صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نمايندگان مجلس بايد ملی فكر كنند

فرشته محمدعلی
کد خبر: ۲۲۹۴۹۴
| |
2027 بازدید

فرشته محمدعلي نامزد انتخاباتي جبهه ايستادگي در نهمين دوره انتخابات مجلس نهم معتقد است كه مجلس هشتم در بعد قانونگذاري بد عمل نكرده است اما در بعد نظارتي در بسياري اوقات همراهيهاي بيدليلي را با دولت داشته است .متن زیر شرح كامل گفتوگوی «ملت ما» با فرشته محمدعلي است:

تنها چند روز به برگزاري نهمين دوره انتخابات مجلس باقيمانده است اما جداي از چگونگي انتخابات به نظر ميرسد كه يكي از مهمترين مسائل بحث اقتدار مجلس است به نظر جنابعالي مجلس مقتدر چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟

اقتدار مجلس به چند شاخص ارتباط دارد. خصوصيت خود نمايندهها از لحاظ ويژگيهاي شخصيتي از جمله شجاعت، قدرت تفكر سيستمي داشتن و ساختاري نگاه كردن به موضوعات، قدرت ايجاد روحيه تعامل، فرابخشي نگاه كردن و كلان نگري. بايد اين امر را موردتوجه قرار داد كه داشتن علم خيلي خوب است اما ما دوستان زيادي داريم كه با وجود داشتن علم و تحصيلات بالا فرايند استفاده از اين علم را در موضوعات وبحرانهاي كشور به خوبي ندارند. و بالعكس آدمهايي هستند كه سطح علمي نسبتا مطلوبي دارند اما قدرت استفاده از اين معلومات را دارند كه اين باز به نگرش سيستمي و ساختاري داشتن برميگردد. به نظر من شهامت مهمترين شاخص براي يك نماينده مجلس است و داشتن بصيرت در ارايه موضوعات به تمام ابعاد و توجه كردن بايد همواره مورد توجه قرار گيرد.

دغدغه اصلي يك نماينده بايد كل نظام جمهوري اسلامي باشد. موضوع جغرافيا و خاستگاه جغرافيايي كه يك نماينده دارد در درجه دوم قرار دارد. يعني نگاه بايد ملي باشد نه بومي. به مسائل بومي بايد توجه بشود اما در اولويت دوم. يك خصوصيت ديگر هم برميگردد به قوانيني كه يك نماينده مجلس بايد به آن توجه داشته باشد. آن قوانين قوانيني هستند كه ابعاد نظارتي يك نماينده را تقويت ميكند و كمك ميكند كه اين نظارت دقيق و بهموقع انجام بشود. ما يا درباره نظارت در قوانين ضعف داريم يا قوانين نظارتي داريم اما خود نماينده ضعف دارد و به اين بعد نظارتي توجه نميكند. يعني ما چه بسا قوانين متقن و خوبي داريم اما در مرحله اجراي اين قوانين توجه نميشود يا اجرا ميشود به حسن اجرا نظارت نميشود. اين موضوع اصلي دغدغه ما است كه بايد به آن توجه شود. خصوصيت ديگري كه بايد به آن توجه داشت اين است كه مجلس محترم قدرت قرار دادن ساير دستگاههاي تصميمگير و تصميمساز را داشته باشد يعني مجلس به شكل جزيرهاي به مسائل كشور نگاه نكند بلكه يك حلقه وصلي را تعريف كند، يعني كارگروههايي با حضور نماينده مجلس تشكيل بشود و اتاق فكرهايي در لايههاي پايينتر كه نهايتا اگر تصميمي بخواهد در دستگاه تصميمگيرنده گرفته بشود محدوديتي براي ساير دستگاههاي ايجاد نكند.

در روزهاي اخير جدالي ميان حاميان و منتقدان دولت بر سر اين موضوع پديد آمده است كه مجلس هفتم و هشتم تا حدودي در برابر دولت كوتاه آمدهاند. به نظر جنابعالي شاخصترين نقاط ضعف مجلس هفتم و هشتم چه مسائلي بوده است؟

در ابتدا بايد نگاه كنيد و ببينيد كه آيا مجلس ما مجلس ملت بود يا مجلس دولت؟ من كل مجلس را نميخواهم زير سوال ببرم اما در خيلي از تصميمهاي برخي از نمايندگان گويي كه قرار است اين نمايندگان به تصويب قوانيني بينديشند كه مورد نظر دولت است. در حالي كه مجلس قانونگذار است و دولت مجري.

دومين ضعف اين است كه بعد نظارتي خيلي دقيق تعريف نشده است. و شما تعداد لوايحي كه در مجلس هفتم و هشتم تصويب شده را اگر با دورههاي قبل مقايسه كنيم ميبينيم كه ضعف مهمي را در اين بخش احساس ميكنيم. به نظر من دوستان ما بعضا نگاه كلان سياسي- اجتماعي يا در حوزههاي تخصصي خود نداشتند يعني به جاي اينكه سياست حاكم باشد، سياسي كاري حاكم بود كه اين لطمهاش به مردم وارد ميشود.

