عدم توازنهای جدی در اقتصاد جهانی
یک اقتصاددان در تحلیل آینده نگرانه با اقتصاد جهان در خصوص عدم توازنهای جدی در اقتصاد جهانی در سال 2011 و تداوم آن در سال 2012 سخن گفت.
کد خبر: ۲۱۵۶۷۲
| | 2021 بازدید
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، محمد حسین ادیب عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان، در تحلیل وضعیت اقتصاد جهان، از سه تصمیم سرنوشت ساز در سال 2012 سخن گفت که مشروح نظرات وی را در گفت وگو با خبرگزاری فارس و در ادامه بخوانید.
فارس: سال 2011 اقتصاد چه شرایط جدیدی را تجربه کرد؟
ادیب: هرچه به پایان 2011 نزدیک تر شدیم توازن و تعادلهای بین المللی در حوزه اقتصاد در سطح بیشتری تغییر کرد. در پایان سال 2011 جهان وارد آرایش اقتصادی جدیدی شده بود که با آرایش توازنها و تعادلهای اقتصادی طی یک دهه گذشته متفاوت بود. شناخت دنیای جدیدی که در پایان سال 2011 متولد شده است، تحلیلها و تفسیرهای جدیدی را طلب می کند که با تبیین های گذشته متفاوت است.
در سال 2011 کشورهای دارای مازاد بر تراز پرداختها به صورت اساسی تغییر یافتند. شاکله و انضباط فکری اقتصاد جهانی بر 2 پایه قرار دارد. 80 درصد مازاد تجاری جهان را 10 کشور ایجاد می کنند و 64 درصد کسری تراز پرداختهای جهان را آمریکا و انگلیس تولید می کنند. تأمین کسری آمریکا و انگلیس به وسیله کشورهای دارای مازاد تجاری انجام می شود.
در سال 2011، 10 کشوری که به صورت سنتی از سال 2001 به بعد مازاد تجاری داشتند تغییر پیدا کردند.
از سال 1980 تا سال 2001 اتحادیه اروپا و ژاپن 10 کشور دارای مازاد تجاری بودند. مازاد تجاری اتحادیه اروپا در سال 2001 حدود 160 میلیارد دلار و ژاپن 70 میلیارد دلار بود. در سال 2001 حدود 64 درصد از مازاد تجاری اتحادیه اروپا و ژاپن برای کسری تراز پرداختهای آمریکا و انگلیس تخصص می یافت. در سال 2011 کسری تراز پرداخته در اتحادیه اروپا 70 میلیارد دلار و ژاپن 5میلیارد دلار بود. اتحادیه اروپا و ژاپن از کشورهای دارای مازاد تجاری به کشورهای دارای کسری تبدیل شدند.
از سال 2001 به مرور شرق آسیا و به خصوص چین جایگزین اتحادیه اروپا و ژاپن شد و مازاد تراز پرداختها به وسیله شرق آسیا تأمین می شد.
فارس: در سال 2011 چه اتفاقی افتاد؟
ادیب: در سال 2011 فرآیند تغییر کرد و شرق آسیا که به صورت سنتی طی 10 سال گذشته مازاد تجاری جهان را تولید می کردند مازاد آنها به 317 میلیارد دلار سقوط کرد و مازاد تجاری جهان به میزان یکهزار و 147 میلیارد دلار به وسیله کشورهای صادرکننده نفت ایجاد شد. به عبارت دیگر، کشورهای صادرکننده نفت با یکهزار و 147 میلیارد دلار مازاد جایگزین شرق آسیا شد. استراتژی چین به صورت آشکار تغییر کرده است.
