نکتهای مهم از خاطرات «حسن روحانی»
چگونه میتوان به یک توافق هستهای پایدار رسید؟
تنها بیست روز تا برگزاری مذاکرات حساس هستهای میان ایران و گروه 1+5 در بغداد باقی مانده و نشانهها، حاکی از مساعد بودن فضا برای رسیدن دو طرف به توافق است؛ اما شاید مهمتر از صرف یک توافق، چیزی که باید مورد توجه دستگاه دیپلماسی کشورمان قرار گیرد، چگونگی رسیدن به یک توافق پایدار و قابل اتکاست.
کد خبر: ۲۴۱۹۹۶
| | 15047 بازدید

تنها بیست روز تا برگزاری مذاکرات حساس هسته ای میان ایران و گروه 1+5 در بغداد باقی مانده و نشانهها، حاکی از مساعد بودن فضا برای رسیدن دو طرف به توافق است؛ اما شاید مهمتر از صرف یک توافق، چیزی که باید مورد توجه دستگاه دیپلماسی کشورمان قرار گیرد، چگونگی رسیدن به یک توافق پایدار و قابل اتکاست.
به گزارش «تابناک»، تحلیلهای مطبوعات و رسانههای بینالمللی در آستانه مذاکرات بغداد، عمدتاً محتوایی خوش بینانه داشته و حاکی از آن است که این بار میتوان به رسیدن به توافق امید بست. با این حال، توجه به تجربیات گذشته، میتواند نکات مهمی را برای ما آشکار کرده و راه پیش رو را هموار سازد.
دکتر «حسن روحانی»، دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی کشورمان در کتاب اخیر خود با نام «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای»، خاطراتی را از دوران مسئولیت خود در پرونده هسته ای کشورمان نقل کرده که توجه به بخشهایی از آن، در شرایط کنونی راهگشا خواهد بود.

دکتر روحانی در این کتاب به تفصیل از دیدارهای خود با رئیس جمهور فرانسه «ژاک شیراک» و صدراعظم آلمان، «گرهارد شرودر» میگوید که چگونه پس از مذاکرات طولانی و به رغم استدلالها و مخالفتهای وزرای خارجه این دو دولت، رؤسای دو کشور فرانسه و آلمان با غنی سازی در ایران زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کردند.
با این حال، مخالفتهای دولت «جورج بوش» با این توافقات، موجب شد در آن مقطع توافقات اولیه بین ایران و این دو کشور به نتیجه نهایی نرسد و پس از آن نیز کنار رفتن این دو فرد از جایگاههای رسمی خود و جایگزین شدن آنان با افرادی بدبینتر نسبت به برنامه هستهای ایران، موجب بنبستی در موضوع هسته ای شد که هنوز هم ادامه دارد.
همان گونه که اشاره شد، این مطلب دربردارنده نکته بسیار مهمی است و آن، ضرورت فراتر بردن توافقات آتی از سطح افراد و قرار دادن آنها در یک چهارچوب مشخص و الزام آور بینالمللی است که در آن تعهدات و همچنین حقوق طرفین به روشنی تصریح شده باشد.
این موضوع به ویژه از آنجا اهمیتی بیشتر پیدا میکند که توجه کنیم در ماههای آتی، تغییر و تحولاتی در رأس هرم سیاستگذاری برخی از کشورهای طرف مذاکره با ایران رخ خواهد داد. در یک سو، انتخابات فرانسه به احتمال قریب به یقین به کنار رفتن «سارکوزی» منجر خواهد شد و از سوی دیگر و در سطحی بالاتر، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پاییز امسال ممکن است، نتیجه ای جز پیروزی اوباما را در بر داشته باشد.
به این ترتیب، هدف اصلی تیم مذاکره کننده کشور و در سطحی بالاتر، مجموعه دستگاه دیپلماسی ما باید این باشد که موارد توافق آتی با کشورهای 1+5 را از سطح این کشورها و سران آنها بیرون کرده و به سطحی وارد کند که ضمن ایجاد تعهدات متقابل برای طرف مقابل، دارای نوعی ضمانت اجرایی نیز باشد.
در این راستا، مهمترین گام باید تبدیل موارد توافق شده در مذاکرات بغداد و نشستهای پس از آن به دستورالعملی روشن و مشخص برای آژانس بینالمللی انرژی باشد که در قالب آن، برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، تحت مقررات آژانس امکان پیشرفت پیدا کرده و از وضعیت ویژه کنونی به وضعیت عادی تبدیل شود.
افزون بر این، خواست اولیه ایران مبنی بر از میان برداشته شدن تحریمها نیز باید در چهارچوب یک معاهده بین المللی مشخص مورد توافق همه طرفهای دخیل قرار گیرد تا ماهیت آن از حالت کوتاه مدت به چهارچوبی بلندمدتتر ارتقا پیدا کند.
تنها در چنین صورتی است که هر گونه توافق میان ایران و غرب، میتواند در عرصه عمل امکان پیاده شدن پیدا کرده و چهارچوبی برای تعامل پایدار طرفین فراهم آورد.
به گزارش «تابناک»، تحلیلهای مطبوعات و رسانههای بینالمللی در آستانه مذاکرات بغداد، عمدتاً محتوایی خوش بینانه داشته و حاکی از آن است که این بار میتوان به رسیدن به توافق امید بست. با این حال، توجه به تجربیات گذشته، میتواند نکات مهمی را برای ما آشکار کرده و راه پیش رو را هموار سازد.
دکتر «حسن روحانی»، دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی کشورمان در کتاب اخیر خود با نام «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای»، خاطراتی را از دوران مسئولیت خود در پرونده هسته ای کشورمان نقل کرده که توجه به بخشهایی از آن، در شرایط کنونی راهگشا خواهد بود.

