نقش زنان در تقویت ولایت فقیه
می توان در یک دستهبندی کلی، حقوق و وظایف زنان در جامعه اسلامی را در سه سطح مسئولیتهای «عرصه خرد»، «عرصه کلان» و «عرصه توسعه» و مرتبط با روند تکاملی جامعه دستهبندی کرد:
ـــ مراد از مسئولیتها و حقوق سطح خرد، امور متعارفی است که در جامعه در نگاه نخست به عنوان وظایف و حقوق زنان مورد اشاره قرار میگیرد. عمده این مسائل نیز مربوط به زندگی شخصی و ارتباطات روزمره زنان برای تأمین سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زندگی عرفی ایشان درباره دیگر افراد در زندگی جمعی است.
ـــ مراد از مسئولیتها و حقوق سطح کلان، اموری است که عمدتا نسبت میان زنان و جامعه اسلامی را تعریف میکند.
ـــ و مراد از مسئولیتها و حقوق سطح توسعه و تکامل نیز مسائلی است که محور اصلی آن، توجه به جایگاه و سهم تأثیر زنان در تکامل اجتماعی جبهه اسلام و به هم خوردن توازن قوا در سطح جهانی به سود توسعه کلمه توحید است؛ البته اینکه یک زن در چه سطحی فعالیت کند، بستگی تام به دغدغهها و آرمانها و تعلقات و اهدافش از گفتارها و کردارهای به ظاهر یکسان دارد؛ یعنی یک بانوی مسلمان، میتواند بسته به ظرفیت ایمانی و گسترش روحی و فکری خود در حوزههای گوناگون خرد، کلان یا توسعه به یاری اسلام و انقلاب بشتابد.
شاید مثال زیر براي نزدیک شدن این مطلب به ذهن کمک شایانی کند؛ مادری را در نظر بگیرید که تصمیم میگیرد، لباس مراسم عروسی دخترش را خودش بدوزد. ممکن است هدف این مادر از دوختن این لباس زیبا برای دخترش، تنها تفاخر به دیگران باشد که در مراسم عروسی دختر وی حاضر میشوند. مسلما این هدف در جای خود، یک نوع حساسیت و انگیزه ای است که این مادر را به دوختن لباس عروسی دخترش ترغیب کرده است. البته این سطح از انگیزه در حال حاضر، محل کلام این سیاهه نیست، زیرا خاستگاه مادی داشته و فرض این است که مخاطب این نوشته، زنان مسلمان و مومنی هستند که به این انگیزههای مادی و حقیر اهتمام چندانی ندارند.
بنابراین، در سطح برتر، میتوان مادری را در نظر گرفت که هرچند او نیز خود لباس عروسی دخترش را دوخته است، هدفش تفاخر به دخترش و لباس زیبایش نیست، بلکه این کار را برای خوشحالی شوهرش انجام میدهد. طبعا این نمونه بالاتر از سطح پیشین است.
سطح بالاتر از این، در جایی است که زن، تنها لباس عروسی دخترش را برای رضایت شوهرش نمی دوزد، بلکه به خاطر رضایت خداوند، در زندگی صرفه جویی را لازم میداند؛ بنابراین، چنین زنی در اصل، خشنودی خدا را در این لباس دوختن دنبال میکند؛ یعنی هرچند متناسب با تشکری که شوهرش از این کار وی کرده، از او نیز قدردانی میکند، ولی اعماق روح و محور و بنیان قلبش، تنها به محبت نسبت به خداوند استوار است. برای همین، حتی احترامی که به شوهر خود میگذارد و کمکی که به وی میکند، نیز احترامی الهی است، نه مادی و مبتنی بر فریفتهگری و جلب دیگری به خود.
طبیعی است که این رتبه نسبت به مراتب پیش، بالاتر است، زیرا زن در این شکل از بستر خشنودی شوهر، در پی خشنودی خداوند و این مرتبه عبادت الهی زن در سطح خرد است.
