مرور روزنامههای دوم بهمن:
رونمایی از اولین وظیفه کاندیدای اصولگرای اتنخابات ریاست جمهوری!
نگاهی به صفحات سیاسی روزنامههای صبح کشور، نشان میدهد که این روزها بازار اخبار انتخاباتی داغ داغ است، به ویژه که روز گذشته سید حسن خمینی هم خبر انتخاباتی منتشر و احتمال کاندیداتوری خود را رسما منتفی اعلام کرد.
کد خبر: ۲۹۹۰۳۸
| | 9071 بازدید
اخبار انتخاباتی در روزهای زمستان تیره و تار۹۱، صفحات روزنامه را گرم میکند و کم کم توپخانه برای گرم کردن بازار داغ انتخابات آماده میشود. به گزارش «تابناک»، نگاهی به صفحات سیاسی روزنامههای صبح کشور، نشان میدهد که این روزها بازار اخبار انتخاباتی داغ داغ است، به ویژه که روز گذشته سید حسن خمینی هم خبر انتخاباتی منتشر و احتمال کاندیداتوری خود را رسما منتفی اعلام کرد.
روزنامه آرمان که بسیار زودتر از سایر رسانهها، شروع به انتشار اخبار انتخاباتی کرده بود، امروز از کنار این خبر هم به راحتی نگذشت و آن را به تیتر و عکس یک صفحه نخست خود تبدیل کرد.
در گزارش «کاندیداتوریام منتفی است» مینویسد: «سیدحسن خمینی همچنین در پاسخ به سوال یکی از مهمانانش درمورد نامزدی وی گفت: این شایعات همیشه مطرح بوده و ما هم نمیتوانیم مداوم تکذیبیه صادر کنیم، اما چون اخیراً مطرح شده میگویم که نامزدی من درانتخابات آتی ریاستجمهوری کاملا منتفی است. در پایان این دیدار، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت یادگار امام برگزار شد».
اما مهمتر از ماجرای کاندیداتوری سید حسن خمینی، بحثهای این روزهای اصولگرایان و ائتلاف سه نفرهای است که تشکیل دادهاند. روزنامه ایران، ارگان دولت امروز در صفحه سیاسی خود گزارشی در این زمینه منتشر کرده که در آن میخوانیم: «وقتی در نظرسنجیها مشخص شد ۶۰درصد آرا متعلق به ۳ نفر است، تصمیم گرفتیم ائتلاف کنیم و در نهایت ۲ نفرمان تصمیم بگیریم برای خدا کاندیدای ریاستجمهوری نشویم!».
این سخنان حدادعادل است که این روزها در نقش سخنگوی مثلث انتخاباتی ۱+۲ در میادین رسانهای حضور پیدا میکند. غلامعلی حداد عادل، رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس (فراکسیون اقلیت) روز پنجشنبه گذشته در گردهمایی حقوقدانان بسیجی کشور با بیان این که هر جا که از وحدت فاصله گرفتیم، خسارت آن را دادهایم تأکید میکند: «انتخابات ریاستجمهوری با انتخابات مجلس متفاوت است. انتخابات ریاستجمهوری شخص محور است و جریانات سیاسی و احزاب به دشواری میتوانند برای رسیدن به یک فرد در انتخابات ریاستجمهوری به توافق برسند، در انتخابات مجلس در دوره نهم هر کاری انجام دادیم تا جبهه پایداری به جبهه متحد اصولگرایان ملحق شود، نشد که نشد!».
حداد عادل به عنوان یک سیاست مدار، خود بیش از هر کس دیگری به فضای حاکم امروز بر اردوگاه اصولگرایان که نشانی جز تکثر و تشتت ندارد، آگاه است و در ادامه خاطرنشان میکند، به همین دلیل ما با تجربهای که از قبل داشتیم، فکر کردیم چرا جریانات در این زمینه تصمیم بگیرند؟ ما خودمان اگر ائتلاف کنیم، بهتر میتوانیم به نتیجه برسیم!».
سخنان محمد نبی، دبیر کل حزب مؤتلفه که این روزها یکی از اعضایش بسیار خبرساز شده هم به تیتر یک روزنامه رسالت بدل شده که در آن گفته: «نامزد اصولگرایان باید در طراز دهه چهارم انقلاب باشد».
در این گزارش هم میخوانیم: «محمدنبی حبیبی همگرایی اصولگرایان در انتخابات ۹۲ را مهم خواند و گفت: اصولگرایان در مسیر خوبی برای ائتلاف حرکت میکنند. وی در پایان نشست دبیران حزب موتلفه اسلامی اظهار کرد: نامزد نهایی ائتلاف بخش عظیمی از اصولگرایان قطعا با تیم به میدان خواهد آمد که این تیم او را در تشکیل کابینه بدنه اجرایی کشور همراهی خواهد کرد. وی با بیان اینکه «اصولگرایان باید به مطالبات مردم و رهبری توجه کنند»، ادامه داد: نامزد اصولگرایان بنا بر مطالبات مردم و رهبری کسی است که در طراز مطالبات دهه چهارم انقلاب باشد. اولین وظیفه او تداوم گفتمان اصولگرایی در دهه چهارم انقلاب است».
