مرکز پژوهشهای مجلس بررسی کرد:
استراتژی همگرایی با همسایگان در آسیای مرکزی
کد خبر: ۱۵۴۵۵۲
| | 1565 بازدید
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی استراتژی همگرایی با همسایگان را در بخش آسیای مرکزی مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهشها با اشاره به اینکه آسیای مرکزی به عنوان بخشی از گسترده حوزه تمدنی ایرانی، از جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است، افزود: وجود اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی بین ایران و آسیای مرکزی و پتانسیلهای عظیم نفت و گاز، جمعیت زیاد، بازار مناسب برای کالاهای ایرانی به نوعی موجب شده تا زمینههای متنوع و گستردهای برای تعمیق و گسترش روابط فیمابین فراهم شود.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران کشوری همسایه با منطقه اوراسیای مرکزی، در تاثیرگذاری در این عرصه با چالش ها و فرصتهایی روبرو بوده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران که میتوانست از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در ایفای نقش بهتر در منطقه به کار گرفته شود، به طور شایستهای مورد توجه قرار نگرفته است. این وضعیت هم از کوتاهی در مدیریت ناهماهنگ داخلی و هم از سوی محیط بینالملل بر ایران تحمیل شده است. در واقع، مقامات کشور در دهه آخر قرن بیستم در ارزیابی موقعیت ژئوپلیتیکی ایران دچار نوعی برآورد شعارگونه و آرمانی شده بودند.
از سوی دیگر، روسیه به عنوان قدرت اصلی در منطقه اوراسیا و ترکیه همسایه بلافصل منطقه، از بازیگرانی هستند که فرصتهای ایران برای ایفاگری نقش را از او گرفتهاند. از طرفی به علت ساختار حکومتی، ایران با موانعی روبرو است که دو بازیگر یاد شده با آن روبرو نیستند. به همین سبب ایران به کشوری ویژه در منطقه تبدیل شده است که در نهایت نه متحد ایدئولوژیک و نه متحد استراتژیک دارد. همچنین اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی مداخلهجویانه آمریکا علیه ایران و سیاست "همه چیز بدون ایران"، از دیگر موانع ایفای نقش ایران در منطقه به شمار میرود. این شرایط موجب کاهش نقش ایران برای به کارگیری موقعیت ژئوپلیتیکی خود شده است.
با وجود زیرساختهای مهم حمل و نقلی، ایران نتوانسته است از موقعیت ترانزیتی برتری که در منطقه دارد بهره گیرد. همچنین به رغم برخورداری ایران از سواحل نسبتا مناسب در خلیجفارس و دریای عمان در جنوب و دریای خزر در شمال، هنوز در کشور تفکر و اندیشه خشکی بودن حاکمیت دارد که سبب کاهش اهمیت ژئوپلیتیکی و اثرگذاری مثبت آن بر محیط پیرامون می شود. به همین علت ایران نتوانسته است از سیاست دریایی خود در دو منطقه به ویژه در شمال که در ارتباط مستقیم با منطقه اوراسیاست، بهره گیرد. از دست دادن فرصتهای مذکور، موجب افزایش نقش دیگر بازیگران نظیر روسیه، ترکیه، چین، آمریکا و اروپا شده است. چالشهای ایران برای بازیابی نقش بایسته در منطقه، نیاز به بازنگری در سیاست داخلی و خارجی و همسویی با قواعد بینالمللی و ادغام در ساختار اقتصاد جهانی دارد.
مرکز پژوهشها اضافه کرد: به طور کلی "در طول سالهای اخیر، سیاست ایران در اوراسیای مرکزی، متاثر از شرایط پس از جنگ و محدودیتهای بینالمللی باقی مانده است. ایران در این سالها به سبب نیاز به فناوری نظامی و غیرنظامی و رای روسیه در نهادهای بینالمللی، از هر اقدامی که وضع موجود را به چالش بطلبد، خودداری کرده است. از این رو، نه در نقش مرکز تمدن اسلامی و یا انقلاب اسلامی و نه در نقش محور حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی عمل کرده است. در مجموع میتوان سیاست ایران را در منطقه، بیشتر تدافعی (جلوگیری از ناامنی و تهدید احتمالی)، محتاطانه، حفظ وضع موجود و حرکت در محدوده سیاست خارجی روسیه دانست و ابتکار عمل کمتری را میتوان در آن مشاهده کرد".
بنابراین در حوزه سیاسی، ضرورت بازنگری کلی، اما تدریجی و ارائه تعریفی روشن و دقیق در سیاست خارجی ایران در قبال منطقه آسیای مرکزی با توجه به واقعیتهای امروز کشورمان، منطقه و محیط بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. از سوی دیگر ایران با اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیتهای منطقه آسیای مرکزی میتواند در میان انبوهی از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، سهم مناسبی از ظرفیتهای سیاسی- اقتصادی و فرهنگی منطقه آسیای مرکزی را در اختیار بگیرد و در راستای تامین هر چه بیشتر منافع ملی، گسترش و تعمیق روابط میان طرفین و رسیدن به جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری طبق سند چشمانداز بیستساله تا سال 1404 گام بردارد.
علاوه بر این تنها حوزه هایی که ایران میتواند آن را برای ایجاد یک زیرسیستم منطقهای به رهبری خود انتخاب کند، آسیای مرکزی است. نفوذ فرهنگی ایران و توان اقتصادی آن پشتوانه چنین رویکردی است، اما این کار، ایران را با چهار قدرت روسیه، آمریکا، چین و ترکیه به رقابت میکشاند.
