«پاستوریزاسیون» در جشنواره فیلم فجر
رضا استادی
کد خبر: ۳۰۲۵۷۴
| | 10297 بازدید
«واقع گرایی» یکی از ضرورت ها و الزامات موفقیت در امور مختلف است. مدیران مختلف به واسطه برخورداری از توانایی «واقع گرایی»، موفق به تحلیل درست اتفاق ها و رویدادها و برنامه ریزی برای اجرای بهتر آنها می شوند اما متاسفانه گاهی در برخی زمینه ها احساس می شود این مزیت فراموش شده و برخی افراد تلاش می کنند تا درخصوص یک رویداد، ویترینی غیر واقعی و گزینشی ارائه نمایند و عملا فضای کاری خود را به دور از هرگونه نقطه ضعف نمایش دهند.
«سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» یکی از همین رویدادها بود که مدتی پیش در کشورمان برگزار شد؛ جشنواره ای که همواره از آن به عنوان «ویترین سینمای ایران» نام برده می شود و در سال های اخیر و به همت یک تیم رسانه ای گسترده و عظیم، تلاش شده تا این ویترین بهتر از جشنواره های بین المللی چیده شود و به گونه ای مزین شود که عقل و ذهن شنوندگان، از وارد کردن هر نوع ایرادی به این ویترین ناتوان بمانند. حاصل چیدمان ویترینی اینگونه، در نهایت به آنجا ختم می شود که هیچ گاه تصویری واقعی از این رویداد به دست نیاید و در نهایت تصمیم ها و اظهار نظرها درخصوص این رویداد و به طبع آن سینمای ایران نیز مبتنی بر واقعیت نباشد.
فقط مثبت!
«پاستوریزاسیون» برای ارائه تصویری دقیق از آنچه امسال در جشنواره فیلم فجر رخ داد، عبارتی دم دستی است که از این پس در این مطلب به کار خواهد رفت. بخش عمده ای از روند پاستوریزاسیون جشنواره فیلم فجر امسال با انتخاب فیلم های بخش مسابقه و حذف کلیه فیلم های حاشیه دار و بحث برانگیز صورت گرفت. فیلم هایی که از این فهرست کنار گذاشته شد، تولیدات سینمای ایران بودند و اگر قرار باشد رویدادی خود را با عبارت «ویترین سینمای ایران» بنامد، لازم است تا همه آثار در این ویترین چیده شود هرچند شاید بسیاری از این آثار قابل شرکت در بخش مسابقه نباشند اما نمایش آنها در یک سئانس می تواند به دست یافتن رسانه ها به تصویری واقعی از سینمای ایران کمک کند که متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداد.
«رفتار رسانه ای» جشنواره فیلم فجر نیز یکی دیگر از ارکان پاستوریزاسیون بود. «بولتن»،«برنامه هفت» و «میزگردهای رسانه ای» سه بازوی اجرایی این پاستوریزه سازی بودند که بررسی محتوای هر سه آنها، این گمان را به ذهن می آورد که دست اندرکاران این سه بخش در طول فعالیت خود در جشنواره، تابلویی را مقابل دیدگان خود قرار داده بودند که بر روی آن نوشته شده بود: «فقط مثبت!» و به همین دلیل ردپایی از کوچک ترین انتقاد در هیچ یک از این سه بخش به چشم نمی خورد. البته برای فرایند پاستوریزاسیون می توان روشی کاملا حرفه ای و علمی در پیش گرفت اما اصرار عجیب مسوولان جشنواره بر به کارگیری شیوه های آماتوری و کمی گرا جای سوال و تعجب دارد.