دکتر روحانی در این کتاب به تفصیل از دیدارهای خود با رئیس جمهور فرانسه «ژاک شیراک» و صدراعظم آلمان، «گرهارد شرودر» میگوید که چگونه پس از مذاکرات طولانی و به رغم استدلالها و مخالفتهای وزرای خارجه این دو دولت، رؤسای دو کشور فرانسه و آلمان با غنی سازی در ایران زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کردند.
با این حال، مخالفتهای دولت «جورج بوش» با این توافقات، موجب شد در آن مقطع توافقات اولیه بین ایران و این دو کشور به نتیجه نهایی نرسد و پس از آن نیز کنار رفتن این دو فرد از جایگاههای رسمی خود و جایگزین شدن آنان با افرادی بدبینتر نسبت به برنامه هستهای ایران، موجب بنبستی در موضوع هسته ای شد که هنوز هم ادامه دارد.
همان گونه که اشاره شد، این مطلب دربردارنده نکته بسیار مهمی است و آن، ضرورت فراتر بردن توافقات آتی از سطح افراد و قرار دادن آنها در یک چهارچوب مشخص و الزام آور بینالمللی است که در آن تعهدات و همچنین حقوق طرفین به روشنی تصریح شده باشد.
این موضوع به ویژه از آنجا اهمیتی بیشتر پیدا میکند که توجه کنیم در ماههای آتی، تغییر و تحولاتی در رأس هرم سیاستگذاری برخی از کشورهای طرف مذاکره با ایران رخ خواهد داد. در یک سو، انتخابات فرانسه به احتمال قریب به یقین به کنار رفتن «سارکوزی» منجر خواهد شد و از سوی دیگر و در سطحی بالاتر، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پاییز امسال ممکن است، نتیجه ای جز پیروزی اوباما را در بر داشته باشد.
به این ترتیب، هدف اصلی تیم مذاکره کننده کشور و در سطحی بالاتر، مجموعه دستگاه دیپلماسی ما باید این باشد که موارد توافق آتی با کشورهای 1+5 را از سطح این کشورها و سران آنها بیرون کرده و به سطحی وارد کند که ضمن ایجاد تعهدات متقابل برای طرف مقابل، دارای نوعی ضمانت اجرایی نیز باشد.
در این راستا، مهمترین گام باید تبدیل موارد توافق شده در مذاکرات بغداد و نشستهای پس از آن به دستورالعملی روشن و مشخص برای آژانس بینالمللی انرژی باشد که در قالب آن، برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، تحت مقررات آژانس امکان پیشرفت پیدا کرده و از وضعیت ویژه کنونی به وضعیت عادی تبدیل شود.
افزون بر این، خواست اولیه ایران مبنی بر از میان برداشته شدن تحریمها نیز باید در چهارچوب یک معاهده بین المللی مشخص مورد توافق همه طرفهای دخیل قرار گیرد تا ماهیت آن از حالت کوتاه مدت به چهارچوبی بلندمدتتر ارتقا پیدا کند.
تنها در چنین صورتی است که هر گونه توافق میان ایران و غرب، میتواند در عرصه عمل امکان پیاده شدن پیدا کرده و چهارچوبی برای تعامل پایدار طرفین فراهم آورد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


