صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

احياي شير و ببر در ايران شدني نيست

گفت‌وگو با رضا كاشي‌زنوزي
کد خبر: ۱۵۷۳۸۴
| |
25267 بازدید
|
۷
خيلي‌ها از داستان آمدن ببرها از روسيه و چانه‌زني‌ها براي آوردن شيرها از هند برداشت‌هاي مثبتي دارند هر چند شمار افرادي كه اين آمدن و رفتن‌هاي گربه‌سانان را كاري بي‌پشتوانه، بدون هدف و از سر ناپختگي مي‌دانند بسيار بيشتر است.

آنها مي‌پرسند آيا احياي ببر و شيري كه جلگه‌ها و دشت‌هاي ايران دهه‌هاست با حضور آنها غريبه شده‌اند، شدني است؟ آيا شنيدن طنين غريدن‌هاي ببر مازندران در ميانكاله خواب شيرين بي‌تعبير است؟ آيا شير ايراني دوباره عظمت سلطان جنگل را به بوته‌زارها برمي‌گرداند يا او هم مسافري از هند مي‌شود كه مجبور است مرگي زود هنگام را تجربه كند؟

محال، نشدني، غيرممكن، بيهوده؛ رضا كاشي‌زنوزي كارشناس حيات وحش و متخصص گربه‌سانان ترجيح مي‌دهد وقتي درباره پروژه احياي ببر و شير در ايران حرف مي‌زند از اين واژه‌ها استفاده كند. او از من مي‌خواهد از مسوولان محيط‌زيست بپرسم كه وقتي در ايران كسي هنوز نمي‌تواند شير ايراني را از شير بربر تشخيص دهد يا كارشناساني وجود ندارند كه به غير از آن چيزهايي كه در كتاب‌هاي خارجي‌ها نوشته شده چيز ديگري كه حاصل مطالعات خودشان باشد بدانند حرف زدن از احياي شير و ببر شوخي تلخي است كه آدم را به زهرخند زدن وامي دارد. اما قرار است بزودي 4 قلاده ببر ديگر از روسيه به ايران بيايند و تلاش‌ها براي گرفتن چند قلاده شير ايراني از هند نيز ادامه دارد؛ مبادلاتي كه مدت‌ها است خيلي‌ها مي‌پرسند آيا يك ژست است؟ يك كار تبليغاتي است؟ يك پروژه دهان پر كن است يا يك تلاش صادقانه براي حمايت از حيوانات؟

سازمان محيط زيست قصد دارد 4 قلاده ببر را امسال از روسيه تحويل بگيرد تا دوباره پروژه احياي اين گربه‌سان را از سر بگيرد. با توجه به تجربه مرگ ببر نر سيبري در باغ وحش ارم اين تصميم تا چه حد مي‌تواند منطقي باشد؟

آوردن ببر به كشور اساسا كار بدي نيست، اما به شرط آن كه دانش احيا را داشته باشيم. احياي ببر پروژه‌اي بسيار پيچيده است همان‌گونه كه احياي شير كاري تقريبا نشدني است. الان بيش از 50 سال است كه اكوسيستم و اكوتيپ زيستگاه شير در ايران از بين رفته همان‌طور كه احداث واحدهاي صنعتي و از بين رفتن مراتع به قلمرو اين گربه‌سان آسيب جدي وارد كرده است. در واقع آوردن ببر و شير به زيستگاه‌هاي سابقشان كار زياد مشكلي نيست ولي حالا مگر اين زيستگاه‌ها همان زيستگاه‌هاي قبلي‌اند؟ هم‌اكنون اكوتيپ اين مناطق و علفزارها و بوته‌زارهاي آنها كه محل استتار جانور براي شكار بوده از بين رفته است . حالا فرض كنيد اين مشكلات را از بين برديم آن‌وقت بايد با طعمه‌هاي از بين رفته شير و ببر چه كار كنيم؟ پس وقتي ما گربه‌سانان را به قصد احيا وارد كشور مي‌كنيم بايد اين آخرين مرحله كارمان باشد به طوري كه قبل از ورود آنها تمام بسترهاي زندگي آنها مهيا شده باشد.