فارس:این تغییر چه تأثیر در معادلات اقتصادی جهان داشت؟
ادیب: واردات آمریکا 600 میلیارد دلار از صادرات این کشور بیشتر است. آمریکا در ازای واردات کالا به جهان کاغذی به نام دلار می دهد. صادرات دنیا 12هزار میلیارد دلار در سال است و آمار سازمان تجارت جهانی سود صادرات جهان 10 درصد در سال است. سود صادرات جهان در سال 2011، حدود 200 میلیارد دلار بود. آمریکا با کسری تراز پرداختها، 50 درصد سود صادرات جهان را به خود تخصیص می دهند. کسری تراز پرداختها در انگلیس 165 میلیارد دلار در سال 2011 بود. 14 درصد از ارزش افزوده صادرات جهانی در سال 2011 با کسری تراز پرداختها به انگلیس پرداخت می شود، آمریکا و انگلیس مجموعاً 64 درصد از ارزش افزوده صادرات جهان دریافت می کنند، آمریکا و انگلیس با کسری تراز پرداختها بر سود صادرات جهانی مالیات 64 درصدی وضع کردند. کسری تراز پرداختها در انگلیس و آمریکا از سال 1931 تاکنون در سطح سال 2011 میلادی از نظر نسبت ارزش افزوده صادرات جهانی است. مالیات 64 درصدی بر صادرات از سال 1931 تاکنون وجود دارد.
در واقع با تغییر کشورهای دارای مازاد تجاری، مالیات 64 درصد از شرق آسیا به کشورهای صادرکننده نفت منتقل می شود. کشورهای نفت خیز اگر مازاد تجاری خود به سبک شرق آسیا هزینه نکنند اقتصاد آمریکا دچار فروپاشی می شود. اما رفتار دو کشور آمریکا و عربستان کاملاً گواهی می کند این دو کشور رفتاری شبیه کشورهای شرق اسیا در پیش گرفته اند.
25 درصد نفت جهان در سال گذشته کمپانی دولتی نفت روسیه و 24 درصد نفت جهان را کمپانی آرامکو در عربستان تولید کرده است. به عبارت دیگر 49 درصد نفت جهان فقط به وسیله 2 کمپانی تولید می شود. ذخایر ارزی روسیه از 24 میلیارد دلار در سال 2000 میلادی در روز گذشته به 500میلیارد دلار و ذخایر ارزی عربستان به 546 میلیارد دلار افزایش یافته است که رفتاری شبیه شرق آسیا را نمایندگی می کنند.
فارس: کشورهای دارای مازاد آنچه را که از مازاد تجاری به دست می آورند چگونه هزینه می کنند؟
ادیب: کشورهای دارای مازاد با کمی خطا که قابل صرفه نظر کردن یک سوم از مازاد تجاری را فقط در 43 بانک غربی با سود یک درصد سپرده گذاری می کنند. در مرحله بعد این 43 بانک سپرده های فوق را به نرخ روز، به دنیا وام می دهند. در واقع کشورهای دارای مازاد منابع رایگان برای نظام بانکداری بین المللی برای پرداخت وام را ایجاد می کنند. یک سوم دیگر از مازاد تجاری را صرف خرید کسر بودجه آمریکا می کنند. در واقع همواره حدود 50 درصد کسر بودجه آمریکا به وسیله 10 کشور عمده دارای مازاد تجاری خریداری می شود. درگذشته کسر بودجه آمریکا شرق آسیا خریداری می کرد و در سال گذشته روسیه و عربستان حدود یک چهارم از کسر بودجه امریکا را خریداری کردند که کاملاً گواهی می کند این دو کشور رفتاری شبیه چین و ژاپن در گذشته در پیش گرفته اند.
جهان در برابر انتخاب سخت و دوگانه ای قرار دارد. در صورتی که کشورهای نفت خیز نقش سنتی کشورهای دارای مازاد تجاری را ایفا نکنند نظام بانکداری جهانی از تعادل خارج می شود. از تعادلی طی 80 سال گذشته براساس آن اداره شده است.
