صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
سابقه 40 ساله مرا زير سوال برد

كسي كه براي فدراسيون مداد مي‌خرد!

حاجيلو: شايعه زبان ندانستن را نوچه‌هاي ترابيان عليه من راه انداختند
کد خبر: ۱۸۶۸۵۴
| |
3699 بازدید
با اصغر حاجيلو قبل از حضور تيم ملي زمان افشين قطبي در جام ملت‌ها قرار گفت‌وگوي مفصل گذاشتيم، وعده كرد بعد از بازي‌ها مي‌آيد و حرف مي‌زنيم. قطر تمام شد اما از حاجيلو خبري نشد. در زمان حضورش در تيم اميد به سراغش رفتيم، دلتنگ و عزادار ناصر حجازي بود به فرصتي ديگر موكول كرد. به هر حال قرار اين گفت‌وگو يك جورهايي جور نشد و انگار طلسم شده بود. طلسمي كه سرانجام با حاشيه‌هاي اخيري كه بابت حذف تيم اميد پيش آمد، شكست.

به نوشته گل ، حاجيلو در روز گذشته بعد از افطار آمد تا از خودش دفاع كند. حرف‌هايي زد كه براي اولين بار شنيده مي‌شد. اشاره كرد كه اگر ماجراهاي اخير پيش نمي‌آمد شايد باز هم حرف نمي‌زد اما حالا ديگر جايز نيست سكوت كند.
چه شد كه بالاخره راضي شديد اين گفت‌وگو انجام شود؟

براي اين كه ديدم يك مداد و خودكار بخر فدراسيون سابقه 40 ساله‌ام در فوتبال را زير سوال برده، آمدم از خودم دفاع كنم.
منظورتان از مداد، خودكار بخر كيست؟
داوود پرهيزگار را مي‌گويم كه در فدراسيون‌هاي گذشته در انبار ملزومات كارمي‌كرد و مامور خريد لوازم التحرير بود. البته من مي‌دانم كه او از جانب چه كسي كوك مي‌شود.
از جانب چه كسي؟

عباس ترابيان. البته مقصر آقاي كفاشيان است كه به عنوان متولي حرمتي براي محل مديريتش قايل نيست. وقتي شما متولي فدراسيون هستي احترام آن با شماست ولي وقتي افراد در جايشان نيستند همين مي‌شود كه اين آقا از راه نرسيده اين چنين به من حمله كند.
مثل اين كه دل پري داريد؟
باور كن نمي‌خواستم حرف بزنم اما نمي‌گذارم. الان هم آمده‌ام فقط با كفاشيان حرف بزنم. تمام منظورم به اوست. كفاشيان به راحتي در برابر تمام تهمت‌هايي كه افراد زير دستش مي‌زنند سكوت كرده و نگران ميز و صندلي‌اش است. براي همين آمدم تاخيلي از قول و قرارها را يادآوري كنم.

اين ماجراي كمردرد شما در قطر چه بوده. يكي از كاركنان فدراسيون مدعي شده به دليل عدم آشنايي با زبان اين كار را كرديد تا به مشكل برنخوريد؟
اين هم يكي از همان كم لطفي‌هاست. چطور در آن دو سالي كه در تيم ملي بودم و در اردوي اروپايي چند بازي تداركاتي كرديم از اين خبرها نبود. آقايان يادشان رفته با همان وضعيت كمردرد بلند شدم رفتم سفارت پول ارسالي سعيدلو را گرفتم تا تيم ملي پول ناهار و شام داشته باشد.
يعني تيم ملي پول نداشت؟

يك قران پول دستمان نبود. شما فكر مي‌كنيد چرا يك نفر در فدراسيون 10 تا كار را با هم انجام مي‌دهد براي اين كه پول ندارند نيرو جذب كنند. ما در قطر با بي‌پولي روبه‌رو بوديم و آقاي سعيدلو از طريق سفارت 10 هزار دلار حواله كرد تا كارمان را راه بيندازيم. داخل اتاقم افتاده بودم كه ايمان‌زاده مسوول مالي فدراسيون هراسان آمد و گفت سفارت پول را نمي‌دهد. تحقيق كرديم ديديم آقاي كفاشيان براي شيخ‌هاي قطر و فوتبال آسيا سفارش كادو داده، سفارت خريده و ارسال كرده. آنها دنبال پول اين كادوها بودند و زماني كه پول سعيدلو رسيد گروكشي كردند. با هزار بدبختي رفتم پول گرفتم اما سفير كه يكي از دوستان عزيزم بود با من قهر كرد. باور كنيد اگر آن پول را نمي‌گرفتيم براي خريد ويتامين و داروهاي لازم يك ريال بودجه نداشتيم.
ماجراي پر كردن فرم بازي‌ها چيست؟