نظارت مجلس بسيار كمرنگ انجام شده است و در واقع هيچ شرايط و امكاناتي نمايندگان ما را به سوي اين امر نكشانده است كه اگر فرضا قانوني مصوب شده اين قانون قرار است كه كي و چه موقع اجرا بشود. بهطور مصداقي نيز ميشود بحث كرد. ما درباره بانوان قوانين موجودي داريم كه مسكوت مانده است. اگر اين مشمول مرور زمان بشود آيا بازهم ارزش و اهميت خود را دارد يا خير؟ علاوه بر اين قوانيني را درباره ايثارگران داريم كه مصوب شده و دولت محترم بايد اجرا كند ولي مشمول مرور زمان شده است. چون كه در زمان خودش اجرا نشده است بنابراين در حوزه قوانين مسكوت مانده است. بايد يك حركت خيلي خوبي انجام داد و در حوزه كارگروههايي كه ميخواهند خوراك فكري به كميسيون بدهند فعاليت كرد. من در اين حوزه احساس ضعف ميكنم و معتقدم كه بايد خيلي جديتر مغزهاي متفكر را به اتاق فكر نمايندهها كشانيد كه اين يك كار مهم و اساسي است كه بايد انجام گيرد و به نظر من رياست مجلس بايد به اين مسئله توجه بيشتري بكنند و دغدغه بيشتري داشته باشند.

تمامي گروههاي سياسي اعم از اصلاحطلب و اصولگرا وارد انتخابات شدهاند با توجه به اينكه انتخابات مجلس نهم به نظر ميرسد، محل رقابت جدي احزاب و جبهههاي سياسي است در نهايت چه تركيبي براي مجلس نهم رقم خواهد خورد؟

وضع موجود وضع بسيار پيچيده است، اما به هر حال خوشحالم كه تمامي كانديداها اعم از گروههاي اصولگرا و اصلاحطلب را كه ما رصد ميكنيم ميبينيم كه همه دغدغه دارند و همه دلسوزند. من تصور ميكنم كه يك وزن خوب و قابل قبولي از افكار مختلف در مجلس حضور پيدا ميكنند و اين تضارب افكار باعث ميشود كه كار با قوت بيشتري پيش برود. چون يك بعدي بودن مجلس خيلي خوب است اما خيلي جاها باعث شايد كم تحركي دوستان بشود من اميدوارم كه آن چه كه حاكم ميشود مجلسي ولايي، قانونمدار و ناظر، قوانين را طبق اولويتها مصوب كنند و بر حسن اجراي آن دقت لازم را داشته باشند.

شما به عنوان فردي كه نامزد نمايندگي مجلس نهم شدهايد چه برنامههايي را در دستوركار خود داريد و فكر ميكنيد كه اين برنامهها تا چه ميزاني به رفع مشكلات كشور كمك ميكند؟

حوزههايي كه من در آن تخصص دارم يكي حوزه آموزش و پرورش است كه حدود 26 سال در تمام سطوح اين حوزه كار كردم و در واقع در لايهاي مديريتي در اين 26 سال به صورت ستادي و اجرايي كار كردم.

بخش ايثارگران آموزش دبيران و عملكردي كه ما در اين مراكز آموزشي داشتيم يكي از بحثهاي مهم است. بر اين اساس من ضعفهايي را كه دريافت كردهام، روي اين ضعفها كار كردهام. مثلا ما درباره تربيت معلمان قوي كار خاصي نكرديم. مراكز تربيت معلم خيلي جايگاهشان سست شده است. در حالي كه بنده قوانيني كه سطح مراكز تربيت معلم را بالا ببرد به گونهاي كه ما معلمي جذب و تربيت كنيم كه عاشق و محبوب حوزه خود باشد. ما نقش مدارس را خيلي مهم ميدانيم. زندهترين ساعات را بچهها در مدرسه و در كنار معلمان خود ميگذرانند. اگر ما معلم محبوب خود را داشته باشيم اين معلم ميتواند معجزه و شخصيت بچه را احيا كند، كما اينكه ما معلمان اينطوري داشتيم و بسیاری از مسئولان ما تحتنظر اين معلمان رشد كردهاند.

نكته ديگر اينكه من در سيستم آموزشي اشتباه ميبينم و به نظرم بايد خيلي خوب روي آن برنامهريزي شود. تغيیرات ناگهاني نظام آموزش و پرورش ما است. شما اگر دقت بفرماييد ميبينيد كه يكباره سيستم آموزشي ما از نظام قديم به نظام جديد تغيير پيدا ميكند، بدون اينكه مطالعه عميق و دقيقي انجام شده باشد و بعد از مدتي ميبينيم كه همين نظام جديد به نظام سالي واحدي و پيشدانشگاهي تغيير ميكند و بعد از مدتي دوباره به نظام قديم باز ميگردد. اين حركتهاي سطحي و غيرعميق بها و قيمت و هزينهاش روی بچهها تاثیر میگذارد. در حالي كه ما در نظامهاي قدر در دنيا ميبينيم كه كوچكترين حركتي كه بايد در تغيير نظام يا گسترده شدن و توسعه يافتن انجام شود بايد روي آن مطالعات عميق صورت بگيرد.

