چرا دکترین«بزن و دررو» برای همیشه دفن شد؟

به گزارش تابناک به نقل از مهر؛ دو جنگ دوازده روزه و چهلروزهای که با تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، به نقطهعطفی تاریخی در تاریخ دفاع مقدس مدرن ایران تبدیل شده است. این نبرد نهتنها یک پیروزی تاکتیکی و عملیاتی بود، بلکه تثبیت عملی کلانروایت رهبر معظم انقلاب اسلامی است که سالها پیش فرمودند: «دوران بزن و دررو تمام شده است.»
امروز این وعده الهی به واقعیت تبدیل شده و در دکترین عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نهادینه گردیده. معادله جدید، ساده، قاطع و بازدارنده است: هر تجاوزی با پاسخ فوری، همسطح، دقیق و پشیمانکننده مواجه خواهد شد.
کالبدشکافی میدان: پیادهسازی عملی فرمول «پاسخ به پاسخ»
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با ارتقای استراتژی «صبر استراتژیک» به «اقدام استراتژیک فعال و هوشمند»، الگوی جدیدی از بازدارندگی را به نمایش گذاشتند:
الف) جبهه زمینی-هوایی: نماد سرعت عمل و اشراف اطلاعاتی
هنگامی که ارتش متجاوز آمریکا با فرماندهی سنتکام، دکل مخابراتی و پدافندی جزیره راهبردی سیریک در استان هرمزگان را هدف قرار داد، تصور میکردند ایران یا سکوت خواهد کرد یا پاسخی محدود خواهد داد. اما نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کمتر از چند ساعت، با عملیات ترکیبی موشکی و پهپادی، پایگاه مبدأ تجاوز را مورد هدف قرار داد. این پاسخ برقآسا، نشاندهنده اشراف اطلاعاتی، شبکه شلیک آمادهباش دائم و اراده پولادین مدافعان حریم ولایت بود.
ب) جبهه دریایی: موازنه وحشت در خلیج فارس و دریای عمان
دشمن پس از حمله تروریستی به کشتی تجاری ایرانی «لیان استار» در دریای عمان، به دنبال ناامنسازی شریانهای اقتصادی ایران بود. پاسخ نیروی دریایی سپاه قاطع، هوشمند و دقیق بود: هدف قرار دادن کشتی تجاری MSC Sariska (مرتبط با کارتلهای صهیونیستی-آمریکایی) با موشکهای کروز ضدکشتی مافوق صوت، پیام شفاف تهران را به واشنگتن و تلآویو مخابره کرد: امنیت تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس. دوران ناامنی یکطرفه و «بزن و دررو» به پایان رسیده است.
اعترافات جبهه مقابل: شکست راهبردی در اوج ادعای قدرت
وزن واقعی پیروزی ایران را باید در لابهلای اعترافات تحلیلگران و رسانههای غربی جستجو کرد:
دیوید هرست (سردبیر میدلایستآی) در خصوص این جنگ گفت: «ایران جنگ را برده است. شکستی که آمریکا متحمل شد در شرایطی رخ داد که روی کاغذ قدرت نظامیاش بیرقیب بود. این واقعه باید در تاریخ جنگها ثبت شود. نه ترامپ و نه نتانیاهو نمیتوانند خود را پیروز بنامند.»
فواد جرجیس (استاد روابط بینالملل) نیر گفته: «تمایل ترامپ برای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، انفعال و تسلیم آشکار است. واشنگتن در تغییر رفتار تهران کاملاً ناکام ماند.»
این اعترافات، همراه با فشار لابیهای جنگطلب آمریکایی بر کاخ سفید، نشاندهنده عمق بحران تصمیمگیری در واشنگتن است. پرسش کلیدی آنها خود گواه شکست است: «اگر بعد از چهل روز هزینه هنگفت نظامی و حیثیتی، دوباره به وضعیت قبل برگشتیم و بازدارندگی ایران را قویتر کردیم، چرا این قمار احمقانه را شروع کردید؟»
ریشههای عقیدتی و ساختاری پایداری ایران
این قاطعیت نظامی، ریشه در مکتب امام خمینی (ره) ، رهبر شهیدمان حضرت آیت الله خامنه ای دارد و دکترین مقاومت دارد. همانطور که نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران تأکید کردهاند، نیروهای مسلح بر پایه «عقلانیت انقلابی» بازطراحی شدهاند. ترکیب تجهیزات بومی پیشرفته (سامانههای نوین پدافندی، پانزده خرداد، موشکهای هایپرسونیک فتاح و خلیج فارس) با اراده جهادی، فرمول جدیدی از بازدارندگی را آفریده که کاملاً متکی به خود است.
نتیجهگیری و چشمانداز: نظم جدید غرب آسیا
جنگ چهلروزه خط بطلانی بر «جنگهای کمهزینه علیه ایران» کشید. دشمنان اکنون با واقعیت تلخ مواجهاند که هر تعرضی، قیمت سنگینی به شکل انهدام پایگاهها، کشتیها و منافعشان خواهد داشت.
پیامدهای راهبردی این پیروزی بزرگ:
۱. تغییر اساسی محاسبات هزینه-فایده دشمن: از این پس هر طراحی تجاوز، با محاسبه انهدام گسترده پایگاههای آمریکایی و صهیونیستی همراه خواهد بود.
۲. بلوغ و گسترش شبکه مقاومت: تثبیت قدرت ایران، اعتماد به نفس محور مقاومت را در لبنان، یمن، عراق و ... به سطحی بیسابقه رسانده است.
۳. شکست کامل پروژه انزوا و مهار: آخرین حربه نظامی غرب برای مهار جمهوری اسلامی ناکارآمد شده و ایران به عنوان قدرت بلامنازع تثبیت شده است.
دکترین «بزن و دررو» برای همیشه در تاریخ مدفون شد و جای خود را به دکترین «یکی بزنی، ده تا میخوری» داد. این دیگر یک شعار نیست؛ زیستبوم جدید خاورمیانه و واقعیت غیرقابل انکار معادلات قدرت در غرب آسیا است.