در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر، با وجود ضعف ها و مشکلات متعدد و بدیهی این رویداد، هیچ کجا نشانه و اثری از چالش به چشم نمی خورد و جالب اینکه در روز 24 بهمن ماه هم روابط عمومی جشنواره با ارسال مجموعه ای از اظهارنظرها، در قالب مطلبی با روتیتر: «اظهار نظر جمعي از سينماگران در باره جشنواره فيلم فجر»
از قول آنها این جمله را تیتر می کند: «جشنواره اي منظم و باشكوه» و در مقدمه این تحلیل می نویسد: «سي و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجركه آغاز دهه چهارم اين رويداد سينمايي تاثيرگذار و جريان ساز در كشور است گام بلندي را در مسير رسيدن به ايده آل ها و استانداردهاي جهاني برداشت. در شرايطي كه با توجه به مشكلات اقتصادي و فضاي تحريم احتمال مي رفت اين جشنواره در ابعاد اجرايي قابل انتظار در عرصه ملي و بين الملل محقق نگردد خوشبختانه، با اهتمام همه فعالان سينمايي، هنرمندان و سينماگران، مديران ارشد فرهنگي و اهالي رسانه جشنواره سي و يكم با چشم اندازي اميدبخش برگزار شد و چند گام جلوتر از ادوار پيشين با دستاوردهاي ماندگاري در عرصه استانداردسازي، نظم محوري و بهره گيري از فن آوري ديجيتال همراه گرديد».
در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر، با وجود ضعف ها و مشکلات متعدد و بدیهی این رویداد، هیچ کجا نشانه و اثری از چالش به چشم نمی خورد و جالب اینکه در روز 24 بهمن ماه هم روابط عمومی جشنواره با ارسال مجموعه ای از اظهارنظرها، در قالب مطلبی با روتیتر: «اظهار نظر جمعي از سينماگران در باره جشنواره فيلم فجر»
از قول آنها این جمله را تیتر می کند: «جشنواره اي منظم و باشكوه» و در مقدمه این تحلیل می نویسد: «سي و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجركه آغاز دهه چهارم اين رويداد سينمايي تاثيرگذار و جريان ساز در كشور است گام بلندي را در مسير رسيدن به ايده آل ها و استانداردهاي جهاني برداشت. در شرايطي كه با توجه به مشكلات اقتصادي و فضاي تحريم احتمال مي رفت اين جشنواره در ابعاد اجرايي قابل انتظار در عرصه ملي و بين الملل محقق نگردد خوشبختانه، با اهتمام همه فعالان سينمايي، هنرمندان و سينماگران، مديران ارشد فرهنگي و اهالي رسانه جشنواره سي و يكم با چشم اندازي اميدبخش برگزار شد و چند گام جلوتر از ادوار پيشين با دستاوردهاي ماندگاري در عرصه استانداردسازي، نظم محوري و بهره گيري از فن آوري ديجيتال همراه گرديد».
هفت، ملال آورتر از همیشه
در طول برگزاری این رویداد، برنامه هفت به جای آنکه برنامه ای جذاب و چالشی باشد، به اثری خنثی و ملال آور تبدیل شد که پخش آن در ساعت های پایانی شب نیز بر این ملال می افزود. تماشای قسمت های مختلف این برنامه نشان می دهد انگار مجری برنامه فیلم ها را ندیده و حتی از کارکردهای رسانه ای مانند تلویزیون بی اطلاع است و نمی داند در این رسانه، در هر ثانیه می توان اطلاعاتی ارزشمند به مخاطب عرضه کرد و به همین دلیل نیاز نیست تا در ابتدای هر گفت و گو، دوبار یک جمله بیان شود و یا تاکید شود که از کارگردان فیلم فلان دعوت شده تا در این جلسه حضور یابد و علت اینکه در این جلسه حضور دارد، این است که فیلمش در جشنواره نمایش داده شده است!
در اغلب قسمت های برنامه هفت، همان توضیحات و مطالبی مطرح شد که در میزگردهای پس از نمایش فیلم ها مطرح می شد و کمتر پیش آمد تا سوالی خارج از چهارچوب تعیین شده از میهمان پرسیده شود و احتمالا مجری برنامه زحمت حضور در نشست ها و یا تماشای فیلم نشست را به خود نداده که مثلا در جایی سوالی خاص مطرح کند که در نشست مطرح نشده است. متاسفانه مجری برنامه هفت حتی از حواشی و جزئیات تولید یک اثر نیز بی خبر بود و مثلا نمی دانست فیلم نامه استرداد بیش از 10 بار بازنویسی شده و می توان از این زاویه هم به فیلم نگاه کرد.