من فارغ‌التحصيل سال 1356 رشته تربيت بدني هستم. زبان هم بلدم اما تيم ملي مترجم نمي‌خواهد. فوتبالي مي‌خواهد. اگر داستان با مترجم حل مي‌شد تيم ملي هندوستان الان قهرمان آسيا بود چون در اين كشور از سوپورتا مدير با زبان انگليسي آشنا هستند يا ماهي 200 هزار تومان مي‌دادم يك مترجم بلبل مي‌آوردم. اين‌ها همه بهانه است كه نوچه‌هاي ترابيان راه انداخته‌اند. اي كاش هيچ وقت با اين فدراسيون كار نمي‌كردم. الان خيلي پشيمانم كه چرا اسم خود را در كنار فدراسيون كفاشيان گذاشتم. البته حساب مهدي تاج و آقاي نبي جداست چون اين دو نفر اهل زير و روكشي در فدراسيون نيستند.

اصلا چه شد كه شما به عنوان سرپرست در كنار قطبي قرار گرفتيد؟
افشين قطبي گفته بود كه من يك سرپرست مي‌خواهم. آقاي تاج را معرفي كرد و ديداري با قطبي داشتم كه بعد از آن افتاد دنبالش كه من كنارش باشم. فدراسيون هم قبول كرد و براي حضور من در سرپرستي تيم ملي از حراست استعلام خواستند كه 15 روز طول كشيد تا جوابش بيايد. جالب اينجاست كه براي سرپرست‌هاي قبلي مثل ابراهيمي يا پورحيدري استعلامي در كار نبود. يك روز يكي از دوستانم آمد خبر داد كه اصغر چند نامه بي‌امضا در حراست هست كه برضد تو نوشته‌اند و براي همين استعلام طولاني شد. اين جا بايد از دوستان عزيزم آقايان شمسايي و فتاحي تشكر كنم كه اين نامه‌ها را بي‌اثر كردند و جواب استعلام را گرفتند. به هر حال دو سال در كنار قطبي بودم كه جزو بهترين روزهايم با او بود تا آن روز فاجعه كه دوست عزيز 39 ساله‌ام ناصر حجازي را از دست دادم.

در اين مدت دو سال اتفاق خاصي نيفتاد؟
اتفاق كه زياد هست اما جا دارد از آقاي مهدي خراطي دبير كميته تيم‌هاي ملي هم ياد كنم كه در اين مدت زحمات زيادي كشيد و تمام نامه‌ها را ترجمه شده به من و قطبي مي‌داد. اين مرد مثل يك دوست دلسوز در كنار ما بود. تنها مشكل ما در اين مدت جا ماندن غلامرضا رضايي در فرودگاه بود كه قبل از حركت به ما گفت ويزا دارد، اما نداشت و كفيلش در امارات هم پيدا نشد. همان موقع ايمان مبعلي، ميلاد ميداوودي و مهرداد اولادي هم همين مشكل را داشتند، اما كفيل‌هايشان آمدند و ويزاي جديد در فرودگاه صادر شد.
پس هيچ مشكلي بابت زبان در اين مدت وجود نداشت؟

