فروپاشی منطقه یورو ارزانتر از حفظ آن
مدیر اجرایی سابق صندوق بین المللی پول با اشاره به این که تعلل اروپا در حل بحران اقتصادی یونان منجر به گسترش آن شد افزود اروپا باید به این باور برسد که هزینه فروپاشی اتحادیه اروپا و منطقه یورو از هزینه فروپاشی آن کمتر است.
کد خبر: ۲۱۱۸۱۴
| | 2209 بازدید
به گزارش شبکه تلویزیونی روسیا الیوم ، محمد فنیش در گفتگویی با این شبکه درباره بحران های مالی در جهان بخصوص در غرب و عوامل آن گفت: پیش از هر چیز باید درباره برخی کلیات سخن بگوییم.
در گذشته بحران ها در کشورهای جهان سوم یا همان کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتاد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره شود ناتوانی حاکمان از رویارویی با این بحران ها و حل آنهاست.
نکته دیگر این است که بحران ها در گذشته روی داده اند و به احتمال قوی در آینده نیز اتفاق خواهند افتاد اما وقتی میانگین وقوع چنین بحران هایی افزایش و دامنه جغرافیایی آنها گسترش می یابد و مردم به خیابان های می ریزند و مسئله بی عدالتی در توزیع ثروت ها را مطرح می کنند این احساس به وجود می آید که خللی در نظام سرمایه داری وجود دارد.
وی افزایش تولید در بخش صنعت و کاهش قدرت خرید مردم و بر هم خوردن توازن کار در آمریکا و اروپا و کشورهای صنعتی را از جمله علل بحران اقتصادی دانست و افزود: از دیگر عواملی که بحران اقتصادی ایجاد می کند جمع آوری ارز و خود داری از خرج کردن آن است.
بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای آسیایی با توجه به بحران های اقتصادی گذشته مقادیر زیادی ارز جمع آوری می کنند اما آن را خرج نمی کنند که همین امر باعث کاهش تقاضا برای تولیدات و در نهایت بحران اقتصادی می شود.
همه این اموری که به آنها اشاره کردیم پیش از بحران اقتصادی که اکنون با آن روبرو هستیم نقش داشته اند.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که بحران مالی کشورهای دیگری غیر از کشورهایی را که اکنون درگیر آن هستند تهدید می کند گفت: واقعیت آن است که اروپا با بحران مالی و اقتصادی شدید و پیچیده ای روبروست و در این شرایط احتمال می رود که موجودیت اتحادیه اروپا با تهدید روبرو باشد.
کاملا روشن است که بحران گسترش می یابد.
بحران از یونان آغاز شد و اکنون به کشورهای دیگر مثل ایتالیا، اسپانیا و...
نیز کشیده شده است و اکنون آلمان نیز با مشکلاتی برای فروش اوراق بهادار خود دست به گریبان است.
فنیش گفت: این بحران از زمانی آغاز شد که یورو شکل گرفت.
مسئله دیگر شیوه تعامل اروپایی ها با این بحران است بخصوص از زمانی که بحران از یونان آغاز شد .
آنها در تعامل با این بحران تعلل و امروز و فردا کردند.
اروپایی ها تعامل مناسبی با بحران یونان نداشتند و همین امر باعث گسترش بحران شد.
برای خروج از بحران باید استراتژی مبتنی بر رشد و خلق فرصت های شغلی داشت و علاوه بر این مسئله کسری بودجه را نیز حل کرد و اصلاحات لازم را نیز برای اصلاح ساختارها انجام داد تا رشد و رقابت به این کشورها بازگردد بنابراین صرف زیاده روی در اجرای برنامه های ریاضت اقتصادی نمی تواند کمکی به حل بحران کند.
بحران اقتصادی اروپا چه به صورت کشور به کشور یا به صورت یکپارچه و در سطح اتحادیه اروپا در نظر گرفته شود در نهایت بحرانی سیاسی است که باید برای حل آن تصمیمات سیاسی گرفت.
اگر اروپایی ها بتوانند تصمیمی سیاسی بگیرند ابزارهای لازم را برای تعامل با این بحران دارند و مشکل اصلی نیز همین اراده سیاسی است.
باوری که اروپایی ها باید به آن برسند این است که هزینه فروپاشی منطقه یورو و اتحادیه اروپا بسیار کمتر از هزینه حفظ آن است.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا موسسه های بزرگی مثل صندوق بین المللی پول نتوانستند بحران اقتصادی بخصوص بحران سال دو هزار و نه را پیش بینی کنند و آیا این موسسه ها گرفتار تبعیت سیاسی از آمریکا هستند که نمی گذارد ازادانه اوضاع اقتصادی جهان را ارزیابی کنند گفت: مسئله پیش بینی بحران فقط به موسسه های بین المللی مثل صندوق بین المللی پول مربوط نمی شود و حتی الگوهای اقتصادی موجود هم نتوانستند بحران ها را پیش بینی کنند و چارچوب مناسبی برای رویارویی با این بحران ها ارائه کنند.
