جهاد اقتصادی را در قطب کشاورزی جدی بگیریم
مجید عبودی
کد خبر: ۱۸۷۱۲۵
| | 5407 بازدید
«اگر کسی از رعیت درماند و به گاو و تخم حاجتمند گردد، او را وام دهند و سبکبار دارند تا بر جا بماند و از خانه خویش به غربت نیفتد».
سیاست نامه خواجه نظامالملک.
میتوان به صراحت درباره پیش از دهه 40 هجری شمسی و پیش از اصلاحات ارضی، گفت: پدران ما به عنوان دهقانان آن دوره با نام «رعیت» در مزارع بزرگ مالکان با مدیریت مباشران و کدخدایان ـ که ارباب خوانده میشدند ـ به دلیل بیخبری و نا آگاهی از محیط بیرون از روستای خود، به نوعی بازداشت بودند؛ بازداشتیانی که برای اربابان خود کار میکردند و بخشی از تولید یا محصول را صاحب میشدند و در زمینه عوامل تولید کشاورزی از قبیل آب، زمین، نهادههای کشاورزی، بازاریابی و فروش محصول، به رغم وجود بسیاری از محدودیتهای آن زمان، هیچ تعهد و دغدغه ای نداشتند و در بسیاری از مواقع، از اربابان مساعده میگرفتند و با کمک آنها خانه نیز میساختند.
در این میان، کدخدا که همیشه در روستا بود، حافظ امنیت و اموال روستاییان بود و موانع ارتکاب هر گونه جرم و جنایت و استفاده هر چه بیشتر از کار کشاورزان در راستای افزایش تولید را فراهم میکرد.
بنابراین، با آغاز اصلاحات ارضی در سال 1342 هجری شمسی و تقسیم و فروش زمینها به کشاورزان بدون زمین ساکن در روستا، کشاورزان سرمست از به دست آوردن مهمترین عامل تولید از دید خودشان، آزادی خود را جشن گرفتند و در این هنگام بود که با حذف تدریجی مالکان و گسترش نطام دیوانسالاری و بیتوجهی به کدخداها، رهبری جامعه روستایی متلاشی شد و فروپاشی نطام روستایی سنتی ـ که به مرور زمان و بنا بر نیاز جامعه تکامل یافته بود ـ به یکباره رقم خورد.
دولت وقت هر چند با مدیریت منابع بانک کشاورزی و تصویب و راهاندازی سازمان تعاونی روستایی و راهاندازی شرکتهای تعاونی روستایی با هدف افزایش تولید و حمایت از کشاورزان و شکوفایی اقتصاد کشاورزی در روستاها گامهایی بردداشت، باید پذیرفت که ناکارآمدی تشکلها و ناهماهنگی میان سازمانهای متولی مدیریت روستا، موجبات افت و خیزهای فراوانی ـ چه در عملکرد آنها و چه در زندگی روستاییان را فراهم آورد؛ برای نمونه، دولت هرچند با ساختن سدها و گسترش و تجهیز شبکههای آبیاری و همچنین تأمین نهادهها و توجه به تحقیق، آموزش و ترویج کشاورزی به ویژه در سالهای اخیر از هر کوششی فروگذاری نکرده، ولی باید باور کنیم که به عوامل فنی و محیط روستایی بیشتر از خود روستاییان پرداخته شده است.
با توجه به آنچه گفته شد، مشاهدات نشان میدهد، امروزه کشاورزان به رغم داشتن زمین، آب و نهاده، روز به روز فقیر و فقیرتر میشوند و این فقر، موجبات فقر بیشتر، فساد، خشونت، ناآگاهی، اعتیاد و حتی دینگریزی در روستاها را شدت میبخشد و مهاجرت از روستاها دلیل این مدعاست.
همچنین بررسی علل ناکارآمدی در چنین شرایطی، نشان میدهد که نبود سرمایه، تنها عامل ممکن برای تبدیل به عوامل دیگر تولید برای بده ـ بستانهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی و همچنین پرداخت هزینههای تولید و توسعه از عوامل مهم و کارساز در رکود و عدم پویایی روستاهاست؛ سرمایهای که در مملکت ما به ريال سنجیده میشود و ريالی که کشاورزان برای به دست آوردنش، باید ريالی داشته باشند تا ضربالمثل «پول، پول میآورد»، مصداق عینی پیدا کند؛ ریالی که هرچند دهقانان پدر به دلیل گرفتاری حاصل از سرمستی ناشی از به دست آوردن زمین به اهمیت آن پی نبردهاند.
اما صنعتگران بی زمین در کمترین مکان و زمان، چه بهرهها که از آن نبردهاند و با آن بود که چرخ صنعت مملکت را باعث شدهاند؛ همان چرخی که بسیاری از کشاورزان زمیندار بیسرمایه را مجذوب خود کرده و مهاجرت آنها را به شهرها سرعت بخشید.