اصلا و بايد بگويم كه اين زبان بهانه است. اصلا بگذار خيالتان را راحت كنم. من اگر زبان بلد نيستم دلال و رانت‌خوار نيستم، بيزينس كلاس سوار نمي‌شوم و با بازيكنان رابطه ندارم. من كارم را بلدم، اما مترجم تيم ملي نبودم. سرپرست تعريف شده اما اينجا يعني در فدراسيون يك نفر در همه كارها دخالت مي‌كند سرپرست را با تداركات اشتباه گرفته‌اند. 
گفتيد يكسري ماجرا در قطر و در جريان جام ملت‌ها داشتيد آنها را تعريف مي‌كنيد؟
خاطره كه زياد است. يكي همان ماجراي خريد سوغات و كادوهاي آقاي كفاشيان براي شيوخ بود. يكي ماجراي مسعود شجاعي بود كه در بازي تعويض شد و با عصبانيت به رختكن رفت كه اگر از زمين خارج مي‌شد فدراسيون آقاي كفاشيان بايد 10 هزار دلار جريمه مي‌داد. با دكتر پرهام پريديم دوره‌اش كرديم كه مصدوم است و به اين بهانه او را به رختكن برديم. ماجراي بي‌احترامي آقاي كفاشيان به كادرفني و بازيكنان تيم ملي بود كه بلوايي به پا شد كه با هزار زحمت جمعش كرديم.
تعريف مي‌كنيد؟
كفاشيان آمد تهران و برگشت. پول آورده بود. به جاي اينكه اين پول را به قطبي يا من يا اصلا ايمان‌زاده براي تقسيم بدهد مستقيما به نكونام داد تا او تقسيم كند. يك جور بي‌احترامي كه باعث اعتراض تمام بازيكنان شد و با هزار بدبختي جمعش كرديم.


اين ماجراي پروازهاي شبانه از روي آسمان قطر چيست؟
اگر يادتان باشد چهار ماه قبل از شروع جام ملت‌ها به اردوي سنگاپور و مالزي و تايلند رفتيم. يك روز در سنگاپور آقاي نبي آمد و به من و والي‌زاده گفت چرا به قطر نرفته‌ايد. پرسيديم براي چه؟ گفت بايد در جلسه و ميتينگ‌هاي جام ملت‌ها حاضر شويد. دعوت نامه‌اش در امور بين‌الملل است و الان شما را ديدم تعجب كردم كه چرا راهي نشده‌ايد. اگر به اين جلسه نرويد ايران را از جام ملت‌ها حذف مي‌كنند. 24 ساعت بيشتر وقت نداشتيم. بنده خدا نبي بليت جور كرد براي من ، والي‌زاده و پزشك تيم. شبانه پرواز كرديم تا صبح در دوحه باشيم. باور كن بايد به هر وسيله‌اي مي‌آمديم حتي زميني چون اگر نمي‌رسيديم فاجعه آن موقع رخ مي‌داد. به هر حال شبانه از روي قطر رد شديم تا به كشور مبدا هواپيمايي برسيم و دوباره از آنجا در حوالي صبح به قطر آمديم. همانجا در فرودگاه دست و صورت را شسته و راهي جلسات شديم. اين را از والي‌زاده هم مي‌توانيد بپرسيد. يك بار هم قطبي كفاشيان را از زمين بيرون كرد.


واضح‌تر توضيح مي‌دهيد؟
هيچي آقا آمده بود گرمكن پوشيده و دور زمين مي‌دويد. قطبي ناراحت شد كه من براي ديدار با آقايان وقت مي‌گيرم و همين‌طوري نمي‌توانم وارد اتاقشان شوم. اينجا زمين چمن و مسووليت آن با من است و براي همين به دكتر شهاب گفت برو به كفاشيان بگو بره بيرون. تصور كنيد اگر دكتر شهاب يك لحظه بي‌تجربگي كرده و مي‌رفت اين حرف را مي‌زد آن وقت يا قطبي زودتر راهي ژاپن مي‌شد يا كفاشيان به تهران مي‌آمد. بنده خدا آمد به من گفت. ديدم حق با قطبي است و حرف حساب مي‌زند. رفتم با يك كلك و حقه كفاشيان را بيرون بردم بدون آنكه متوجه شود. البته آقاي نبي هم به همراه او مي‌دويد و با يك ترفند بيرون رفتيم كه تا به امروز نمي‌داند قطبي چه گفته. اينها تجربه چهل ساله است نه اينكه آقاي پنج شغله بيايد و شلوغش كند كه دارم كارم را مي‌كنم. آقايان در همان قطر براي تيم حاشيه ساختند چون از قبل وارد معامله شده بودند.
منظورتان بحث جانشيني قطبي است؟
بله قبل از جام ملت‌ها اعلام كردند كه دنبال سرمربي هستيم. همه‌اش ديكته ترابيان بود و خدا را شكر هم به هدفش رسيد و كرش را آورد. بازي گندي راه انداخته بودند. بعد هم مدعي شدند كه قطبي نبايد اعلام مي‌كرد كه با ژاپني‌ها توافق كرده در حالي كه بنده خدا قطبي بعد از حرف آقايان اين ادعا را كرد. بعد هم كه ديدند گاف دادند به سراغ تاج رفتند تا با ماجراي دنيزلي تقصيرات را به سوي او منحرف كنند. ترابيان و كارمندانش در قطر باعث مشكلات زيادي شدند. كفاشيان حتي با نماينده ايراني سايت AFC هم به دنبال كارشكني بود كه با درايت تاج به هدفش نرسيد و براي همين دنبال انتقام گرفتن از تاج بود و بحث دنيزلي و مربيان تركيه‌اي را پيش كشيد.
پس معتقديد قطبي نقشي در ناكامي تيم ملي در قطر نداشت؟


