نقش ولایت فقیه در تکامل اخلاق بشری
همواره در تاریخ تحولات بشری، دو پرچم حق و باطل در اهتزاز بوده و هر کدام نیز طرفداران و آرمان ها و شعارهای خود را داشته است. دنیای معاصر نیز از این قاعده جدا نیست. دقت در جریانات بزرگ جهانی کنونی به روشنی نشان از دو جبهه حق و باطل دارد؛ در یک سو، تمدن عظیم مادی قرار دارد که تکنولوژی و توسعه حاضر مولود آن است. به یقین، این توسعه مادی، اخلاق دنیاپرستی متناسب با خود را نیز در جوامع جریان می دهد. در نقطه مقابل آن، رشد الهی و خط مقاومت ایمانی است که در پی حاکم کردن اخلاق الهی بر عرصه جهانی و فراگیری عدالت، اخلاق و معنویت در گستره بین المللی است.
پرچمدار پروسه و روند برگشت ناپذیر رشد الهی و اخلاق ایمانی در دنیای معاصر ـ که چند صباحی است به برکت خیزش جوانان مسلمان در کشورهای اسلامی، شتابی دوچندان گرفته است ـ به اعتراف دوست و دشمن، پیرو ولایت فقیه است. به این بیان، پر بیراه نیست اگر ولی فقیه، پرچمدار تکامل الهی بشر معاصر به سوی ظهور خوانده شود، زیرا نمی شود انکار کرد که در جهان کنوني يك اخلاق، اخلاق مادي است كه انسان را به دنيا و مشتهيات نفس دعوت ميكند و يك اخلاق، اخلاق اسلامي كه از طرف انبيا نشر يافته و بشر را به سوي چيز ديگري ميخواند.
براي بشر اين امر روشن است كه مناديان دنياپرستي هيچ گاه نمي توانند ـ دقت داشته باشید که هیچ گاه نمی توانند نه اينكه فعلا قدرت ندارند و بعدا احيانا ميتوانند ـ وجدان بشر را ارضا نمايند، زیرا با دنياپرستي هرگز نمي توان به «توسعه ايثار» رسيد. دنياپرستي انسان را از انسانيت تنزل ميدهد. ثمره این تنزل نهادینه شدن حرص و غضب اجتماعی و «تکالب پایان ناپذیر بر سر حطام دنیاست».
رخت بربستن آرامش از دنیای کنونی و اضطراب ها، بیماری ها، جنگ ها و بحران های پی در پی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و انحطاط بی سابقه اخلاق بشری، لازمه روند توسعه مادی کنونی بوده و بدیهی است، چنین انسان مادي، انسانی حقير بوده و قدرت تحمل مشكلات در راه امور متعالی را نخواهد داشت. او وابسته و متعلق به اين دنياست و اگر بخواهد امور خود را از منظر عرفاني و شناختي جمعبندي نمايد، قطعاً دنيا را در آن «محور» قرار خواهد داد. اين انسان (انسان مادي) در هیچ شرایطی برای امری غیر مادی و غیبی و اخروی، دست از دنياي خود نخواهد شست؛ یعنی ايثار نميكند، مگر به خاطر رسيدن به دنيايي بزرگتر و آبادتر.
دغدغه مادی در وجود اين انسان هر لحظه عميقتر شده و از او جدا شدني نيست تا جایی که ميتوان گفت اساساً مسألهاي به نام ايثار، در دستگاه نگرش مادي قابليت طرح ندارد و مسلما چنین انسان هایی هرگز قدگام در راه جریان ولایت الهیه و عدالت نخواهند گذاشت.
این در حالي است كه ولایت فقیه به عنوان جانشین امام زمان (عج) در دوران غیبت درست در نقطه مقابل آنهاست و به نمایندگی انبيا و به پشتوانه عقبه استراتژیک توده های میلیونی مردم مسلمان، در حال مقابله با آن اخلاق مادي است. وظیفه اصلی وی نیز سرپرستی اجتماعی برای اصلاح اخلاق بشری و بالا بردن وجدان انسانی از پرستش انحصاری دنیا به معنویت خواهی و عدالت طلبی است. از اين رو، گزافه نیست اگر او پرچمدار روند تعالی، پیشرفت و تكامل اخلاق الهی فرزندان آدم به شمار رود...
ali.meysami@gmail.com
برای اثبات ولایت فقیه که جانشین امام زمان است دو دلیل عمده وجود دارد1-دلیل عقلی 2 دلیل نقلی
به جهت اهمیت دلیل نقلی وکفایت آن ازدلیل عقلی فقط به همین دلیل به صورت مختصر اشاره می نمایم:مادوازده روایت دراین مورد داریم که بعضا دارای اسناد معتبر ومقبول عنه اصحاب اند ازجمله:دو روایت1-روایت احتجاج طبرسی(که این روایت عام است وشانیت علماء رابرای این مسند بیان می کند)2-مقبوله عمربن حنظله که این روایت نحوه ی انتخاب ولی فقیه وشرایط انتخاب شونده وانتخاب کننده را بیان می کند. انگاه تصریح می کند که اهل نظر درامورفقهی(فقهاء)هرکس را انتخاب کردند من انتخاب آن ها را تنفیذ نموده واو را برشما حاکم وجانشین خود قرارمی دهم.به دلیل عدم امکان جواب مفصل به همین اشاره اکتفاء می شود.از سایت خوب تابناک تشکرمی نمایم
فرق ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه چیست؟
چرا آيات در باره ولايت فقيه را منتشر نكرديد ؟ مگر اينكه آيات را قبول ندارد و چيزي بيخود و مزخرف و غير قابل اجرا ميدانيد
هيچ مسئله اي نيست در روز قيامت بعلت عدم آگاهي مردم جوابگو خدا كه قاضي و قضاوت كننده و مالك يوم الدين هستيد - خواهيد بود




