اجلاس سران غیرمتعهدها، نمونه بارز یک رویداد رسانهای
هنگامی که برای نخستین بار این عبارت توسط دو محقق به نامهای «دایان وانیل» و «الیهوکاتز» استفاده شد، کمتر کسی به اهمیت آن توجه کرد و شاید برخی از ابعاد و دامنههای آن حتی برای خود ابداع کنندگان نیز به درستی معلوم نبود، ولی امروزه میبینیم که اندیشمندان علوم ارتباطات و به پیروی از آنها، صاحبان رسانه، جایگاه ویژهای برای رویدادهای رسانهای قائل هستند و تلاش میکنند از بیشترین فرصتهای موجود برای انباشت سرمایههای سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی خود بهره ببرند.
طبیعی است که رسانهها از زمان حاضر بلافاصله پس از وقوع یک رویداد مهم در صحنه حاضر میشوند و به تهیه گزارش و خبر میپردازند؛ بنابراین، این پرسش مطرح میشود که با توجه به این اصل طبیعی و روتین که روزانه در جریان است، چه تعریف خاصی برای این «رویداد رسانهای» یا همان media event باقی میماند؟!
گویا، هم اکنون که در آستانه برگزاری قریب الوقوع شانزدهمین اجلاس سران غیر متعهدها در کشور هستیم، لازم است تا به اهمیت و لایههای عمیقتر این عبارت توجه بیشتری داشته باشیم و یا دستکم نکاتی را که رسانهها باید در این اتفاق مهم به آن اهتمام ورزند، پیش از از دست رفتن وقت، بازشناسسی کنیم، چرا که بنا به فرموده حضرت امیر، فرصتها همانند ابرهای آسمان میگذرند و به ما اجازه نمیدهند که دوباره آنها را بازیافت کنیم.
با این مقدمه کوتاه، به اصل موضوع برمیگردیم و به این نکته میپردازیم که وجه جدایی رویدادهای رسانهای با آنچه به طور معمول و روزانه از رسانه پخش میشود، چیست؟
در این باره باید گفت، نخستین نکته این است که این رویدادها از چنان اهمیتی برخوردارند که حجم انبوهی از اخبار و گزارشهای خبری را در یک بازه زمانی مشخص از آن خود میکنند و ناخودآگاه همه رسانههای نوشتاری، شنیداری و الکترونیک و به ویژه شبکههای بینالمللی ناگزیرند که این رویداد را بازتاب دهند و البته هیچ رسانهای نمیتواند سلیقهای با آن برخورد و از پوشش خبری آن خودداری کند؛ بنابراین، رسانهها به صورت اجتنابناپذیر وارد یک رقابت ناخواسته برای چگونگی انتقال بهتر و جلب رضایت بیشتر مخاطبین میشوند و هر یک میکوشند، به زاویه به خصوصی از موضوع بپردازند.
عنصر دیگری که در بحث رویدادهای رسانهای وجود دارد، این است که این رویدادها، معمولا به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل میشوند و نتایج آنها، موجب رقم خوردن رویدادها و یا شکلگیری یک جریان فکری و یا یک انحطاط تاریخی میشود که پیامدهای آن مدت زیادی باقی میماند و حتی پس از گذشت چندین دهه این رویدادهای رسانهای همچنان در متون سیاسی و جهانی مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته و در فرصتهای گوناگون بینالمللی و منطقهای، مورد استناد قرار میگیرند و طبیعی است که آثار رسانهای تولید شده از این رویدادها نیز تا مدتها مورد استفاده کارشناسان و محققین و حتی دانشگاهها قرار میگیرد؛ برای نمونه، برگزاری اجلاس ننگین کمپ از مواردی است که صدها و هزاران بار در متون و سخرانیها مورد توجه قرار گرفت.
از دیگر مؤلفههای رویدادهای رسانهای، آمادگی کامل رسانهها برای پوشش اخبار مربوط به آن رویداد است؛ به عبارت دیگر، رسانهها از مدتی پیش از این رویداد، به آماده سازی افکار عمومی میپردازند و زمینه را به گونهای فراهم میکنند که بیشترین بهرهبرداری از اصل رویداد انجام پذیرد. این زمینه سازی از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر رسانه و نقش رسانهها نادیده گرفته شود، میتوان گفت تقریبا هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و اصل اتفاق نیز همچون کفهای روی رودخانه به سرعت ناپدید میشوند و از بین میروند.
در واقع میتوان اقدامات رسانهای در این قبیل رویدادها را به سه مرحله پیش از برگزاری، در حین برگزاری و پس از برگزاریبخشبندی کرد که شرح این اقدامات و جزییات در حوصله این نوشته نیست، ولی به اجمال میتوان به این نکته اشاره کرد که این رسانهها هستند که این رویدادها را به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل میکنند. در این بین، اتحادیههای رسانهای و توافقنامههای بینالمللی، که در حوزه رسانه بین کشورهای گوناگون و سازمانهای رادیو ـ تلویزیونی بسته میشود، نقش بسیار تعیین کنندهای در میزان پوشش و تأثیرگزاری این رویدادها دارند؛ به عبارت روشنتر، اگر چنانچه دو سازمان رادیو ـ تلویزیونی در توافقنامههای فیمابین به این نکته اشاره کرده باشند که در صورت برگزاری یک رویداد بینالمللی یا برگزاری یک اجلاس طرفین متعهد شده باشند که همکاریهای لازم در این زمینه را از نظر فنی و همکاری با تیمهای رسانهای داشته باشند، بنابراین هر یک از طرفین ملزم هستند که به دور از جهتگیریهای خاص سیاسی بر پایه تعهد امضا شده به وظیفه خود رفتار کنند.
طبیعی است، مرکز امور بینالملل سازمان صدا و سیما در این بخش، نقش بسیار حساس و مهمی را بر عهده دارد و هم اینک نیز با بیشتر کشورهای همسایه و حتی برخی از کشورهایی که به لحاظ جغرافیایی در فاصله نسبتا دوری واقع شدهاند، قرارداد و یادداشت تفاهم همکاری رسانهای به امضا رسیده و همکاریهای رسانهای در سطوح گوناگون در جریان است.
شایان ذکر است، وضعیت آرایش رسانهای در سطح بینالمللی و منطقهای از نکاتی است که به شدت در میزان تأثیر و نحوه بازتاب یک رویداد تأثیرگذار است و نمیتوان آن را نادیده گرفت، ولی این به معنای تسلیم و کوتاهی در استفاده از بیشترین ظرفیتها و پتانسیلهای موجود نیست، چرا که تکثر و تنوع رسانهها در جهان مؤثر به هیچ عنوان اجازه کنترل یکپارچه مو به موی آن را به هیچ بازیگر بینالمللی نمیدهد؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که میزان موفقیت و بازدهی هر رویداد رسانهای، ارتباط مستقیم و بیواسطهای با میزان تلاش رسانههای خودی و هم پیمان در چگونگی و نحوه پوشش خبری رویداد دارد و طبیعی است که انتظار داشته باشیم، در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرتمندترین کشورهای منطقه و به عنوان کشوری که بیرقدار مقابله با استکبار جهانی به شمار میرود، در این زمینه نیز با مشکلات و موانع عدیدهای روبهرو باشد و امیدواریم با تلاش و کوشش همه دستاندرکاران رسانه، این فراز از تاریخ کشورمان نیز با موفقیت هر چه بیشتر به انجام رسد.
* کارشناس امور بینالملل


