گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۵۷۶۸۹
| | 3053 بازدید
كيهان
«پيامدهاي حقوقي تحولات منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
رهگيري تحولات منطقه در 3 ماه گذشته نشان دهنده عزم راسخ ملتها بر سرنگوني حكومتهاي دست نشانده و سرسپرده است. سقوط ديكتاتورهايي چون «حسني نامبارك» و «بن علي» و به نتيجه نرسيدن دسيسه آمريكا و غرب براي مصادره انقلابهاي مردمي در تونس، مصر، ليبي، يمن، بحرين و... حاكي از آن است كه پيامدهاي اين تحولات شتاب آلود بر مسير اراده ملتها در جريان است و توطئهها و كارشكنيها در اطراف و اكناف خيزش و خروش مردمي و موج بيداري اسلامي در پهنه منطقه ابتر خواهد ماند تا صف رو به سقوط ديكتاتورها و سقوط زنجيرهاي دولتهاي وابسته به نظام سلطه لباس عينيت بر تن نمايد.
اين يادداشت در پي آن نيست كه پيامها و پيامدهاي سياسي اين تحولات را همانطور كه در بالا به صورت موجز به آن اشاره شد مورد بحث و پردازش قرار دهد. آنچه در اين نوشته دنبال و مورد واكاوي قرار خواهد گرفت پيامدهاي حقوقي تحولات منطقه است.
1- از آغاز انتفاضه و قيام ملتهاي منطقه كه از تونس كليد خورد و به صورت دومينو به مصر، يمن، ليبي، بحرين و... رسيد و اردن و عربستان را در صف انتظار دارد، همواره با راهبرد «مشت آهنين» و سركوب اعتراضهاي مدني و مردمي از سوي دولتهاي دست نشانده و ديكتاتورهاي حاكم بر آنها روبرو شده است كه با ضرب و جرح و كشتار مردم خشونت آفريدهاند.
در اين ميان- آنگونه كه مسبوق به سابقه است- نهادهاي بين المللي بار ديگر كاركرد دوگانه خود را در موضوعات و مصاديقي از اين دست به نمايش گذاشتند. بنابراين اولين پيامد حقوقي تحولات منطقه با توجه به ناكارآمدي سازمان ملل و بخصوص ركن محوري آن يعني «شوراي امنيت» سوگيري ملتهاي منطقه و افكار عمومي دنيا براي ترميم ساختار كهنه و فرسوده بزرگ ترين سازمان بين المللي است.
شوراي امنيت سازمان ملل علي رغم آن كه طبق منشور سازمان ملل متحد وظيفه خطير صلح و امنيت بين المللي را بر عهده دارد در برابر موج خشونت و كشتار و خونريزي دولتهاي ديكتاتور در تحولات منطقه وظيفه اوليه خود را انجام نداد تا جايي كه حتي رسانههاي خارجي نيز نتوانستند اين واقعيت را انكار كنند.
به عنوان نمونه پايگاه اينترنتي «گالف نيوز» از ميان تحولات منطقه ليبي را نشانه رفته و در ناكارآمدي سازمان ملل طي گزارشي مينويسد؛ هر چند شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص ليبي قطعنامهاي را به تصويب رساند تا براي جان غيرنظاميان تدابير لازمي اتخاذ نمايد و حكومت قذافي را از آسيب رساندن به مردم بازدارد اما اين قطعنامه [1973] به ايجاد آيندهاي بهتر براي ليبي منجر نشده و نخواهد شد.
متاسفانه پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت درباره ليبي اتفاقات بعدي به وضوح نشان ميدهد كه اين شورا در خدمت به آمريكا و اذنابش به صدور چنين قطعنامهاي همت گمارده است! طبق قطعنامه منطقه پرواز ممنوع بر فراز ليبي ميبايست نيروهاي ائتلافي كشورهاي تحت فرمانده «ناتو» ، حفاظت از غيرنظاميان در مقابل حملات ارتش قذافي را تامين ميكردند اما نه تنها اين وظيفه و مسئوليت مهم انجام نگرفته است بلكه ناتو بارها و به كرات و به صورتي مرموزانه به نيروهاي مخالف قذافي و غيرنظاميان حمله كرد. اين حملات مكرر ناتو و ناتواني از تكذيب و يا انكار باعث شد تا «ناتو» به اين تاكتيك مضحك روي آورد كه حملات را «اشتباهي» ! انجام داده است. اما ناظران و كارشناسان سياسي معتقدند هدف از اشغال ليبي تسلط بر چاههاي نفتي سرت، السرير، راس لانوف و النافوره است تا آمريكا و ناتو بتوانند در آينده ذخاير نفتي اين كشور را به غارت ببرند.
مسئله سؤال برانگيز ديگر در مورد سازمان ملل، سكوت اين سازمان و شوراي امنيت در مقابل تجاوزات و جنايات عربستان در سركوب و كشتار مردم بحرين است كه بر مبناي موازين حقوق بين الملل و تعهدات بين المللي، مصداق بارز «جنايت عليه بشريت» و جرم و تجاوز است. بي شك اقدامات سبعانه عربستان و قشون كشي به بحرين براي كشتار و خونريزي مردمان آن كشور مظهر «تروريسم دولتي» است كه آل سعود- و همچنين آل خليفه- به اصطلاح در توجيه آن به بهره گيري از نيروهاي نظامي مشترك 6 كشور عضو شوراي خليج فارس تحت عنوان «سپر جزيره» استناد كرد. اين در حالي است كه فلسفه تاسيس «سپر جزيره» دفاع از كشورهاي عضو در هنگام تجاوز يك كشور خارجي به يكي از كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس است كه بحرين و عربستان از اعضاي اين شورا هستند.
رسالت
«اقتصادي كه جهاد است» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در ان ميخوانيد:
رهنمودهاي مقام معظم رهبري كه با بهرهگيري از ديدگاههاي مجموعه صاحبنظران ارشد كشور ارائه ميشود همواره افقهاي دور دست را رصد ميكند و نقشه راه را فرا روي جامعه و مسئولان قرار ميدهد و تجربه ثابت كرده است كه همبستگي ملي براي تحقق اين رهنمودها - حتي اگر عدهاي در كوتاه مدت از درك ضرورت يا اولويت آن قاصر باشند- آثار و پيامدهاي پر بركت خود را به ارمغان ميآورد؛ نمونه بارز آن تاكيد و پيگيري قاطع معظم له بر ضرورت جنبش علمي و پژوهشي در كشور، از سالها پيش است كه اينك دستاوردهاي ارزشمند و افتخار آفرين را به ارمغان آورده است و كشور ما بر اساس ارزيابي ديرپاترين مراكز تحقيقي جهان، با رشد 1800 درصدي، بالاترين رشد علمي و تحقيقاتي را كسب كرده است.
يكي از رهنمودهاي هر ساله حضرت آيتالله خامنهاي، نامگذاري سالهاست كه با هدف تبيين مهمترين اولويت كشور انجام ميشود تا توجه همه دستگاهها و دولتمردان و افراد جامعه به آن معطوف گردد و به عنوان مسئلهاي ملي، هر كس در حد توان و در محدوده ظرفيت و استعداد خويش در طريق دستيابي به اين هدف تلاش كند.
شايد عدهاي انتظار داشتند نامهايي ديگر از جمله بيداري اسلامي يا مقابله با بقاياي جريان فتنه و مواردي مشابه، بر تارك سال 1390 بنشيند اما جمع بندي رهبر فرزانه انقلاب، پس از مشورت با كارشناسان و فرهيختگان، به واژه جهاد اقتصادي منته شد.
از زواياي گوناگون ميتوان به جستجوي دلايل گزينش اين واژه پرداخت و ابعاد آن را مورد بررسي قرار داد. از جمله اينكه، حركتي كه در سال 1388 براي اصلاح الگوي مصرف جامعه شكل گرفت و نيز همت و كار مضاعفي كه در سال 1389 آغاز شد، بايد با شتابي جهاد گونه در عرصه اقتصاد، استمرار يابد تا كشور به نقطهاي مطمئن و آسيب ناپذير در وادي اقتصاد برسد.
طبعا نامگذاري سه سال متوالي با موضوعاتي كه صبغه غالب آنها اقتصادي است، حكايت از نقش بيبديل و سرنوشت ساز اين مسئله در پيشرفت و تعالي كشور دارد. در عين حال واژه جهاد مفاهيم ديگري را نيز تداعي ميكند نظير قداست تلاش اقتصادي، چنان كه در فرهنگ و اعتقادات ما هم تاكيد شده است كه:الكاد لعياله كالمجاهد في سبيل الله
همچنين جهاد پيام آور كوششي ايثارگرانه و با تمام وجود و تا سر حد جان و بسيار فراتر از تلاش است، ضمن آنكه نوعي «رويارويي» را نيز به ذهن متبادر ميسازد يعني جهاد، تلاشي يكسويه نيست بلكه مفاهيمي همانند رقابت و ستيز و جنگ را با خود همراه دارد و اين يعني ميداني كه حركت همه جانبه اقتصادي بايد در آن به نمايش گذاشته شود، ميدان مبارزه است، ميدان تحريم اقتصادي و كارشكنيهاي دشمن و فشارهاي گوناگون سردمداران استكبار است كه حاضر نيستند به آساني زمينه استقلال اقتصادي ملتها را فراهم آورند و دست از انحصار طلبيهاي خويش بردارند.
