سقوط مرموز مرد آشنا از خانه زوج جوان
يك زن و شوهر در جريان سقوط مرموز مردي از طبقه چهارم خانهشان بازداشت شدند. اين زوج جوان ميگويند مرد آشنا مزاحم آنان بوده كه از ترس پليس خود را به پائين پرتاب كرده است.
به گزارش ایران زن 34 ساله وقتي بازجويي شد پرده از سرگذشتي پرپيچ و خم برداشت و گريهكنان از اشتباهاتش گفت: كلاس سوم راهنمايي ايستگاه آخر درس خواندن من بود چون از نظر تحصيلي وضعيت خوبي نداشتم و از طرفي از پدرم خيلي ميترسيدم. وقتي كارنامه سياهم را از مدرسه گرفتم دست به خودكشي زدم. اگرچه پدر و مادرم به دادم رسيدند و از مرگ حتمي نجات يافتم اما با اين كار از چشم پدر و مادرم افتادم و مورد بيتوجهي آنها قرار گرفتم.
سال اول دبيرستان، دوباره تجديدههايم روي برگه كارنامه رديف شدند و من ديگر نتوانستم ادامه تحصيل بدهم. براي همين تا سن 19 سالگي كه سر و كله يك خواستگار پيدا شد خانهنشين شدم. من با ذوق و شوق لباس تور سفيد عروسي به تن كردم و پا به خانه مردي گذاشتم كه خيري از زندگي با او نديدم. حاصل زندگي مشترك ما دو بچه بود و من با دار و ندار همسرم ساخته بودم و صدايم درنميآمد. اما در سال 85 تصادفي لعنتي زندگيام را خراب كرد. يك روز همراه بچههايم كه 5/2 و 4 ساله بودند براي خريد از خانه بيرون رفتيم. در حال عبور از خيابان راننده از خدا بيخبر يك سواري دختر 4 سالهام را زير گرفت و با چشمان خودم شاهد مرگ پارهتنم بودم. راننده مقصر از صحنه فرار كرد و با اين ماجراي وحشتناك، من به طور جدي از نظر روحي و رواني آسيب ديدم. متأسفانه شوهرم به جاي آن كه سنگصبورم باشد تحتتأثير حرفهاي خانوادهاش كه ميگفتند من نوه شان را به كشتن دادهام سوهان روحم شد و آنقدر آزار و اذيتم كرد كه جانم به لبم رسيد. ما با دخالتهاي مادرشوهرم نتوانستيم زندگيمان را ادامه بدهيم و از هم جدا شديم. چندماهي به خانه پدرم برگشتم. اما آنجا هم وضعيت خوب نبود و هر روز شاهد درگيري و مشاجرات پدر، مادر، خواهران و برادرانم بودم. در آن شرايط دست به خودكشي زدم. اما با كمك خانوادهام از مرگ حتمي نجات يافتم. از زندگي و بيمهريهاي زمانه خسته و بيحوصله شده بودم. براي همين به سر كار رفتم و آپارتماني كوچك اجاره كردم تا مستقل زندگي كنم. احساس تنهايي مرا بشدت آزار ميداد و حدود يك سال پيش با جواني به نام محسن به طور اتفاقي آشنا شدم و به عقد موقت وي درآمدم. چندماه گذشت و پس از تمام شدن مدت ازدواج، با جوان ديگري به طور موقت ازدواج كردم.اما محسن دست بردار نبود و مدام برايم ايجاد مزاحمت ميكرد. موضوع را به همسرم گفتم تا اين كه محسن براي گفتوگو به خانهام آمد و بين وي و شوهرم درگيري درگرفت.
شوهرم كه افشانه فلفلي و چاقو همراه داشت، محسن را داخل اتاق خواب زنداني كرد و گفت الآن به پليس 110 زنگ ميزنم. محسن با شنيدن اين حرف خيلي ترسيده بود و تهديد ميكرد اگر در را به رويش باز نكنيم خودش را به پائين پرتاب خواهد كرد. وي از پنجره طبقه چهارم ساختمان، خودش را به پائين انداخت. من و شوهرم كه با ديدن اين صحنه وحشت كرده بوديم بلافاصله فراري شديم. دوست شوهرم نيز آمد و همراه ما بود كه پس از چند ساعت مأموران كلانتري 19 مشهد ما را در حوالي ميدان تقيآباد دستگير كردند. هر چه فكر ميكنم نميدانم چرا اينطوري شد.
رئيس پليس مشهد گفت: ساعت 22 شب 17 ديماه با اعلام سقوط جواني از طبقه چهارم آپارتماني در خيابان نكاح28، مأموران كلانتري شفا بلافاصله در محل حاضر و مصدوم حادثه كه بشدت آسيب ديده بود توسط تيم اورژانس 15 به بيمارستان شهيد هاشمينژاد مشهد انتقال يافت.
سرهنگ احد كريمي افزود: مأموران كلانتري تحقيقات خود را آغاز و با توجه به سرنخهاي به دست آمده زن 34 ساله و همسر 22 سالهاش را همراه جوان ديگري دستگير كردند.