اما حبیب الله عسکر اولادی همچنان خبرساز است. حسین شریعتمداری یک بار دیگر سرمقاله کیهان را به گفتههای او اختصاص داده و در «سر و ته یک کرباسند!» با اشاره به ماجرای انتخابات سال ۸۸ مینویسد: «سرویس اطلاعات خارجی انگلیس ـ دو بار در مهر ماه ۱۳۷۸ و آبان ۱۳۸۳ / «یورگن هابرماس» مشهورترین نظریهپرداز «نافرمانی مدنی» در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۱/ «ریچارد رورتی» از مسئولان برجسته و بلندآوازه عملیات سری سازمان «سیا» با گرایش «جنگهای عقیدتی» در خرداد ۱۳۸۳/ «مانوئل کاستلز» نظریهپرداز رسمی سازمان سیا و عضو «کمیته خطر» آمریکا D. C خرداد ۱۳۸۵/ «جان هیک» عضو برجسته اینتلجنت سرویس انگلیس اسفند ۱۳۸۳/ «آلن تورن» از سرویس اطلاعاتی فرانسه زمستان ۱۳۸۰/ «تیموتی گارتناش» دستیار آیزایا برلین و مشاور ارشد MI۶ و صاحب نظریه معروف «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» شهریور ۱۳۸۴/ «اگنش هلر» رهبر کودتای رنگی مجارستان اردیبهشت ۱۳۸۴/ «آدام میچنیک» از رهبران جنبش همبستگی لهستان و عوامل اصلی کودتای مخملی منجر به فروپاشی بهار ۱۳۸۴/ «الکساندر اسمولار» از رهبران کودتای رنگی لهستان اردیبهشت ۱۳۸۴/ «مایکل ایگناتیف» رهبر لیبرالهای پارلمان کانادا خرداد ۱۳۸۴/ و.... که شرح مفصل مأموریت آنان با راهبرد مشترک و هماهنگ براندازی به درازا میکشد و امید آنکه خدای مهربان توفیق نگارش کتابی همراه با اسناد و موضوع آموزشی آنان برای سران و عوامل فتنه را به نگارنده عنایت فرماید.» شریعتمداری در بند پایانی سرمقاله خود مینویسد «با کسانی که فتنه ۸۸ و جنایات فتنه گران را دیدند و سکوت کرده و پا پس کشیدند و امروزه زبانی را که آن روزها به کام کشیده بودند، به نق زدن دراز کردهاند حرفی نیست، چرا که خود را به خواب زدهاند و به خواب رفته نیستند که با نهیب و هشدار، بیدار شوند. اما با برخی عزیزان و مخصوصا یکی از برادران بزرگتر و بزرگوار نگارنده، این سخن در میان است که آیا هیچیک از خیانتها و جنایات یاد شده ـ که فقط اندکی از بسیارهاست ـ قابل انکار است؟! اگر قابل انکار نیست ـ که نیست ـ پرسش بعدی آن است که چرا و با استناد به کدام معیار و ملاک اسلامی، قانونی، منطقی و حقوقی میتوان انبوه جرم و جنایاتی را که سران فتنه۸۸ مرتکب شدهاند نادیده گرفت و آنان را «فتنه زده» دانست و نه «فتنه گر»؟!
تردیدی نیست که مدیریت بیرونی فتنه با مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس بوده است و این واقعیت غیرقابل انکاری است که مقامات رسمی مثلث یاد شده نیز هرگز آن را انکار نکردهاند ولی چه کسانی دستورالعمل این مثلث بیرونی را در داخل کشور به اجرا درآورده و دنبال کردهاند؟! «فتنه زده» افراد و جماعتی بودند که از هویت واقعی سران فتنه به عنوان «ستون پنجم» دشمن خبر نداشتند و دیدیم که به تدریج پا پس کشیدند و در یوم الله ماندگار و بینظیر ۹ دی با تودههای چند ده میلیونی مردم علیه فتنه گران همصدا و همراه شدند. نه سران فتنه که آگاهانه و عامدانه و با برنامه ریزی قبلی- آنگونه که به نمونههایی از آن اشاره شد- برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و فروش میهن اسلامی به قدرتهای استکباری مأموریت گرفته بودند.
این برادر بزرگوار از میزان ارادت نگارنده به ایشان باخبر است. جایی فرمودهاند: «من به عنوان یک شهروند ایرانی...» که باید گفت؛ حضرتعالی به حق یکی از استوانههای پایدار و ماندگار نظام و انقلاب هستید ولی به مصداق «که مور ران ملخ میبرد سلیمان را» از محضر استاد اجازه میخواهم با تواضع خدمتشان عرض کنم که بر اساس واقعیتها و اسناد غیرقابل انکار مورد اشاره، سران فتنه ۸۸ و مدیران آمریکایی و اسرائیلی و انگلیسی و در یک کلمه مدیران غربی و عبری و عربی آنها، سر و ته یک کرباسند».
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