البته علاوه بر آنچه اشاره شد، از زوايايي ديگر نيز ميتوان به واژه جهاد اقتصادي نگريست، از جمله تقارن زماني اين نامگذاري با نخستين سالي كه قانون هدفمند سازي يارانهها از ابتدا و به طور كامل در آن اجرا ميشود؛ قانوني كه تمامي صاحبنظران بر ضرورت اجرا و نقش تحول آفرين آن اتفاق نظر دارند و در عين حال اين نگراني وجود دارد كه عدم اجراي كامل اين قانون به دليل برخي ساده انگاريها و احيانا احتياطها و انعطافهاي غير ضرور خصوصا با توجه به در پيش بودن انتخابات موجب نقض غرض شود و يا فشارهايي به توليد و اقتصاد كشور وارد آورد.
در مجموع آنچه مسلم است اجراي اين قانون حياتي و اجتناب ناپذير،
بر خلاف بعضي وعدههاي غير واقع بينانه با دشواريها و سختيهايي همراه خواهد بود كه طبعا تمسك به فرهنگ «جهاد» بهترين طريق براي استقامت و تحمل ناملايمات احتمالي است.
قدس
«اتهام زني؛ ابزار پوشش ناکاميها» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
وزارت خارجه آمريکا اخيراً در گزارش سالانه خود از وضعيت حقوق بشر در جهان، کشورهاي ايران، عراق، چين، ميانمار، ساحل عاج، زيمبابوه، اوکراين، روسيه و بلاروس را به نقض حقوق شهروندانشان متهم کرد.
اين گزارش در حالي از سوي واشنگتن در مورد کشورهاي غيرهمسو در مناسبات سياسي منتشر ميگردد که اين کشور همواره مرتکب بيشترين موارد نقض حقوق بشر در داخل و خارج آمريکا ميشود. بدون ترديد، هرگاه سوژه حقوق بشر مورد آناليز قرار ميگيرد، بلافاصله تصاوير برخوردهاي وحشيانه و غيرانساني سربازان آمريکايي در زندانهاي ابوغريب، بگرام و گوانتانامو در اذهان مجسم ميگردد. شرايط اسفبار گوانتانامو به گونهاي بود که اوباما در بدو تصدي مسؤوليت رياست جمهوري، وعده بستن گوانتانامو را داد، ولي همچون ديگر شعارها و تصميمهايش مشمول مرور زمان راهبردهاي کلان کاخ سفيد گرديد.
ايالات متحده در زمينه نقض حقوق بشر، رتبه اول را در جهان دارد که از جمله آن، ميتوان به مديريت مستقيم دهها کودتا توسط کاخ سفيد در کشورهاي مختلف اشاره کرد. برخي آمارها بيانگر اين واقعيت است که در حال حاضر 2 هزار و 240 کودک در اين کشور قبل از رسيدن به سن بلوغ زنداني شدهاند. دولت آمريکا حتي در قبال سکنه نخستين اين سرزمين، يعني سرخپوستها نيز اقدام به نقض حقوق بشر کرده است، به گونهاي که هم اکنون پروندههاي قضايي با عمر 150 سال در آمريکا وجود دارد که در آن، سرخپوستان شکايتهايي عليه دولت مطرح کردهاند، اما تاکنون موفق به دريافت نتيجه و دستيابي به حقوق مالکانه زمينهاي خود نشدهاند. ايالات متحده آمريکا 350 پايگاه نظامي و مرکز امنيتي در گوشه و کنار جهان دارد که در بسياري از اين پايگاهها نقض حقوق بشر صورت ميگيرد و اين موضوع بارها مورد اعتراض برخي کشورهاي اروپايي نيز قرار گرفته است.
فارغ از موارد گسترده نقض حقوق بشر در ايالات متحده آمريکا که فرصت پرداختن به آنها در اين مجال نيست، اين نکته همواره سؤال جدي است که دلايل ارائه گزارشهاي مکرر کاخ سفيد در مورد دولتهاي خارج از منظومه فکري دولتمردان اين کشور، بويژه در شرايط کنوني چيست؟
بر اساس ديدگاههاي صاحب نظران سياسي و روابط بين الملل آمريکا و غرب، روند حوادث کنوني جهان به ضرر آمريکاست و شکل گيري اعتراضها و تشديد راهپيماييها در کشورهاي اسلامي، به مثابه شکستي براي اين کشور تلقي ميشود، زيرا روند سقوط و يا تزلزل چهرههاي مورد حمايت غرب، بيانگر اين واقعيت است که اراده ملتها عليه حاکمان مستبد و وابسته به غرب به صحنه آمده و اين موضوع به منزله ازدست دادن پايگاههاي غرب يکي پس از ديگري است. بدون شک، مسير تحولات بر اساس مطالبات معترضان برخورداري از حکومتها و قدرتهاي مردمي است که قطعاً اوامر آمريکا را بر نميتابند و در صورت چنين اتفاقي که تحقق آن قريب الوقوع است، موقعيت جمهوري اسلامي در منطقه و جهان تقويت خواهد شد.
از سوي ديگر، وجه مشترکي در اعتراضها، شعارها و مطالبات در جغرافياي حوادث کنوني جهان با انقلاب اسلامي ايران ميتوان بر شمرد. اين بيداري اسلامي تحت تأثير عنصر الهام بخش انقلاب اسلامي است. پر واضح است، اين همسويي ميتواند موازنه قدرت در منطقه را به نفع جمهوري اسلامي تغيير دهد و اراده ملتها را جايگزين حکام مستبد و وابسته نمايد. لذا، غرب براي انحراف افکار عمومي از ناکامي و عدم پيش بيني و سپس ناتواني در مديريت تحولات ياد شده، نيازمند سوژهاي براي تمرکز اذهان جهانيان است که بحث نقض حقوق بشر در کشورهاي ياد شده، بويژه ايران، با اين هدف رسانهاي گرديده است.
آمريکا پس از تلاشهاي گسترده ديپلماتيک، رواني، رسانهاي و اقتصادي همراه با شرکاي اروپايي اش، موفق به تحميل خواسته هايشان به ايران در موضوع هستهاي نشد. لذا، به دنبال پرونده ديگري بود تا از اين رهگذر جمهوري اسلامي را با فشارهاي مضاعف روبه رو نمايد، شايد با اين تنگناي جديد رسانهاي ايران در مقابل خواستههاي نامشروع و غيرحقوقي آنها تمکين نمايد.
سياست روز
«بازيگري در بيراهه» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز است كه در آن ميخوانيد:
قيام ملتهاي عربي در حالي شرايط خاصي را بر منطقه حاكم ساخته كه مواضع و اقدامات عربستان در اين حوزه امري قابل توجه است. هرچند كه عربستان به دليل جايگاه ويژه خود در ميان كشورهاي عربي و اسلامي و حتي جهان ميتوانست نقشي موثر در برقراري آرامش در منطقه و تحقق خواستههاي مشروع و به حق ملتهاي عربي داشته باشد، اما حركت آن در مسير فتنه انگيزانه طراحي شده از سوي غرب، اين مهم را با ناكامي همراه ساخته به گونهاي كه عربستان به يكي از عوامل چالشهاي منطقهاي مبدل شده است چنانكه.
اولا برخلاف خواست و نظر ملت بحرين و تحت تاثير خواستهها و تحركات غرب، عربستان به حضور نظامي و مشاركت در كشتار مردم بحرين مبادرت ورزيده است. مداخله عربستان به تكرار سناريوي كشتار در كشورهايي مانند يمن، مراكش، اردن و... منجر شده كه خشم ملتها از عربستان را در پي داشته است.
ثانيا گزارشهاي منتشر شده نشان ميدهد كه عربستان در كنار برخي ديگر از كشورهاي عربي در پروژه اشغال ليبي مشاركت كردهاند تا تحت وعده غرب بتوانند به سركوب مردم در داخل و ادامه حكومت خود بپردازند. مشاركت در اشغال كشورهاي اسلامي مسلما نميتواند دستاوردي براي كشورهاي اسلامي از جمله عربستان داشته باشد.
ثالثا متاسفانه عربستان بار ديگر گرفتار توطئهها و فتنههاي تفرقه انگيزانه غرب در پروژه شيعه و سني شده است. مواضع سران عربستان در داخل منطقه براي سركوب شيعيان و نيز دامن زدن به اختلافهاي فرقهاي ميرود تا چالشهاي بسياري را براي جهان اسلام به همراه داشته باشد در حالي كه عربستان با جايگاه خود ميتواند بيشترين نقش را در وحدت شيعه و سني آن هم در شرايطي كه غرب به دنبال فتنه انگيزيهايي چون سوزاندن قرآن توسط كشيش نماي آمريكايي است، ايفا كند.
