت همه علم اقتصاد را بلدم. بلکه با تواضع گفت: برای حل مشکلات اقتصادی کشور، مجمع علمی اقتصاددانان ایران را تشکیل میدهد تا در کنار دولت لوایح و مسایل را بررسی و با نظر متخصصین، اقتصاد کشور را سامان دهد.
به عنوان یک ایرانی و یک اقتصاددان و کسی که دلش از یک طرف با همه مردم ایران (از مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و سنی، کرد و ترک و فارس و بلوچ و ترکمن و همه اقوام شرافتمند ایرانی است)، و از طرف دیگر با امام، رهبری، روحانیت و ماندگاری اسلامیت نظام و تعالی و توسعه کشوراست، میخواهم بگویم:
این اقتصاددان، در دوران زندگی صداقتش را به تمام مردم ایران نشان داده و همگان به یاد دارند در دوره گذشته، چگونه با مباحث منطقی و علمی و برنامههای مدون وارد مناظرات شد و به درستی شرایط فعلی اقتصاد ایران را پیش بینی کرد.
در میان این هشت کاندیدا دارای تجربه بیست ساله در دانشگاه و کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام است. دارای روحیه قوی و انسانی مصمم و بااراده است. صادقانه میگوید: همواره ایدههای خویش را به دولتهای گذشته منتقل و کمک هم میکرده است. اما هیچ گاه خودش فرصت به دست گرفتن سکان اجرایی کشور و تحقق ایدههایش را نیافته است.
با خود و خدای خود خلوت کنیم و بدون اینکه تحت تأثیر گروهها و جناحهای ذینفع و یا غیر ذینفع قرار بگیریم، به خاطر خدا، ماندگاری، توسعه و عزت کشور و حل مشکلاتی که هر روز با آنها دست به گریبانیم، تصمیم بگیریم و یکپارچه شخص جدیدی را با مؤلفههای شایسته ای که برای حل مشکلات اصلی کشور (اقتصاد و معیشت مردم) دارد، وارد اداره کشور کنیم... انشاءالله.