فارس: یعنی در حال حاضر کشورهای نفت خیز می توانند در معادلات اقتصادی و سیاسی جهان نقش آفرین باشند؟
ادیب: به تحقیق کشورهای نفت خیز نقش متعادل کننده و متوازن کننده در اقتصاد جهانی دارند.
فارس: آیا سرنوشت اقتصادی آمریکا می تواند به رفتارهای کشورهای نفت خیز وابسته باشد؟
ادیب: کشورهای نفت خیز صادرکننده نفت، شامل عربستان، روسیه، نروژ، امارات، کویت، ونزوئلا، آنگولا، لیبی، الجزایر، دارای مازاد عظیم تجاری هستند و آن را به سبک کشورهای دارای مازاد هزینه می کنند. نروژ با صندوق ذخیره ارزی 800 میلیارد دلاری به مثابه کشورهای شرق آسیا عمل می کند. ایران تنها کشور نفت خیز است که همه درآمد نفتی خود را در اقتصاد داخلی جذب می کند و رفتاری شبیه کشورهای دارای مازاد تجاری ندارد.
فارس: من هنوز پاسخ سوالم را نگرفته ام؟
ادیب: در صورتی که کشورهای نفت خیز از خرید کسر بودجه آمریکا خودداری کنند، هیچ کشور دیگری وجود ندارد که جای آنها را پر کند و تأمین کسر بودجه 1400 میلیارد دلاری آمریکا غیرممکن می شود و این در اداره اقتصاد ایالت متحده تأثیرگذار خواهد بود. در صورتی که کشورهای نفت خیز از ایفای این نقش خودداری کنند، جایگزین سقوط شدید قیمت نفت و ایجاد مجدد مازاد تجاری در کشورهای شرق آسیا است.
علت اصلی تبدیل شدن مازاد تجاری در شرق به کسری در ژاپن و یا مازاد حداقلی در چین به افزایش قیمت نفت مربوط می شود. چین و ژاپن 12 میلیون بشکه نفت وارد می کنند که هزینه آن با قیمتهای موجود 475 میلیارد دلار است و در صورت سقوط قیمت نفت به 60 دلار دو کشور فوق به سادگی می توانند به سبک گذشته دارای مازاد تجاری شوند. در واقع اقتصاد جهانی در معرض انتخاب دوگانه ای قرار دارد و این انتخاب طی ماههای آینده اتفاق خواهد افتاد.
فارس: پیش بینی شما در این خصوص چیست؟ این انتخاب کدام است؟
ادیب: در گام نخست، سوال اصلی در اقتصاد جهانی در نقطه موجود تداوم و یا سقوط قیمت نفت است. قیمت نفت بالای 100 دلار اقتصاد جهانی را از تعادل و توازن سنتی خارج کرده است. مهمترین عامل بحران در منطقه یورو افزایش قیمت نفت است. 9 کشور جهان که تعدادی از آنها در منطقه یورو واقع شده اند، 64 درصد نفت جهان را خریداری می کنند و 51 درصد بدهی جهانی را دارند و 83 درصد استقراض جهانی در سال گذشته را انجام داده اند. تداوم خرید نفت به وسیله کشورهای فوق تنها با استقراض انجام می شود. 51 درصد بدهی جهانی نشان می دهد این کشورها دهه هاست که پولی بابت نفت خود پرداخت نمی کنند بلکه نفت را با استقراض از 43 سال بانک جهانی خریداری می کنند. 43 بانکی که منابع آن را کشورهای دارای مازاد تجاری به صورت رایگان تأمین می کنند. اینجا معادله ظریف و تو در تویی وجود دارد و آن اینکه، تداوم پرداخت وام به 9 کشور فوق برای خرید نفت مستلزم ارسال مازاد تجاری کشورهای دارای مازاد به 43 بانک فوق است و در صورت اتخاذ رفتار متفاوت به وسیله کشورهای نفت خیز و توقف ارسال وجوه مازاد امکان خرید اعتباری نفت ثابت می شود. واقعیت این است که 64 درصد نفت جهانی به صورت اعتباری خریداری می شود و در واقع تاکنون نیز به وسیله کشورهای خریدار نفت، در عمل پرداخت نشده است. یونان 18 میلیارد دلار در سال صادرات دارد و با قیمت نفت 75 دلار سالانه 16 میلیارد دلار واردات نفت دارد و در سطح جاری قیمتها، هزینه واردات نفت یونان، از درآمد صادرات آن بیشتر است و یونان 700 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد، این نشان می دهد یونان از جنگ جهانی دوم تاکنون نفت خود را با استقراض خریداری کرده است. بدهی 700 میلیاردی گواهی می کند، یونان دهه هاست که در رفاهی زندگی می کند که برای آن زحمت نکشیده است.