رابعا فريب خوردگي ديگر عربستان را ميتوان حضور در بازي از پيش شكست خورده ايران هراسي غرب مشاهده كرد. به رغم آنكه جمهوري اسلامي ايران همواره بر همزيستي مسالمت آميز با همسايگان عرب و غير عرب تاكيد دارد، اما غرب و برخي كشورهاي عربي به دليل هراس از اين پيوند،طرح تفرقه افكني را اجرا كردهاند. اكنون نيز غرب به صورت مستقيم و غير مستقيم و با استفاده از برخي مقامات عربي به دنبال تكرار اين پروژه است كه متاسفانه عربستان به يكي از اين مهرهها مبدل شده است. اقدامي كه دامنه آن حتي تا عرصه ورزش نظير فضاسازي منفي و سوال برانگيز تيمهاي عربستاني براي حضور در ايران در چارچوب ليگ قهرمانان آسيا نيز رسيده است.
خامسا ايفاي نقش به جاي مصر در خط اول مقابله با مقاومت از ديگر فريب خوردگيهاي عربستان است. متاسفانه به رغم نياز فلسطين به حمايتهاي جهاني، برخي كشورهاي عربي از جمله عربستان با چراغ سبز نشان دادن به صهيونيستها در كشتارهاي اخير در غزه و كرانه باختري و قدس مشاركت كردهاند.
همچنين آنها با فتنه انگيزي آشكار و پنهان در ساير كشورهاي حاضر در جبهه مقاومت نظير ايران، سوريه و لبنان به زعم خود به دنبال حفظ منافع و در اصل حركت در مسير خواست صهيونيستها و غرب براي سركوب مقاومت قرار گرفتهاند.
مردم سالاري
«وعدههاي بزرگ» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميد رضا شکوه است كه در آن ميخوانيد:
آقاي احمدي نژاد در سال 1385 ابراز اميدواري کرده بود که ريشه بيکاري ظرف سه سال آينده قطع شود. اما اين ابراز اميدواري، در قطع ريشه بيکاري تاثيري نداشت و پايان اين سه سال که همزمان با پايان دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد بود، نه تنها بيکاري ريشه کن نشد بلکه طبق آمار رسمي و حتي علي رغم ايجاد تغيير در تعريف افراد شاغل که کساني را که هفتهاي دو ساعت کار ميکردند هم شاغل ميدانست، بيکاري حتي تک رقمي هم نشد.
اما از اواخر سال گذشته آقاي احمدي نژاد وعده ريشه کني بيکاري ظرف دو سال- يعني تا انتخابات رياست جمهوري بعدي- را داده است. آقاي احمدي نژاد پس از آنکه سال گذشته براي نخستين بار وعده داد بيکاري را ظرف دو سال ريشه کن ميکند، اوايل امسال هم چندين بار از اين عزم و اراده دردولت براي ريشه کني بيکاري خبر داده است. برخي از جملا ت آقاي احمدي نژاد که ظرف يک هفته گذشته در اين مورد مطرح شده بدين شرح است.
-دولت تصميم گرفت تمام عزم خود را به کارگيرد که به طور پي درپي سالي دو ميليون و 500 هزار شغل ايجاد کند تا به کمک جوانان ظرف دو سال بيکاري در کشور ريشه کن شود.
-با قاطعيت اعلا م ميکنم همه شرايط از نظر امکانات سرزميني، نيروي انساني و منابع مالي براي ايجاد 2 ونيم ميليون شغل در سال 90 مهياست.
آقاي احمدي نژاد وعدههاي ديگري هم در يک هفته گذشته مطرح کرده که قابل توجه است.
-دولت تصميم دارد طرح مسکن مهر به گونهاي ادامه پيدا کند که تا سال 92 مشکلي به نام مسکن براي هيچ ايراني وجود نداشته باشد.
-دولت پايهاي خواهد گذاشت که بيت المال به طور مساوي در بين آحاد ملت تقسيم شود.
اين اظهارات از دو زاويه قابل بررسي است. نخست، نفس طرح اين وعده هاست که تحقق آن موجبات رضايت مردم را فراهم ميسازد و به همين دليل کسي نميتواند خوشحالي خود را از تحقق اين وعدهها پنهان کند.اما زاويه ديگر اين موضوع، چگونگي تحقق اين وعده هاست. وعده حل مشکل بيکاري و ريشه کني آن، وعدهاي بسيار بزرگ است که تحقق آن در کشورهايي که رشد جمعيت بالا يي هم ندارند به راحتي امکانپذير نيست، چه برسد به کشور ما که به دليل ترغيب مردم به افزايش جمعيت از سوي رئيس جمهور، با افزايش جمعيت و به تبع آن افزايش آمار متقاضيان کار هم مواجه است.
تهران امروز
«دولت چرا به مصوبه مجلس عمل نميكند؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدكمالالدين سجادي است كه در آن ميخوانيد:
مصوبات مجلس شوراي اسلامي وقتي از سوي شوراي نگهبان به تاييد برسد قانون ميشود و دولت بايد آنها را اجرا كند. در مورد تشكيل وزارت ورزش و جوانان نيز اين روند طي شده و قاعدتا بايد دولت در مهلت قانوني وزير مربوطه را به مجلس معرفي ميكرد ولي ظاهرا اختلاف ديدگاههايي در اين زمينه بين دولت و مجلس به وجود آمده كه بايد كارشناسي شود و در واقع دو قوه در اين مورد تبادل نظر داشته باشند تا كارها در مهلت قانوني با تعامل و وحدت انجام شود.
پرهيز از مطرح كردن اختلافات قوا در رسانهها و توجه به مصوبات مجلس بارها از طرف مقام معظم رهبري تاكيد شده و ايشان فرمودهاند كه روابط سران قوا مبني بر تعامل باشد، بنابراين اگر اختلافاتي وجود دارد بايد دو طرف در فضايي كارشناسانه بحث و همديگر را اقناع كنند و وقتي به نتيجه واحدي نرسيدند ملاك بايد اجراي قانون باشد تا امور كشور با آرامش پيش برود.
تشكيل وزارت ورزش و جوانان نيز يكي از موارد اختلافي بين دولت و مجلس بود كه خوشبختانه نمايندگان با تصويب تشكيل وزارتخانه موافقت كردند چون ميتوانند از وزير سوال كنند و جنبه نظارتي خودشان را در اين زمينه بهتر اعمال كنند چراكه در زمان سازمان تربيت بدني نميتوانستند نظارت خوبي داشته باشند.
يكي از دلايل اختلاف دولت با مجلس اين است كه رئيسجمهور و مشاوران وي معتقدند سازمان ملي جوانان و تربيت بدني با يكديگر سنخيتي ندارند و به صورت مستقل كارآيي بيشتري خواهند داشت در حالي كه اين دو سازمان طي سالهاي گذشته توفيق چنداني نداشتند و مشكلات زيادي در هر دو حوزه بهويژه تربيت بدني وجود داشت و نمايندگان نميتوانستند نظارتي بر آن داشته باشند اما تشكيل وزارت ورزش و جوانان باعث ميشود تا مشكلات فرهنگي جوانان بيشتر مد نظر قرار گيرد چون اكثر ورزشها مختص جوانان است.
نمايندگان هم در اين زمينه بحثهاي كارشناسي خوبي داشتند و در نهايت به تشكيل وزارت ورزش و جوانان راي مثبت دادند. در اكثر كشورهاي پيشرفته نيز وزارت ورزش وجود دارد زيرا نظارت قويتر ميشود لذا بايد مصوبه مجلس در مهلت قانوني اجرايي ميشد تا حاشيههاي فعلي به وجود نيايد. در حال حاضر نيز دولت بايد در اينباره پاسخگو باشد كه چرا وزير ورزش و جوانان را در مهلت قانوني معرفي نكرده است.
آفرينش
«سکوت دستگاه ديپلماسي کشور» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
يکي ازارکان اصلي قدرت نمايي کشورها در جهان دستگاه ديپلماسي آنها ميباشد. که وظيفه حفاظت از منافع ملتها را در عرصه بين المللي عهده دار است. متاسفانه با توجه به سير تحولاتي که در شمال آفريقا و حوزه خليج فارس اتفاق افتاده است خبري از حضور ديپلماسي ايراني و نقش آفريني به عنوان يک قدرت منطقهاي به گوش نرسيده است. انتظار ميرفت تا دستگاه ديپلماسي کشورمان فعاليت و موضع گيري قوي تر و پررنگ تري از خود نشان دهد اما چنين نشد.
اما وقايعي که در حوزه خليج فارس اتفاق افتاد به نحوي بود که کشورهاي عربي براي فراکني مشکلات و ناتواني خود در مقابله با اعتراضات مردمي، ايران را به دخالت در امور داخلي کشورشان متهم کردند. با اين حال ما نه تنها اقدامي انجام نداديم بلکه به علت سکوت دستگاه ديپلماسي کشور از سوي کشورهاي عرب منطقه در اظهاراتي مضحکانه تهديد هم شده ايم. سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر پايه ارتباط مسالمت آميز با ديگر کشورها بنا شده است اما نبايد به گونهاي باشد که کشورهايي که حتي بهاندازه يک استان ما قدرت و امکانات ندارند بخواهند به وجه و شخصيت ايران و ايراني اهانت کند.