در حال حاضر اكوتيپ زيستگاه‌هاي گربه‌سانان بزرگ در كشور ما به هم خورده است در حالي كه فرهنگ مردم اين مناطق هم عوض شده است. گفته مي‌شود در هند هيچ‌گاه ببر منقرض نمي‌شود، ولي در اندونزي حتما اين اتفاق مي‌افتد. چندي قبل در شهر سربندر در هندوستان يك كودك روستايي طعمه ببر شد وقتي من با پدر اين كودك صحبت كردم او گفت ببرها خدايان جنگل‌هاي ما هستند و ما با آنها زندگي مي‌كنيم و طبيعي است كه چنين اتفاقاتي بيفتد. اما در اندونزي اوضاع به صورت ديگري است. دولت اين كشور توان حفاظت از ببر سوماترا را ندارد براي همين به مردم اعلام كرده كه در صورت تمايل به نگهداري از اين ببرها 60 هزار دلار وثيقه بگذارند و آنها را در قفس‌هاي كارشناسي شده نگهداري كنند براي همين كم‌كم ببر سوماترا دارد از جنگل‌هاي اندونزي جمع مي‌شود.

روسيه هم چنين مشكلي دارد. وقتي پلنگ‌هاي ما به اين كشور رفتند روسيه ادعا مي‌كرد پلنگ‌هاي زيادي در اختيار دارد در حالي كه در قفقاز بيشتر از چند مورد مشاهده پلنگ گزارش نشده است. اين در حالي است كه در گفت‌وگويي كه با دامپزشك روسي همراه ببرهاي سيبري داشتم اذعان كرد پلنگ مازندران نيز در روسيه جواب نمي‌دهد و پلنگي كه در استان خراسان زندگي مي‌كند بهتر مي‌تواند در روسيه زندگي كند.

فارغ از اين بحث‌ها اختلافات ژنتيكي و موكولوتيدي گربه‌سانان در پروژه‌هاي احيا نيز بسيار مهم است. بعضي‌ها مي‌گويند ببر‌مازندران و ببر‌سيبري از نظر ژنتيكي شبيه يكديگرند و فقط از حيث چند موكولوتيد با هم فرق دارند، اما اين گفته درست مثل اين است كه بگوييم يك انسان اهل «ماسايي مارا» را به اسكانديناوي مي‌بريم و برايش مشكلي پيش نمي‌آيد در حالي كه چنين فردي قطعا در اسكانديناوي ـ در شرايط كنترل نشده ـ مي‌ميرد. اين موضوعات است كه كار احياي گربه‌سانان را به چالش مي‌اندازد وگرنه به اعتقاد من سازمان محيط زيست با مطرح كردن پروژه‌هاي احيا كار بدي نمي‌كند البته به شرط آن كه پيش از وارد كردن حيوانات تمام بسترهاي موردنياز را فراهم كند و افراد مسوول در پروژه به دانش احيا مسلط باشند.

قطعا يكي از مشكلات احيا از بين رفتن زيستگاه و البته كم شدن جمعيت طعمه‌هاي ببر و شير در ايران است همان مشكلي كه يوزپلنگ‌ها هم دچارش هستند. اين در حالي است كه سازمان حفاظت محيط زيست همچنان از احياي زيستگاه ميانكاله سخن مي‌گويد. آيا با شرايطي كه در كشور حاكم است احياي ميانكاله امكانپذير است؟

اگر سازمان محيط زيست چنين تصميمي دارد اميدوارم در كارش موفق باشد، اما آنچه از منظر كارشناسي مدنظر است كمي متفاوت است. ما بايد ابتدا مشخص كنيم كه منظورمان از احيا چيست. گاهي اوقات ما يك بيمار را احيا مي‌كنيم تا فقط زنده باشد و گاهي يك كودك فقير را از يك زندگي فلاكت‌بار خارج مي‌كنيم و به او تحصيلات عاليه مي‌دهيم. هر دوي اين كارها در حوزه احيا مي‌گنجد، اما احيا با احيا فرق دارد. اگر منظور ما از احياي ببر مازندران بازسازي همان ببر چند دهه قبل است كه قلمرو و صلابتي داشت با صحبت برخي‌ها كه مي‌گويند قصد دارند ببرها را در قفس‌هاي بزرگ نگه دارند و احيا كنند فرق دارد.