من از قطبي صداقت را ياد گرفتم و خوشحالم كه به او پشت نكردم. همين حالا هستند يك عده كه در قطر با قطبي بيعت مي‌كردند و همان لحظه به دنبال شناسايي سرمربي جديد هم بودند تا با او هم بيعت كنند. براي همين است كه قطبي امروز جوابشان را نمي‌دهد.
بعد از قطر چه اتفاقي افتاد؟
يك روز با كفاشيان، تاج و نبي جلسه داشتيم كه در پايان كفاشيان گفت در كادر جديد تيم ملي حاجيلو تغيير نكرده و مي‌ماند، اما چند روز بعد در ديدار او با ترابيان همه برنامه‌ها به هم خورد. آقاي روابط بين‌الملل ادعا مي‌كند كه در چند ماه اول مترجم كرش باشد، اما معلوم نيست حامد مومني چكاره است. براي خودشان خوب دكاني باز كرده‌اند.
درباره ديدار خود با كفاشيان بيشتر صحبت مي‌كنيد؟


داشتيم درباره اتفاقات جام ملت‌ها صحبت مي‌كرديم. كفاشيان به من گفت به نظرت بهترين گزينه ايراني براي هدايت تيم ملي كيست. گفتم ابراهيم‌زاده و جلالي مديريت فني خوبي دارند، اما يك نفر مي‌تواند بار شما را بلند كند كه امير قلعه‌نويي است. خود كفاشيان هم گفت:اصغر من با قلعه‌نويي موافقم، اما ترابيان و عادل فردوسي‌پور با او مشكل دارند. ببينيد نفوذ ترابيان تا كجاست.
ببينيد آقاي حاجيلو قبل از اينكه ادامه بدهيد يك سوال همين جا پيش مي‌آيد كه چرا اين حرف‌ها را در زماني كه در راس كار بوديد نزديد و به اين كمبودها اشاره نكرديد؟
اتفاقا سوال خوبي پرسيدي. ببين من همان اول هم گفتم كه اگر اين بي‌حرمتي‌ها پيش نمي‌آمد شايد هيچ وقت به اين مسايل اشاره نمي‌كردم. وقتي آقايان آن همه مشكل ايجاد كردند حرفي نزدم اما تحمل بي‌حرمتي را ندارم ترابيان خودش رو حرف نمي‌زند. كارمندانش را جلو انداخته بعد هم منت مي‌گذارد كه من مجاني كار مي‌كنم. راست مي‌گويد مجاني كار مي‌كند اما در سفرها به زير بليت فرست كلاس راضي نيست. در بازي تيم ملي با برزيل و روسيه كه همراه ما بود در فرست كلاس نشسته بود. همين هزينه‌ها صد برابر دستمزد اوست. آقايان لباس‌هاي تيم ملي را با مشكل روبه‌رو كرده‌اند. در قطر يك دست لباس داشتيم. براي همين بچه‌ها و نكونام به سعيدلو بابت لباس اعتراض كردند. ببين خيال توليدي فرهاد چقدر راحت است كه به تعهدش عمل نمي‌كند.