به نظر نميرسد ديپلماسي کشورمان قدرت رويارويي با کشورهاي حوزه خليج فارس را نداشته باشد اما علت اين سکوت مشخص نيست.اما در مقابل حرکت کند دستگاه ديپلماسي ما برخي کشورهاي همسايه مثل ترکيه و قطر سير تحولات اخير را فرصتي يافتند تا بتوانند خود را در عرصه بين الملل نشان دهند.
اينکه ترکيه توانسته است در ناتو و در ليبي و ديگر تحولات اخير نقش بازي کند نشان از فعاليتهاي مستمر و موثر در عرصه جهاني دارد. و يا قطر با توجه به حضور در ليبي و ورود به عرصه فروش نفت ليبي توانسته است موقعيت ديپلماتيک خود را در سطح جهان ومنطقه افزايش دهد. لذا ما نبايد از اين روند رشد کشورهاي همسايه در زمينه ديپلماتيک عقب بمانيم.
نکته ديگري که مستلزم فعاليت مستمر و پررنگ ديپلماتيک ميباشد بحث انرژي هستهاي کشور است. با توجه به دستاوردهايي که کشورمان توانسته در اين زمينه بدست آورد لازم است تا با ادامه دادن رفت و آمدهاي ديپلماتيک زمينه را براي احقاق اهداف هستهاي کشور فراهم کنيم.
حمايت
«يك بام و دو هواي اروپا در برابر ايران» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم خديجه روزبهاني است که در آن می خوانید:
با وجود اتحاد کشورهاي اروپايي با آمريكا در زمينه تحريمهاي ضد ايراني، همچنان شاهد روابط تجاري بسياري از کشورها با جمهوري اسلامي ايران هستيم.
يکي از کشورهاي اروپايي که روابط تجاري گستردهاي با ايران داشته و دارد را ميتوان کشور آلمان به شمار آورد که بنابر گزارش اداره مركزي آمار صادرات اين كشور به ايران در سال 2010 ميلادي با رشدي پنج درصدي نسبت به سال قبل از آن، به رقم قابل توجه سه ميليارد و 700 ميليون دلار رسيده است.
علاوه بر اين در سال 2010 ميلادي واردات آلمان از ايران داراي رشدي نزديك به 30 درصد نسبت به سال 2009 داشته است. گذشته از اين آمار و ارقام، آلمان در سال گذشته ميلادي شاهد برگزاري نشستها و سمينارهاي متعددي در زمينه حفظ جايگاه تجاري اين كشور در ايران بود و 16 قرارداد جديد مالي، اقتصادي و تجاري بين دو كشور منعقد شد.
بررسي نوع روابط تهران- برلين به خصوص پس از تنگ تر شدن حلقه فشارهاي بين المللي بر ايران به رهبري آمريكا نشان ميدهد كه موضع گيريهاي سياسي آلمان در قبال جمهوري اسلامي ايران در وهله اول فاصله بسياري با رويكردهاي اقتصادي-تجاري اين كشور دارد.
يكي از آخرين نمونههاي چراغ سبز آلمان به ايران براي تداوم روابط پرسود دو جانبه، تلاش برلين براي واسطه شدن در تراكنشهاي مالي و تجاري ايران با كشورهايي است كه در ادامه روابط گذشته خود با تهران با موانع بين المللي دست به گريبان هستند. پس از آنكه هند به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي در حال رشد، با فشارهاي واشنگتن روابط مالي خود را با ايران به حالت تعليق در آورد، وزارتخانههاي اقتصاد و امور خارجه آلمان متصدي برقراري روابط مالي 9 ميليارد دلاري بين هند و دومين تامين كننده انرژي اين كشور يعني ايران شدند و 'بانك تجاري ايران و اروپا' در شهر 'هامبورگ' به عنوان پلي براي هند و بسياري از شركتهاي آلماني براي روابط با ايران فعاليتهاي خود را گسترش داد.
پس از قرار گرفتن نام بانك تجاري ايران و اروپا در جمع سازمانهاي مشمول تحريمهاي آمريكايي، مقامات آلماني بارها اعلام كردند كه با توجه به بررسيهاي دقيق، هيچ گونه نشانهاي مبني بر ارتباط ميان فعاليتهاي اين بانك با برنامههاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران وجود نداشته و همكاريهاي اين سازمان مالي با بانك مركزي آلمان بر اساس قوانين مالي و پولي اروپايي و بين المللي صورت گرفته است. اما با وجود آنچه گفته شد، فشارهاي آمريكايي و صهيونيستي به ويژه پيش از سفر 'بنيامين نتانياهو' در روز پنجشنبه 18 فروردين ماه به برلين، صدراعظم آلمان را به تن دادن به خواستهاي واشنگتن و تل آويو وادار كرد.
جهان صنعت
«توپولفها روی دستمان مانده است» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسین مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
سرپرست وزارت راهوترابری در واکنش به اعتراض رییس کمیسیون عمران مبنی بر استفاده نشدن از متخصصان توپولف و بیکاری کارمندان مرتبط با این نوع هواپیما در ایرلاینها اعلام آمادگی کرده است تا به ایرلاینهای دارای توپولف مجوز کارگو بدهد( کارگو به هواپیماهای باربری گفته میشود که در ایران از این نوع هواپیما تعداد زیادی نیست).
علت کم تعداد بودن هواپیماهای کارگو البته به دو عامل مهم باز میگردد؛ اول آنکه اصولا حمل بار با هواپیما در زمره تجارتهای سودده قرار نمیگیرد و دوم آنکه تقاضای جابهجایی بار در ایران آنقدر زیاد نیست که چنین فعالیتی حاشیه سود مطمئنی داشته باشد.
با وجود آنکه این دو نکته بارها از سوی متخصصان هوایی اعلام شده اما مشخص نیست سرپرست وزارت راهوترابری براساس کدام توجیه اقتصادی چنین پیشنهادی ارایه کرده است.این پیشنهاد البته با زبانی دیگر توسط حمید بهبهانی، وزیر سابق راهوترابری هم داده شده بود. بهبهانی به ایرلاینها توصیه کرده بود با توپولفهایشان سبزیجات جابهجا کنند که همان زمان هم پیشنهاد وزیر پاسخی جز لبخند نداشت، لبخندی که معنای چندان خوبی از آن مستفاد نمیشد.حال سرپرست جدید همان پیشنهاد را داده است، باید دید آیا این پیشنهاد صرفا برای پاسخ به رییس کمیسیون عمران مطرح شده یا اینکه واقعا ایرلاینی در ایران پیدا میشود که توپولف را با مصرف سوخت بسیار بالا به هواپیمای باری تبدیل کند و روز به روز بر زیان خود بیفزاید.
دنياي اقتصاد
«ضرورت اقدامات ضد تورمي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
مشاهده نمودارهاي تغييرات تورم و پايه پولي، حقايقي را عيان ميكند كه براي تصميمگيران اقتصادي، اشراف به اين حقايق بسيار با اهميت است و ميتواند منجر به اتخاذ تصميمات سنجيده براي كاهش نوسانات اقتصادي شود.
نمودار تغييرات 32 ساله نرخهاي تورم و پايه پولي(شماره 1) نشان ميدهد كه تغييرات اين دو متغير تا سال 1384 يعني سال آغاز برنامه چهارم، از همبستگي بالايي برخوردار بوده است. اما از اين سال به بعد، دو بار افزايش شديد پايه پولي وجود داشته بدون آنكه اثر تورمي متناسب با آن مشاهده شود. به احتمال زياد، علت عدم افزايش تورم متناسب با رشد پايه پولي به دليل افزايش شديد واردات و اجراي طرح تثبيت قيمتها از ابتداي برنامه چهارم بوده است. اگر اين احتمال درست باشد بنابراين بايد با اجراي قانون هدفمندي يارانهها، انرژي تورمي ذخيره شده مربوط به سالهاي 1384 تا 1387 تخليه شود.
نمودار تغييرات نرخ تورم ماهانه نيز تا حدودي اين نظر را تاييد ميكند(شماره 2). همانطور كه از منحني رگرسيون تغييرات نرخ تورم ماهانه پيدا است، روند رشد تورم در تمام سال 1389 افزايشي بوده و در انتهاي سال با ثبت يك ركورد از سال 1383 تاكنون از مرز 3 درصد عبور كرده، بهويژه شيب تغييرات اين متغير در سال 1389 قابل توجه است.
روند مشاهده شده در اين نمودار، اين هشدار را براي مسوولان دارد كه لازم است اقدامات ضد تورمي عاجلي براي مهار يا كاهش احتمال وقوع آن صورت گيرد.
براي نيل به اين هدف، بهترين كاري كه در كوتاهمدت ميتوان انجام داد آزادسازي نرخ سود بانكها است.
