صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

احمد، روستازاده‌اي كه نگين غواصان لشكر شد

نيروها گیر کرده بودند پشت خاکریز عراقی‌ها. قایق گشتی هر لحظه ‌نزدیکتر می‌شد. بد اوضاعی بود. بچه‌ها ‌پرسیدند: نظرت چيه؟ چه کار کنیم بهتره؟ حاجی با آرامش همیشگی گفت: هیچی. «و جعلنا...» بخوانید.
کد خبر: ۳۱۸۶۴۲
| |
17148 بازدید
|
احمد، روستازاده‌اي كه نگين غواصان لشكر شدنام احمد اميني براي فرماندهي گردان 410 غواص خاتم‌الانبيا از لشكر 41 ثارالله مورد توافق همه فرماندهان و نيز نيروهاي رزمنده بود. احمد روستازاده‌اي از محمد آباد رفسنجان كه سال‌ها نگين رزمندگان لشكر بود، خيلي شيفته داشت. نيروهايش عاشقش بودند.

خاطرات زير تنها چند چشمه از آن مهرباني‌ها و معنويت‌هاست:

بزرگ اما کوچک

جثه‌اش لاغر بود که رفت به بسیج و بی مقدمه گفت: می‌‌خواهم بروم جبهه. قد و قواره‌اش را که دیدند، به او خندیدند. یکی گفت: بچه برو بره‌هایت را بچران. خیلی ناراحت شد اما کوتاه نیامد. گفت: پدر من یک کشاورز است. من همیشه به او کمک می‌‌کنم. اگر لازم باشد در جبهه هم گوسفند می‌‌چرانم و شیرشان را می‌‌دوشم. وقتی دیدند دست‌بردار نیست، فرستادندش تا درخت‌های پایگاه را هرس کند. کار هرس که تمام شد، گفت: من عرضه هر کاری را دارم و تا به جبهه نروم، دست‌بردار نیستم.

سنگ صبور

معروف بود که حاجی در جبهه با کلامش بچه‌ها را نوازش روحی می‌‌دهد. با وجود حاجی هیچ کس احساس تنهایی و غربت نمی‌کرد. همواره به سنگرها و چادرهای گردان سرکشی می‌‌کرد. همراه رزمنده‌ها غذا می‌‌خورد. با تک تك آنها نشست و برخاست داشت. با بچه‌ها درد دل می‌‌کرد و سخنانشان را می‌‌شنید. بین هیچ کدام از نیروهای گردان فرق نمی‌گذاشت. به همه ‌‌یکسان احترام می‌‌گذاشت؛ حتی در تقسیم امکانات این یکسان‌نگری را رعایت می‌‌کرد. هیچ گاه به نیروهای تحت امرش جسارت نمی‌کرد. بهترین امكانات را برای آنها تهیه می‌‌کرد. وقتی تمرینات سخت می‌‌شد، مدام می‌‌گفت: بچه‌ها، از دست من که ناراحت نیستید؟ اگر شما را اذیت می‌‌کنم مرا ببخشید. مجبوریم که این آموزشها را بگذرانیم.

آيه «و جعلنا» بخوانید


گیر کرده بودند پشت خاکریز عراقی‌ها. قایق گشتی هر لحظه ‌نزدیکتر می‌‌شد. بد اوضاعی بود. بچه‌ها ‌پرسیدند: نظرت چيست؟ چه کار کنیم بهتر است؟ حاجی با آرامش همیشگی گفت: هیچی. آيه «و جعلنا» بخوانید.

زمزمه غریبانه بچه‌ها آغاز شد. حاجی هم زیر لب زمزمه می‌‌کرد. قایق عراقی‌ها هر لحظه نزدیک و نزدیکتر می‌‌شد، به قدری که بالاخره لبه پلاستیکی اش گرفت به دست حاجی. لحظه سختی بود. حاجی همچنان داشت و جعلنا می‌‌خواند. پس از چند دقیقه قایق عراقی راهش را گرفت و رفت و نفس راحتی کشیدیم.

به دنبال برادر

حسین برادر بزرگش بود که در عمليات والفجر 1 مفقودالاثر شد. پس از شهادت حسین مادرش گفت: حالا که حسین شهید شده و جنازه اش برنگشته، وقتی می‌‌آیی مرخصی چند ماه در خانه بمان، بعد برو به جبهه؛ اما حاجی زیر بار نرفت و گفت: خدا آدم را بر اساس اعمال خودش مؤاخذه می‌‌کند. اگر حسین رفته و شهید شده، خودش سعادتمند شده و به خودش مربوط است. من نمی توانم از قافله ‌‌آنها عقب بمانم. هر کس پاسخگوی اعمال خودش است.