ضعف ديگري كه در سيستم آموزشي ميبينم جايگاه مربيان تربيتي است. ما ميدانيم كه نهاد تربيتي از ابتداي تاسيس ضعفهايي را داشته است. ما از نظر صوري ميبينيم كه مربيان هستند ولي جايگاه آنها را مشاورين مدارس گرفتهاند، مشاوريني كه به جاي پرداختن به مسائل روحي و رواني بچهها دغدغه اصلي آنها هدايت تحصيلي است. اين جذب مشاورين با بيتوجهي انجام گرفته است. سهم مربيان تربيتي شده است كار تبليغي صوري يعني نه مشاور الان در جايگاه خودش است و نه مربيان تربيتي. در حالي كه يك مربي ميتواند يك مدير فرهنگي در يك مدرسه باشد. پس بازسازي جايگاه مربيان تربيتي به نظر من برنامه مهمي است كه شخص من علاقهمند هستم كه پيگير آن باشم.

موضوع بعد درواقع بيتوجهي به سيستم آموزشي ما است. خروجي نظام آموزشي ما فرزنداني هستند كه پراسترس هستند، چرا؟! به دليل رقابتهاي ناسالم علمي. بچههايي هستند كه نمرهگرا شدهاند. هدف آخرشان دانشگاه شده است. ما به تربيت انسان كمتر توجه ميكنيم. ساختار و سيستم كلي نظام آموزش ما و اين بحران شديدي را در فرزندان ما ايجاد ميكند. خروجي آموزش و پرورش بايد انسانسازي باشد. حالا اين انسان ميتواند با دانشگاه رفتن انسان بشود يا ميتواند به مراكز توليدي وصل بشود و ميتواند علمي بياموزد كه مفيد فايده براي شخص خود باشد. خروجي آموزش و پرورش بچههايي هستند كه اعتماد كمي دارند و اينها چالشهاي اصلي نظام آموزشي ما است. ما قدرت انديشيدن را بايد به بچهها بياموزيم و نه اينكه انديشه را به آنها بدهيم. در حالي كه ضعف ديگر، آموزشگاههاي علمي است كه مثل قارچ رشد كردهاند و يك رقابت و تب بسيار نامربوطي را بين بچهها ايجاد كردهاند و هيچ كنترلي هم روي اينها وجود ندارد. آموزشگاههاي علمي كه حتي رسانههاي ما به تبليغات دروغين آنها دامن ميزنند. كدام مديريتي بايد قانون را مصوب كند كه جلوي اين عملكرد گرفته بشود. مسئله بعدي توجه به جايگاه تربيتبدني است. زنگ ورزش مدارس را شما ارزيابي كنيد. اين قانون ميخواهد بچه بايد تنش سالم باشد كه اين همه حجم مطلب را دريافت كند. اينها چالشهاي اساسي هستند كه بايد مورد توجه واقع شوند.

نكته مهم ديگر گرفتن روحيه عزت نفس از معلم است. شما ميبينيد كه در ارزيابيها معلمان ناگزيرند كه در يك رقابتي قرار بگيرند كه براي درصدهايي كه آن درصدها كمك ميكند كه معلم حقوق بالاتري را بگيرد و اين معلم كسي است كه بايد مهارتهاي زندگي را در عمل به بچه بياموزد. وقتي معلمي عزتش را گرفتهاند چگونه ميتواند به بچه عزت نفس ياد بدهد.

در حوزه آموزش عالي هم با توجه به تجربهاي كه من در حوزه كميته تحقيقي و پژوهشي داشتم، به زعم من مسائلي كه در دانشگاههاي ما وجود دارد بخشي از آن با توجه به حضور مديران قدر فرهنگي قابل حل است. اين مدير بايد شخصيتي داشته باشد علمگرا، هنردان، داراي قدرت ارتباطي بالا. ما حتي در خوابگاههاي دانشجويي ميتوانيم اين نيروها را تزريق كنيم.

ما ميدانيم كه بچههاي ما بچههايي هستند كه تشنه دريافت هدايت هستند ولی راه را بلد نيستند. فكر ميكنم حضور چنين انسانهاي فرهيختهاي خيلي مهم است. مسئله ديگر سازمانهاي مردمنهاد هستند. بنده به عنوان كسي كه سازمان نظام تشكلهاي غيردولتي را خودم تدوين كردم و به مجلس دادم اعتقاد دارم كه سازمانهاي مردمنهاد اگر در تشكلهاي غيردولتي سازماندهي شوند، بسياري از فعاليتهاي دولت قابل واگذاري به اين سازمانهاي مردمنهاد است.

منبع: ویژه نامه ملت ما

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار