صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

دختری که با مرگش روستایش را آباد کرد!

کد خبر: ۱۷۴۳۹۱
| |
64414 بازدید
|

9 سال پیش دختری 15 ساله به نام هاجر در یکی از روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل فقر و نداشتن 6 هزار تومان پول دارو فوت کرد. روستای هاجر پس از مرگش آباد شد اما تنها افرادی که از این آبادانی بهره‌ای نبردند خانواده هاجر بود.

«بعد از ظهر من و هاجر از سر زمین کشاورزی مردم برمی گشتیم، هاجر فقط گریه می‌کرد. می‌گفت دلم درد می‌کند. پدرش برای کار به گناوه رفته بود. ماشینی هم برای اینکه او را به درمانگاه ببرم نبود. راه طولانی و جاده هم سنگلاخ؛ تراکتوری که به قلعه رئیسی گچ می‌برد آمبولانس هاجر شد. دکتر برایش دارو نوشت. 900 تومان می‌شد. سرم و آمپول نوشت اما لوازم سرم در درمانگاه نبود. در زایشگاه را هم بسته بودند. آمبولانس برای بردن او به دهدشت 6500 تومان پول می‌خواست این پول هزینه یک ماه زندگی مان بود و من تنها دو هزار تومان داشتم که از فروش گندمهای خانه تهیه کرده بودم. گفتم: هاجر پول ندارم. هاجر گفت: برگردیم خانه خوب می‌شوم... .»


جان خانم عکس هاجر را نشان داد و گفت: حیف! همین یک عکس را از صورت ماهش دارم

این وقایع مربوط به سه روز قبل از مرگ هاجر است که مادرش جان خانم آلیاز تعریف می‌کند. می‌گوید: «به هاجر که بی رمق در بستر افتاده بود و به برادرهای کوچکش که دورش نشسته بودند نگاه کردم. گریه کردم از فقر، تنهایی، از ستم روزگار. نزدیک اذان صبح دیگر کسی ناله هاجر را نشنید. هاجر سه روز استفراغ کرد، فریاد کشید، آب سرد خواست و مرد.»

از هاجر خجالت کشیدم چون پول نداشتم

حمد الله، پدر هاجر نویدی که در زمان بیماری فرزندش برای کار به گناوه رفته بود، می‌گوید: «هاجر اوقاتی که در شهرهای دیگر کار می‌کردم تنها دلخوشی ام بود. وقتی می‌خواستم به گناوه بروم گفت که دلم گوشواره می‌خواهد. صورتم سرخ شد. پول نداشتم. اما الان حاضرم جانم را بدهم اما فقط یک بار گوشواره‌ای برایش بخرم و در گوشش بیندازم.»

روی سنگ قبرش ننوشتند علت مرگ نداشتن پول دارو؛
فقط نوشتند در گلستان طبیعت، من گلی پ‍ژمرده ام.

9 سال پیش در چنین روزی، هاجر نویدی منش، متولد سال 66 در روستای شوتاور از توابع بخش چاروسا شهرستان قلعه رئیسی در شهر دهدشت استان کهگیلویه و بویر احمد در تاریخ دهم تیر سال 81 فوت کرد. او به دلیل فقر خانواده و روستایش جانش را از داد. اما جان خانم هنوز هم بعد از 9 سال خودش را مقصر مرگ هاجر می‌داند و می‌گوید: هیچ شکایتی از هیچ کس ندارم. هاجرم مرد چون فقیریم و روستا امکانات نداشت!

نوش دارو بعد از مرگ هاجر

وقتی موضوع مرگ هاجر نویدی به دلیل فقر و نداشتن پول دارو 40 روز بعد از فوت او در سال 81 رسانه‌ای شد استاندار کهگیلویه و بویراحمد، پرداختن به مرگ هاجر را تلاش برای تضعیف دولت دانست و منتقدان را نصیحت کرد که اگر قصد مقابله با دولت را دارند صریح بیان کنند و به تزویر و نیرنگ متوسل نشوند.

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج نیز اعلام کرد که مقصر، مادر هاجر بوده چون خارج از وقت اداری به پزشک مراجعه کرده است!

پزشکیان، وزیر بهداشت وقت هم از این موضوع طفره رفته و گفته بود که تکلیف کل نظام بهداشت و درمان نامشخص است و رمضان زاده، سخنگوی دولت هم که در نشستی خبری درباره بکارگیری سه وزارتخانه برای پیگیری انقراض یوزپلنگ آسیایی صحبت می‌کرد در واکنش به مسئله مرگ هاجر گفت: اگر رئیس جمهور بخواهد هر اتفاقی را که در کشور می‌افتد پیگیری کند که دیگر به هیچ کار کلانی نمی رسد!

پس از آن کمیته‌ای در مجلس وقت تشکیل شد و وزیر بهداشت به دلیل توزیع نامناسب دارو، اشتباه پزشکی و مشکلات بهداشتی در مناطق محروم تا پای استیضاح هم پیش رفت. آن روزها برخی گفتند دلیل مرگ هاجر ترکیدن آپاندیسش بوده اما دکتر معالجش تشخیص نداده است. برخی دیگر گفتند او به دلیل خوردن غذای مسموم مریض شد ولی دکتری که معاینه اش کرده بود گفته بود گرما زده شده ببریدش خانه خوب می‌شود!

اما دیگر فرقی نمی کرد چون مادر هاجر پول نداشت که او را به درمانگاه مجهزتر ببرد. بعد از این حادثه تلخ به مدت 6 ماه در روستای شوتاور آمبولانس مستقر شد و اهالی روستا تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفتند. امروز دیگر، داروهای لازم به خانه بهداشت شوتاور می‌رسد و دکتری از شهرستان قلعه رئیسی در ماه یکبار به روستا می‌آید و دو بهورز هم روستاییانی را که بیشتر فشار خون دارند درمان می‌کنند.

با این وجود برادر هاجر، این آبادانی را نوش دارو پس از مرگ سهراب می‌داند و می‌گوید: اگر دیوار تمام خانه‌های روستا را از طلا هم بسازند دیگر فایده‌ای ندارد چون هاجر زنده نمی شود.

مدرسه‌ای که هاجر آرزو داشت در آن درس بخواند تا پرستار شود از نو ساخته شد

مدتی بعد از مرگ هاجر، فرهاد برادر هم سن و سال او به دلیل اصابت فلز تیزی با چشم چپش در آستانه کور شدن قرار گرفت. همان دکتر معالج هاجر این بار تشخیص داد که نمی شود برای چشمش کاری کرد چون کور شده است!

خانه هاجر نویدی در روستای شوتاور

خانواده هاجر که دیگر زیر بار این مشکلات کمر خم کرده بودند به اهواز رفتند تا پدر هاجر در مرغداری کار کند و اوضاع زندگی شان بهتر شود اما او دیگر پیر شده بود و صاحب کار او را نمی خواست. بنابراین به یکی از دورافتاده ترین روستاهای خوزستان رفتند تا در کنار پسر بزرگش که خرج زندگیشان را می‌داد بمانند. در این مدت فرهاد به دکتر معالج دیگری مراجعه کرد ولی دیر شده بود. چون دکتر گفت اگر همان زمان معالجه می‌شد الان 80 درصد بینایی اش را از دست نمی داد. اما هنوز هم خانواده هاجر توان پرداخت اجاره خانه شان را ندارند چه برسد به یک میلیون تومان پول عمل چشم فرهاد.

هاجر، پیش مرگ آبادانی روستایش شد

فصل برداشت خوشه‌های طلایی گندم فرارسیده و برف آب شده کوههای شوتاور به رودخانه می‌ریزد اما هاجرهای این روستا و دام هایشان با هم از آب رودخانه نمی خورند تا مریض شوند؛ چون هاجر جور همه را کشید و به جای همه جان داد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۸۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
خيلي غم انگيز بود. ما در شهرها و به خصوص در تهران با اين همه امكانات هميشه مي ناليم . خدا ما را ببخشد الان اشك از چشمانم جاري است . اين كاش روزي ميرسيد كه هيچ فقيري و تنگدستي در اين كشور و در جهان نبود. اي كاش روزي برسد كه هيچ بچه اي آرزو به دل و هيچ پدري شرمسار خانواده اش نباشد. اي كاش .......
ناشناس
|
United States of America
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
ياد آن مطلبي افتادم كه چند روز پيش در تابناك درج كرده بوديد. همان مطلبي را مي گويم كه امير كبير به خاطر جهل و فقر مردم خود را مسئول مي دانست. حتي براي مرگ مردم هم خود را مسئول مي دانست. كاش عنواني براي اين مطلب نمي گذاشتيد! چون زبان شرم دارد از گفتن اين همه بي مهري و بي عاطفه بودن. آن هم براي خواهر و برادر هم وطنمان.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
قلبم جریحه دار شد!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
متأثر کننده بود...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
شما به این میگویید روستای اباد؟
فرهاد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
آه آه آه چه بنویسم تا برایم درمان باشد نمیدانم ای خدا چرا این دنیا اینطوری رنج آوراست چرا این دنیا تمامی ندارد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
لطفا شماره حساب این خانواده یا طریق کمک به آنها را اعلام فرمایید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
کاش من جای هاجر می مردم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
از درون سوختم مگه من که ماهی 400 در شهر درآمد دارم چه فرقی با این خانم در یک روستای دورافتاده دارم مگر من پیش خدا عزیزتر از اونم ای کاش می توانستم کاری کنم
علي حيدري برنجگاني
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
خداوند آن را رحمت كند زيرا فقره بزرگترين عامل بدبختي زندگي مي باشد ما هاجر و هاجرهاي زيادي در كشور داريم كو گوش شنوا خانواده محترم هاجر ما را در غم خود شريك بدانيد و همه روستايي ها بايد به روح پاك هاجر صلوات و فاتحه بفرستند كه با مرگ آن اين روستا آباد شد
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