ناگفتههايي از «قولنـامه خونين»
يك بنگاهدار كه توانسته بود با فريبكاريهاي ماهرانه مردي را به دام مرگبار خود بكشاند تحت تحقيق ويژه پليس جنايي پايتخت قرار گرفت.
به گزارش ایران در فرضيهاي پليس بر اين باور است اين مرد جنايتكار با سوء استفاده از اعتماد مشتريان بنگاه مسكن به تبهكاريهاي ديگري نيز دست ميزد.
از 8 صبح هفتم مردادماه سال جاري سناريوي تلخي پيش روي پليس تهران قرار گرفت كه در آن مرد 55 سالهاي روي پل عابر پياده واقع در خيابان پروين به كام مرگ فرو رفت.
وقتي مأموران پليس كلانتري 147 گلبرگ خود را به بالاي سر پيكر نيمهجان مرد 55 ساله رساندند پي بردند اين مرد با وجود انتقال به بيمارستان تهرانپارس به خاطر شدت ضربات به سرش از پاي درآمده است. با مخابره اين جنايت به بازپرس روشن از شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران و تيمي از اداره 10 پليس آگاهي به سرپرستي سرهنگ مكرم – رئيس اداره – وارد عمل شدند و خيلي زود در تحقيقات ميداني پي بردند قرباني جنايت خاموش «رضا برغمدي» بوده و يك كفاش قديمي است.
بررسي شخصيت «رضا» نشان داد كه اين مرد نهتنها هيچ دشمني نداشته بلكه مردي مهربان و مردمدار بود كه همه آشنايان و همسايهها باور نميكردند كه اين كفاش به خاطر خصومت با كسي كشته شده باشد.
وقتي مشخص شد جنايت از روي كينه نبوده است كارآگاهان جنايي از بچههاي «رضا» شنيدند از مدتي پيش پدرشان در جريان خريد آپارتمان در خيابان پرواز با مرد بنگاهداري اختلاف داشته است.
اين شاخه تحقيقي نشان داد كه «رضا» سال 90 خانه قديمي و ويلايياش در خيابان پيروزي را از طريق يك مرد بنگاهدار به نام مجيد فروخته است. سپس آپارتماني در ستارخان خريده و از آنجا كه مرد بنگاهدار ميدانست 20 ميليون تومان پول نزد «رضا» مانده به وي پيشنهاد خريد خانه مناسبي در خيابان پرواز را داده است. دختر قرباني به تيم تحقيق گفت كه پدرش نياز به خريد خانه ديگري نداشت اما مرد بنگاهدار وي را وسوسه كرده بود تا اين خانه با قيمت مناسب را بخرد.
اين دختر گفت: «پدرم سرقفلي مغازهاي در خيابان خيام را نيز داشت و به خاطر اينكه در طرح قرار داشت آن را فروخته و مقداري پول گرفته بود و با همان پولها نزديك به 60 ميليون تومان پسانداز داشت. وقتي مرد بنگاهدار پيشنهاد داد كه آپارتمان خيابان پرواز را به خاطر شخصيت خوب پدرم به وي ميفروشد پذيرفت اما بعدها فهميديم اين بنگاهدار رفتارش عجيب است و در حال حاضر جز وي به كسي شك نداريم.
با اين ادعاها، كارآگاهان جنايي تجسسهاي خود را روي مرد بنگاهدار كه در مغازه املاكي كوثر در خيابان پرواز به خريد و فروش خانه ميپرداخت متمركز كردند و مشخص شد صبح روز جنايت قرار بود بعد از ماهها امروز و فردا شدن «قرارداد نهايي» تنظيم شود.
از سوي ديگر دوربين مداربسته بانك رفاه كه به پل عابر پياده مشرف بود تحت بررسي قرار گرفت و كارآگاهان ديدند كه به خاطر نصب بيلبوردهاي تبليغاتي شهرداري در هر دو سوي پل فضاي مناسبي براي ارتكاب قتل در داخل آن به وجود آمده است.
كارآگاهان خيلي زود سراغ «مجيد» كه صاحب بنگاه مسكن بود رفتند و شنيدند وي از همان روز جنايت به خانه و بنگاه خود نرفته و فراري است.
