«جلیلی» پلو با خورشت ...
علی میری

واکاوی اوضاع درام سینمای با مخاطب خاص را اینبار با بررسی پرونده ابوالفضل جلیلی کارگردان ۵۴ ساله ایرانی و دغدغههای سینماییاش گرفتهایم.
فیلمهایش آنقدر در سینماهای ایران اکران نشده که از جنبه تجاری افتاده است! او تاکنون جایزههای بینالمللی متعددی از جمله جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز، جایزه پلنگ نقرهای جشنواره لوکارنو و جایزه بهترین فیلم جشنواره دوربان را بهدست آورده است.
اما وقتی از ابوالفضل جلیلی درباره دغدغههایش بپرسی، مدام دلش میخواهد بزند به صحرای کربلا. انگار داغ دلش را تازه کردهای. ابوالفضل جلیلی کارگردان باسابقه کشورمان است که البته تا کنون هیچ یک از فیلمهایش رنگ پرده سینما را ندیده؛ یا به آنها اجازه اکران ندادهاند و یا اصولا این روزها به دلیل مشکلات مالی نسخه ۳۵ میلیمتری آنها در پشت بام خانهاش آفتاب میخورد.
هنگامی که با او درباره دغدغههای سینماییاش و فیلم جدیدش که به گفته خود او قرار بود عید امسال در شبکه ۴ پخش شود، (در مراحل پیش تولید فیلم) گفتگویی داشتم، نگاهی معنادار به صورت من انداخت و گفت: این دغدغهها حل نمیشود. اینقدر توی این سایت و آن سایت گفتهام؛ کسی گوشش بدهکار نبود. اینها را رها کن. حاضری توی فیلم جدیدم بازی کنی؟!
گفتگوی من با جلیلی یک ساعت به طول انجامید، کارگردان فیلمهای زیبایی چون «دان»، «گل یا پوچ» «ابجد» و «یک داستان واقعی» از همه چیز گفت، از اینکه چرا نگذاشتند فیلم «حافظ» او اکران شود، که چرا برخی مسئولان ارشاد هوای او را ندارند، که چرا چشمهایش اینقدر غم و غصه دارد. ابوالفضل جلیلی دل پری از خیلیها دارد. اما نکتهای که همیشه در سخنان او میتوان یافت این است که عدم اقبال مسئولان به فیلمهای مخاطب خاص او مربوط به این دولت و آن دولت نیست. گویا در دولتهای قبلی هم برخورد حمایتی خاصی از او صورت نگرفته و جلیلی یادگرفته به خانهاش برود، ایده بپروراند و برای «سینمای ایران» فیلم بسازد.
یکی از شاخصههای فیلمهای جلیلی معرفی چهرههای جدید، آماتور اما دارای استعدادهای بازیگری به سینماست؛ گرچه طبیعت در دنیای سینما این است که ملاک آشنایی با یک سینماگر میزان «دیده شدن» او باشد، اما در مواردی استثناء هم میتوان قائل شد! جلیلی به تعبیر امروزیها با سوپراستارها قرارداد نمیبندد اما در میان سینماییها به ندرت میتوانی کسی را ببینی که یک یا چند فیلم از جلیلی را در فهرست فیلمهای محبوبش نداشته باشد.
حالا به این گفته جلیلی که به تازگی در یکی از سایتها منتشر شده بود توجه کنید: اگر از وضعیت اقتصادی سینمای سوال کنید خواهم گفت اوضاع چندان روبه راه نیست و اگر این اواخر میبینید تک و توک فیلمها فروش خوبی دارند، معتقدم این فروش بالا مربوط به فیلم نیست، این مبلغ هزینهای است که بسیاری از مردم که نمیتوانند خیلی از حرفها را بزنند، میدهند تا از طریق یکی دو تا فیلمی که مجوز عبور از خطوط قرمز را داشتهاند حرفهایشان را بشنوند، همین!
شاید هم به قول این کارگردان کاربلد سینمای کشورمان که تا کنون ۱۵ فیلم ساخته و ۱۳ فیلمنامه نوشته دیگر به اکران و حمایت از فیلمهای با مخاطب خاص باید دلسرد شد، چرا که آن روزی که باید از این فیلمها حمایت میشد نشد، اما باور کنند و باور کنیم که این ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. جان دارد. فیلمسازان سینمای با مخاطب خاص ما چون جلیلی و کیارستمی که در خارج از ایران شناخته شدهتر از داخل کشور هستند نیاز به حمایت جدی دارند. تا فیلمهای فرهنگی بسازند. تا در سینمای ایران، این نوع سینما زنده باشد و حیاتش با جان کندن همراه نباشد.
