تهرانیها شهریور ۱۷روز سر کار رفتند!
در ماه شهریور با احتساب تعطیلات پنجشنبه و جمعه چهارده روز تعطیلی داشتیم و به این ترتیب از یک ماه ۳۱ روزه، هفده روز سر کار رفتیم.
به گزارش خبرآنلاین؛ ماه شهریور پرتعطیلیترین ماه امسال است، چون علاوه بر تعطیلات رسمی که در تقویم ثبت شده، تهرانیها از تاریخ هفتم تا یازدهم هم برای اجلاس کشورهای غیرمتعهد تعطیل بودند به این ترتیب با احتساب روزهای پنجشنبه و جمعه که البته بسیاری از آن هم بین التعطیلی بود، تهرانیها چهارده روز تعطیلی در این ماه داشتند و تنها هفده روز کاری را تجربه کردند.
این تعطیلات البته اعتراض بسیاری از افرادی را که نمیتوانستند به نحو مطلوبی از آن بهره ببرند، هم بلند کرده بود. آنها معتقد بودند تعطیلات زیاد و بدون برنامه این ماه، نه تنها کارساز نبوده بلکه به بسیاری از دعواهای خانوادگی هم دامن زده! و یا دستکم به استراحت بیشتر از نیاز تبدیل شده است.
با این حال گویا تعطیلات زیاد این ماه قرار است در شش ماهه دوم سال جبران شود. در شش ماه دوم سال (از مهر تا اسفند)، به جز پنج شنبهها و جمعهها، هشت روز دیگر تعطیلی داریم.
مطابق تعطیلاتی که در تقویم آمده در ماه مهر تعطیلی نداریم و شنبه سیزدهم آبان تعطیل است. همچنین چهارم و پنجم آذر (شنبه و یکشنبه)، چهارده دی (پنج شنبه)، ۲۳ دی (شنبه)، دهم بهمن (سه شنبه) و بیست و دوم بهمن (یکشنبه) جزو تعیطلات رسمی شش ماه دوم امسال هستند.
روز ۲۹ اسفند امسال هم سه شنبه است که گویا، از این روز به بعد جزو تعطیلات محسوب شود.
دوم: تازه همۀ کارمندان دولت هم تعطیل نبودند
سوّم : مگر دست خودشان بود
چرا مردم را به جان هم میاندازید؟
و در پس این خبر مختصر و چند خطی واقعیت هایی تأمل برانگیز نهفته است.
اول اینکه در سال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ی ایرانی و در شرایط بحران اقتصادی دنیا آیا اینگونه به دنبال استراحت و فراغت از کار بودن شایسته است.
دوم اینکه هزینه ی سپری کردن یک روز تعطیل توسط یک خانواده ی تهرانی بسیار بیشتر از سپری کردن یک روز کاری است. سفرهای خارج از کشور را اگر کنار بگذاریم، مسافرت یکی دو روزه به شمال هم سوختی چند برابر یک روز عادی نیاز دارد. و من شخصا هر شب شاهد جمعیت عظیم ماشین هایی بودم که در اتوبان تهران کرج عازم شهرستا نهای شمال کشور بودند. و چه بجا بود سهمیه بندی سوخت!
سوم اینکه من خود مدیر و مالک یک شرکت خصوصی کوچک هستم و هر روز تعطیلات هزینه ی هنگفتی بر من و هزاران شرکت همتای من تحمیل می کند. و به یقین یک اقتصاد که بخش عظیمی از آن را بنگاههای کوچک اقتصادی تشکیل می دهند در صورت مواجهه با چنین شرایط زیان آوری لطمه ی بزرگی به کل اقتصاد وارد خواهد کرد.
زمان آن رسیده که از مقایسه ی تولیدات ایرانی و ژاپنی دست برداریم و به مقایسه ی فرهنگ نیروی کار ایرانی و ژاپنی بپردازیم.