در این برنامه همان حرف های نشست های رسانه ای مطرح می شد و همه چیز در یک کلیت اتفاق می افتاد و همه چیز هم خوب بود. حتی در سوال ـ جواب با مخاطبان فیلم نیز شما هیچ گاه با جزئیات مواجه نبودید و از صدر تا ذیل، همه چیز در کلیت سیر می کرد. جالب تر اینکه با وجود وضعیت اسفناک برج میلاد که آرزوی تماشای یک فیلم در شرایط محترمانه را بر دل رسانه ها باقی گذاشت، مجری این برنامه در پاسخ به فیلم سازی که این مساله را مطرح کرده بود، در مقام وکیل مدافع جشنواره اقدام به اظهار نظر کرده و گفت: «برای منتقدان و خبرنگاران دیدن فیلم مهم است و فرقی نمی کند که روی زمین بنشینند یا روی صندلی».
در این برنامه همان حرف های نشست های رسانه ای مطرح می شد و همه چیز در یک کلیت اتفاق می افتاد و همه چیز هم خوب بود. حتی در سوال ـ جواب با مخاطبان فیلم نیز شما هیچ گاه با جزئیات مواجه نبودید و از صدر تا ذیل، همه چیز در کلیت سیر می کرد. جالب تر اینکه با وجود وضعیت اسفناک برج میلاد که آرزوی تماشای یک فیلم در شرایط محترمانه را بر دل رسانه ها باقی گذاشت، مجری این برنامه در پاسخ به فیلم سازی که این مساله را مطرح کرده بود، در مقام وکیل مدافع جشنواره اقدام به اظهار نظر کرده و گفت: «برای منتقدان و خبرنگاران دیدن فیلم مهم است و فرقی نمی کند که روی زمین بنشینند یا روی صندلی».
هر روز بهتر از دیروز؟!
«بولتن» نیز جلوه دیگری از پاستوریزاسیون حاکم بر جشنواره بود. در طول برگزاری جشواره فیلم فجر، چندین روزنامه اقدام به انتشار ویژه نامه کردند که مطالب خواندنی و جذابی در آنها وجود داشت اما مشخص نیست در چنین وضعیتی، فلسفه انتشار یک بولتن از سوی روابط عمومی جشنواره چیست و اگر قرار است جشنواره چنین نشریه ای داشته باشد، چرا به جای تبدیل آن به یک نشریه خواندنی، با حجم عظیمی مطلب خنثی و سفارشی در بولتن مواجه می شویم که خواندن و نخواندن آن تفاوتی با هم ندارد.
نکته جالب اینکه در حاشیه نگاری برای جشنواره در شماره ششم بولتن می خوانیم: «هر روز بهتر از دیروز. تا دیروز این پیام صا ایران بود و حالا شعار جشنواره سی و یکم. دیگر هیچ مشکلی من باب پذیرایی وجود ندارد. همه چیز به وفور دیده می شود. بهتر از آن تایم بن های غذاست که دیگر به دو ساعت محدود نمی شود. گرچه ما می توانیم امیدوار باشیم که به دلیل این شعار، فرداهای بهتری را تا آخرین روز تجربه کنیم». این مساله بیانگر دیدگاه برگزار کنندگان جشنواره درخصوص بی نقص بودن این رویداد است که متاسفانه به دیگر مسوولان نیز سرایت می کند.
نکته جالب اینکه در حاشیه نگاری برای جشنواره در شماره ششم بولتن می خوانیم: «هر روز بهتر از دیروز. تا دیروز این پیام صا ایران بود و حالا شعار جشنواره سی و یکم. دیگر هیچ مشکلی من باب پذیرایی وجود ندارد. همه چیز به وفور دیده می شود. بهتر از آن تایم بن های غذاست که دیگر به دو ساعت محدود نمی شود. گرچه ما می توانیم امیدوار باشیم که به دلیل این شعار، فرداهای بهتری را تا آخرین روز تجربه کنیم». این مساله بیانگر دیدگاه برگزار کنندگان جشنواره درخصوص بی نقص بودن این رویداد است که متاسفانه به دیگر مسوولان نیز سرایت می کند.
