به بهانه «روز ملی درختکاری» و انتقادی که بر ما وارد است:
چه کسی درخت مرا برید؛ شهردار، رئیسجمهور یا دیگران؟!
وقتی احمدینژاد در پاسخ به پرسش یک خبرنگار که از گرانی و رشد روزافزون نرخ ارز میپرسید، ماجرای قطع درختان یک بلوار و قیاس آن با ماجرایی مشابه در زمان حضور خودش در شهرداری را طرح کرد، جنجالی رقم خورد که تا هفتهها پس از کنفرانس خبری ادامه داشت. اکنون بیایید فارغ از تعیین مقصر آن ماجرا، بررسی کنیم که سهم ما از قطع درختان آن بلوار و سایر درختان دور و اطرافمان چقدر است!
با پایان چله بزرگ و کوچک و در آستانه اعتدال بهاری، پانزدهم اسفند ماه در تقویم رسمی کشورمان «روز ملی درختکاری» نام گرفته است؛ کاری درخور تقدیر که تقریبا در بسیاری از کشورهای جهان پاس داشته میشود، ولی متأسفانه در کشور ما کمتر جنبه مردمی یافته و بیشتر در قالب توقع از مسئولان مطرح میشود.به گزارش «تابناک»، روزهای آغازین پاییز امسال، زمانی که رئیس جمهور در کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی، در میانههای بحثی که بیشتر پیرامون گرانیها و نرخ ارز میگشت، در انتقاد به رسانهای شدن برخی اخبار درباره عملکرد دستگاهها و مقامات تحت امرش به موضوع قطع درختان یک بلوار در سکوت خبری اشاره کرد، خطِ خبری پر رنگی آغاز شد که هرچند به ظاهر محور آن پاسداشت از درختان و محیط زیست بود، در عمل نه به تصمیم خاصی منجر شد و نه رویکرد نادرستی را اصلاح کرد.
«همین امروز از یک بلواری رد میشدیم که پر از درختهای قدیمی بود. پریروز رد میشدیم، امروز هم رد شدیم همه درختها را برداشتهاند برای خیابانکشی، یک خبر منتشر نمیشود»؛ این سخنان احمدینژاد در آن نشست خبری، به سرعت واکنش مسئولان شهرداری را به همراه داشت و به دنبال آن، برخی رسانههای نزدیک به دولت، تصاویری افشاگرانه از قطع درختان منتشر ساخته و برخی دیگر از رسانهها شمارش خدمات شهرداری به گسترش فضای سبز را در دستور کار قرار دادند تا قطع درختان به عنوان سیاسیترین بحث زیست محیطی در سالهای اخیر مطرح شود.
جدای از انگیزههای مطرح در پس این اتفاق، جنجال کلید خورده با قطع درختان یک بلوار، نشانگر نوع نگرشی بود که همه ما نسبت به این مقوله داریم؛ مایی که در روزهای گرم و آلوده زندگی شهرنشینی امروزی به سایهسار این نعمات الهی پناه میبریم، ولی گاه به سادگی جنجالی شدن یک جمله از سخنان یک مقام مسئول، فراموش میکنیم که دیگران کاشتند و ما بهره بردیم و بد نیست که ما بکاریم تا آیندگان بهرهمند شوند. کافی است از انتقاد شهردار سابق به شهرداری فعلی پایتخت و پاسخ شهرداری به این انتقاد کمی فاصله گرفته و از دور به کارکرد دیگر قشرهای جامعه بنگریم تا در آینه ایشان به نقش خودمان پی برده و دریابیم که هرچند ادامه زندگی خود و فرزندانمان به حفاظت از محیط زیست و منابع تولید اکسیژن گره خورده است، تا کنون کمتر توجهی به این امر نشان دادهایم.
این را میشود به آسانی از سخنان یکی از خبرنگاران حوزه مجلس دریافت که صبح یک روز، هنگامی که از ضلع جنوبی خانه ملت در محله بهارستان پایتخت میگذشت، متوجه میشود که پیمانکار طرح توسعه مجلس شورای اسلامی برای تسطیح املاک خریداری شده، با لودر و بیل مکانیکی به جان چند صد درختی افتاده که باغی سبز را در قلب تهران پدید آورده بود.