«پيامدهاي حقوقي تحولات منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
رهگيري تحولات منطقه در 3 ماه گذشته نشان دهنده عزم راسخ ملتها بر سرنگوني حكومتهاي دست نشانده و سرسپرده است. سقوط ديكتاتورهايي چون «حسني نامبارك» و «بن علي» و به نتيجه نرسيدن دسيسه آمريكا و غرب براي مصادره انقلابهاي مردمي در تونس، مصر، ليبي، يمن، بحرين و... حاكي از آن است كه پيامدهاي اين تحولات شتاب آلود بر مسير اراده ملتها در جريان است و توطئهها و كارشكنيها در اطراف و اكناف خيزش و خروش مردمي و موج بيداري اسلامي در پهنه منطقه ابتر خواهد ماند تا صف رو به سقوط ديكتاتورها و سقوط زنجيرهاي دولتهاي وابسته به نظام سلطه لباس عينيت بر تن نمايد.
اين يادداشت در پي آن نيست كه پيامها و پيامدهاي سياسي اين تحولات را همانطور كه در بالا به صورت موجز به آن اشاره شد مورد بحث و پردازش قرار دهد. آنچه در اين نوشته دنبال و مورد واكاوي قرار خواهد گرفت پيامدهاي حقوقي تحولات منطقه است.
1- از آغاز انتفاضه و قيام ملتهاي منطقه كه از تونس كليد خورد و به صورت دومينو به مصر، يمن، ليبي، بحرين و... رسيد و اردن و عربستان را در صف انتظار دارد، همواره با راهبرد «مشت آهنين» و سركوب اعتراضهاي مدني و مردمي از سوي دولتهاي دست نشانده و ديكتاتورهاي حاكم بر آنها روبرو شده است كه با ضرب و جرح و كشتار مردم خشونت آفريدهاند.
در اين ميان- آنگونه كه مسبوق به سابقه است- نهادهاي بين المللي بار ديگر كاركرد دوگانه خود را در موضوعات و مصاديقي از اين دست به نمايش گذاشتند. بنابراين اولين پيامد حقوقي تحولات منطقه با توجه به ناكارآمدي سازمان ملل و بخصوص ركن محوري آن يعني «شوراي امنيت» سوگيري ملتهاي منطقه و افكار عمومي دنيا براي ترميم ساختار كهنه و فرسوده بزرگ ترين سازمان بين المللي است.
شوراي امنيت سازمان ملل علي رغم آن كه طبق منشور سازمان ملل متحد وظيفه خطير صلح و امنيت بين المللي را بر عهده دارد در برابر موج خشونت و كشتار و خونريزي دولتهاي ديكتاتور در تحولات منطقه وظيفه اوليه خود را انجام نداد تا جايي كه حتي رسانههاي خارجي نيز نتوانستند اين واقعيت را انكار كنند.
به عنوان نمونه پايگاه اينترنتي «گالف نيوز» از ميان تحولات منطقه ليبي را نشانه رفته و در ناكارآمدي سازمان ملل طي گزارشي مينويسد؛ هر چند شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص ليبي قطعنامهاي را به تصويب رساند تا براي جان غيرنظاميان تدابير لازمي اتخاذ نمايد و حكومت قذافي را از آسيب رساندن به مردم بازدارد اما اين قطعنامه [1973] به ايجاد آيندهاي بهتر براي ليبي منجر نشده و نخواهد شد.
متاسفانه پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت درباره ليبي اتفاقات بعدي به وضوح نشان ميدهد كه اين شورا در خدمت به آمريكا و اذنابش به صدور چنين قطعنامهاي همت گمارده است! طبق قطعنامه منطقه پرواز ممنوع بر فراز ليبي ميبايست نيروهاي ائتلافي كشورهاي تحت فرمانده «ناتو» ، حفاظت از غيرنظاميان در مقابل حملات ارتش قذافي را تامين ميكردند اما نه تنها اين وظيفه و مسئوليت مهم انجام نگرفته است بلكه ناتو بارها و به كرات و به صورتي مرموزانه به نيروهاي مخالف قذافي و غيرنظاميان حمله كرد. اين حملات مكرر ناتو و ناتواني از تكذيب و يا انكار باعث شد تا «ناتو» به اين تاكتيك مضحك روي آورد كه حملات را «اشتباهي» ! انجام داده است. اما ناظران و كارشناسان سياسي معتقدند هدف از اشغال ليبي تسلط بر چاههاي نفتي سرت، السرير، راس لانوف و النافوره است تا آمريكا و ناتو بتوانند در آينده ذخاير نفتي اين كشور را به غارت ببرند.
مسئله سؤال برانگيز ديگر در مورد سازمان ملل، سكوت اين سازمان و شوراي امنيت در مقابل تجاوزات و جنايات عربستان در سركوب و كشتار مردم بحرين است كه بر مبناي موازين حقوق بين الملل و تعهدات بين المللي، مصداق بارز «جنايت عليه بشريت» و جرم و تجاوز است. بي شك اقدامات سبعانه عربستان و قشون كشي به بحرين براي كشتار و خونريزي مردمان آن كشور مظهر «تروريسم دولتي» است كه آل سعود- و همچنين آل خليفه- به اصطلاح در توجيه آن به بهره گيري از نيروهاي نظامي مشترك 6 كشور عضو شوراي خليج فارس تحت عنوان «سپر جزيره» استناد كرد. اين در حالي است كه فلسفه تاسيس «سپر جزيره» دفاع از كشورهاي عضو در هنگام تجاوز يك كشور خارجي به يكي از كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس است كه بحرين و عربستان از اعضاي اين شورا هستند.
رسالت
«اقتصادي كه جهاد است» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در ان ميخوانيد:
رهنمودهاي مقام معظم رهبري كه با بهرهگيري از ديدگاههاي مجموعه صاحبنظران ارشد كشور ارائه ميشود همواره افقهاي دور دست را رصد ميكند و نقشه راه را فرا روي جامعه و مسئولان قرار ميدهد و تجربه ثابت كرده است كه همبستگي ملي براي تحقق اين رهنمودها - حتي اگر عدهاي در كوتاه مدت از درك ضرورت يا اولويت آن قاصر باشند- آثار و پيامدهاي پر بركت خود را به ارمغان ميآورد؛ نمونه بارز آن تاكيد و پيگيري قاطع معظم له بر ضرورت جنبش علمي و پژوهشي در كشور، از سالها پيش است كه اينك دستاوردهاي ارزشمند و افتخار آفرين را به ارمغان آورده است و كشور ما بر اساس ارزيابي ديرپاترين مراكز تحقيقي جهان، با رشد 1800 درصدي، بالاترين رشد علمي و تحقيقاتي را كسب كرده است.
يكي از رهنمودهاي هر ساله حضرت آيتالله خامنهاي، نامگذاري سالهاست كه با هدف تبيين مهمترين اولويت كشور انجام ميشود تا توجه همه دستگاهها و دولتمردان و افراد جامعه به آن معطوف گردد و به عنوان مسئلهاي ملي، هر كس در حد توان و در محدوده ظرفيت و استعداد خويش در طريق دستيابي به اين هدف تلاش كند.
شايد عدهاي انتظار داشتند نامهايي ديگر از جمله بيداري اسلامي يا مقابله با بقاياي جريان فتنه و مواردي مشابه، بر تارك سال 1390 بنشيند اما جمع بندي رهبر فرزانه انقلاب، پس از مشورت با كارشناسان و فرهيختگان، به واژه جهاد اقتصادي منته شد.
از زواياي گوناگون ميتوان به جستجوي دلايل گزينش اين واژه پرداخت و ابعاد آن را مورد بررسي قرار داد. از جمله اينكه، حركتي كه در سال 1388 براي اصلاح الگوي مصرف جامعه شكل گرفت و نيز همت و كار مضاعفي كه در سال 1389 آغاز شد، بايد با شتابي جهاد گونه در عرصه اقتصاد، استمرار يابد تا كشور به نقطهاي مطمئن و آسيب ناپذير در وادي اقتصاد برسد.
طبعا نامگذاري سه سال متوالي با موضوعاتي كه صبغه غالب آنها اقتصادي است، حكايت از نقش بيبديل و سرنوشت ساز اين مسئله در پيشرفت و تعالي كشور دارد. در عين حال واژه جهاد مفاهيم ديگري را نيز تداعي ميكند نظير قداست تلاش اقتصادي، چنان كه در فرهنگ و اعتقادات ما هم تاكيد شده است كه:الكاد لعياله كالمجاهد في سبيل الله
همچنين جهاد پيام آور كوششي ايثارگرانه و با تمام وجود و تا سر حد جان و بسيار فراتر از تلاش است، ضمن آنكه نوعي «رويارويي» را نيز به ذهن متبادر ميسازد يعني جهاد، تلاشي يكسويه نيست بلكه مفاهيمي همانند رقابت و ستيز و جنگ را با خود همراه دارد و اين يعني ميداني كه حركت همه جانبه اقتصادي بايد در آن به نمايش گذاشته شود، ميدان مبارزه است، ميدان تحريم اقتصادي و كارشكنيهاي دشمن و فشارهاي گوناگون سردمداران استكبار است كه حاضر نيستند به آساني زمينه استقلال اقتصادي ملتها را فراهم آورند و دست از انحصار طلبيهاي خويش بردارند.