مرتبه بالاتر از این جایی است که زن هرچند در پی رضایت خداوند است، آن را تنها در سطح خرد، خشنود کردن شوهر طلب نمی کند، زیرا این حد از عبادت خدای متعال را برای خود کم میبیند و به این اندازه از تقرب الهی قانع نمی شود و به دنبال عبادتی برتر است. به فرض، نیت میکند که هم اکنون به دلیل تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل، دولت جمهوری اسلامی ایران، مشغول جهاد اقتصادی در برابر مستکبرین عالم بوده و طبیعتا از نظر ارزی و ریالی در تنگناست؛ بنابراین، من به عنوان یک زن مسلمان، باید به هر اندازه که میتوانم، لباس شوهر و فرزندانم ـ حتی لباس عروسی دخترم را ـ خودم بدوزم و راضی نشوم که از دیگر کشورها ـ مثلا چین ـ لباس و پوشاک وارد ایران شده و منجر به خروج ارز از کشور و هزینه ارزی برای دولت اسلامی شود.
یا در سطح بالاتر، بگوید موازنه ارزی برگرفته از الگوی مصرف است و من نیز به عنوان یک زن مسلمان، یکی از مصرف کنندگانم که تاب و تحمل سقوط ارزش ارز نظام اسلامی در ازای ارزش ارز نظام کفر را ندارم؛ بنابراین، میکوشم به اندازه قدرت خودم ـ ولو در حد دوختن لباس عروسی دخترم ـ در مشکلات ارزی سهیم باشم. مسلما اینها مراتب بالاتری از تقرب به خداوند است و دقت در این مثال، روشن میسازد که این بانوی مسلمان به نظام ولایت اجتماعی توجه تام دارد و مدعی است که قصد کمک به نظام ولایت اجتماعی دینی دارد. این رتبه که در آن زن به نظام اجتماعی در افعالش توجه پیدا میکند، «حضور زن در سطح کلان» نامیده میشود.
اکنون یک زن مومن و انقلابی، میتواند پا را از این مرتبه نیز فراتر گذاشته و به عبادت خداوند در سطح توسعه و تکامل جامعه اسلامی بپردازد؛ حتی با دوختن لباس عروسی دخترش. به این بیان که اگر آن زنی که تصمیم به دوختن لباس عروسی دخترش به دست خودش میگیرد، به این سطح از درک دینی رسیده باشد که بداند برای نمونه، کل نظام اسلامی به منزله یک دستگاه پخش و بلندگو و جبهه واحد است و دارای پرچمدار و رهبری است که از طرف نبی اکرم(ص) و به عنوان جانشین امام زمان(عج) میخواهد در این جبهه پرچمداری عزت اسلام و مسلمین را کرده و صدای زیبای اسلام را با این بلندگوی نظام اسلامی به گوش تشنه جهانیان برساند، بدیهی است که نباید به عنوان یک زن مومن در جبهه اسلام، کاری کند که بلندگوی اسلام تضعیف شود، بلکه باید بگوید، نباید الگوی مصرف من و خانوادهام، به نوعی تعیین شود که با مصرف من در راه تکامل بشری سنگ اندازی شود؛ من باید اجازه دهم این صدای تاریخی با بالاترین شدت به گوش مردم جهان برسد.
برای همین است که در راستای جهاد اقتصادی مطرح از سوی ولی فقیه، الگوی مصرف خانوادهام را به گونهای سامان میدهم که بیشترین ضریب توسعه قدرت اسلام و رهبری در آن لحاظ شود. حتی اگر توانم تنها محدود به دوختن لباس عروسی دخترم با دستان خودم باشد. طبیعتا با این انگیزه، سطح بالاتری از رضایت خداوند نیز به دست خواهد آمد که همان حضور زن در سطح توسعه و تکامل جامعه دینی به محوریت ولایت فقیه است.
