کمی بیشتر از یک جمله با استیلی
استیلی واقعیت این فوتبال است و نباید بیهوده بیرونش کنیم و دوباره مشغول خودفریبی بشویم
1.تیمملی از استرالیا برگشته بود. بازیکنان با هلیکوپتر وسط زمین استادیوم آزادی فرود آمدند تا جشن صعود به جامجهانی آغاز بشود. استیلی وقتی خانمهای حاضر در استادیوم را دید به کنار دستیاش گفت: اینا رو کی راه داده؟
2.بند اول فقط یک خاطره از گذشتهی خوش نیست. جملهایست که با گذشت سالها هنوز روی لبهای استیلیست؛ اینبار خطاب به تماشاگران معترض پرسپولیس.
3.استیلی برای به دست آوردن نیمکت پرسپولیس خیلی کارها کرد. در بازار شایعات که گوش تیز کنی حرفها و حربههای زیادی از او به گوشت خواهد خورد برای کلهپا کردن و زدن زیر آب سوبل و دنیزلی و قطبی؛ که البته هیچکدام با موفقیت همراه نبود و آخر باید یک خبرهتر از راه میرسید تا استیلی را به آرزویش برساند.
4.کاری نداریم که استیلی برای رسیدن به نیمکت آرزوهایش از چه چیزها و چه کسانی گذشت. به همین زمان حال نگاه میکنیم که استیلی برای ماندن روی نیمکت دوستداشتنیاش از چه چیزهایی حاضر شده بگذرد. مدیر محبوبش را از دست داد، دو نفر از کادر فنی انتخابیاش را کنار گذاشت، دست کمک و نیاز به سوی دشمنان سابق دراز کرد و حالا در آخرین پرده، در ِ خروجی را به تماشاگران معترض نشان میدهد.
5.کسانی که از استیلی حیا کردن و رها کردن را میخواهند، از خودشان پرسیدهاند استیلی چرا باید این کار را بکند؟ رفتن خودخواسته یعنی از دست دادن رقمهای قرارداد و مهمتر از همه پذیرفتن یک انگ ننگآور ابدی. یادتان نرفته که در لیگ هشتم، وقتی قطبی به بنبست رسید، قید باقی مبلغ قراردادش را زد، استعفا داد و رفت؛ و در نهایت انگهایی نظیر فراری و ترسو را برای همیشه از روزنامهنگاران شریف، کارشناسان آگاه، مدیران خبره و مردم همیشه در صحنه هدیه گرفت. حالا استیلی برای چی دست به کاری بزند که دنیا و آخرتش را با هم یکجا از دست بدهد؟
6.استیلی حق دارد بماند و حق دارد تماشاگران معترض را به بیرون استادیوم راهنمایی کند. او مثل خیلیهای دیگر پرسپولیس را ملک شخصیای میخواهد که در آن هرکاری بکند و کسی کاری به کارش نداشته باشد. حتی حضور 5 هزار نفر آدم معترض را هم نمیتواند تحمل کند. همهی ما باید با بار شکست و تحقیر و حرصمان از استادیوم بیرون برویم؛ چون حقمان همین است.
7.استیلی باید این فصل را تا آخر بماند و نمای دیگری از فوتبال ایرانی را نشانمان بدهد. فوتبالی پر از شکست، پر از زد و بند، پر از طلبکاری و تحقیر. فوتبالی که به قول مربی یکی از تیمهای ته جدولی 9 مساوی در 13 بازی یک مورد عادیست. برای پرسپولیس سابقا بزرگ هم با حضور امثال استیلی دیگر باخت و مساوی و تحقیر یک چیز عادی و معمولی به حساب میآید. استیلی واقعیت این فوتبال است و نباید بیهوده بیرونش کنیم و دوباره مشغول خودفریبی بشویم.
8.سایت گل از کاربرانش خواسته یک جمله خطاب به استیلی بنویسند. نتیجه پر از تقاضای رفتن و حیا کردن و اعتراضات تندتر است. اما شاید کلیدیترین جملهای که بشود خطاب به استیلی نوشت همان جملهایست که استیلی سال 76 در روز جشن صعود تیمملی به جامجهانی خطاب به مهمانهای ناخوانده زد؛ " آقای استیلی! چه کسی شما را راه داده؟
" جواب این سوال هم مطمئن باشید یک کلمه نیست. دامنهای وسیع دارد از همان روزنامهنگاران شریف، کارشناسان آگاه، مدیران خبره و ما مردمی که برخلاف تعارفات معمول، همیشه در صحنه نیستیم و جواب انفعالمان این است که مربیان شکستخورده به جای باز کردن در ِ خروجی و بیرون رفتن، در ِ خروجی را به ما نشان میدهند.