البته علاوه بر آنچه اشاره شد، از زوايايي ديگر نيز ميتوان به واژه جهاد اقتصادي نگريست، از جمله تقارن زماني اين نامگذاري با نخستين سالي كه قانون هدفمند سازي يارانهها از ابتدا و به طور كامل در آن اجرا ميشود؛ قانوني كه تمامي صاحبنظران بر ضرورت اجرا و نقش تحول آفرين آن اتفاق نظر دارند و در عين حال اين نگراني وجود دارد كه عدم اجراي كامل اين قانون به دليل برخي ساده انگاريها و احيانا احتياطها و انعطافهاي غير ضرور خصوصا با توجه به در پيش بودن انتخابات موجب نقض غرض شود و يا فشارهايي به توليد و اقتصاد كشور وارد آورد.
در مجموع آنچه مسلم است اجراي اين قانون حياتي و اجتناب ناپذير،
بر خلاف بعضي وعدههاي غير واقع بينانه با دشواريها و سختيهايي همراه خواهد بود كه طبعا تمسك به فرهنگ «جهاد» بهترين طريق براي استقامت و تحمل ناملايمات احتمالي است.
قدس
«اتهام زني؛ ابزار پوشش ناکاميها» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
وزارت خارجه آمريکا اخيراً در گزارش سالانه خود از وضعيت حقوق بشر در جهان، کشورهاي ايران، عراق، چين، ميانمار، ساحل عاج، زيمبابوه، اوکراين، روسيه و بلاروس را به نقض حقوق شهروندانشان متهم کرد.
اين گزارش در حالي از سوي واشنگتن در مورد کشورهاي غيرهمسو در مناسبات سياسي منتشر ميگردد که اين کشور همواره مرتکب بيشترين موارد نقض حقوق بشر در داخل و خارج آمريکا ميشود. بدون ترديد، هرگاه سوژه حقوق بشر مورد آناليز قرار ميگيرد، بلافاصله تصاوير برخوردهاي وحشيانه و غيرانساني سربازان آمريکايي در زندانهاي ابوغريب، بگرام و گوانتانامو در اذهان مجسم ميگردد. شرايط اسفبار گوانتانامو به گونهاي بود که اوباما در بدو تصدي مسؤوليت رياست جمهوري، وعده بستن گوانتانامو را داد، ولي همچون ديگر شعارها و تصميمهايش مشمول مرور زمان راهبردهاي کلان کاخ سفيد گرديد.
ايالات متحده در زمينه نقض حقوق بشر، رتبه اول را در جهان دارد که از جمله آن، ميتوان به مديريت مستقيم دهها کودتا توسط کاخ سفيد در کشورهاي مختلف اشاره کرد. برخي آمارها بيانگر اين واقعيت است که در حال حاضر 2 هزار و 240 کودک در اين کشور قبل از رسيدن به سن بلوغ زنداني شدهاند. دولت آمريکا حتي در قبال سکنه نخستين اين سرزمين، يعني سرخپوستها نيز اقدام به نقض حقوق بشر کرده است، به گونهاي که هم اکنون پروندههاي قضايي با عمر 150 سال در آمريکا وجود دارد که در آن، سرخپوستان شکايتهايي عليه دولت مطرح کردهاند، اما تاکنون موفق به دريافت نتيجه و دستيابي به حقوق مالکانه زمينهاي خود نشدهاند. ايالات متحده آمريکا 350 پايگاه نظامي و مرکز امنيتي در گوشه و کنار جهان دارد که در بسياري از اين پايگاهها نقض حقوق بشر صورت ميگيرد و اين موضوع بارها مورد اعتراض برخي کشورهاي اروپايي نيز قرار گرفته است.
فارغ از موارد گسترده نقض حقوق بشر در ايالات متحده آمريکا که فرصت پرداختن به آنها در اين مجال نيست، اين نکته همواره سؤال جدي است که دلايل ارائه گزارشهاي مکرر کاخ سفيد در مورد دولتهاي خارج از منظومه فکري دولتمردان اين کشور، بويژه در شرايط کنوني چيست؟
بر اساس ديدگاههاي صاحب نظران سياسي و روابط بين الملل آمريکا و غرب، روند حوادث کنوني جهان به ضرر آمريکاست و شکل گيري اعتراضها و تشديد راهپيماييها در کشورهاي اسلامي، به مثابه شکستي براي اين کشور تلقي ميشود، زيرا روند سقوط و يا تزلزل چهرههاي مورد حمايت غرب، بيانگر اين واقعيت است که اراده ملتها عليه حاکمان مستبد و وابسته به غرب به صحنه آمده و اين موضوع به منزله ازدست دادن پايگاههاي غرب يکي پس از ديگري است. بدون شک، مسير تحولات بر اساس مطالبات معترضان برخورداري از حکومتها و قدرتهاي مردمي است که قطعاً اوامر آمريکا را بر نميتابند و در صورت چنين اتفاقي که تحقق آن قريب الوقوع است، موقعيت جمهوري اسلامي در منطقه و جهان تقويت خواهد شد.
از سوي ديگر، وجه مشترکي در اعتراضها، شعارها و مطالبات در جغرافياي حوادث کنوني جهان با انقلاب اسلامي ايران ميتوان بر شمرد. اين بيداري اسلامي تحت تأثير عنصر الهام بخش انقلاب اسلامي است. پر واضح است، اين همسويي ميتواند موازنه قدرت در منطقه را به نفع جمهوري اسلامي تغيير دهد و اراده ملتها را جايگزين حکام مستبد و وابسته نمايد. لذا، غرب براي انحراف افکار عمومي از ناکامي و عدم پيش بيني و سپس ناتواني در مديريت تحولات ياد شده، نيازمند سوژهاي براي تمرکز اذهان جهانيان است که بحث نقض حقوق بشر در کشورهاي ياد شده، بويژه ايران، با اين هدف رسانهاي گرديده است.
آمريکا پس از تلاشهاي گسترده ديپلماتيک، رواني، رسانهاي و اقتصادي همراه با شرکاي اروپايي اش، موفق به تحميل خواسته هايشان به ايران در موضوع هستهاي نشد. لذا، به دنبال پرونده ديگري بود تا از اين رهگذر جمهوري اسلامي را با فشارهاي مضاعف روبه رو نمايد، شايد با اين تنگناي جديد رسانهاي ايران در مقابل خواستههاي نامشروع و غيرحقوقي آنها تمکين نمايد.
سياست روز
«بازيگري در بيراهه» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز است كه در آن ميخوانيد:
قيام ملتهاي عربي در حالي شرايط خاصي را بر منطقه حاكم ساخته كه مواضع و اقدامات عربستان در اين حوزه امري قابل توجه است. هرچند كه عربستان به دليل جايگاه ويژه خود در ميان كشورهاي عربي و اسلامي و حتي جهان ميتوانست نقشي موثر در برقراري آرامش در منطقه و تحقق خواستههاي مشروع و به حق ملتهاي عربي داشته باشد، اما حركت آن در مسير فتنه انگيزانه طراحي شده از سوي غرب، اين مهم را با ناكامي همراه ساخته به گونهاي كه عربستان به يكي از عوامل چالشهاي منطقهاي مبدل شده است چنانكه.
اولا برخلاف خواست و نظر ملت بحرين و تحت تاثير خواستهها و تحركات غرب، عربستان به حضور نظامي و مشاركت در كشتار مردم بحرين مبادرت ورزيده است. مداخله عربستان به تكرار سناريوي كشتار در كشورهايي مانند يمن، مراكش، اردن و... منجر شده كه خشم ملتها از عربستان را در پي داشته است.
ثانيا گزارشهاي منتشر شده نشان ميدهد كه عربستان در كنار برخي ديگر از كشورهاي عربي در پروژه اشغال ليبي مشاركت كردهاند تا تحت وعده غرب بتوانند به سركوب مردم در داخل و ادامه حكومت خود بپردازند. مشاركت در اشغال كشورهاي اسلامي مسلما نميتواند دستاوردي براي كشورهاي اسلامي از جمله عربستان داشته باشد.
ثالثا متاسفانه عربستان بار ديگر گرفتار توطئهها و فتنههاي تفرقه انگيزانه غرب در پروژه شيعه و سني شده است. مواضع سران عربستان در داخل منطقه براي سركوب شيعيان و نيز دامن زدن به اختلافهاي فرقهاي ميرود تا چالشهاي بسياري را براي جهان اسلام به همراه داشته باشد در حالي كه عربستان با جايگاه خود ميتواند بيشترين نقش را در وحدت شيعه و سني آن هم در شرايطي كه غرب به دنبال فتنه انگيزيهايي چون سوزاندن قرآن توسط كشيش نماي آمريكايي است، ايفا كند.