و ريالی که دهقان زادگان تهیدست بدون آن، اسارتی نفسگیر را در تکه زمینهای خرد و پراکنده و بیبازده به ارث بردهاند؛ همان دهقانزادگانی که بعضاً تحمل گرفتاری در بوروکراسی اداریی دریافت تسهیلات کشاورزی را ندارند و چه بسا در صورت دریافت تسهیلات، رقبتی برای بازپرداخت آن در خود نمیبینند.
و همان دهقانزادگانی که برای دریافت تسهیلات مصوب دولت، حتی از نوع ریاست جمهوریاش به دلیل هزینههای بالای غیر سود تسهیلات، حاضر به مراجعه بانکها عامل نمیشوند؛ همان دهقانزادگانی که در هزاره سوم و در عصر اطلاعات اضافه برخی اقدامات قرون وسطایی، از جمله اطلاعات کورکورانه و تهدید به زور و قانون را تاب نمیآورند و بر مدیریت مشارکتی حتی از نوع کدخدایی منشانه ایمان و اسرار دارند و روزهای بازداشت پدران خویش را در سرزمین حاصلخیز خوزستان و دیار کرخه و کارون آرزو میکنند.
همان سرزمینی که روزی، روزگاری محل معرکه دهقانان تهیدست، ولی با ایمان در برابر ارتش سر پا مسلح انگلیسیهای بی دین به نام «جهاد» است.
و در پایان باید گفت، هم اکنون که شکوفایی اقتصاد مملکت بر مسئولان عالی رتبه نظام و کشور و در رأس آنها، رهبر عزیز انقلاب به صورت جهادی مورد تأکید قرار گرفته است، امیدواریم مسئولان محلی با ارزیابی نیازهای جامعه روستایی و کشاورزان و نقش آنها در شکوفایی اقتصاد کشاورزی در راستای اهداف دولت کریمه گام بردارند که در غیر این صورت نه جهاد اقتصادی و نه جهاد کشاورزی و نه جهاد فی سبیل الله بدون توجه به نیازهای جامعه نه کارساز است و نه پایدار خواهد بود.
در این زمینه، آنچه لازم است گفته شود که برای افزایش کارایی جهاد اقتصادی در روستاها هم راهی جز طریقه جهادسازندگی شناخته شده نیست؛ جهاد سازندگانی که برای زندگی مردم به فکر سازندگی بودند.
سیاست نامه خواجه نظامالملک.
میتوان به صراحت درباره پیش از دهه 40 هجری شمسی و پیش از اصلاحات ارضی، گفت: پدران ما به عنوان دهقانان آن دوره با نام «رعیت» در مزارع بزرگ مالکان با مدیریت مباشران و کدخدایان ـ که ارباب خوانده میشدند ـ به دلیل بیخبری و نا آگاهی از محیط بیرون از روستای خود، به نوعی بازداشت بودند؛ بازداشتیانی که برای اربابان خود کار میکردند و بخشی از تولید یا محصول را صاحب میشدند و در زمینه عوامل تولید کشاورزی از قبیل آب، زمین، نهادههای کشاورزی، بازاریابی و فروش محصول، به رغم وجود بسیاری از محدودیتهای آن زمان، هیچ تعهد و دغدغه ای نداشتند و در بسیاری از مواقع، از اربابان مساعده میگرفتند و با کمک آنها خانه نیز میساختند.
در این میان، کدخدا که همیشه در روستا بود، حافظ امنیت و اموال روستاییان بود و موانع ارتکاب هر گونه جرم و جنایت و استفاده هر چه بیشتر از کار کشاورزان در راستای افزایش تولید را فراهم میکرد.
بنابراین، با آغاز اصلاحات ارضی در سال 1342 هجری شمسی و تقسیم و فروش زمینها به کشاورزان بدون زمین ساکن در روستا، کشاورزان سرمست از به دست آوردن مهمترین عامل تولید از دید خودشان، آزادی خود را جشن گرفتند و در این هنگام بود که با حذف تدریجی مالکان و گسترش نطام دیوانسالاری و بیتوجهی به کدخداها، رهبری جامعه روستایی متلاشی شد و فروپاشی نطام روستایی سنتی ـ که به مرور زمان و بنا بر نیاز جامعه تکامل یافته بود ـ به یکباره رقم خورد.
