تيمهاي ليگ برتري چگونه پول درميآورند؟
دو باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپوليس در سالهاي اخير تلاش زيادي كردند تا به هر طريقي شده گليم مسائل مالي خود را از آب بيرون بكشند. هرچند تلاشهاي آنها معمولا بيحاصل بوده و طرحهاي گوناگوني كه ارائه شدند همه بيش از آنكه درآمدزا باشند، هزينه بر بودهاند. علي فتح الله زاده همواره معتقد بوده و هست كه اگر دولت پايش را از مالكيت استقلال كنار بكشد و اين تيم را به او واگذار كند، ميتواند طوري درآمدزايي كند كه باشگاه استقلال كاملا به خودكفايي برسد.
داستان خنده آور درآمدزايي استقلال و پرسپوليس در يكي، دو دهه اخير آنچنان هم بيحاصل نبوده و حداقلش اين است كه موجبات انبساط خاطر علاقهمندان به فوتبال را فراهم آورده است. شايد بهتر باشد آنها پس از اين همه ناكامي در درآمدزايي دكان طلسم شده خود را تعطيل كنند و تابلوي «سرقفلي اين مغازه به فروش ميرسد» را مقابل آن نصب كنند.
1 - زماني كه اكبر غمخوار مديرعامل پرسپوليس بود پس از پايان فصل در كمال ناباوري اعلام كرد هيچ بازيكني از اين باشگاه طلبي ندارد و همه حسابها تسويه شده است. بازيكنان معترض كه مبلغ زيادي از پول خود را نگرفته بودند
يكبه يك به باشگاه مراجعه كردند اما غمخوار در پاسخ به آنها گفت:« من براي پرداخت پول شما روي پاداش قهرماني در آسيا حساب كرده بودم. حالا كه قهرمان نشديد هيچ پاداشي به باشگاه تعلق نميگيرد و لذا پولي در كار نيست.»
2 - علي فتح الله زاده در روزهاي ابتدايي فصل گذشته از ورود سيم كارتهاي اعتباري اختصاصي باشگاه استقلال به بازار خبر داد و در مراسمي نمادين يك عدد از اين سيم كارتها كه « آبي سل» نام داشت را به داوود رشيدي، بازيگر پيشكسوت سينماي ايران اهدا كرد. قرار بود هواداران استقلال براي هر دقيقه مكالمه با اين سيم كارتها 660 تومان پرداخت كنند. اين رقم چيزي حدود 10 برابر رقم سيم كارتهاي رايج در بازار بود اما فتح اللهزاده خطاب به هواداران گفت:« ايرادي ندارد. فعلا همين را استفاده كنيد. باشگاه مشكل مالي دارد.» جالب اينكه در نهايت مجوز ورود اين سيم كارت كه توسط يك اپراتور انگليسي ساپورت ميشد، به بازار ايران صادر نشد.
3 - باشگاه پرسپوليس در روزهاي پاياني فصل گذشته پيراهن و كفش ايمون زايد، مهاجم ليبيايي خود را به مزايده گذاشت. اين البسه متعلق به بازي برگشت استقلال و پرسپوليس بود كه قرمزها توانستند در 10 دقيقه پاياني با سه گل زايد بازي دو بر صفر باخته را 3 بر2
ببرند. برنده جوان اين مزايده حدود 9 ميليون تومان براي پيراهن زايد و چهار ميليون و پانصد هزار تومان براي كفش اين بازيكن پرداخت كرد اما پس از مدتي مشخص شد پيراهني كه به او تحويل داده شده آن پيراهني نيست كه در داربي بر تن ايمون زايد بوده است. در نهايت باشگاه پرسپوليس اعلام كرد چون پيراهن مذكور در جريان بازي پاره و كثيف شده بوده پيراهن ديگري در مزايده به فروش گذاشته شده است!
4 - باشگاه تراكتورسازي سال گذشته با انتشار اطلاعيهاي در سايت رسمي خود همه جوره اعلام آمادگي كرد كه با اسپانسرها جهت كسب درآمد همكاري كند. برخي از شروط اين همكاري عبارت بودند از:« يك اتوبوس به ما هديه بدهيد، تا كالاهاي مورد نظر شما را روي آن حك كنيم و در سراسر كشور بچرخانيم..... از تصاوير بازيكنان و مربيان ما روي محصولات سوپرماركتي خود استفاده كنيد..... جهت تهیه پوستر های ورزشی، سررسیدها و انواع مکتوبات با ایده و نظر عزیزان علاقهمند آمادگي كامل داريم.»
5 - استفاده از محبوبيت بازيكنان براي كسب درآمد هم در اين دوره و زمانه حربهاي كاملا سوخته به نظر ميرسد. باشگاه پرسپوليس در زمان مديرعاملي حبيب كاشاني طرحي را در دست داشت كه بر اساس آن دبستانهاي پسرانه با پرداخت مبلغي از تمرينات اين تيم بازديد ميكردند. كاشاني كه همواره خودش را يك آموزش و پرورشي قديمي معرفي ميكرد تلاش كرد اين طرح را به مرحله اجرا نزديك كند اما هم تعداد متقاضيان بسيار كم بود و هم اينكه همان معدود مدارسي هم كه اعلام آمادگي كردند حاضر نبودند حتي به اندازه بليت سينما براي هربازديد كننده پول پرداخت كنند.
6 - صدور كارت هواداري براي هواداران حربهاي است كه از سوي باشگاههاي زيادي در ايران امتحان شده و البته درآمد چنداني را به همراه نداشته است. معمولا براي صدور كارت هواداري بين پنچ تا 10 هزار تومان از هوادار دريافت ميشود. در ابتدا اين طور عنوان ميشود كه هوادارانيكه اين كارتها را در اختيار اشته باشند ميتوانند از تسهيلات زيادي استفاده كنند اما در عمل اين كارتها هيچ مزيتي را برايمصرفكننده به همراه ندارند. بعد كه مديرعامل عوض ميشود صدور كارتهاي هواداري هم از سرگرفته ميشود و ميگويند كارتهاي قبلي اعتبار ندارد. يكي از تسهيلات كارتهاي
هواداري اين است كه با در اختيار داشتن آنها ميتوان بدون تهيه بليت وارد ورزشگاه شد اما چه بسيار هواداراني كه سر اين موضوع جلوي در ورزشگاه با نيروي انتظامي درگير شدند و
كتك مفصلي خوردند.
7 - پست معاونت اقتصادي در باشگاههاي ايراني بيشتر حالت سمبليك دارد و به منظور استحكام بيشتر رفاقت مديريت باشگاه با تعدادي از نيروهاي سرمايه دار مورد استفاده قرار ميگيرد. معمولا مديرعامل به يك يا چند تاجر سرمايهدار پست معاونت اقتصادي را تفويض ميكند تا شايد در مواقع بحراني حمايت مالي آنها را پشتسرخودش داشته باشد. اگر كمك نكردند هم زياد مسئله خاصي نيست چون مهم محكمتر شدن رفاقتها جهت پيشرفتهاي اقتصادي شخصي در آينده است.
به نوشته تهران امروز : معاونتهاي اقتصادي معمولا به محض اينكه تيم در بحران مالي فرو ميرود از سمت خود استعفا ميدهند!