توليدي فرهاد چيست؟
همين كه پيراهن‌هاي لگيا را مي‌زند. فكر كرديد لباس‌ها از ايتاليا مي‌آيد. نه بابا اين جا در تهران دوخته مي‌شود. به هر حال آقايان اين همه هجمه راه انداختند و بايد جوابشان را بدهم. باز شرافت ورزشي فريدون معيني آنقدر بالا بود كه درباره ماجراي اميد گفت من سفر بودم و از جريان نامه بي‌خبرم.
به نظرتان مشكل كار كجاست؟
مشكل خود ما فوتبالي‌ها هستيم. اجازه مي‌دهيم هر آدمي در كنار فوتبال قرار بگيرد آن وقت وضع طوري مي‌شود كه به اسطوره بزرگي مثل علي دايي بي‌حرمتي مي‌شود. راجع به حجازي حرف مي‌زنند. غلام پيرواني را بي‌دليل از مجموعه خارج مي‌كنند. ما درباره دادكان هم همين كار را كرديم. ما فوتبالي‌ها كه براي چند روز دنيا سكوت كرده و جواب غيرفوتبالي‌ها را نمي‌دهيم. خودمان آورديم بايد هم تاوانش را بدهيم يك بچه در روابط عمومي كه تا ديروز دنبال عكس يادگاري با ما بود آنقدر جسارت پيدا كرده كه ادعا دارد برنامه‌هاي فدراسيون را من مي‌چينم و بايد مرا ببينيد. من ديگر اعتقادي به كفاشيان ندارم. اگر به فدراسيون رفته باشيد جلوي ورودي اتاق رييس عكس روساي سابق را چسبانده‌اند. آن رييس دفتر خوب مي‌داند كه مراجعين با ديدن اين عكس‌ها چه مي‌گويند. خدا بيامرزد، يادش بخير، دمش گرم و مانده‌ام كه آيندگان با ديدن عكس كفاشيان چه مي‌گويند. البته اگر رييس اصلي فدراسيون بگذارد كه در چند ماه باقيمانده كارها طبق روال بماند.
منظورتان از رييس اصلي كيست؟
همه مي‌دانند منظورم كيست. همان روابط بين‌المللي كه پنج تا شغل دارد.
مثل اين كه از دست ترابيان خيلي ناراحت هستيد؟ 


براي اينكه اين آقا حرمت هيچكس را نگه نمي‌دارد. متاسفانه كفاشيان هم تابع حرف‌هاي اوست و براي همين حرمت آقايان تاج و نبي را نگه نداشتند. البته مبارك آقاي ترابيان باشد كه واسطه شد و بعد از چند ماه كرش را آورد. حاشيه‌اش را راه انداخت تا ما در جام ملت‌ها نتيجه نگيريم تا با آوردن كرش كار تاريخي بكند. فكر مي‌كنيد اين داستان همانجا تمام شد نه، آمد در تيم اميد به نتيجه نشست. متاسفانه كفاشيان هم همه چيز را با خنده و سكوت برگزار مي‌كند. 
بعد هم به جاي شما سرپرست تيم ملي شد؟‌
جالب است زنگ زد اجازه گرفت كه گفتم اجازه من و كفاشيان دست اوست. ياد جلسه با كفاشيان و تاج و نبي افتادم و آن حرف‌ها كه حاجيلو تغيير نمي‌كند و دلم سوخت. 
به نظرتان چرا فدراسيون با اين همه حاشيه روبروست؟ 
براي اينكه كفاشيان نتوانست پول بياورد رفت فدراسيون را كوچك كرد. آقايان مثال مي‌زنند كه فلان فدراسيون فلان كشور ميليارد دلار درآمد دارد اما اشاره نمي‌كنند امور بين‌الملل آنها پنجاه تا پرسنل دارد و قرار نيست يك نفر پنجاه تا كار كند. براي همين آقايان ادعا دارند كه ستون فدراسيون هستند. اصلا ماندم اين آقايان به عنوان مترجم و مديا آفيسر از كجا سبز شده‌اند كه خدا را هم بندگي نمي‌كنند. 
برسيم به تيم اميد؟ 
قبل از اين كه درباره اميدها حرف بزنم بد نيست به بخش تشريفات فدراسيون هم اشاره كنم كه دو نفر (آقاي صديقي و همكارش) تمام كارهاي ويزا، بليت، هتل، ترانسفر و كل كارهاي تشريفات را انجام مي‌دهند. بنده خداها شب و روز ندارند و همين مي‌شود كه اين همه اشتباه در امور بين‌الملل رخ مي‌دهد. يكي مثل حامد مومني مترجم شب، مترجم روز (با توجه به غيبت ترابيان در كنار كرش) كارمند اداري و برسد راننده هم مي‌شود. باباجان كي گفته تو اين همه كار را به عهده بگيري. چي را مي‌خواهي ثابت كني. باور كن اين فدراسيون يك روز نظم و نظام داشت اما كفاشيان آن را به اين روز انداخت تا چهارتا بچه ادعاي ستون بودن كنند. 
اين ماجراي عدم دعوت فرهاد مجيدي به تيم قطبي به خاطر منصوريان چه بود؟ 
من تكذيب مي‌كنم كه منصوريان دخالتي در اين باره داشته باشد. اگر يادتان باشد در آن روزها استقلال در جام باشگاه‌ها به فرهاد احتياج داشت و قطبي براي همين او را از استقلال نگرفت. فرهاد يك نابغه است كه در اين سن و سال اين جور بازي مي‌كند و يك روز مثل دايي و باقري كه در فوتبال ايران اسطوره هستند در استقلال اسطوره مي‌شود. چيزي كه بين فرهاد و عليرضا وجود دارد حفظ حرمت است و يك روز هم فرهاد پيشكسوت شده و متوجه اين روزها مي‌شود. 
برسيم به تيم اميد؟‌