عین این مطلب در دیگر مسائل مربوط به زنان همچون حجاب و عفاف نیز مطرح است. گویا با نگاه تکاملی، چادر نوعی حجاب آرمانی است که در نقطه اوج فرهنگ حجاب است؛ یعنی حجاب مبتنی بر چادر برای یک اخلاق آرمانی است که رهایی از این عالم ـ و نه عدم مسئولیت نسبت به این عالم ـ را ترویج میکند؛ اخلاقی که ثمره نهایی آن، تقویت نظام دینی مبتنی بر ولایت فقیه در برابر نظام کفر و نفاق بین المللی است؛ یعنی حجاب با چادر، نوعی پذیرش مسئولیت در افقی متکامل است. مسلما اگر زنان مسلمان به اهمیت حجاب مبتنی بر چادر در این افق پی ببرند، خود حاضر به مبارزه در راه دفاع از آن در همه عرصهها خواهند شد.
و صد البته دغدغه چنین زنان و دخترانی، دیگر دغدغههای روزمره دیگر زنان و دختران عادی نخواهد بود، زیرا ایشان همواره خود را در میان میدان درگیری حق و باطل حس میکنند. همین تغییر مقیاس درک، باعث حل بسیاری از درگیریهای بچگانه خانوادگی و اجتماعی خواهد شد؛ برای نمونه، خانمي كه در افق ذهني خويش، مقابله با استكبار را مد نظر دارد، هرگز حساسيت زيادي به اينكه خواهرشوهر و يا مادرشوهر و يا شوهر و... در محيط خانواده با او چگونه رفتار ميكنند، نخواهد داشت؛ یعنی حاضر میشود در بسیاری از موارد خرد، گذشت کند تا به موارد مطرح در سطح توسعه اسلام ضرری وارد نشود.
همچنين حساسيت زيادي به روش همكاران و معاون و رئيس اداره هم ـ كه در محيط كار با او دارند ـ ندارد و در عرصه کلان نیز شرح صدر ایمانی بیشتر پیدا میکند؛ بنابراین، همواره در اين اندیشه است كه فرضا استكبار با اسلام چگونه رفتار ميكند. پس دیگر در اداره به فكر مصرف كامل بودجه نيست، بلكه به فكر بالا بردن مقدورات آن سازمان است؛ اين به معناي توسعه حساسيت است و نشانگر بالا رفتن وضعيت رواني اين خانم؛ یعنی اين زن داراي يك نظام حساسيت خاصي شده كه تنها يكسری مسائل برايش بسیار مهم دانسته میشود.
در نقطه مقابل، بسیاری از زنان هستند که به علت عدم توسعه روحی و تکامل فکری، شاید براي يك مسأله كوچك خانوادگي، مدتها ناراحت بوده و دغدغه داشته و شب و روز خواب نداشته باشند. اگر هم شما به او بگوييد كه چرا وضعيت شما اين گونه است، در پاسخ ميگويد: فلان اهانت به من شده و آيا با اين حال، من حق ندارم اعتراضي كنم و حرفم حق نيست؟
طبيعتا شما در پاسخ خواهيد گفت: بله! شما حق ميگوييد، اما اين حق، حق كوچكي است؛ اين همانند توفان در فنجان است، آنقدر ارزش ندارد كه شما اين گونه غصه ميخوريد. اکنون زماني است كه استكبار ميخواهد به وسيله سياستگذاريهاي اقتصادي، نظام اسلامي ما را تضعيف کند؛ بنابراین، خوب نيست كه يك مسلمان در اين شرايط، به دلیل يك مسأله كوچك خانوادگي، اين گونه غصه بخورد و به فكر مقابله با استكبار نباشد. مسلما با این تغییر در مقیاس فهم زنان هم کمک بیشتری به ولایت فقیه در راه توسعه اسلام و انقلاب می کنند و هم خود با آرامش بیشتری زندگی خواهند کرد.
Ali.meysami@gmail.com