بدهی 24 هزار میلیارد دلاری منطقه یورو نشان می دهد اروپا در 10 سال گذشته دچار یک توهم پیچیده است. با تشکیل منطقه یورو و پول واحد در اروپا وضعیت رفاهی کشورهای عضو یورو به شدت بهبود یافت و مردم تصور کردند که بهبود سطح رفاه عمومی به سبب ایجاد پول واحد بوده است، اما افزایش 14هزار میلیارد دلاری بدهی خارجی منطقه یورو نسبت به سال 99 نشان می دهد منطقه یورو با استقراض از 43 بانک بزرگ جهانی در رفاه زندگی کرده است. مردم اروپا در رفاه زندگی کرده اند که با استقراض حاصل شده است و بحران منطقه یورو چیزی بیش از این نیست که زمان بازپرداخت استقراض فرا رسیده است. تا ابد نمی توان با استقراض زندگی کرد و این را مردم کشورهای منطقه یورو برنمی تابند و با تظاهرات خیابانی در مقابل این واقعیت مقاومت می کنند. منطقه یورو یک راه حل بیشتر ندارد کاهش مصرف و پرداخت بدهی باقی مانده از قبل. بهره این بدهی معادل ارزش افزوده 80 درصد تولید ناخالص ملی منطقه یورو است. حتی اگر میزان بدهی ثابت بماند، منطقه یورو باید سالانه 80 درصد ارزش افزوده اقتصاد را برای باز پرداخت تنها بهره بدهی ایجاد شده پرداخت کند. به زبان صریحتر ، تنها ثابت ماندن میزان بدهی مستلزم تخصیص تنها 31 درصد ارزش افزوده اقتصاد به اقتصاد ملی است.
فارس: بالاخره سوال مرا پاسخ ندادید؟
ادیب: طی ماههای آینده در اقتصاد جهانی سه تصمیم اساسی باید اتخاذ شود. کشورهای واردکننده اعتباری نفت در خصوص پرداخت بدهی عظیم ایجاد شده از قبل باید تصمیم گیری کنند. واقعیت این است که آنچه تاکنون در منطقه یورو تصمیم گیری شده است، در جهت حل بحران نبوده است. کوچکترین برای گام برای حل بحران بدهیها در منطقه یورو براساس مصوباتی که تاکنون نهایی شده است، برداشته نشده است. آنچه که تاکنون تعیین تکلیف شده است انتقال مشکلات به بعد و حل مشکل موردی اقساط سررسید شده بدهی بوده است. لذا در صورت ادامه وضعیت موجود یورو به عنوان پول واحد سقوط دیگری را در سال 2012 تجربه خواهد کرد.
فارس: آیا یورو در سال 2012 به عنوان پول واحد دچار فروپاشی می شود؟
ادیب: عضویت یونان، ایتالیا، اسپانیا و ایرلند در منطقه یورو به سود هیچ کس نیست و خروج حداقل دو کشور از منطقه یورو گامی مثبت در جهت حل بحران بدهیها ارزیابی می شود.