در حال حاضر آمريكا چنين‌كاري را تحت عنوان بيگ كيج انجام مي‌دهد و ببرها را در قفس‌هاي بزرگ نگه مي‌دارد و به آنها غذا مي‌دهد تا مردم از آنها بازديد كنند ولي هرگز اين كشور مدعي احياي ببر نشده است. به اعتقاد من چنين احيايي در ميانكاله امكان‌پذير است ولي بسيار هزينه‌بر است و وقتي در مازندران افراد زيادي با مشكلات اقتصادي دست به گريبانند نمي‌دانم چه توجيهي دارد. اما احيايي كه ميانكاله را به شكل كشور هند درآورد يعني مردم سوار بر فيل‌ها به ديدن ببرها بروند اصلا امكان ندارد و دليلش هم نابود شدن قلمرو ببر مازندران است. ببر مازندران مثل ببر بنگال در جلگه زندگي مي‌كند و از هر 20 حمله، در 19 مورد آن ناموفق مي‌شود. حالا فرض كنيد ما ببر سيبري را به ميانكاله بياوريم اين ببر اگر 50 حمله كند تمامش ناموفق خواهد بود و حيواني كه 50 بار شكست بخورد ديگر آن حيوان قبل نخواهد بود.

كاشي زنوزي: از بين رفتن پوشش گياهي در ميانكاله خودش معضلي است. پوشش گياهي به استتار و شكار ببر كمك مي‌كند؛ ولي وقتي اين پوشش نباشد ببر از فاصله دور هم ديده مي‌شود و نمي‌تواند غذا به دست بياورد

اين در حالي است كه از بين رفتن پوشش گياهي در ميانكاله نيز خودش معضلي است. پوشش گياهي به استتار و شكار ببر كمك مي‌كند؛ ولي وقتي اين پوشش نباشد ببر از فاصله دور هم ديده مي‌شود و نمي‌تواند غذا به دست بياورد. حالا بياييد در مورد بيگ كيج بحث كنيم. در طبيعت از هر 100 شيري كه در سال متولد مي‌شود 80 قلاده آن از بين مي‌رود يعني طبيعت خودش گلچين مي‌كند و قويترين‌ها را نگه مي‌دارد ولي وقتي ما شيرها را در حصار مي‌كنيم از هر 100 شير 80 قلاده آن از بين نمي‌رود چون ما از آنها مراقبت مي‌كنيم در صورتي كه حيواني كه ما مدام كمكش كنيم ديگر حيوان نيست. موضوع ديگر مربوط به شكارهاي بي‌رويه و كم‌شدن طعمه‌هاست. گربه‌ساناني چون شير و ببر مجموعه‌اي از حيوانات را شكار مي‌كنند و اگر بخواهيم كار احيا را انجام دهيم بايد تمام اين طعمه‌ها را نيز احيا كنيم كه البته چنين كاري نيز تقريبا غيرممكن است. اما مساله مهم ديگر به فرهنگ مردم منطقه برمي‌گردد. فرض كنيد روزي در ميانكاله يكي از اهالي توسط ببر كشته شود آن‌وقت از فردا مردم به انتقام خون او اسلحه به دست مي‌گيرند و هر ببري كه جلوي راهشان باشد را مي‌كشند. پس با كنار هم قرار دادن تمام اين واقعيت‌ها مي‌توانيم نتيجه بگيريم احياي واقعي ببر در ايران كاري غيرضروري، هزينه‌بر و اساسا غيرممكن است.