«نشست های جشنواره» نیز یکی دیگر از بخش های کم خاصیت و ضعیف این رویداد بود که از آن جز تعریف و تمجید چیز دیگری به گوش نرسید. تصور می شد حضور محمد رضا شهیدی فرد در این جلسات و در مقام مجری، می تواند به شکل گیری مباحث جدی کمک کند و حداقل جلسه شکل رفت و برگشت پیدا کند اما متاسفانه در ادامه روند سال گذشته، جلسات امسال نیز رویه ای خنثی در پیش گرفت.
سوال های مطرح شده در این جلسات از سوی مجری نشان می داد شهیدی فرد یا فیلم ها را ندیده و یا هنوز نمی داند باید از چه زاویه ای فیلم را ببیند و چگونه درمورد آن طرح سوال کند. مثلا وقتی کارگردان یک پروژه میلیاردی در جلسه، در پاسخ به ضعف های فیلم، به خبرنگاران می گوید از این پروژه انتقاد نکنند چون این پروژه ها خوب هستند و باعث می شوند عده ای از اهالی سینما برای مدتی طولانی سر کار باشند، سوالی از سوی مجری طرح نمی شود که این بحث را به نتیجه ای خاص برساند.
سوال های مطرح شده در این جلسات از سوی مجری نشان می داد شهیدی فرد یا فیلم ها را ندیده و یا هنوز نمی داند باید از چه زاویه ای فیلم را ببیند و چگونه درمورد آن طرح سوال کند. مثلا وقتی کارگردان یک پروژه میلیاردی در جلسه، در پاسخ به ضعف های فیلم، به خبرنگاران می گوید از این پروژه انتقاد نکنند چون این پروژه ها خوب هستند و باعث می شوند عده ای از اهالی سینما برای مدتی طولانی سر کار باشند، سوالی از سوی مجری طرح نمی شود که این بحث را به نتیجه ای خاص برساند.
واقعیت های جشنواره
ویترین پاستوریزه ای که از جشنواره فیلم فجر در این روزها ارائه شد، در تناقض جدی با واقعیت های این رویداد است. جالب است که بخش عمده ای از این تناقض ها در طول برگزاری جشنواره در «خبرگزاری ایرنا» به عنوان رسانه رسمی دولت نیز منعکس شد و این مساله نشان دهنده عمق تضاد میان واقعیت و آنچه که رخ داده است. فارغ از تصویر گزینشی ارائه شده از این رویداد، جشنواره سی و یکم فیلم فجر چند ویژگی مهم به شرح زیر داشت:
تضعیف جایگاه هنری
جشنواره های معتبر دنیا هیچ گاه جوایز مالی بزرگی به برندگان خود نمی دهند و در اغلب موارد، جوایز مادی شامل حمایت از تولید اثر بعدی فیلم ساز است اما جشنواره فجر در سال های اخیر بیشتر به واسطه بُعد مادی جوایز خود مورد توجه فیلم سازان قرار گرفته است. امسال نیز به آثار برگزیده بین 20 تا 30 میلیون تومان جایزه نقدی اهداء شد. جالب تر آنکه حتی به میهمانان حاضر در یک برنامه تلویزیونی نیز سیم کارت اهداء می شد تا انگیزه ای برای حضور در برنامه های جنبی در فیلم سازان ایجاد شود.
مدیریت نادرست
ظاهرا میان دبیران جشنواره تفاوتی وجود ندارد. از مهدی مسعود شاهی که از مدیران قدیمی بود گرفته تا محمد خزاعی که تهیه کننده است و محمد رضا عباسیان که در جشنواره های مختلفی حضور داشته، این رویداد قرار است هر سال به یک شکل اداره شود و طی 10 روز، امکانات سینمای ایران میان رسانه ها به بدترین شکل ممکن و با اختصاص یک کارت برای حضور در سالن نمایش، دو وعده غذای گرم و چند مرتبه چای و نسکافه تقسیم شود.
