امینی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
من یکی از اعضا خانواده امینی هستم و از اینکه سایت تابناک این مطلب را در سایت گذاشت تشکر می کنم
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
کجایند مردان بی ادعا روحت همیشه ایام شاد
سيدياسرسجادي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
درود و سلام خدا بر روح پاك و مطهر تمامي شهدا اسلام
سید بهنام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
شادی ارواح طیبه شهیدان صلوات
رفسنجانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
خوش حالم در محله ای زندگی میکنم که میدان اصلی آن به نام شهید احمد امینی نام گذاری شده. ممنون یاد این عزیز رو زنده کردید. ان شاالله شفیع تان باشد
خلیل از همرزمانش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
یادم میاید بعد از گذشتن از اروند روبروی نهر بلامه انطرف اروند در سنگر دشمن به شهادت رسید از اولین شهدای ولفجر 8 بودخدا با امام شهدا در بهشت همنشینش کند وسردار سر لشکر حاج قاسم سلیمانی یادگار شهدا درپناه خداحفظ شود خلیل از روستای درشنوییه گوغر بافت که همه خانه های ان ازیک تا چهار ایسارگر فدایی رهبر دارد
صفری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶
خداوند تو وسایر شهدا را بخصوص شهید حسین نادری فرمانده جوان گردان 416 لشکر 41 ثارالله را غرق رحمت کند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
گریه های سوزناکش در شبهای پیش از عملیات در نمازخانه کوچک نهر علیشیر از یادم نمیره امید وارم ما را هم شفاعت کنند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
همت بلندش ستودنی بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
سلام. دوستی داشتیم در گردان 410 که بسیجی عزیزی بود به نام ماشاء الله. من و او سابقه دیرینه ای حتی قبل از جبهه داشتیم. او در حین خدمت بسیجی خودش تصمیم گرفته بود حالا که سنش رسیده تبدیل وضعیت دهد و خدمت سربازی را هم در جبهه ادامه دهد. خودش اسم خودشو گذاشته بود "ماشو مشمول". یک روز سر سفره (یک نوار پلاستیک بزرگ) ناهار من نمی دونستم حاج احمد کنارم نشسته. گفتم مشمول اون پارچ آب رو بده. خیلی شدید دعوام کرد که برادر جبهه مشمول و سرباز و بسیجی نداره...... حتی نتونستم براش توضیح بدم ....همین آدم، من یک بار در حین آموزش تو سواحل کارون داخل قایق در حال انتظار خوابم برده بود. وقتی متوجه شدم مدتی داشت از نزدیک صورت منو نگاه میکرد ولی دلش نیومده بود بیدارم کنه. این جمع اضداد تو جبهه ها به زیبایی دیده میشد.
نظرات بیشتر