فارس: آیا این نظر شماست یا فکر می کنید منطقه یورو نیز به این نتیجه برسد؟
ادیب: کشورهای عضو منطقه یورو نباید کسر بودجه آنها بیش از 4 درصد تولید ناخالص ملی باشد، در یونان و اسپانیا کسر بودجه بیش از 10 درصد تولید خالص ملی است و کاهش کسر بودجه یا مستلزم افزایش مالیات، یا مستلزم کاهش هزینه های دولتی مثل کاهش خدمات درمانی، آموزشی و کمک به صندوقهای بازنشستگی است و مردم این دو کشور در مقابل هر نوع تلاش دولت برای کاهش کسر بودجه به خیابانها می ریزند، لذا مقاومت مردم برخی از این کشورها، مانع اخذ تصمیم صحیح است. متوسط سن بازنشستگی در یونان 63 سال و آلمان 67 سال است و آلمان مهمترین پرداخت کننده وام به یونان است. مردمی که 4 سال بیشتر کار می کنند به مردمی که کمتر کار می کنند وام می دهند و مردم یونان اصلاحات در ساختار بودجه را برنمی تابند.
فارس: شما از سه تصمیم سخن گفتید، دو تصمیم دیگر چیست؟
ادیب: دومین تصمیم تداوم قیمت نفت در سطح موجود است. کشورهای نفت خیز در صورتی که رفتاری کاملا شبیه کشورهای شرق آسیا در دهه گذشته و یا اتحادیه اروپا و ژاپن در دهه 80 و 90 در پیش نگیرند، جهان وارد فروپاشی مالی جدیدی می شود. لذا تغییر رفتار کشورهای صادرکننده نفت، در صورتی که تحقق نیابد، گزینه دوم، سقوط قیمت نفت به حدود 50 تا 60 دلار طی سال 2012 است.
فارس: با توجه به اینکه سال 2012 فصل انتخابات در آمریکا است آیا همین مسأله خود مجدداً برقیمت نفت تأثیر نمی گذارد؟
ادیب: سقوط قیمت نفت همیشه در فصل انتخابات آمریکا بوده است.
فارس: با توضیحات پیشین شما، تأثیر انتخابات آمریکا با موارد فوق چگونه خواهد بود؟
ادیب: اقتصاددانان می توانند پیش بینی کنند اما پیشگویی کار منجمان است. بعید است که اگر سقوط قیمت نفت در کار باشد جز در فصل انتخابات آمریکا اتفاق بیفتد در این صورت سقوط قیمت نفت پدیده ای خواهد بود مربوط به اواخر سال 2012 که در اوج انتخابات آمریکا خواهد بود. مگر اینکه عرف مربوط به سقوط قیمت نفت دگرگون شود و البته در اقتصاد هرچیزی ممکن است.
فارس: یعنی تا انتخابات آمریکا قیمت نفت همچنان بالا خواهد ماند؟
ادیب: اگر سناریوی مازاد تجاری معکوس شود، قاعدتاً این فرآیند با کاهش قیمت نفت همراه می شود. اما گپ ایجاد شده برای تأمین کسر بودجه آمریکا و تأمین منابع رایگان برای بانکهای جهانی بیش از حد به تأخیر می افتد و حداکثر زمانی که اقتصاد جهانی مبتنی بر ارسال وجوه مازاد به کشورهای دارای کسری می تواند وضعیت موجود تحمل کند و یا دامنه ای که در آن قیمت نفت بالای 100 دلار تحمل می شود، حداکثر نیمه اول سال 2012 است. آستانه تحمل اقتصاد جهانی تأخیر بیش از آن را برنمی تابد مگر اینکه همه چیز از نو تعریف شود که دور از ذهن ارزیابی می شود.
