خداحافظي به سبك فوتبال ما
کد خبر: ۲۸۰۳۴۸
| | 4062 بازدید
باور کنید تمام کسانی که شما را دوست دارند و عکستان از در و دیوار اتاقشان بالا میرود، دوست دارند که یک روز در آزادی بایستند و دست بزنند و دور افتخارتان را شاهد باشند
جام نوشت: اگر تا به حال به خوبي در احوال ستارههاي به آخر خط رسيده فوتبال ايران دقيق شده باشيد، حتما ديدهايد كه ما به ندرت براي خداحافظي آنها از ميادين برنامه در خوري تدارك ديدهايم. در میان تمام ستارگان نسل طلایی سالهای ۹۶ تا ۲۰۰۶ چند ستاره را سراغ دارید که به صورت طبیعی و نه لزوماً با یک مراسمِ آنچنانی مانند اعراب، بلکه با یک خاطره خوش و یک تشویق جانانه از طرفِ طرفدارانش و مسئولان باشگاهِ محبوبشان کفشها را آویخته باشد. حقیقت این است که از میان ستارگان بزرگِ این نسل به ندرت کسی را پیدا ميکنید که آنطور که خودِ او و هوادارانش میخواستند، با یک خاطره خوش از فوتبال خداحافظی کرده باشد.
شاید با خود بگویید که ستارگانِ ما کمی هنجارشکن میشوند و بزرگ شدنِ زیادشان در طی سالها آنها را سرکش میکند ولی نمونهها هستند از کسانی که سرکش نشدند و بد رفتند. منظور از بد حتما اینکه با دعوا رفته باشند نیست، بلکه حتا یک عکسِ زیبا از روزِ خداحافظیشان ندارند.
مجیدی و کریمی به عنوان نمونههای آخر از آن نسل تلنگری هستند ٔبر بدنه فکری و فرهنگی این فوتبال و بازیکنان و مسئولانش. اینکه داستان خستهکننده کریمی به کجا میکشد مشخص نيست ولی جالب نیست که یکی از بهترین بازیکنان تاریخ این فوتبال در آخرین فصول فوتبالش و در حالی که هنوز لااقل پتانسیل ۳۰ دقیقه بازی به شدت مفید را داراست و دعوت کیروش به عنوانِ یک مربی بینالمللی (و کسی که حداقل از تعارفات ما عاری است) صحهای بر آن است، با این وضعیت روبهرو باشد. این تنها نمونه موجود در اين زمينه نیست، بلکه علی دائی،کریم باقری، مهرداد میناوند، خداداد عزیزی، رضا شاهرودی، حامد کاویانپور، مهدی پاشازاده و... را هم ميتوان نام برد. و حتا عابدزادهای که به ظاهر برایش خداحافظی گرفتند اما کسی توجه نکرد که او مدتها قبل از آن بازی خداحافظی کرده بود و آن مراسم چیزی شبیه یک "بازی" بود نه خداحافظی استاندارد یک فوتبالیست در آخرِ دوران واقعی فوتبالاش.
در این معضل که باید روی تمام معضلاتمان اضافه کنیم بدون هیچ شک و تردیدی بخشِ فرهنگیِ فوتبال ما نقش مهمي را بازی میکند؛ ذهنِ هیچ کدام از ستارههای ما با پایان دورانِ فوتبال و خداحافظی از آن آشنا نیست، گاه آنها آنقدر در طی سالها بزرگ میشوند که قالب تیمهاشان برایشان کوچک مینماید و هیچ فرمانی را برنمیتابند و گاه کسی به آنها که آرام و بیحاشیه بودهاند هیچ توجهی نمیکند تا بی سر و صدا و در گوشه اتاقشان کفشها را بیاویزند.
و این داستان ادامه دارد چون نه هیچ کس به آن توجه میکند نه کسی ارزشی برای آن قائل است. و ناخودآگاه این درد به نسلهای بعد هم سرایت میکند، چون الگویی برای تقلید ندارند و کسی به آنها آموزشی نمیدهد.
در خارج از این مرز و بوم چیزی که میان ستارههای دنیای فوتبال مرسوم است (که البته سایزشان بسیار بزرگتر از خودیهاست) این است که وقتی فوتبال را در تیم محبوبشان به روزهای آخر میرسانند با احترام از تماشاگرانشان خداحافظی میکنند و برای تفریح و درآمدهای کلانِ روزهای پایانی فوتبالی به کشورهای بیفوتبال و پرپول میروند؛ امارات، قطر، استرالیا، آمریکا نمونههای بارز این کشورها هستند که جیبِ ستارگان فوتبال دنیا را در ازای یک فصل حضور و نمایش فوتبالشان پر میکنند.
بیایید کمی آرتیستی به این مقوله نگاه کنیم! باور کنید تمام کسانی که شما را دوست دارند و عکستان از در و دیوار اتاقشان بالا میرود، دوست دارند که یک روز در آزادی بایستند و دست بزنند و دور افتخارتان را شاهد باشند، نه اینکه هر روز منتظرِ میانجيگریِ این و آن باشند و آخر به جز جنجال چیزی نصیبشان نشود؛ كه این راهش نیست و در هیچ جای دنیا اینگونه نیست. انگار باز هم مثل هميشه «ما يه دونهايم!!»
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