وي گفت: تحقيقات درباره علت و چگونگي اين ماجرا ادامه دارد و مصدوم حادثه نيز هماكنون در بيمارستان تحت مراقبتهاي ويژه پزشكي قرار گرفته است.
به گزارش ایران زن 34 ساله وقتي بازجويي شد پرده از سرگذشتي پرپيچ و خم برداشت و گريهكنان از اشتباهاتش گفت: كلاس سوم راهنمايي ايستگاه آخر درس خواندن من بود چون از نظر تحصيلي وضعيت خوبي نداشتم و از طرفي از پدرم خيلي ميترسيدم. وقتي كارنامه سياهم را از مدرسه گرفتم دست به خودكشي زدم. اگرچه پدر و مادرم به دادم رسيدند و از مرگ حتمي نجات يافتم اما با اين كار از چشم پدر و مادرم افتادم و مورد بيتوجهي آنها قرار گرفتم.
سال اول دبيرستان، دوباره تجديدههايم روي برگه كارنامه رديف شدند و من ديگر نتوانستم ادامه تحصيل بدهم. براي همين تا سن 19 سالگي كه سر و كله يك خواستگار پيدا شد خانهنشين شدم. من با ذوق و شوق لباس تور سفيد عروسي به تن كردم و پا به خانه مردي گذاشتم كه خيري از زندگي با او نديدم. حاصل زندگي مشترك ما دو بچه بود و من با دار و ندار همسرم ساخته بودم و صدايم درنميآمد. اما در سال 85 تصادفي لعنتي زندگيام را خراب كرد. يك روز همراه بچههايم كه 5/2 و 4 ساله بودند براي خريد از خانه بيرون رفتيم. در حال عبور از خيابان راننده از خدا بيخبر يك سواري دختر 4 سالهام را زير گرفت و با چشمان خودم شاهد مرگ پارهتنم بودم. راننده مقصر از صحنه فرار كرد و با اين ماجراي وحشتناك، من به طور جدي از نظر روحي و رواني آسيب ديدم. متأسفانه شوهرم به جاي آن كه سنگصبورم باشد تحتتأثير حرفهاي خانوادهاش كه ميگفتند من نوه شان را به كشتن دادهام سوهان روحم شد و آنقدر آزار و اذيتم كرد كه جانم به لبم رسيد. ما با دخالتهاي مادرشوهرم نتوانستيم زندگيمان را ادامه بدهيم و از هم جدا شديم. چندماهي به خانه پدرم برگشتم. اما آنجا هم وضعيت خوب نبود و هر روز شاهد درگيري و مشاجرات پدر، مادر، خواهران و برادرانم بودم. در آن شرايط دست به خودكشي زدم. اما با كمك خانوادهام از مرگ حتمي نجات يافتم. از زندگي و بيمهريهاي زمانه خسته و بيحوصله شده بودم. براي همين به سر كار رفتم و آپارتماني كوچك اجاره كردم تا مستقل زندگي كنم. احساس تنهايي مرا بشدت آزار ميداد و حدود يك سال پيش با جواني به نام محسن به طور اتفاقي آشنا شدم و به عقد موقت وي درآمدم. چندماه گذشت و پس از تمام شدن مدت ازدواج، با جوان ديگري به طور موقت ازدواج كردم.اما محسن دست بردار نبود و مدام برايم ايجاد مزاحمت ميكرد. موضوع را به همسرم گفتم تا اين كه محسن براي گفتوگو به خانهام آمد و بين وي و شوهرم درگيري درگرفت.
شوهرم كه افشانه فلفلي و چاقو همراه داشت، محسن را داخل اتاق خواب زنداني كرد و گفت الآن به پليس 110 زنگ ميزنم. محسن با شنيدن اين حرف خيلي ترسيده بود و تهديد ميكرد اگر در را به رويش باز نكنيم خودش را به پائين پرتاب خواهد كرد. وي از پنجره طبقه چهارم ساختمان، خودش را به پائين انداخت. من و شوهرم كه با ديدن اين صحنه وحشت كرده بوديم بلافاصله فراري شديم. دوست شوهرم نيز آمد و همراه ما بود كه پس از چند ساعت مأموران كلانتري 19 مشهد ما را در حوالي ميدان تقيآباد دستگير كردند. هر چه فكر ميكنم نميدانم چرا اينطوري شد.
رئيس پليس مشهد گفت: ساعت 22 شب 17 ديماه با اعلام سقوط جواني از طبقه چهارم آپارتماني در خيابان نكاح28، مأموران كلانتري شفا بلافاصله در محل حاضر و مصدوم حادثه كه بشدت آسيب ديده بود توسط تيم اورژانس 15 به بيمارستان شهيد هاشمينژاد مشهد انتقال يافت.
سرهنگ احد كريمي افزود: مأموران كلانتري تحقيقات خود را آغاز و با توجه به سرنخهاي به دست آمده زن 34 ساله و همسر 22 سالهاش را همراه جوان ديگري دستگير كردند.
وي گفت: تحقيقات درباره علت و چگونگي اين ماجرا ادامه دارد و مصدوم حادثه نيز هماكنون در بيمارستان تحت مراقبتهاي ويژه پزشكي قرار گرفته است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