همین و دیگر هیچ چیز نباید گفت.
فیلمهایش آنقدر در سینماهای ایران اکران نشده که از جنبه تجاری افتاده است! او تاکنون جایزههای بینالمللی متعددی از جمله جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز، جایزه پلنگ نقرهای جشنواره لوکارنو و جایزه بهترین فیلم جشنواره دوربان را بهدست آورده است.
اما وقتی از ابوالفضل جلیلی درباره دغدغههایش بپرسی، مدام دلش میخواهد بزند به صحرای کربلا. انگار داغ دلش را تازه کردهای. ابوالفضل جلیلی کارگردان باسابقه کشورمان است که البته تا کنون هیچ یک از فیلمهایش رنگ پرده سینما را ندیده؛ یا به آنها اجازه اکران ندادهاند و یا اصولا این روزها به دلیل مشکلات مالی نسخه ۳۵ میلیمتری آنها در پشت بام خانهاش آفتاب میخورد.
هنگامی که با او درباره دغدغههای سینماییاش و فیلم جدیدش که به گفته خود او قرار بود عید امسال در شبکه ۴ پخش شود، (در مراحل پیش تولید فیلم) گفتگویی داشتم، نگاهی معنادار به صورت من انداخت و گفت: این دغدغهها حل نمیشود. اینقدر توی این سایت و آن سایت گفتهام؛ کسی گوشش بدهکار نبود. اینها را رها کن. حاضری توی فیلم جدیدم بازی کنی؟!
گفتگوی من با جلیلی یک ساعت به طول انجامید، کارگردان فیلمهای زیبایی چون «دان»، «گل یا پوچ» «ابجد» و «یک داستان واقعی» از همه چیز گفت، از اینکه چرا نگذاشتند فیلم «حافظ» او اکران شود، که چرا برخی مسئولان ارشاد هوای او را ندارند، که چرا چشمهایش اینقدر غم و غصه دارد. ابوالفضل جلیلی دل پری از خیلیها دارد. اما نکتهای که همیشه در سخنان او میتوان یافت این است که عدم اقبال مسئولان به فیلمهای مخاطب خاص او مربوط به این دولت و آن دولت نیست. گویا در دولتهای قبلی هم برخورد حمایتی خاصی از او صورت نگرفته و جلیلی یادگرفته به خانهاش برود، ایده بپروراند و برای «سینمای ایران» فیلم بسازد.
یکی از شاخصههای فیلمهای جلیلی معرفی چهرههای جدید، آماتور اما دارای استعدادهای بازیگری به سینماست؛ گرچه طبیعت در دنیای سینما این است که ملاک آشنایی با یک سینماگر میزان «دیده شدن» او باشد، اما در مواردی استثناء هم میتوان قائل شد! جلیلی به تعبیر امروزیها با سوپراستارها قرارداد نمیبندد اما در میان سینماییها به ندرت میتوانی کسی را ببینی که یک یا چند فیلم از جلیلی را در فهرست فیلمهای محبوبش نداشته باشد.
حالا به این گفته جلیلی که به تازگی در یکی از سایتها منتشر شده بود توجه کنید: اگر از وضعیت اقتصادی سینمای سوال کنید خواهم گفت اوضاع چندان روبه راه نیست و اگر این اواخر میبینید تک و توک فیلمها فروش خوبی دارند، معتقدم این فروش بالا مربوط به فیلم نیست، این مبلغ هزینهای است که بسیاری از مردم که نمیتوانند خیلی از حرفها را بزنند، میدهند تا از طریق یکی دو تا فیلمی که مجوز عبور از خطوط قرمز را داشتهاند حرفهایشان را بشنوند، همین!
شاید هم به قول این کارگردان کاربلد سینمای کشورمان که تا کنون ۱۵ فیلم ساخته و ۱۳ فیلمنامه نوشته دیگر به اکران و حمایت از فیلمهای با مخاطب خاص باید دلسرد شد، چرا که آن روزی که باید از این فیلمها حمایت میشد نشد، اما باور کنند و باور کنیم که این ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. جان دارد. فیلمسازان سینمای با مخاطب خاص ما چون جلیلی و کیارستمی که در خارج از ایران شناخته شدهتر از داخل کشور هستند نیاز به حمایت جدی دارند. تا فیلمهای فرهنگی بسازند. تا در سینمای ایران، این نوع سینما زنده باشد و حیاتش با جان کندن همراه نباشد.
همین و دیگر هیچ چیز نباید گفت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۲
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۳:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۲
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




