چون نسل گذشته با امام بوده، نسل بعدی هم باید با امام باشد؟
چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا اینکه نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ دو پرسش کلیدی جوانان است که سید حسن خمینی به آنان پاسخ داده است.
به گزارش «تابناک»، حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی مدرسین و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ـ که خبر آن را جماران منتشر کرده ـ گفته است: جدایی میان قضایای حقیقیه و خارجیه، یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از سخنان را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد، چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات زیادی به بار میآید.
وی در این زمینه به روشنگری مبسوط چرایی و چگونگی بقای اندیشه امام پرداخت و گفت: برای پاسخ به این که اندیشه امام را چگونه برای امروز و فردا نگه داریم، باید پرسش اساسی دیگری مطرح کرد، مبنی بر این که اساسا چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا اینکه نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ این، پرسش مهمی است که باید اندیشمندان جامعه، همواره به آن پاسخ دهند.
یادگار امام اظهار کرد: حقیقت این است که همه جوامع، نیازمند پرچم و نمادند. کعبه سنگنشانی است که ره گم نشود. عاشورا و غدیر به عنوان نمادهای جامعه، مورد نیاز انسان هستند تا در زندگی راه خود را فراموش نکند.
وی با بیان اینکه «امام نماد تلاقی آرزوی سه جریان تاریخی کشور است»، گفت: دینداری، استقلالطلبی و آزادیخواهی سه خواسته اصلی مردم ایران در طول صد سال گذشته است. تا پیش از امام، مبارزات مردم به یکی از این سه جریان ختم میشد. مشروطه، آزادیخواه بود اما استعمارستیز و دیندار نبود. ملی شدن صنعت نفت، ضداستعماری بود اما جریان دینی نتوانست در کنار آن باقی بماند.
وی اظهار کرد: این سه خواسته تاریخی در سال ۵۷ در قامت یک شخصیت متبلور شد و انقلاب را به پیروزی رساند. امام خمینی، هم به مطالبه استقلالطلبی پاسخ گفت، هم به آزادیخواهی و هم به دینداری. امام نماد و پرچم بزرگ این جامعه است و به همین دلیل، باید باقی بماند.
حسن خمینی افزود: جریانات دینی که بنا بر اندیشه امام فعالیت میکردند، علاوه بر دینداری به استقلال و مبارزه با استعمار و استبداد اعتقاد داشتند. ملت ما باید این مطالبات را حفظ کند تا سر پیچها راه را گم نکند.
وی در ادامه به طرح این پرسش پرداخت که چه کنیم اندیشه امام باقی بماند و گفت: روحانیون بزرگی در جهان تشیع داشتیم که برخی از آنها وارد عرصه مبارزه هم شدند؛ همانند مرحوم مدرس، آیتالله کاشانی و میرزای شیرازی، ولی هیچکدام همانند امام به مطالبات جریانهای تاریخی پاسخ ندادند. امام فرزند زمانه خویشتن است. ایشان درد روزگار خود را میشناخت و به آن پاسخ میداد. وقتی امام در سال ۴۲ خود شاه را مستقیم خطاب قرار داد، درد جامعه را فهمید. کسانی بودند که دوباره مدل مشروطه و مدلهای دیگر را معرفی میکردند؛ اما امام دقیقا به درد اصلی پرداخت.
وی افزود: امام اعتقاد داشت برای آزادیخواهی باید استعمارستیزی، استقلالطلبی و دینداری را همراه هم پیگیری کرد. نمیشود بدون هر یک از اینها به نتیجه مطلوب رسید.
یادگار امام در ادامه، اجتهاد در اندیشه امام را شرط حفظ این اندیشه دانست و گفت: امام برای روزگار ما پاسخ دارد. این پاسخها هرگز از پیش، آماده و ارائه نشده است. باید پاسخ سوالات امروز را با روشهای خاص اجتهادی از متن اندیشه امام به دست آورد.
وی اظهار کرد: ما اگر میخواهیم به عنوان کسانی که دلباخته اندیشه امام هستیم اندیشه ایشان را برای امروز و فردا معرفی کنیم، باید به سوالات روز براساس پیچیدگیهای عصر حاضر بر مبنای اندیشه امام پاسخ بدهیم.
وی به تفکیک بین قضایای حقیقیه و خارجیه در امر اجتهاد تأکید کرد و گفت: جدایی بین این دو قضیه یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از صحبتها را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد. چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات بسیاری به بار میآید.
یادگار امام افزود: برای نمونه، یکبار یک نفر در نامهای در زمان جنگ نوشته بود؛ امام میگوید: «من توی دهن این دولت میزنم». این نوع به کار بردن قضایای خارجیه در زمانهای متفاوت کاملا خندهدار و اشکال آن آشکار است. اما در بسیاری از موارد چنین اشتباهاتی آشکار نیست و باعث بدفهمی میشود.
وی با خواندن این بیت؛ «گمان مبر که به پایان رسید دور مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است»، تاکید کرد: ممکن است سبو بشکند و پیمانه بریزد اما ساقه تاک همواره باقی میماند. باید کسی بیایید و از آن، شراب معنویت و آزادگی بگیرد.
وی گفت: حفظ و ترویج اندیشه امام یک شرط اساسی دارد و آن این که نباید در فراز و فرودهای روزگار ناامید شویم. فراز و فرودها یک قاعده الهی است. مهم این است که انسان خود را بشناسد و ایمانش قوی باشد و درد را فراموش نکند. با خستگی و خمودگی نمیتوان به جایی رسید. باید هر لحظه به آینده چشم داشت.
مگر امام با امام حسین(ع) نبود.
خوب ماهم چاکر امام حسین(ع) و امام هستیم.