بر این اساس نمی توان این مسئله را محدود به صندوق دانست.
در گذشته بحران ها در کشورهای جهان سوم یا همان کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتاد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره شود ناتوانی حاکمان از رویارویی با این بحران ها و حل آنهاست.
نکته دیگر این است که بحران ها در گذشته روی داده اند و به احتمال قوی در آینده نیز اتفاق خواهند افتاد اما وقتی میانگین وقوع چنین بحران هایی افزایش و دامنه جغرافیایی آنها گسترش می یابد و مردم به خیابان های می ریزند و مسئله بی عدالتی در توزیع ثروت ها را مطرح می کنند این احساس به وجود می آید که خللی در نظام سرمایه داری وجود دارد.
وی افزایش تولید در بخش صنعت و کاهش قدرت خرید مردم و بر هم خوردن توازن کار در آمریکا و اروپا و کشورهای صنعتی را از جمله علل بحران اقتصادی دانست و افزود: از دیگر عواملی که بحران اقتصادی ایجاد می کند جمع آوری ارز و خود داری از خرج کردن آن است.
بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای آسیایی با توجه به بحران های اقتصادی گذشته مقادیر زیادی ارز جمع آوری می کنند اما آن را خرج نمی کنند که همین امر باعث کاهش تقاضا برای تولیدات و در نهایت بحران اقتصادی می شود.
همه این اموری که به آنها اشاره کردیم پیش از بحران اقتصادی که اکنون با آن روبرو هستیم نقش داشته اند.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که بحران مالی کشورهای دیگری غیر از کشورهایی را که اکنون درگیر آن هستند تهدید می کند گفت: واقعیت آن است که اروپا با بحران مالی و اقتصادی شدید و پیچیده ای روبروست و در این شرایط احتمال می رود که موجودیت اتحادیه اروپا با تهدید روبرو باشد.
کاملا روشن است که بحران گسترش می یابد.
بحران از یونان آغاز شد و اکنون به کشورهای دیگر مثل ایتالیا، اسپانیا و...
نیز کشیده شده است و اکنون آلمان نیز با مشکلاتی برای فروش اوراق بهادار خود دست به گریبان است.
فنیش گفت: این بحران از زمانی آغاز شد که یورو شکل گرفت.
مسئله دیگر شیوه تعامل اروپایی ها با این بحران است بخصوص از زمانی که بحران از یونان آغاز شد .
آنها در تعامل با این بحران تعلل و امروز و فردا کردند.
اروپایی ها تعامل مناسبی با بحران یونان نداشتند و همین امر باعث گسترش بحران شد.
برای خروج از بحران باید استراتژی مبتنی بر رشد و خلق فرصت های شغلی داشت و علاوه بر این مسئله کسری بودجه را نیز حل کرد و اصلاحات لازم را نیز برای اصلاح ساختارها انجام داد تا رشد و رقابت به این کشورها بازگردد بنابراین صرف زیاده روی در اجرای برنامه های ریاضت اقتصادی نمی تواند کمکی به حل بحران کند.
بحران اقتصادی اروپا چه به صورت کشور به کشور یا به صورت یکپارچه و در سطح اتحادیه اروپا در نظر گرفته شود در نهایت بحرانی سیاسی است که باید برای حل آن تصمیمات سیاسی گرفت.
اگر اروپایی ها بتوانند تصمیمی سیاسی بگیرند ابزارهای لازم را برای تعامل با این بحران دارند و مشکل اصلی نیز همین اراده سیاسی است.
باوری که اروپایی ها باید به آن برسند این است که هزینه فروپاشی منطقه یورو و اتحادیه اروپا بسیار کمتر از هزینه حفظ آن است.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا موسسه های بزرگی مثل صندوق بین المللی پول نتوانستند بحران اقتصادی بخصوص بحران سال دو هزار و نه را پیش بینی کنند و آیا این موسسه ها گرفتار تبعیت سیاسی از آمریکا هستند که نمی گذارد ازادانه اوضاع اقتصادی جهان را ارزیابی کنند گفت: مسئله پیش بینی بحران فقط به موسسه های بین المللی مثل صندوق بین المللی پول مربوط نمی شود و حتی الگوهای اقتصادی موجود هم نتوانستند بحران ها را پیش بینی کنند و چارچوب مناسبی برای رویارویی با این بحران ها ارائه کنند.
بر این اساس نمی توان این مسئله را محدود به صندوق دانست.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