بدين ترتيب 52 روز بعد «مجيد» دستگير شد و با پذيرفتن اينكه مرد سادهلوح را فريب داده و طراح قتل وي بود ادعا كرد كه قاتل اصلي پسرخاله 22 سالهاش به نام «معين» است. اين مرد گفت: «رضا» مردي مهربان و ساده بود. وقتي ديدم ميتوانم وي را فريب بدهم خانهاي را كه يكي از دوستان خارج رفتهام امانت نزد من گذاشته بود در قراردادي دروغين به اين مرد فروختم و تا روز جنايت سعي كردم «رضا» را بازي دهم اما وقتي ديدم اصرار دارد قرارداد محضري شود تصميم به قتل گرفتم و اين مرد را به بالاي پل عابر پياده كشاندم، «معين» نيز همراهم بود كه با ضربات چوب به وي حمله كرد وقتي «رضا» روي پل افتاد من و پسرخالهام فرار كرديم و پائين پل سوار موتور شده و چوبدستي را نيز در مسيل رودخانه باختر رها كرديم.
با اين اعترافات در حالي كه ردپايي از «معين» نبود وي نيز تحت تعقيب قرار گرفت و پس از نزديك به 3ماه پليس توانست معين را در ميدان وحدت اسلامي دستگير كند. «معين» اعتراف ديگري كرد مبني بر اينكه تنها ضربه نخست را به مرد سادهلوح زده و وي هنوز زنده بود كه مجيد چوبدستي را گرفته و ضربات ديگري را زده است.
اين پسر جوان گفت كه تصور داشت «رضا» از بستگان همسر سابقش است و وي را تحت فشار قرار داده و بايد از دستش خلاص شود و اگر ميدانست انگيزه واقعياش چيست هيچ وقت همراهياش نميكرد.
بنا به اين گزارش؛ مجيد وقتي ديد چارهاي جز پذيرفتن ادعاهاي پسرخالهاش ندارد سر به زير انداخت و بازپرس روشن با توجه به اينكه مرد جنايتكار در بنگاه مسكن ميتوانسته جرايم مشابه و كلاهبرداريهاي ديگري نيز انجام دهد دستور داده است تا پليس به موشكافي اين جرايم بپردازد.
به گزارش ایران در فرضيهاي پليس بر اين باور است اين مرد جنايتكار با سوء استفاده از اعتماد مشتريان بنگاه مسكن به تبهكاريهاي ديگري نيز دست ميزد.
از 8 صبح هفتم مردادماه سال جاري سناريوي تلخي پيش روي پليس تهران قرار گرفت كه در آن مرد 55 سالهاي روي پل عابر پياده واقع در خيابان پروين به كام مرگ فرو رفت.
وقتي مأموران پليس كلانتري 147 گلبرگ خود را به بالاي سر پيكر نيمهجان مرد 55 ساله رساندند پي بردند اين مرد با وجود انتقال به بيمارستان تهرانپارس به خاطر شدت ضربات به سرش از پاي درآمده است. با مخابره اين جنايت به بازپرس روشن از شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران و تيمي از اداره 10 پليس آگاهي به سرپرستي سرهنگ مكرم – رئيس اداره – وارد عمل شدند و خيلي زود در تحقيقات ميداني پي بردند قرباني جنايت خاموش «رضا برغمدي» بوده و يك كفاش قديمي است.
بررسي شخصيت «رضا» نشان داد كه اين مرد نهتنها هيچ دشمني نداشته بلكه مردي مهربان و مردمدار بود كه همه آشنايان و همسايهها باور نميكردند كه اين كفاش به خاطر خصومت با كسي كشته شده باشد.
وقتي مشخص شد جنايت از روي كينه نبوده است كارآگاهان جنايي از بچههاي «رضا» شنيدند از مدتي پيش پدرشان در جريان خريد آپارتمان در خيابان پرواز با مرد بنگاهداري اختلاف داشته است.