فارس:تصمیم سوم چه خواهد بود؟
ادیب: تصمیم سوم، تصمیم گیری برای ادامه کسر بودجه آمریکا در سطح و حجم موجود است. در دهه 90 در دوره 8 ساله ریاست جمهوری کلینتون کسر بودجه 400 میلیارد دلاری آمریکا در آغاز ریاست جمهوری کلینتون به مازاد بودجه 140 میلیارد دلاری در پایان ریاست جمهوری بوش تبدیل شد. بوش دولت را با 140 میلیارد دلار مازاد بودجه تحویل گرفت و آن را با 600 میلیارد دلار کسر بودجه تحویل داد، عملکرد اوباما افزایش کسر بودجه به 1400 میلیارد دلار بوده است. درعین حال آماری که روز گذشته منتشر شد، تکان دهنده ارزیابی می شود. کسری تراز پرداختهای آمریکا به عدد شگفت انگیز 712 میلیارد دلار رسیده است که 500 میلیارد دلار آن به سبب واردات نفت و 270 میلیارد دلار آن به سبب کسری تجاری امریکا تنها در مقابل چین بوده است. تداوم این میزان کسری تراز پرداختها و تأمین آن توسط کشورهای دارای مازاد، بسیار پیچیده است و به معنای افزایش مالیات پنهان جهانی به آمریکا است. جهان در گذشته معادل 6 ماه از ارزش افزوده صادرات جهانی به این آمریکا با کسری تراز پرداختها تأمین می کرد و آمار منتشر شده در روز گذشته نشان می دهد مالیات پنهان به 7 ماه افزایش یافته است.
فارس: این افزایش را چگونه تفسیر می کنید؟
ادیب: واقعا نمی دانم این از آستانه فهم من عبور می کند. با تعادل اقتصاد جهانی افزایش مالیات پنهان فلج کننده خواهد بود. عامل اصلی افزایش مالیات پنهان عادت کردن جامعه آمریکا به مصرف کالاهای ارزان چینی است. چین با تعین ارزش پول ملی خود به میزان یک سوم شاخص برابری قدرت خرید، صادرات انبوه ارزانی را به یک سوم قیمت واقعی به آمریکا انجام می دهد. در عین حال مهمترین عامل کسری تراز پرداختهای آمریکا بالا بودن قیمت نفت است. آمریکا روزانه 13 میلیون بشکه نفت وارد می کند و مصرف روزانه بنزین آن 10 میلیون بشکه در روز است که معادل یک دوم بنزین تولید شده در دنیاست. آمریکا نمی تواند یک دوم بنزین دنیا را مصرف کند و هزینه آن را با دلار کاغذی پرداخت کند در واقع هزینه بالا بودن قیمت نفت، با افزایش مالیات پنهان جهانی جبران می شود. مشکل اینجاست که آمریکا فقط 6 شهر بالای یک میلیون نفر دارد، مشکل به وجود 6 میلیون کیلومتر راه آسفالته در آمریکا مربوط می شود. آمریکا مشکل آمایش سرزمین دارد. چیدمان آمریکا غلط است. آمریکا بیش از حد پراکنده است. آمریکا 4هزار قطب اقتصادی در حول و حوش 6 میلیون کیلومتر راه اسفالته دارد و جز در چند شهر فاقد یک سیستم حمل و نقل عمومی است. در آمریکا جابجاگری منهای چند شهر، فقط با وسایل نقیله شخصی ممکن است که جالب هزینه بنزین این ساختار را با چاپ دلار کاغذی می خواهد از دنیا دریافت کند. آمریکا 2 مشکل اساسی دارد و این 2 مشکل به صورت معضل اقتصاد جهانی ظاهر خواهد شد. شیوه حل این دو مشکل آینده اقتصاد آمریکا را رقم خواهد زد. مشکل اول وجود 70 میلیون بازنشسته و بازنشسته شدن 80 میلیون نفر طی 10 سال آینده در حالی که کل جمعیت آمریکا روز گذشته 312 میلیون نفر اعلام شد. به عبارت دیگر یک دوم مردم آمریکا تا 10 سال آینده بازنشسته خواهد شد. مشکل دوم مصرف بالای بنزین در آمریکا به سبب چیدمان غلط شهرنشینی در امریکا است. ساختار شهرنشینی در امریکا نادرست است.