دولت وقت هر چند با مدیریت منابع بانک کشاورزی و تصویب و راهاندازی سازمان تعاونی روستایی و راهاندازی شرکتهای تعاونی روستایی با هدف افزایش تولید و حمایت از کشاورزان و شکوفایی اقتصاد کشاورزی در روستاها گامهایی بردداشت، باید پذیرفت که ناکارآمدی تشکلها و ناهماهنگی میان سازمانهای متولی مدیریت روستا، موجبات افت و خیزهای فراوانی ـ چه در عملکرد آنها و چه در زندگی روستاییان را فراهم آورد؛ برای نمونه، دولت هرچند با ساختن سدها و گسترش و تجهیز شبکههای آبیاری و همچنین تأمین نهادهها و توجه به تحقیق، آموزش و ترویج کشاورزی به ویژه در سالهای اخیر از هر کوششی فروگذاری نکرده، ولی باید باور کنیم که به عوامل فنی و محیط روستایی بیشتر از خود روستاییان پرداخته شده است.
با توجه به آنچه گفته شد، مشاهدات نشان میدهد، امروزه کشاورزان به رغم داشتن زمین، آب و نهاده، روز به روز فقیر و فقیرتر میشوند و این فقر، موجبات فقر بیشتر، فساد، خشونت، ناآگاهی، اعتیاد و حتی دینگریزی در روستاها را شدت میبخشد و مهاجرت از روستاها دلیل این مدعاست.
همچنین بررسی علل ناکارآمدی در چنین شرایطی، نشان میدهد که نبود سرمایه، تنها عامل ممکن برای تبدیل به عوامل دیگر تولید برای بده ـ بستانهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی و همچنین پرداخت هزینههای تولید و توسعه از عوامل مهم و کارساز در رکود و عدم پویایی روستاهاست؛ سرمایهای که در مملکت ما به ريال سنجیده میشود و ريالی که کشاورزان برای به دست آوردنش، باید ريالی داشته باشند تا ضربالمثل «پول، پول میآورد»، مصداق عینی پیدا کند؛ ریالی که هرچند دهقانان پدر به دلیل گرفتاری حاصل از سرمستی ناشی از به دست آوردن زمین به اهمیت آن پی نبردهاند.
اما صنعتگران بی زمین در کمترین مکان و زمان، چه بهرهها که از آن نبردهاند و با آن بود که چرخ صنعت مملکت را باعث شدهاند؛ همان چرخی که بسیاری از کشاورزان زمیندار بیسرمایه را مجذوب خود کرده و مهاجرت آنها را به شهرها سرعت بخشید.
و ريالی که دهقان زادگان تهیدست بدون آن، اسارتی نفسگیر را در تکه زمینهای خرد و پراکنده و بیبازده به ارث بردهاند؛ همان دهقانزادگانی که بعضاً تحمل گرفتاری در بوروکراسی اداریی دریافت تسهیلات کشاورزی را ندارند و چه بسا در صورت دریافت تسهیلات، رقبتی برای بازپرداخت آن در خود نمیبینند.
و همان دهقانزادگانی که برای دریافت تسهیلات مصوب دولت، حتی از نوع ریاست جمهوریاش به دلیل هزینههای بالای غیر سود تسهیلات، حاضر به مراجعه بانکها عامل نمیشوند؛ همان دهقانزادگانی که در هزاره سوم و در عصر اطلاعات اضافه برخی اقدامات قرون وسطایی، از جمله اطلاعات کورکورانه و تهدید به زور و قانون را تاب نمیآورند و بر مدیریت مشارکتی حتی از نوع کدخدایی منشانه ایمان و اسرار دارند و روزهای بازداشت پدران خویش را در سرزمین حاصلخیز خوزستان و دیار کرخه و کارون آرزو میکنند.
همان سرزمینی که روزی، روزگاری محل معرکه دهقانان تهیدست، ولی با ایمان در برابر ارتش سر پا مسلح انگلیسیهای بی دین به نام «جهاد» است.
و در پایان باید گفت، هم اکنون که شکوفایی اقتصاد مملکت بر مسئولان عالی رتبه نظام و کشور و در رأس آنها، رهبر عزیز انقلاب به صورت جهادی مورد تأکید قرار گرفته است، امیدواریم مسئولان محلی با ارزیابی نیازهای جامعه روستایی و کشاورزان و نقش آنها در شکوفایی اقتصاد کشاورزی در راستای اهداف دولت کریمه گام بردارند که در غیر این صورت نه جهاد اقتصادی و نه جهاد کشاورزی و نه جهاد فی سبیل الله بدون توجه به نیازهای جامعه نه کارساز است و نه پایدار خواهد بود.
در این زمینه، آنچه لازم است گفته شود که برای افزایش کارایی جهاد اقتصادی در روستاها هم راهی جز طریقه جهادسازندگی شناخته شده نیست؛ جهاد سازندگانی که برای زندگی مردم به فکر سازندگی بودند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


