«نگاه شما»: هیچ ادعا و مشکلی نداریم!
علیرضا نخعیپور از بینندگان «تابناک» در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشته است:
همیشه این جمله «کجایند مردان بیادعا» که زیر عکس شهید همت نوشته شده و در ذهنم ثبت شده بود، برایم مسألهای تلخ ولی شیرین مینمود! تلخ از این که واقعا کجایند و شیرین از این جهت که چقدر بی ادعا بودن که نظیرشون رو باید بگردی تا شاید پیدا کنی! و این بود تا شبي که با جمعی از دوستان رفتیم خانه ای که پیرمردی بی ادعا همراه همسر قطع نخاعياش در آن زندگی میکردند؛ خانه ای که از سال 60، بعد از اون اتفاق و به جز همون روزهای اول، دیگه کسی خبر ازش نگرفته بود، خانه ای که بوی نم دیوارهای قدیمی و کلنگیاش بوی هر ادکلن خارجی و ایرانی و....را کمرنگ کمرنگ میکرد!
پیرمرد بیادعا: خیلی خوش اومدین؛ قدم بر چشممون گذاشتین.
یکی از ما: خواهش میکنیم، ببخشید مزاحمتون شدیم.
همسرش: نه خدا نکنه من شرمنده ام که نمیتونم بلند شم پذیرایی کنم... چند ساله قطع نخاعم....خدا حاجی رو خیر بده. به جای این که من جمعش کنم، اون من رو جمع میکنه.
پیرمرد : هرچی خدا بخواد، شکرش من راضیم.
یکی از ما: حاج آقا از شهیدتون بگید؟
چی بگم؟ همون یه پسرو داشتم طلبه شده بود. همون طور که از شهید میگفت، نخی رو که دور جعبه شیرینی کوچیکشون بسته شده بود، رو هی دور انگشتاش میچرخوند. خیلی هوای منو داشت...خدا دوسش داشت، خدا را شکر که عاقبت به خیر شد.
حاج آقا چی کار میکنین؟
فعلا که مدتیه خونه نشینم [باخنده] یه مغازه اجاره کرده بودم و جنسی و دخلی و خرجی....دیگه نتونستم ادامه بدم. حالا هم برای خودم راحت میچرخم [بازهم خنده ای از ته دل] پیر شدم دیگه قربون شما.
حاج آقا خاطره ای از شهیدتون دارین؟
خاطره؟
بله
رفته بود مشهد طلبگی تو مدرسه عباس قلی خان یه بار سر مغازه بودم که یه دفعه تو دلم خالی شد و گفتم باید برم یه سری بهش بزنم. آشوب شده بود دلم.
بلیت گرفتم و از همین بیرجند با یه بیست لیتری نفت رفتم مشهد. وقتی رفتم اتاقش دیدم دو روزه سرمای بدی خورده و افتاده نفت هم نداشت. آخه نفتاش رو داده بود به یه کس دیگه ای... متوسل به امام رضا ـ علیه السلام ـ شده بود، برای همین هم اون روز به دلم افتاد برم مشهد [کمی بغض گلوی حاجی رو میفشرد] ولی... .
حاج آقا کسی هم تو این مدت اومده احوالتون رو بپرسه؟
[باخنده] همون روزای اول شهادتش بله، ولی بعد دیگه کسی ما را قابل ندوست؛ البته یه بار امام جمعه بزرگوار تشریف آوردن، ولی کسی دیگه ای نه. گلایه ای هم از کسی ندارم اصلا.
حاج آقا کاری، مشکلی، مطلبی هست بفرماید ما درخدمتیم.
نه قربان شما، همین قدر که خونه ما را روشن کردین ممنون قدم رو چشم ما گذاشتین.
خواهش میکنیم ما شرمنده شما هستیم و مدیون شما.
خدا نکنه، من کی هستم که شما مدیون من باشین؟ من هیچ ادعایی ندارم و هیچ مشکلی هم ندارم. اگه مشکلی هم داشته باشم با بچهام در میون میذارم. خدا عنایت میکنه حل میشه.
حاجی خداحافظ.
خداحافظ.
پدر شهید احمد اشرفی پور
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
پس از 33 سال از پیروزی انقلاب و 22 سال از پیروزی و خاتمه جنگ ما کجائیم و این مردان بی ادعا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
خدا من را از خواب غفلت بیدار کند!!!!
شايد به بركت وجود اوناست كه خدا قهرش به اين ملت ..... نمي گيره!
تـا كيــمـيـاي عـشـق بيـابي و زر شـوي