توسل به حضرت زهرا (س)

جلسه آخر بود. چیزی به عملیات والفجر 8 ‌نمانده بود. حاجی داشت در حضور فرماندهان قرارگاه با حرارت وظایف گردانش را تشریح می‌‌کرد. سکوت خاصی بر جلسه حاکم بود. درباره نحوه عبور از اروند به قدری محکم و قاطع سخن می‌گفت که فرماندهان را شک برداشت تا جايي فرمانده قرارگاه سکوت را شکست و پرسید: آقاي یامینی، اگر دشمن وسط آب تو را دید چه کا‌ر می‌‌کنی؛ وسط آب چه کار می‌‌توانید بکنید‌؟
حاج احمد با قاطعیت گفت: معلومه. وجعلنا.‌.‌. می‌‌خوانیم. پس از توسل به حضرت زهرا (س)و دعا براي امام، زد زير گريه.
 
نگین گردان غواصان

غواص‌ها مثل یک نگین وسط محوطه دوره اش کرده بودند. یکی موهایش را شانه می‌‌کرد. یکی دیگر خاک لباسش را می‌‌گرفت. یکی او را نوازش می‌‌کرد. یکی چشم دوخته بود به صورت حاجی و همینطوری به او نگاه مي كرد.
بساط خنده و شوخي برقرار بود. يكي از بچه‌ها پرسيد: حاجي، دوست داري تركش به كجاي بدنت بخورد؟
احمد، روستازاده‌اي كه نگين غواصان لشكر شداحمد، روستازاده‌اي كه نگين غواصان لشكر شد
حاجي بلافاصله دست گذاشت روي پيشاني اش و گفت: دوست دارم امشب يك بخش از بدنم را در راه خدا بدهم. امام حسين( ع) در اين راه سر داد، من هم دوست دارم یک قسمت از سرم باشد.
وقت خبر شهادتش در بین بچه‌ها پیچید ديدند که ترکش یک قسمت سرش را برده است.

شهیدحاج احمد امینی، فرمانده گردان 410 خاتم الانبیاء، لشکر ثار الله‌ و شهید مهدی جعفر بیگی و دست نوشته شهید احمد امینی برای مادرش: این عکس را در دریاچه نزدیکمان گرفته‌ایم. امیدوارم آن را بپذیرید. خداحافظ ای مادر.

او به آرزويش رسيد

ساکش را برداشت و بند پوتین‌هايش را سفت کرد. مثل دفعه‌های پیش نبود. انگار گرفته بود. بغض داشت این بار. خداحافظی سختی از مادر کرد. سر به زیر داشت. بریده بریده گفت: مادر! یک چیزی می‌‌خواهم بگویم. من همه واجباتم را انجام داده ام. حتي حج رفته ام. حالا دیگر مطمئن هستم که شهید مي‌شوم. بعد رو کرد به بقیه و گفت: در عملیات لباس غواصی تن من است. جنازه ام اگر به دستتان رسید و توانستید مرا بشناسید از روی این لباس زیر و این زیر پیراهن سبز شناسایی‌ام کنید. بعد خداحافظی کرد و رفت.

وقتی خبر شهادت احمد به گوش مادرش رسید، دستهایش را بالا برد و گفت: مادر، خدا تو را رحمت كند. شيرم حلالت. رفتي و به آرزويت رسيدي. فداي يك تار موي علي اكبر امام حسين(ع).

علمدار لشكر

وقتی حاج احمد از سفر حج بازگشت گفت، در مكه با خدا عهد كرده ام در عملیات بعدی شهادت را نصیبم كند‌ و این اتفاق افتاد.

سه برادر بودند كه با هم در جبهه حضور داشتند و هر از گاهی یكی از آنها مجروح می‌‌شد. حسین در والفجر یك در سال 61‌ به شهادت رسید و حاج احمد در سال 64 در والفجر 8 به او پيوست.
سردار حاج قاسم سلیمانی او را علمدار لشكر خطاب می‌‌كرد. مادر ما نه تنها پس از شهادت حاج احمد بی تابی نكرد , بلكه به سراغ دیگر خانواده شهدا می‌‌رفت و به آنها دلداری می‌‌داد.