از روزي كه علي منصوريان به تيم اميد آمد همه مي‌دانستند كه او شكست مي‌خورد. انگار يك چيزي بود كه همه خبر داشتند جز خود علي ولي با اين حال كنارش ايستادم و تا آخرش آمدم. منصوريان يك روز يكي از بزرگترين مربيان فوتبال ما مي‌شود. او تمام فاكتورها را دارد و در زمان خودش به حقش مي‌رسد. 
اما شما براي آمدن بي‌ميل بوديد؟‌
نمي‌خواستم بيايم و يك مقطع هم كنار كشيدم اما در آخر به خاطر عليرضا و به خاطر آقاي افشارزاده كه يك مدير باشرف ورزشي است آمدم. يك ديدار هم با علي‌آبادي داشتم كه يادآور شد مهم اين است كه اين تيم به المپيك برود اما حواسش نبود كه عده‌اي تمايل به اين كار ندارند. 
شما كه در زمان فوت مرحوم ناصر حجازي كنار رفتيد چرا دوباره برگشتيد؟ 
يادش بخير ناصرخان هميشه مي‌گفت: «روي زانو نباش،‌روي پايت باش» نصيحت مي‌كرد: «حرفت را نخور و حقيقت را بگو» بعد از فوت او ديگر تحمل كار كردن را نداشتم. به منصوريان و افشارزاده نامه دادم كه نمي‌توانم بيايم اما عليرضا به تاج و كفاشيان گفته بود فقط نبي مي‌تواند او را برگرداند كه همين شد و با تماس دوست عزيزم نبي كه آن موقع كسالت هم داشت دوباره برگشتم. يادتان باشد پدر كفاشيان هم فوت كرده بود و به من گفتند گزينه‌اي نداريم. تاج از كرمان تماس گرفت «حاجيلو برگرد» وقتي آمدم متوجه شدم كه با دكتر زادمهر عزيز حرف زده‌اند. به هرحال اين حكمت پروردگار بود كه بيايم و با چنين آزمايشي روبه‌رو شوم. يادمه در ختم حجازي جواد قراب، فرهاد كاظمي و چند نفر ديگر گفتند كه خوب كاري كردي نرفتي اما من چشم بسته با حرف نبي برگشتم و با ماشينم مستقيم به كمپ رفتم تا با منصوريان شروع كنم.

من آدمي نيستم كه در شادي‌ها باشم همراه غم هستم و دوستانم را تنها نمي‌گذارم. 
و آن ماجرا پيش آمد؟‌
به هرحال ديگر نمي‌خواهم وارد شوم اما پيش وجدانم راحتم كه چه كار كرده‌ام. يك خودكار صدتومان است اما پاك كن هزار تومان. قيمت بالايي بايد براي پاك كردن بدهيد و الان مردم خودشان مي‌دانند چه خبر است. آنها به من تهمت زدند و جوابشان را هم مي‌گيرند. اين آدم‌ها با هر تغيير مديريت مي‌آيند و مي‌روند اما ما ورزشي‌ها مي‌مانيم چون فوتبالي هستيم. 



مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