نظرتان در مورد توليد ببر هيبريد چيست؟

به اعتقاد من اين راهي است كه مي‌شود روي آن فكر كرد چون حضور ببر 320 كيلويي در ميانكاله اگر همه بسترسازي‌ها نيز بخوبي انجام شود باز هم ناموفق خواهد بود پس تنها راهمان اين است كه هيبريد بگيريم. ما مي‌توانيم از يك گونه ببر سبك و يك ببر سيبري در طول چند دهه تلاقي بگيريم و با توليد يك خط خوني جديد ببري حدودا 230 كيلوگرمي براي ميانكاله توليد كنيم. اما نكته مهم در ببرهاي هيبريد آموزش آنها براي شكار است چون ببر در قفس حتي اگر از ببر طبيعت بزرگ‌تر هم باشد باز ببر واقعي نيست.

حتما تمام اين مشكلات در مورد احياي شير هم وجود دارد، اما الان گفته مي‌شود كه بوته‌زارهاي بين كرخه و دز براي استقرار شيرهاي وارداتي از هند در حال احيا است. آينده اين پروژه را چطور مي‌بينيد؟

من حدود 14 سال پيش به دشت ناز رفتم. آنجا بيگ كيجي وجود داشت كه گوزن زرد در آن نگهداري مي‌شد؛ گوزني كه متعلق به بين‌النهرين بود. متاسفانه احساس ناتواني در اين گوزن‌ها بخوبي قابل مشاهده بود چون آنها به محيط باراني و مرطوب عادت نداشتند. بنابر اين عده‌اي گفتند آنها را بايد به كرخه منتقل كرد. حالا شما برويد ببينيد كه چه تعداد از اين گوزن‌ها زنده‌اند.

پس وقتي ما از پس احياي حيواني گياهخوار كه دردسرش كمتر از احياي گربه‌سانان است برنمي‌آييم، تكليف ببرها و شيرها مشخص است. امروز كرخه بسيار آسيب‌ديده و قابل مقايسه با 100 سال پيش نيست. شير يك حيوان اجتماعي است پس اگر شما يك لاشه در محل بگذاريد به خاطر از بين رفتن پوشش گياهي و در معرض ديد بودن براحتي مي‌توانيد شيرهاي جمع شده دور لاشه را شكار كنيد. موضوع ديگر در مورد اصالت شيرهايي است كه به ايران مي‌آيند وگرنه گرفتن شيرهاي باغ وحشي از تمام كشورهاي دنيا امكانپذير است. هندي‌ها مي‌گويند به ما يوزپلنگ بدهيد و ما نيز به شما ببر مي‌دهيم، اما ما ببر نمي‌خواهيم ولي در منطقه جير هند شير‌ايراني وجود دارد چون 50 سال پيش يك مهاراجه 20 قلاده شير ايراني را به آن منطقه برده است.

البته در پروژه احيا و مبادله گربه‌سانان بايد دقت كنيم تا مشكلي كه در مورد ببرهاي سيبري اتفاق افتاد و اطلاعات غلطي به ما داده شد ديگر پيش نيايد. وقتي ببرها به ايران آمدند آقاي آندرو دامپزشك روسي اعلام كرد وزن ببر نر 160 كيلوگرم است و 5/2 سال سن دارد. من مي‌دانستم كه ببرها بعد از 5/3 سالگي يك استحاله در دندان‌هايشان دارند و در ببري كه من ديدم اين استحاله به طور كامل به وجود آمده بود و نمي‌توانست 5/2 ساله باشد. اين موضوع ايراد خيلي بزرگي است چون وقتي ما ببر 5/2 ساله وارد مي‌كنيم بايد صبر كنيم تا بالغ شود اما موضوع مهم‌تر اين‌كه وقتي يك ببر با بيش از 4 سال سن و سرشانه كاملا رشد يافته فقط 160 كيلوگرم است حتما يك مشكل اساسي دارد، اما ما صبر كرديم تا اين ببر دچار خونريزي از بيني شود و از حال برود تازه آن وقت به فكر درمانش افتاديم.