بخشی از وصیت نامه سردار شهید حاج احمد امینی خطاب به مادرش:

ای مادر فداکارم که سالیان دراز برای فرزند حقیرت رنج‌ها کشیدی، مصیبت‌ها تحمل نمودی که می‌دانم در فراقم قرار نداری. در سختی‌ها زینب کبری(س) را در ذهنت بیاور.
‌ای مادر دلسوزم، سلامم بر تو باد. می‌دانم که از جبهه آمدنم، ناراحت نیستی.
مادرجان من از علی اکبر عزیزتر نیستم و اینک می‌‌دانم که یک موی علی اکبر امام حسین(ع) را به همه وجود من و فرزندان دیگرت عوض نمی کنی.
پس مرا ببخش و خشنود باش که نیمی از دردهای زینب کبری(س) بر تو وزید و حرف همیشگی‌ات که می‌‌گفتی قربان دردهای دلت زینب، برایت معنی شد.
انشاءالله نزد زهرای اطهر(س) رو سفید باشی.


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۰
انتشار یافته: ۴۴
موسوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
روحش شاد - حیف و صد الیته شکر که مردان خدا در این زمانه پیش ما نیستن
برای شهیدان احمد امینی -احمد کاظمی و دیگران فرماندهان و سربازان و بسیجی های شهید صلوات
پاسخ ها
نیما
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
اخه من نمیدونم منفی برای چی دادین ؟؟؟؟؟؟ بعضی انگار با خودشون هم مشکل دارن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
خداوند روحت را شاد کند کاش دعا میکردی که بنده حقیر نیز که وامانده ان قافله عشق است بدوستان بپیوندد
سهیل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
این جمله شون خیلی زیباست :"خدا آدم را بر اساس اعمال خودش مؤاخذه می‌‌کند. اگر حسین رفته و شهید شده، خودش سعادتمند شده و به خودش مربوط است. من نمی توانم از قافله ‌‌آنها عقب بمانم. هر کس پاسخگوی اعمال خودش است."
خدا رحمتش کنه. ممنونم که از این عزیزان یادی می کنید و به ما می فهمانید که می توانیم چگونه باشیم. اما ما چگونه ایم؟
پاسخ ها
علی برکات
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
اقا سهیل ممنون ازاینکهجمله قشنگی از شهید را یاداوری نمودید
مصطفى عرب نژاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
باسلام به روح پرفتوح تمامى شهيدان مخصوصا حاج احمد امينى كه افتخار بى سيم چى بودن او براى من يك ارزش و خاطره قشنگى در زنديگيم هست كه هيچ وقت فراموشش نمى كنم ،روحش شاد و يادش گرامى باد همراه با ياد دو برادر شهيدم محمد كاظم و عبدالحسين عرب نژاد
پاسخ ها
فرزاد فتاحی
| Iran, Islamic Republic of |
۰۳:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
نمیشناسمت جناب عرب نژاد
اما با افتخار دست بوس خودت و پا بوس برادران شهیدتم اگر قابل باشم
عبدالله بنده زاده
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
حاج احمد علمدار لشكر ثارالله بود خوش به حالت كه با علمدار بودي.انشاالله شفيع همه ما باشد.
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
با سلام. ایکاش حداقل سیصد وسیزده تن از ما هم به لطف خدا به واسطه عنایت امام عصر (ع) به مقام بالای تقوا و یقین برسیم. آنوقت در همین شب آرزوها آرزوی دیرینه همه پاکان به سرانجام میرسد و دیگر آرزوهای بلند دنیایی که به فرموده امیرالمومنین (ع) که باعث فراموشی یاد مرگ و غفلت است به دلیل فهمی که در جامعه به وجود می آید امشب خواسته نمی شود. با تشکر از نویسنده و مسئول سایت برای گذاشتن مطلب درباره شهدا
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
روحش شاد
عابد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
روحش شاد و یادشان به خیر و از جمله شهید علی دلیجانی از نهاوند که از غواص های غیرتمند بود.
چنگیز عسگری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
برای شهیدان از دست رفته وطن عزیزمان ایران 3مرتبه صلوات بفرستیم .واز خداوند میخواهم تمامی شهیدان روحشان نزد امام حسین وامام عزیز شاد باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
خوشا انانکه با بانک رسا تکبیر گفتندورفتند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
چقدر حوب است در دعوای این روز های سیاست که رنگ غیر الهی به خود می گیرد دردریای ایثار عزیزان چند لحظها ی خودمان را تر کنیم
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