معترضی که رویایش کامیون سوزوکی بود
به گفته مادر محمد بوعزیزی و کسانی که او را از نزدیک میشناختهاند، او حتی اخبار روزانه را هم پیگیری نمیکرد. مادرش میگوید: "افرادی مانند محمد نگران کسب و کار خود هستند. آنها چیزی از سیاست نمیفهمند."
روز نسبتا سردی بود. از خانه خارج شد. درمانده و مردد به نظر میرسید. پیش از خروج، ظرف تینری را که روز پیش خریده بود، برداشت. ظرفی که میرفت تا با آن دنیای عرب را به آتش بکشد!
به گزارش قانون به نقل از فارینپالسی، درست یک سال پیش (هفدهم دسامبر 2010 ) "محمد بوعزیزی"، دست فروش 26 ساله تونسی، در شهری کوچک در استان تونس با استفاده از تینر خود را به آتش کشید. شعلههای این آتش اگرچه رویاهای هرگز محقق نشده محمد را سوزاند اما یک ماه بعد، پایههای حکومت مستبدانه "زینالعابدین بن علی" را هم ویران کرد و او را آواره؛ آتشی که نتیجهاش آزادی یک ملت از بند استبداد بود.

گفته شده که محمد بوعزیزی در اعتراض به توقیف خرده اموالش و تحقیری که یک مأمور زن شهرداری به او روا داشته بود خود را در مقابل ساختمان شهرداری به آتش کشید.
مرگ محمد بوعزیزی همچون بسیاری دیگر از شهدای سیاسی، معنای متفاوتی برای افراد متفاوت دارد. برای برخی او نماد مقاومت در برابر بیعدالتی و برای برخی دیگر سمبل مبارزه با استبداد است. به عنوان مثال، فعالان جنبش تسخیر والاستریت از یاد وی به عنوان عاملی برای مقابله با اتحاد نامقدس سیاستمداران واشنگتن و شرکتهای بزرگ اقتصادی استفاده کردند.

با این حال بسیار دشوار است تصور کرد که محمود بوعزیزی خود هیچ یک از این برداشتها را به رسمیت بشناسد.
بر اساس تحقیقات خبرنگاران فارینپالسی اما، بوعزیزی فردی بود که دو هدف را دنبال میکرد؛ نخست، کسب درآمد برای خانواده و دوم انباشت سرمایه. او مرد جوانی بود که هیچ علاقهای به برداشتهای امروزین از جامعه مدنی و ... نداشت.
به گفته مادرش، پدر بوعزیزی وقتی که تنها سه سال داشته از دنیا رفته بود و او از 12 سالگی مشغول به کار شده و نانآور خانواده هفت نفره خود بوده است و 73 دلاری که در هفته دریافتی داشت مهمترین منبع درآمدی خانواده بوده است.

به گفته مادرش و کسانی که محمد را از نزدیک میشناختهاند، او حتی اخبار روزانه را هم پیگیری نمیکرد.
مادرش در این باره میگوید: "افرادی مانند محمد نگران کسب و کار خود هستند. آنها چیزی از سیاست نمیفهمند."
گفته شده که مهارت محمد در خرید و فروش بوده است. او هر روز بساط میوه و سبزیفروشی خود را در نقطهای مشخص از شهر پهن میکرده است که در نهایت با برخورد ماموران شهرداری روبهرو شده بود.
رویای محمد خرید یک دستگاه خودروی کامیون (مدل سوزوکی) بوده تا بتواند میوه و سبزیهای خود را مستقیم از کشاورزان تهیه کند. او در محله به فردی زیرک و البته قابل اعتماد معروف بود تا جایی که برخی از دوستانش در بازار او میخواستهاند تا به حسابهای مالی آنان رسیدگی کند.
البته محمد بوعزیزی تنها قهرمان بهار عربی نیست. هزاران تن یا بلکه میلیونها تن هستند؛ کسانی که مسائل اقتصادی تنها هدف آنان از انقلاب نبوده است.
از "سالم" یکی از برادران محمد میپرسیم که به اعتقاد او برادرش در دنیای دیگر امیدوار است این اقدامی که انجام داده چه دستاوردی برای جهان عرب در پی داشته باشد. او بدون اینکه دستپاچه شود، پاسخ میدهد: "امیدوار است که فقیران هم بتوانند حق خریدن و فروختن داشته باشند."
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