اين شاخه تحقيقي نشان داد كه «رضا» سال 90 خانه قديمي و ويلايياش در خيابان پيروزي را از طريق يك مرد بنگاهدار به نام مجيد فروخته است. سپس آپارتماني در ستارخان خريده و از آنجا كه مرد بنگاهدار ميدانست 20 ميليون تومان پول نزد «رضا» مانده به وي پيشنهاد خريد خانه مناسبي در خيابان پرواز را داده است. دختر قرباني به تيم تحقيق گفت كه پدرش نياز به خريد خانه ديگري نداشت اما مرد بنگاهدار وي را وسوسه كرده بود تا اين خانه با قيمت مناسب را بخرد.
اين دختر گفت: «پدرم سرقفلي مغازهاي در خيابان خيام را نيز داشت و به خاطر اينكه در طرح قرار داشت آن را فروخته و مقداري پول گرفته بود و با همان پولها نزديك به 60 ميليون تومان پسانداز داشت. وقتي مرد بنگاهدار پيشنهاد داد كه آپارتمان خيابان پرواز را به خاطر شخصيت خوب پدرم به وي ميفروشد پذيرفت اما بعدها فهميديم اين بنگاهدار رفتارش عجيب است و در حال حاضر جز وي به كسي شك نداريم.
با اين ادعاها، كارآگاهان جنايي تجسسهاي خود را روي مرد بنگاهدار كه در مغازه املاكي كوثر در خيابان پرواز به خريد و فروش خانه ميپرداخت متمركز كردند و مشخص شد صبح روز جنايت قرار بود بعد از ماهها امروز و فردا شدن «قرارداد نهايي» تنظيم شود.
از سوي ديگر دوربين مداربسته بانك رفاه كه به پل عابر پياده مشرف بود تحت بررسي قرار گرفت و كارآگاهان ديدند كه به خاطر نصب بيلبوردهاي تبليغاتي شهرداري در هر دو سوي پل فضاي مناسبي براي ارتكاب قتل در داخل آن به وجود آمده است.
كارآگاهان خيلي زود سراغ «مجيد» كه صاحب بنگاه مسكن بود رفتند و شنيدند وي از همان روز جنايت به خانه و بنگاه خود نرفته و فراري است.
بدين ترتيب 52 روز بعد «مجيد» دستگير شد و با پذيرفتن اينكه مرد سادهلوح را فريب داده و طراح قتل وي بود ادعا كرد كه قاتل اصلي پسرخاله 22 سالهاش به نام «معين» است. اين مرد گفت: «رضا» مردي مهربان و ساده بود. وقتي ديدم ميتوانم وي را فريب بدهم خانهاي را كه يكي از دوستان خارج رفتهام امانت نزد من گذاشته بود در قراردادي دروغين به اين مرد فروختم و تا روز جنايت سعي كردم «رضا» را بازي دهم اما وقتي ديدم اصرار دارد قرارداد محضري شود تصميم به قتل گرفتم و اين مرد را به بالاي پل عابر پياده كشاندم، «معين» نيز همراهم بود كه با ضربات چوب به وي حمله كرد وقتي «رضا» روي پل افتاد من و پسرخالهام فرار كرديم و پائين پل سوار موتور شده و چوبدستي را نيز در مسيل رودخانه باختر رها كرديم.
با اين اعترافات در حالي كه ردپايي از «معين» نبود وي نيز تحت تعقيب قرار گرفت و پس از نزديك به 3ماه پليس توانست معين را در ميدان وحدت اسلامي دستگير كند. «معين» اعتراف ديگري كرد مبني بر اينكه تنها ضربه نخست را به مرد سادهلوح زده و وي هنوز زنده بود كه مجيد چوبدستي را گرفته و ضربات ديگري را زده است.
اين پسر جوان گفت كه تصور داشت «رضا» از بستگان همسر سابقش است و وي را تحت فشار قرار داده و بايد از دستش خلاص شود و اگر ميدانست انگيزه واقعياش چيست هيچ وقت همراهياش نميكرد.
بنا به اين گزارش؛ مجيد وقتي ديد چارهاي جز پذيرفتن ادعاهاي پسرخالهاش ندارد سر به زير انداخت و بازپرس روشن با توجه به اينكه مرد جنايتكار در بنگاه مسكن ميتوانسته جرايم مشابه و كلاهبرداريهاي ديگري نيز انجام دهد دستور داده است تا پليس به موشكافي اين جرايم بپردازد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۴
انتشار یافته: ۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۲۳ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۳
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