رابعا فريب خوردگي ديگر عربستان را ميتوان حضور در بازي از پيش شكست خورده ايران هراسي غرب مشاهده كرد. به رغم آنكه جمهوري اسلامي ايران همواره بر همزيستي مسالمت آميز با همسايگان عرب و غير عرب تاكيد دارد، اما غرب و برخي كشورهاي عربي به دليل هراس از اين پيوند،طرح تفرقه افكني را اجرا كردهاند. اكنون نيز غرب به صورت مستقيم و غير مستقيم و با استفاده از برخي مقامات عربي به دنبال تكرار اين پروژه است كه متاسفانه عربستان به يكي از اين مهرهها مبدل شده است. اقدامي كه دامنه آن حتي تا عرصه ورزش نظير فضاسازي منفي و سوال برانگيز تيمهاي عربستاني براي حضور در ايران در چارچوب ليگ قهرمانان آسيا نيز رسيده است.
خامسا ايفاي نقش به جاي مصر در خط اول مقابله با مقاومت از ديگر فريب خوردگيهاي عربستان است. متاسفانه به رغم نياز فلسطين به حمايتهاي جهاني، برخي كشورهاي عربي از جمله عربستان با چراغ سبز نشان دادن به صهيونيستها در كشتارهاي اخير در غزه و كرانه باختري و قدس مشاركت كردهاند.
همچنين آنها با فتنه انگيزي آشكار و پنهان در ساير كشورهاي حاضر در جبهه مقاومت نظير ايران، سوريه و لبنان به زعم خود به دنبال حفظ منافع و در اصل حركت در مسير خواست صهيونيستها و غرب براي سركوب مقاومت قرار گرفتهاند.
مردم سالاري
«وعدههاي بزرگ» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميد رضا شکوه است كه در آن ميخوانيد:
آقاي احمدي نژاد در سال 1385 ابراز اميدواري کرده بود که ريشه بيکاري ظرف سه سال آينده قطع شود. اما اين ابراز اميدواري، در قطع ريشه بيکاري تاثيري نداشت و پايان اين سه سال که همزمان با پايان دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد بود، نه تنها بيکاري ريشه کن نشد بلکه طبق آمار رسمي و حتي علي رغم ايجاد تغيير در تعريف افراد شاغل که کساني را که هفتهاي دو ساعت کار ميکردند هم شاغل ميدانست، بيکاري حتي تک رقمي هم نشد.
اما از اواخر سال گذشته آقاي احمدي نژاد وعده ريشه کني بيکاري ظرف دو سال- يعني تا انتخابات رياست جمهوري بعدي- را داده است. آقاي احمدي نژاد پس از آنکه سال گذشته براي نخستين بار وعده داد بيکاري را ظرف دو سال ريشه کن ميکند، اوايل امسال هم چندين بار از اين عزم و اراده دردولت براي ريشه کني بيکاري خبر داده است. برخي از جملا ت آقاي احمدي نژاد که ظرف يک هفته گذشته در اين مورد مطرح شده بدين شرح است.
-دولت تصميم گرفت تمام عزم خود را به کارگيرد که به طور پي درپي سالي دو ميليون و 500 هزار شغل ايجاد کند تا به کمک جوانان ظرف دو سال بيکاري در کشور ريشه کن شود.
-با قاطعيت اعلا م ميکنم همه شرايط از نظر امکانات سرزميني، نيروي انساني و منابع مالي براي ايجاد 2 ونيم ميليون شغل در سال 90 مهياست.
آقاي احمدي نژاد وعدههاي ديگري هم در يک هفته گذشته مطرح کرده که قابل توجه است.
-دولت تصميم دارد طرح مسکن مهر به گونهاي ادامه پيدا کند که تا سال 92 مشکلي به نام مسکن براي هيچ ايراني وجود نداشته باشد.
-دولت پايهاي خواهد گذاشت که بيت المال به طور مساوي در بين آحاد ملت تقسيم شود.
اين اظهارات از دو زاويه قابل بررسي است. نخست، نفس طرح اين وعده هاست که تحقق آن موجبات رضايت مردم را فراهم ميسازد و به همين دليل کسي نميتواند خوشحالي خود را از تحقق اين وعدهها پنهان کند.اما زاويه ديگر اين موضوع، چگونگي تحقق اين وعده هاست. وعده حل مشکل بيکاري و ريشه کني آن، وعدهاي بسيار بزرگ است که تحقق آن در کشورهايي که رشد جمعيت بالا يي هم ندارند به راحتي امکانپذير نيست، چه برسد به کشور ما که به دليل ترغيب مردم به افزايش جمعيت از سوي رئيس جمهور، با افزايش جمعيت و به تبع آن افزايش آمار متقاضيان کار هم مواجه است.
تهران امروز
«دولت چرا به مصوبه مجلس عمل نميكند؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدكمالالدين سجادي است كه در آن ميخوانيد:
مصوبات مجلس شوراي اسلامي وقتي از سوي شوراي نگهبان به تاييد برسد قانون ميشود و دولت بايد آنها را اجرا كند. در مورد تشكيل وزارت ورزش و جوانان نيز اين روند طي شده و قاعدتا بايد دولت در مهلت قانوني وزير مربوطه را به مجلس معرفي ميكرد ولي ظاهرا اختلاف ديدگاههايي در اين زمينه بين دولت و مجلس به وجود آمده كه بايد كارشناسي شود و در واقع دو قوه در اين مورد تبادل نظر داشته باشند تا كارها در مهلت قانوني با تعامل و وحدت انجام شود.
پرهيز از مطرح كردن اختلافات قوا در رسانهها و توجه به مصوبات مجلس بارها از طرف مقام معظم رهبري تاكيد شده و ايشان فرمودهاند كه روابط سران قوا مبني بر تعامل باشد، بنابراين اگر اختلافاتي وجود دارد بايد دو طرف در فضايي كارشناسانه بحث و همديگر را اقناع كنند و وقتي به نتيجه واحدي نرسيدند ملاك بايد اجراي قانون باشد تا امور كشور با آرامش پيش برود.
تشكيل وزارت ورزش و جوانان نيز يكي از موارد اختلافي بين دولت و مجلس بود كه خوشبختانه نمايندگان با تصويب تشكيل وزارتخانه موافقت كردند چون ميتوانند از وزير سوال كنند و جنبه نظارتي خودشان را در اين زمينه بهتر اعمال كنند چراكه در زمان سازمان تربيت بدني نميتوانستند نظارت خوبي داشته باشند.
يكي از دلايل اختلاف دولت با مجلس اين است كه رئيسجمهور و مشاوران وي معتقدند سازمان ملي جوانان و تربيت بدني با يكديگر سنخيتي ندارند و به صورت مستقل كارآيي بيشتري خواهند داشت در حالي كه اين دو سازمان طي سالهاي گذشته توفيق چنداني نداشتند و مشكلات زيادي در هر دو حوزه بهويژه تربيت بدني وجود داشت و نمايندگان نميتوانستند نظارتي بر آن داشته باشند اما تشكيل وزارت ورزش و جوانان باعث ميشود تا مشكلات فرهنگي جوانان بيشتر مد نظر قرار گيرد چون اكثر ورزشها مختص جوانان است.
نمايندگان هم در اين زمينه بحثهاي كارشناسي خوبي داشتند و در نهايت به تشكيل وزارت ورزش و جوانان راي مثبت دادند. در اكثر كشورهاي پيشرفته نيز وزارت ورزش وجود دارد زيرا نظارت قويتر ميشود لذا بايد مصوبه مجلس در مهلت قانوني اجرايي ميشد تا حاشيههاي فعلي به وجود نيايد. در حال حاضر نيز دولت بايد در اينباره پاسخگو باشد كه چرا وزير ورزش و جوانان را در مهلت قانوني معرفي نكرده است.
آفرينش
«سکوت دستگاه ديپلماسي کشور» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
يکي ازارکان اصلي قدرت نمايي کشورها در جهان دستگاه ديپلماسي آنها ميباشد. که وظيفه حفاظت از منافع ملتها را در عرصه بين المللي عهده دار است. متاسفانه با توجه به سير تحولاتي که در شمال آفريقا و حوزه خليج فارس اتفاق افتاده است خبري از حضور ديپلماسي ايراني و نقش آفريني به عنوان يک قدرت منطقهاي به گوش نرسيده است. انتظار ميرفت تا دستگاه ديپلماسي کشورمان فعاليت و موضع گيري قوي تر و پررنگ تري از خود نشان دهد اما چنين نشد.
اما وقايعي که در حوزه خليج فارس اتفاق افتاد به نحوي بود که کشورهاي عربي براي فراکني مشکلات و ناتواني خود در مقابله با اعتراضات مردمي، ايران را به دخالت در امور داخلي کشورشان متهم کردند. با اين حال ما نه تنها اقدامي انجام نداديم بلکه به علت سکوت دستگاه ديپلماسي کشور از سوي کشورهاي عرب منطقه در اظهاراتي مضحکانه تهديد هم شده ايم. سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر پايه ارتباط مسالمت آميز با ديگر کشورها بنا شده است اما نبايد به گونهاي باشد که کشورهايي که حتي بهاندازه يک استان ما قدرت و امکانات ندارند بخواهند به وجه و شخصيت ايران و ايراني اهانت کند.