او میگوید: بنا بر وظیفه خبری مقابل درب ورودی کارگاه ایستادم و با گذشت زمانی کوتاه لنز دوربین تلفن همراهم را به سمت صحنهای که در حال وقوع بود، نشانه رفتم و چند عکس از سرنگونی پی در پی کاجهای مسن باغی گرفتم که ظاهرا قرار است در آینده تبدیل به کتابخانه قوه مقننه کشور شود. همین موضوع کافی بود تا برخی از کارگران مجموعه به سمتم هجوم آورده و تا به خودم بجنبم، تحویل مأموران انتظامی کلانتری بهارستان شوم که دیوار به دیوار همین کارگاه هستند.
این خبرنگار میافزاید: البته تصویربرداری من بدون مجوز نیروی انتظامی تخلف محسوب میشد اما با نشان دادن کارت خبرنگاری و به شرط پاک کردن تصاویر از روی گوشی، مأموران انتظامی رهایم کردند و کسی از پیمانکار نپرسید که اگر برای کارش مجوز قانونی دارد، چرا با قیل و قال پدید آمده بر اثر عکاسی من کارش را تعطیل کرد؟
بسیار روشن است که طرح توسعه مجلس شورای اسلامی، نه تنها به تأیید نمایندگان مردم رسیده، بلکه در فضایی در حال وقوع است که محل عبور بسیاری از ایشان در روزهای کاری است اما چرا چنین موضوعی منجر به جنجال رسانهای نمیشود؟ دوست خبرنگارمان در پاسخ به این پرسش، جواب قابل توجهی دارد: سردبیر موضوع را فاقد ارزش خبری تشخیص داد!


اینجاست که نتیجه میگیریم: همکار خبرنگارمان پیگیری ماجرا را به دلایلی که برای خود موجه میداند، رها کرد، مأمور نیروی انتظامی تنها تا آنجا احساس وظیفه کرد که مانع تصویربرداری خبرنگاری شود که مجوز عکسبرداری در سطح شهر نداشت، پیمانکار اجرا و ناظر پروژه تنها به سازه آهن و سیمانی سفارش داده شده میاندیشیدند، برای کارفرما مهم نبود که یک باغ به یادگار مانده از تهران قدیم در راه توسعه قوه قانونگذار فدا شود، رهگذران و همسایگان کارگاه هیچ نقطه نظری درباره همه رویدادهای در حال تکوین زیر گوششان نداشتند، رسانههایی چون تابناک از ماجرا خبردار نشده و یا به راحتی از کنار ماجرا گذشتند و... تا در نهایت شهر بیقواره تهران از وجود چند درخت دیگر هم محروم شود!
اینجاست که دیگر نه نوک پیکان متوجه قصور شهرداری خواهد بود و نه رئیس جمهور و نهادهای مسئول تحت امرش میتوانند در قامت مدافع محیط زیست افشاگری کنند، چرا که آنها نیز احتمالا روزی مثل ما و شما در گذشته به سادگی از کنار قطع یک درخت گذشته و در نگریستن به این صحنه نکته عجیبی ندیدهاند.
اکنون شاید بد نیست از خودمان بپرسیم که تا کنون چند نهال غرس کردهایم و یا در نگهداری از چند نهالی که دیگران غرس کردهاند، سهم داشتهایم؟!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۲۰
انتشار یافته: ۱۳
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۶
تهران اگر ده میلیون نفر جمعیت داشته باشه و یک صدم این جمعیت بخوان تو روز درختکاری، درخت بکارن، به صد هزار نهال نیاز داره که اگر قرار باشه تو هر متر مربع یک درخت کاشته بشه، باید صد هزار متر مربع زمین برای اینکار اختصاص پیدا کنه!
اگر بخوایم این مقدار رو با نگاه بد بینانه به یک دهم تقلیل بدیم (یعنی یک هزارم جمعیت تهران بخوان درخت بکارن) مساحت مورد نیاز برای این کار ده هزار متر مربع می رسه که بعید می دونم یک دهم همین مقدار هم درخت کاری بشه!
حالمون خیلی خرابه و خودمون هم خبر نداریم!!!
حدود چند ماه قبل در منطقه پردیسان قم خیابان سبلان کوچه 14 بیش از 120 درخت رو بی خودی و بدون دلیل قانونی قطع کردن در این منطقه که هیچ اثری از درختانی به سن و سال آنها نیست و واقعا هیچ مسئولی هم جواب گو نبود ایکاش مسئولی پیدا مشد و به اهالی جواب قانع کننده ای میداد و یا دوباره فضای سبز منطقه را ایجاد میکرد
منظور آقا قطع فرجام آور درختان کشور علل الخصوص منطقه شمال کشور است.
آیا کسی میداند در مقابل هر یک نهالی که کاشته میشود چه تعداد زیادی درخت در کشور از بین میرود؟
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟



