بخدا می نویسم در حالیکه اشک جاریست از دو چشمم. و کاش چشمان هاجر هنوز این روزهای زیبا را می دید که با پولی که می توانست او را زنده نگه دارد چقدر شادند نو عروسان کشور کومور و عروسکان بزک کرده تاجیک. و پولی که می توانست راننده آمبولانس را راضی کند تا جانی را نجات دهد در کشورهای دیگر از آمریکای لاتین تا آفریقا خاور میانه و اسیای میانه برای کمیته امداد چقدر آبرو می خرد و هاجر و هاجریان همچنان باید بمیرند و چه کسی میداند هاجر کیست و یا که بود. و فقط گاهی تابناک یا عصر ایران و... نشان میدهند گرگر یا هاجر. و ما هم اشکی ریخته و بغضی ترکانده و بعد فراموشی. تا روزی دوباره دخترکی یا پسرکی بمیرد یا بخاری مدرسه اش بسوزاند و یا عکاسی خوش ذوق او را معلول در فرغون بیابد.
ناشناس
|
|
۱۷:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
5
45
پاسخ
سلام
مديون هستيد اگر پيگير نباشيد و آدرس يا شماره اي از اين خانواده اعلام ننماييد
مجید
|
|
۱۷:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
3
55
پاسخ
من بچه ای همان روستا هستم- اصلا" هیچ گونه آبادانی صورت نگرفته که وقتی وارد روستا میشی فقر ار سر وصورت مردم میباره. شاید نزدیک به 98% جوانهای روستا بیکارن همچنین روستاهای اطراف. درمانگاهی که توش دارو نباشه به چه درد میخوره مگه قلعه رئیسی چقد تا شوتاور فاصله داره همش 15 کیلومتر که کریه اش 1500 تومان هستش بعد مگه قلعه رئیسی چی داره همه بیمارا را باید اعزام کنند دهدشت که دهدشت هم معلومه یه شهر کوچک
خودم
|
|
۱۸:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
5
38
پاسخ
همه مسئولیم و وای بر ما.
میرزا نوروز
|
|
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
4
55
پاسخ
اون طقل معصوم رو که خدا می امرزه اما بیچاره اونایی که باید اون دنیا جوابگو باشن.
ناشناس
|
|
۱۸:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
3
40
پاسخ
متاسفانه در مملکت ما همیشه برای بهتر شدن باید تاوان سنگینی داده شود حتی اگر به قیمت جان یک کودک باشد!!
ناشناس
|
|
۱۹:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
1
40
پاسخ
خدایا ما را ببخش
ناشناس
|
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
2
33
پاسخ
قلبم درد گرفت.اما چه فایده!!!!!!!
ناشناس
|
|
۱۹:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
5
87
پاسخ
قابل توجه اون بی همه چیز که میگه تو ایران همه وضعشون خوبه و گرسنه نیست
ناشناس
|
|
۲۰:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
5
32
پاسخ
واقعا تلخ، غم انگیز و تکان دهنده بود. واقعیتی که تو خیلی از روستاهای کشور ما وجود داره.