به نظر نميرسد ديپلماسي کشورمان قدرت رويارويي با کشورهاي حوزه خليج فارس را نداشته باشد اما علت اين سکوت مشخص نيست.اما در مقابل حرکت کند دستگاه ديپلماسي ما برخي کشورهاي همسايه مثل ترکيه و قطر سير تحولات اخير را فرصتي يافتند تا بتوانند خود را در عرصه بين الملل نشان دهند.
اينکه ترکيه توانسته است در ناتو و در ليبي و ديگر تحولات اخير نقش بازي کند نشان از فعاليتهاي مستمر و موثر در عرصه جهاني دارد. و يا قطر با توجه به حضور در ليبي و ورود به عرصه فروش نفت ليبي توانسته است موقعيت ديپلماتيک خود را در سطح جهان ومنطقه افزايش دهد. لذا ما نبايد از اين روند رشد کشورهاي همسايه در زمينه ديپلماتيک عقب بمانيم.
نکته ديگري که مستلزم فعاليت مستمر و پررنگ ديپلماتيک ميباشد بحث انرژي هستهاي کشور است. با توجه به دستاوردهايي که کشورمان توانسته در اين زمينه بدست آورد لازم است تا با ادامه دادن رفت و آمدهاي ديپلماتيک زمينه را براي احقاق اهداف هستهاي کشور فراهم کنيم.
حمايت
«يك بام و دو هواي اروپا در برابر ايران» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم خديجه روزبهاني است که در آن می خوانید:
با وجود اتحاد کشورهاي اروپايي با آمريكا در زمينه تحريمهاي ضد ايراني، همچنان شاهد روابط تجاري بسياري از کشورها با جمهوري اسلامي ايران هستيم.
يکي از کشورهاي اروپايي که روابط تجاري گستردهاي با ايران داشته و دارد را ميتوان کشور آلمان به شمار آورد که بنابر گزارش اداره مركزي آمار صادرات اين كشور به ايران در سال 2010 ميلادي با رشدي پنج درصدي نسبت به سال قبل از آن، به رقم قابل توجه سه ميليارد و 700 ميليون دلار رسيده است.
علاوه بر اين در سال 2010 ميلادي واردات آلمان از ايران داراي رشدي نزديك به 30 درصد نسبت به سال 2009 داشته است. گذشته از اين آمار و ارقام، آلمان در سال گذشته ميلادي شاهد برگزاري نشستها و سمينارهاي متعددي در زمينه حفظ جايگاه تجاري اين كشور در ايران بود و 16 قرارداد جديد مالي، اقتصادي و تجاري بين دو كشور منعقد شد.
بررسي نوع روابط تهران- برلين به خصوص پس از تنگ تر شدن حلقه فشارهاي بين المللي بر ايران به رهبري آمريكا نشان ميدهد كه موضع گيريهاي سياسي آلمان در قبال جمهوري اسلامي ايران در وهله اول فاصله بسياري با رويكردهاي اقتصادي-تجاري اين كشور دارد.
يكي از آخرين نمونههاي چراغ سبز آلمان به ايران براي تداوم روابط پرسود دو جانبه، تلاش برلين براي واسطه شدن در تراكنشهاي مالي و تجاري ايران با كشورهايي است كه در ادامه روابط گذشته خود با تهران با موانع بين المللي دست به گريبان هستند. پس از آنكه هند به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي در حال رشد، با فشارهاي واشنگتن روابط مالي خود را با ايران به حالت تعليق در آورد، وزارتخانههاي اقتصاد و امور خارجه آلمان متصدي برقراري روابط مالي 9 ميليارد دلاري بين هند و دومين تامين كننده انرژي اين كشور يعني ايران شدند و 'بانك تجاري ايران و اروپا' در شهر 'هامبورگ' به عنوان پلي براي هند و بسياري از شركتهاي آلماني براي روابط با ايران فعاليتهاي خود را گسترش داد.
پس از قرار گرفتن نام بانك تجاري ايران و اروپا در جمع سازمانهاي مشمول تحريمهاي آمريكايي، مقامات آلماني بارها اعلام كردند كه با توجه به بررسيهاي دقيق، هيچ گونه نشانهاي مبني بر ارتباط ميان فعاليتهاي اين بانك با برنامههاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران وجود نداشته و همكاريهاي اين سازمان مالي با بانك مركزي آلمان بر اساس قوانين مالي و پولي اروپايي و بين المللي صورت گرفته است. اما با وجود آنچه گفته شد، فشارهاي آمريكايي و صهيونيستي به ويژه پيش از سفر 'بنيامين نتانياهو' در روز پنجشنبه 18 فروردين ماه به برلين، صدراعظم آلمان را به تن دادن به خواستهاي واشنگتن و تل آويو وادار كرد.
جهان صنعت
«توپولفها روی دستمان مانده است» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسین مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
سرپرست وزارت راهوترابری در واکنش به اعتراض رییس کمیسیون عمران مبنی بر استفاده نشدن از متخصصان توپولف و بیکاری کارمندان مرتبط با این نوع هواپیما در ایرلاینها اعلام آمادگی کرده است تا به ایرلاینهای دارای توپولف مجوز کارگو بدهد( کارگو به هواپیماهای باربری گفته میشود که در ایران از این نوع هواپیما تعداد زیادی نیست).
علت کم تعداد بودن هواپیماهای کارگو البته به دو عامل مهم باز میگردد؛ اول آنکه اصولا حمل بار با هواپیما در زمره تجارتهای سودده قرار نمیگیرد و دوم آنکه تقاضای جابهجایی بار در ایران آنقدر زیاد نیست که چنین فعالیتی حاشیه سود مطمئنی داشته باشد.
با وجود آنکه این دو نکته بارها از سوی متخصصان هوایی اعلام شده اما مشخص نیست سرپرست وزارت راهوترابری براساس کدام توجیه اقتصادی چنین پیشنهادی ارایه کرده است.این پیشنهاد البته با زبانی دیگر توسط حمید بهبهانی، وزیر سابق راهوترابری هم داده شده بود. بهبهانی به ایرلاینها توصیه کرده بود با توپولفهایشان سبزیجات جابهجا کنند که همان زمان هم پیشنهاد وزیر پاسخی جز لبخند نداشت، لبخندی که معنای چندان خوبی از آن مستفاد نمیشد.حال سرپرست جدید همان پیشنهاد را داده است، باید دید آیا این پیشنهاد صرفا برای پاسخ به رییس کمیسیون عمران مطرح شده یا اینکه واقعا ایرلاینی در ایران پیدا میشود که توپولف را با مصرف سوخت بسیار بالا به هواپیمای باری تبدیل کند و روز به روز بر زیان خود بیفزاید.
دنياي اقتصاد
«ضرورت اقدامات ضد تورمي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
مشاهده نمودارهاي تغييرات تورم و پايه پولي، حقايقي را عيان ميكند كه براي تصميمگيران اقتصادي، اشراف به اين حقايق بسيار با اهميت است و ميتواند منجر به اتخاذ تصميمات سنجيده براي كاهش نوسانات اقتصادي شود.
نمودار تغييرات 32 ساله نرخهاي تورم و پايه پولي(شماره 1) نشان ميدهد كه تغييرات اين دو متغير تا سال 1384 يعني سال آغاز برنامه چهارم، از همبستگي بالايي برخوردار بوده است. اما از اين سال به بعد، دو بار افزايش شديد پايه پولي وجود داشته بدون آنكه اثر تورمي متناسب با آن مشاهده شود. به احتمال زياد، علت عدم افزايش تورم متناسب با رشد پايه پولي به دليل افزايش شديد واردات و اجراي طرح تثبيت قيمتها از ابتداي برنامه چهارم بوده است. اگر اين احتمال درست باشد بنابراين بايد با اجراي قانون هدفمندي يارانهها، انرژي تورمي ذخيره شده مربوط به سالهاي 1384 تا 1387 تخليه شود.
نمودار تغييرات نرخ تورم ماهانه نيز تا حدودي اين نظر را تاييد ميكند(شماره 2). همانطور كه از منحني رگرسيون تغييرات نرخ تورم ماهانه پيدا است، روند رشد تورم در تمام سال 1389 افزايشي بوده و در انتهاي سال با ثبت يك ركورد از سال 1383 تاكنون از مرز 3 درصد عبور كرده، بهويژه شيب تغييرات اين متغير در سال 1389 قابل توجه است.
روند مشاهده شده در اين نمودار، اين هشدار را براي مسوولان دارد كه لازم است اقدامات ضد تورمي عاجلي براي مهار يا كاهش احتمال وقوع آن صورت گيرد.
براي نيل به اين هدف، بهترين كاري كه در كوتاهمدت ميتوان انجام داد آزادسازي نرخ سود بانكها است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