البته بد نیست دبیر دنیا دیده جشنواره سی و یکم توضیح دهد که در کدام جشنواره بین المللی فیلم، روزانه 2000 پرس غذا توزیع می شود و در کدام جشنواره چنین ریخت و پاش هایی صورت می گیرد که عده ای صرفا به تماشای فیلم بنشینند و آثار جشنواره را نقد و بررسی کنند؟ آیا جز این است که چنین هزینه هایی صرفا به اتکای پول نفت و از محل بیت المال صورت می گیرد؟! آیا زمان آن نرسیده که جشنواره به درجه ای از اعتبار برسد که رسانه ها با علاقه در این رویداد شرکت کرده و هزینه های خودشان را نیز پرداخت کنند؟!
البته در کنار رسانه ها، دیگران هم از این نعمت سهیم هستند و هر سال سهم این «دیگران» بیش از گذشته می شود. به نظر می رسد برخلاف سازمان ها و نهادهای اقتصادی که امکانات گسترده ای برای جبران زحمت همکاران خود دارند، جشنواره فجر تنها محمل «جبران زحمت» معاونت سینمایی برای سازمان ها و ارگان های دیگر است و طبیعی است حجم فراوانی تقاضا برای حضور در این رویداد وجود داشته باشد اما اینکه چرا همه متقاضیان سر از برج میلاد درمی آورند، نکته سوال برانگیز این ماجرا است. اینکه چرا این گروه با این این بی نظمی مدیریت می شوند هم بخش دیگر این پازل مبهم است. در سینمای ایران آدم هایی هستند که «فیلم دیدن» بخشی از فعالیت کاری آنهاست و برای انجام این امر به مکانی آرام نیاز دارند.
بخش عمده ای از معترضان، منتقدانی هستند که واقعا برای تماشای فیلم نیاز به مکان و فضای آرام دارند و حضور در فضایی از جنس جشنواره فیلم فجر، مانند حضور در استادیوم آزادی و تماشای فیلم بر روی تلفن همراه و نقد و بررسی آن است!
این گروه از منتقدان نه نیازی به شام و نهار جشنواره دارند نه به چای جشنواره را می خواهند و نه نیاز به اتومبیل ون جشنواره دارند تا از اقصی نقاط شهر، آنها را به جشنواره بیاورد. برای آنها یک فضای کوچک در داخل یک سالن در مرکز شهر برای فیلم دیدن کافی است. البته این جماعت آنقدر اعتبار دارد که بدون نیاز به اهدای سیم کارت به فیلم سازان، آنها را به جمع های تخصصی خود دعوت کنند و فیلم سازان نیز مشتاقانه در جلسات آنها حضور یابند.
به نظر می رسد منتقدان سینمای ایران برای سال آینده باید مانند «جبهه فکری انقلاب اسلامی» حساب خود را از کاخ جشنواره جدا کرده و در مکان دیگری فیلم ببیند تا این حرفه را حداقل از خطر انقراض حفظ کنند. برج میلاد نیز می تواند همچنان کاخ جشنواره و سهم علاقمندان فرعی سینما و جشنواره باشد.
به نظر می رسد منتقدان سینمای ایران برای سال آینده باید مانند «جبهه فکری انقلاب اسلامی» حساب خود را از کاخ جشنواره جدا کرده و در مکان دیگری فیلم ببیند تا این حرفه را حداقل از خطر انقراض حفظ کنند. برج میلاد نیز می تواند همچنان کاخ جشنواره و سهم علاقمندان فرعی سینما و جشنواره باشد.
فیلم سازی در سکوت
در جشنواره فیلم فجر با تعداد قابل توجهی فیلم مواجه شدیم که حداقل تا هفته های آخر منتهی به برگزاری جشنواره، رسانه ها اطلاعی از ساخت آنها و جزئیات تولید آنها نداشتند. عقاب صحرا، زیباتر از زندگی، ترنج و... فیلم هایی هستند که در سکوت خبری و با بودجه های دولتی ساخته شدند.