پس اين حرف‌ها يعني احياي شير ايراني مثل احياي ببر مازندران فقط يك روياست؟

شير ايراني از نظر ژنوم بسيار شبيه شيرهاي بربر است، اما وزن و ارتفاع سرشانه‌اش خيلي كمتر از آنهاست. پس ما بايد بهانه ژنوم را در پروژه‌هاي احيا فراموش كنيم. اگر ما شير ايراني را از كشورهاي اروپايي وارد كنيم بايد يقين داشته باشيم كه شيرهاي غيراصيل هستند و بايد بدانيم اگر هند چنين كاري را براي ما انجام مي‌دهد فقط به خاطر گرفتن يوزپلنگ از ماست.

پس ما بايد براي گرفتن شير از هند به منطقه جير برويم و همان‌طور كه آنها حيوانات ما را تحت‌نظر مي‌گيرند ما نيز شيرها را بررسي كنيم. اما اگرموفق شويم يك شير ايراني اصيل را هم به كشورمان بياوريم باز هم احياي اين گربه‌سان به خاطر از بين رفتن اكوتيپ زيستگاهش غيرممكن است. در فهرست غذايي شير 35 گونه جانوري وجود دارد. شيرها از تشي گرفته تا فيل‌هاي جوان، كرگدن بالغ و اسب آبي 5/3 تني را شكار مي‌كنند براي همين اگر بخواهيم بر فرض محال اكوسيستم را تغيير دهيم بايد فهرست غذايي آن را هم احيا كنيم كه اين هم با توجه به توانمندي ما در بحث حيات وحش كاري دور از ذهن است. البته نگهداري شيرهاي ايراني در قفس‌هاي بزرگ مي‌تواند كار جالبي باشد و فرصتي را فراهم كند تا مردم از نزديك با شير ايراني آشنا شوند. البته به شرط آن كه تعداد شيرها زياد نشود و دردسر تازه‌اي ايجاد نشود. اما در مجموع كار احياي گربه‌سانان در ايران با توجه به توان علمي و اقتصادي ما يك كار بسيار بيهوده است و حاضرم اين حرف را در همه محافل تكرار كنم.\
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۷
پارسا 8
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۶
اتفاقا شدنی است
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۹
راست میگه میخواهیدچکار
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۷
من اول خیلی مشتاق بودم که بتونیم ببر هیرکانی رو احیا کنیم ولی بعد خوندن این مطلب واقعا فهمیدم که نمیشه!
گیرم که ببر آوردیم!
1ـ غذاشو از کجا بیاریم؟لابد گوسفندای میانکاله که متعلق به مردم روستا هستن؟

2ـ ما تو پلنگش که هنوز منقرض نشده موندیمو هی داریم میکشیمش!
چه برسد به ببر و شیر

باتشکر از کارشناس عزیز
پرنیا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
آخه چرا نمیشه ببر به ایران آورد توروخدا چندین قلاده ازین حیوونای زیبا تو ایران بیارین تا زاد و ولد کنند و تعدادشون توایران زیاد شه و دیگه هیچکی تو ایران اونارو شکارنکنه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۸/۱۶
در باغ وحش مکزیک وآلمان نوع ایرانی وجود دارد با استفاده از خون ویا اسپرم ووو در مرکز تحقیقاتی وبا استفاده از سلولهای بنیادی وخرید این حیوانات در دنیا می شه احیا کرد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۱ - ۱۳۹۷/۰۸/۱۶
سلام شیر ایران خوشبختانه هنوز ازبین نرفته وهند شیر ندترد وآن هم از ایران به آنجا رفته با خریدن و وارد کردن شیر از ایران ووارد وتکًیر کردن آن وهمچنین وارد کردن وتکثیر بعضی از حیوانات گیاه خوار که زود تکثیر می شوند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
ایران اگه بتونه منابع آب شیرینش را توسعه بده احیای جفتشون به راحتی ممکنه ....خطر انقراض یوز هم از بین میره.....
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...