به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهشها با اشاره به اینکه آسیای مرکزی به عنوان بخشی از گسترده حوزه تمدنی ایرانی، از جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است، افزود: وجود اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی بین ایران و آسیای مرکزی و پتانسیلهای عظیم نفت و گاز، جمعیت زیاد، بازار مناسب برای کالاهای ایرانی به نوعی موجب شده تا زمینههای متنوع و گستردهای برای تعمیق و گسترش روابط فیمابین فراهم شود.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران کشوری همسایه با منطقه اوراسیای مرکزی، در تاثیرگذاری در این عرصه با چالش ها و فرصتهایی روبرو بوده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران که میتوانست از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در ایفای نقش بهتر در منطقه به کار گرفته شود، به طور شایستهای مورد توجه قرار نگرفته است. این وضعیت هم از کوتاهی در مدیریت ناهماهنگ داخلی و هم از سوی محیط بینالملل بر ایران تحمیل شده است. در واقع، مقامات کشور در دهه آخر قرن بیستم در ارزیابی موقعیت ژئوپلیتیکی ایران دچار نوعی برآورد شعارگونه و آرمانی شده بودند.
از سوی دیگر، روسیه به عنوان قدرت اصلی در منطقه اوراسیا و ترکیه همسایه بلافصل منطقه، از بازیگرانی هستند که فرصتهای ایران برای ایفاگری نقش را از او گرفتهاند. از طرفی به علت ساختار حکومتی، ایران با موانعی روبرو است که دو بازیگر یاد شده با آن روبرو نیستند. به همین سبب ایران به کشوری ویژه در منطقه تبدیل شده است که در نهایت نه متحد ایدئولوژیک و نه متحد استراتژیک دارد. همچنین اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی مداخلهجویانه آمریکا علیه ایران و سیاست "همه چیز بدون ایران"، از دیگر موانع ایفای نقش ایران در منطقه به شمار میرود. این شرایط موجب کاهش نقش ایران برای به کارگیری موقعیت ژئوپلیتیکی خود شده است.
با وجود زیرساختهای مهم حمل و نقلی، ایران نتوانسته است از موقعیت ترانزیتی برتری که در منطقه دارد بهره گیرد. همچنین به رغم برخورداری ایران از سواحل نسبتا مناسب در خلیجفارس و دریای عمان در جنوب و دریای خزر در شمال، هنوز در کشور تفکر و اندیشه خشکی بودن حاکمیت دارد که سبب کاهش اهمیت ژئوپلیتیکی و اثرگذاری مثبت آن بر محیط پیرامون می شود. به همین علت ایران نتوانسته است از سیاست دریایی خود در دو منطقه به ویژه در شمال که در ارتباط مستقیم با منطقه اوراسیاست، بهره گیرد. از دست دادن فرصتهای مذکور، موجب افزایش نقش دیگر بازیگران نظیر روسیه، ترکیه، چین، آمریکا و اروپا شده است. چالشهای ایران برای بازیابی نقش بایسته در منطقه، نیاز به بازنگری در سیاست داخلی و خارجی و همسویی با قواعد بینالمللی و ادغام در ساختار اقتصاد جهانی دارد.
مرکز پژوهشها اضافه کرد: به طور کلی "در طول سالهای اخیر، سیاست ایران در اوراسیای مرکزی، متاثر از شرایط پس از جنگ و محدودیتهای بینالمللی باقی مانده است. ایران در این سالها به سبب نیاز به فناوری نظامی و غیرنظامی و رای روسیه در نهادهای بینالمللی، از هر اقدامی که وضع موجود را به چالش بطلبد، خودداری کرده است. از این رو، نه در نقش مرکز تمدن اسلامی و یا انقلاب اسلامی و نه در نقش محور حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی عمل کرده است. در مجموع میتوان سیاست ایران را در منطقه، بیشتر تدافعی (جلوگیری از ناامنی و تهدید احتمالی)، محتاطانه، حفظ وضع موجود و حرکت در محدوده سیاست خارجی روسیه دانست و ابتکار عمل کمتری را میتوان در آن مشاهده کرد".
بنابراین در حوزه سیاسی، ضرورت بازنگری کلی، اما تدریجی و ارائه تعریفی روشن و دقیق در سیاست خارجی ایران در قبال منطقه آسیای مرکزی با توجه به واقعیتهای امروز کشورمان، منطقه و محیط بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. از سوی دیگر ایران با اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیتهای منطقه آسیای مرکزی میتواند در میان انبوهی از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، سهم مناسبی از ظرفیتهای سیاسی- اقتصادی و فرهنگی منطقه آسیای مرکزی را در اختیار بگیرد و در راستای تامین هر چه بیشتر منافع ملی، گسترش و تعمیق روابط میان طرفین و رسیدن به جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری طبق سند چشمانداز بیستساله تا سال 1404 گام بردارد.
علاوه بر این تنها حوزه هایی که ایران میتواند آن را برای ایجاد یک زیرسیستم منطقهای به رهبری خود انتخاب کند، آسیای مرکزی است. نفوذ فرهنگی ایران و توان اقتصادی آن پشتوانه چنین رویکردی است، اما این کار، ایران را با چهار قدرت روسیه، آمریکا، چین و ترکیه به رقابت میکشاند.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