فارس: آیا افزایش پرداخت مالیات پنهان توسط سایر کشورها به آمریکا به میزان 7 ماه، ایا بی نظیر است یا جهان سابقه چنین اتفاقی را داشته است؟
ادیب: فقط یک بار در گذشته تکرار شده است و ان در سال 2007 یک ماه قبل از فروپاشی مالی در آمریکا با نفت 140 دلاری کسری تراز پرداختهای امریکا به 800 میلیارد دلار رسید که چند هفته بعد، فروپاشی مالی در آمریکا کلید خورد.
فارس: آیا باز این احتمال وجود دارد که آمریکا در انتظار فروپاشی مالی بعدی باشد؟
ادیب: نمی دانم.
فارس: پیش بینی شما از سه تصمیم مذکور در سال 2012 چیست؟
ادیب: کشورهای نفت خیز به استثنای ایران رفتاری مشابه کشورهای دارای مازاد در شرق آسیا در پیش می گیرند. اما ایران همه درآمد نفتی را در اقتصاد داخلی جذب می کند. در ارتباط با تصمیم گیری در خصوص تداوم قیمت نفت باید بگویم وظیفه محقق طرح صحیح سوال است و نه دادن پاسخ. اما نحوه ورود به بحث باید صحیح باشد، در نقد اقتصاد جهانی مهمترین سوال و شاید بلافاصله اولین سوال پاسخ دادن به این پرسش است که شاید همه سوالات دیگر تفسیر این سوال باشد و یا به گونه ای دیگر، سوالات دیگر به گونه ای بازتولید این سوال است. در ارتباط با منطقه یورو نیز مردم کشورهای عضو منطقه یورو در مقابل اصلاح ساختار بودجه با همه توان عملیاتی خود مقاومت خواهند کرد و اکنون کنار کشیدن انگلستان از منطقه یورو و عدم عضویت این کشور در منطقه یورو، بهتر تجزیه و تحلیل و فهمیده می شود. در عین حال 60 درصد کسری تراز پرداختهای انگلیس به وسیله منطقه یورو پوشش داده می شود در واقع عدم عضویت انگلیس در منطقه یورو به معنی وضع مالیات 60 درصدی به وسیله انگلیس بر منطقه یورو است. بحران منطقه یورو حداقل برای 10 سال آینده ادامه خواهد داشت، احتمالا آیندگان دهه اینده را برای منطقه یورو 10 از دست رفته تفسیر خواهند کرد و احتمالا دهه سوخته، بیشتر نقل معنا می کند.
فارس: سال 2012 شاهد چه تحولاتی خواهد بود؟
ادیب: نفت یا باید بالای 100 دلار باقی بماند تا مازاد بودجه جهان را تأمین کند و یا به حدود 50 تا 60 دلار سقوط کند تا شرق آسیا به جایگاه سنتی خود بازگردد. در عین حال تنها با نفت 50 دلاری است که منطقه یورو با بدهی 24 هزار میلیارد دلاری می تواند بحران را اداره و مدیریت کند. در صورتی که قیمت نفت بالای 100 دلار باقی بماند، سقوط اقتصادی منطقه یورو و ژاپن شتاب قابل ملاحظه ای خواهد یافت و چین نیز از دوران طلایی فاصله می گیرد. تعداد فروش خودرو در چین در 12 ماه منتهی به روز قبل از تعداد فروش خودرو در امریکا بیشتر بوده است. چینها مصرف انرژی الگویی شبیه آمریکا را در پیش گرفته، تأمین هزینه واردات انرژی با نفت بالای 100 دلار در چین با الگویی نزدیک آمریکا به بدهکار شدن عمیق چین منجر می شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