به نظر می رسد این فیلم ها صرفا ساخته شده اند و از ابتدا به عرضه و نمایش آنها به شکل جدی فکر نشده است. این مساله یکی از آفت های جدی سینمای ایران است که هیچ تفکری برای عرضه و نمایش ندارد. جالب است که «مجتبی راعی» کارگردان فیلم ترنج در جلسه مطبوعاتی فیلم خود می گوید: «نگران بودم عده ای از ساخت این کار مطلع شوند و بگویند راعی در حال ساخت فیلم است و مانع شوند به همین دلیل در طول ساخت هیچ خبر یا عکسی از کار منتشر نشده است». با چنین رویه ای آیا ممکن است بتوان روند سالمی را درخصوص فیلم ها حاکم کرد؟
به نظر می رسد این فیلم ها صرفا ساخته شده اند و از ابتدا به عرضه و نمایش آنها به شکل جدی فکر نشده است. این مساله یکی از آفت های جدی سینمای ایران است که هیچ تفکری برای عرضه و نمایش ندارد. جالب است که «مجتبی راعی» کارگردان فیلم ترنج در جلسه مطبوعاتی فیلم خود می گوید: «نگران بودم عده ای از ساخت این کار مطلع شوند و بگویند راعی در حال ساخت فیلم است و مانع شوند به همین دلیل در طول ساخت هیچ خبر یا عکسی از کار منتشر نشده است». با چنین رویه ای آیا ممکن است بتوان روند سالمی را درخصوص فیلم ها حاکم کرد؟
جریان رسانه ای برای برجسته کردن فیلم ها
یکی دیگر از پدیده های رایج در این جشنواره، حاکم شدن جریان رسانه ای در پَس چند فیلم خاص و سعی در شاهکار جلوه دادن این فیلم ها بود! جریانی که با صرف هزینه اتفاق افتاد و در اغلب موارد، آثاری سوار بر این جریان شدند که آثار چندان قابل قبولی هم نبودند. این موضوع نیز از نکات قابل تامل جشنواره امسال بود.
غلبه رسانه های غیر رسمی
در شرایطی که همکاران رسانه ای در مطالب خود برای روزنامه ها و خبرگزاری ها، گزارش هایی کاملا مثبت و یا خنثی از جشنواره ارائه می کردند، در فضای مجازی غیر رسمی مانند «فیس بوک، گوگل پلاس و...» روایت های کاملا متفاوتی از جشنواره منتشر و عرضه می شد که با روایت های رسمی کاملا متفاوت و متناقض بود.
کاش مسوولان جشنواره بتوانند در بریده جرایدی که برای وزیر ارشاد و معاون سینمایی تهیه می کنند، کُپی این صفحات را هم قرار دهند چرا که این صفحات تصویری دقیق از جشنواره ارائه می کند و ضعف های این رویداد را به خوبی نشان می دهد اما این اتفاق نیز نگرانی جدی و مهمی است که درخصوص رویدادهای اینچنینی بروز کرده و دیگر حتی درخصوص یک جشنواره فیلم نیز نمی توان انتقادی را در فضای رسانه ای مطرح کرد.
کاش مسوولان جشنواره بتوانند در بریده جرایدی که برای وزیر ارشاد و معاون سینمایی تهیه می کنند، کُپی این صفحات را هم قرار دهند چرا که این صفحات تصویری دقیق از جشنواره ارائه می کند و ضعف های این رویداد را به خوبی نشان می دهد اما این اتفاق نیز نگرانی جدی و مهمی است که درخصوص رویدادهای اینچنینی بروز کرده و دیگر حتی درخصوص یک جشنواره فیلم نیز نمی توان انتقادی را در فضای رسانه ای مطرح کرد.
جشنواره سی و یکم فیلم فجر در سئانس پایانی روز آخر خود با نمایش فیلم تلخ و گزنده «هیس دخترها فریاد نمی زنند»، مخاطبان را با چشم گریان راهی خانه کرد. ممکن است در نگاه اول این یک «بد سلیقگی» به نظر برسد اما با نگاهی عمیق تر می توان نتایج فراوانی از این اتفاق گرفت. به نظر شما چرا فیلمی با این فضای تلخ در میانه جشنواره اکران نشد؟ آیا نمایش آن در پایان جشنواره و نیز نام کنایه آمیز آن می تواند این تعبیر را به ذهن متبادر کند که «هیس! رسانه ها فریاد نمی زنند»؟!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


