پيتزاي زندگي شما مخلوط است يا مخصوص؟
براي يك بازي خوشمزه آمادهايد؟ قبل از شروع بايد خاطرنشان كرد كه زنها و مردها در زمينههاي متعددي از جمله جسم، ذهن، شخصيت، تفكر، موقعيت و بسياري مسائل ديگر با هم متفاوتند و قطعا واكنشهاي متفاوتي نيز به موضوعات مختلف نشان ميدهند. اگرچه متخصصان علوم انساني اين تفاوتها را به گونههاي مختلف طبقهبندي ميكنند، براي مثال مردان كلینگر و زنهاي جزئینگر يا زنان عاطفي و مردان منطقي، اما امروزه با در نظر گرفتن تعدد فعاليتهاي اجتماعي و ضرورت به كارگيري تواناييهاي گوناگون فارغ از تقسيمبندي جنسيتي نميتوان نقشي را منحصر به جنس خاصي دانست.
اما از اين واقعيت هم نميتوان گذشت كه افراد با توجه به مرد بودن يا زن بودنشان شيوههاي متفاوتي را براي روبرو شدن با رويدادهاي زندگي برميگزينند و ميتوان گفت فراواني برخي از اين رفتارها عمدتا بستگي به جنسيت افراد دارد.
با اين مقدمه ميتوانيم به بازي خوشمزه خودمان برگرديم. يك روز كه با همسرتان تصميم داشتيد بيرون از منزل غذا ميل كنيد، 2 عدد پيتزا سفارش دهيد و هركدام پيتزاي خود را به نسبت زمان و اهميتي كه به 5 عامل عمده زندگي از جمله خانواده اوليه، شغل، همسر و فرزندان، تفريح و برنامههاي شخصي ميدهيد برش بزنيد. حالا بياييد نگاهي به پيتزاي زندگي شما بيندازيم و تفاوتهاي يك برش مردانه را با يك برش زنانه مقايسه كنيم.
1- برش شغلي مردانه
همانطور كه برهمگان آشكار است. شغل، جايگاه ويژهيي در زندگي مردان دارد و به علت داشتن مسووليت معاش زندگي، آنان وقت و انرژي عمده خود را صرف كار كرده تا جايي كه برخي از آقايان كمي از برشهاي ديگر پيتزاي خود را قرباني برش شغل ميكنند. يك پژوهش در امريكا نشان ميدهد كه از دست دادن شغل براي آقايان در رتبه اول آسيبهاي رواني و قبل از آسيب از دست دادن همسر قرار دارد. آنها ملزم هستند تحت هر شرايطي شغل خود را در اولويت قرار دهند؛ زيرا رفاه، طبقه اجتماعي و هويت شخصي خود را در گرو موقعيت شغلي مييابند.
2- برش خانواده اوليه
اين برش از زندگي آقايان، اندازه نسبتا استانداردي دارد؛ يعني در حدود يكپنجم پيتزا را به خود اختصاص ميدهد. آقايان عموما زمان مشخصي را براي سرزدن به خانواده اوليه خود يعني والدين و خواهر و برادران در نظر ميگيرند و پيشآيندههاي خوب و بد شخصي از قبيل پيشرفتها يا مشكلات، كمتر موجب افراط و تفريط در نوع روابط آنها ميشود و حتي اگر خدايي ناكرده رابطه زن زندگيشان با خانواده اوليه به هر دليل تيره و تار شود، كمتر مردي ديدارهاي خانوادگي خود را به كلي قطع ميكند.
3- برشي براي همسر و فرزندان
اگر چه اين قسمت ممكن است رنگ و بوي مطبوعتري از برشهاي ديگر پيتزاي زندگي آقايان داشته باشد اما اين امر دليل بر بزرگ بودن اين برش نيست. قطعا خانواده ثانويه دلبستگي عاطفي و بارهيجاني بيشتري را براي آقايان به همراه دارد و مردها تمام توان خود را در جهت آرامش، رفاه و آينده همسر و فرزندان خود به كار خواهند بست و زمان نسبتا زيادي را در خانه و در كنار خانواده خود ميگذرانند. چنانچه گفته شد اين قطعه نيز در زمان و جايگاه خود بسيار حائز اهميت است، ولي اندازه آن شايد فقط كمي از برش شغل بزرگتر باشد و با وجود مهم بودنش مختصات تعيين شدهيي دارد.
4- برش تفريح مردانه
مسافرتهاي دستهجمعي، ورزش يا بازيهاي گروهي، رفتن به رستوران، ديدن فيلم، گپ و گفت با همكاران بعد از ساعت كاري، بازيهاي رايانهاي، تماشاي تلويزيون و... .
مردي را سراغ داريد كه به يك يا چند مورد از اين تفريحات مشغوليت نداشته باشد؟ آقايان در هر سن و موقعيتي كه هستند برشي را براي فراغت و استراحت خود ايجاد ميكنند حتي اگر در برشهاي ديگر دچار مشكلاتي باشند. آقايان غالبا توانايي آن را دارند كه فارغ از افت و خيزهاي روزمره فرصتي را به تفريح اختصاص دهند و همين قابليت مثبت به آنان كمك ميكند انرژي از دست رفته را براي ادامه فعاليت بازيابند.
5- برشي براي خود
يكي از قطعههاي مهم پيتزاي زندگي آقايان برنامهها و مسائل شخصي آنان است. هر مردي با توجه به علايق، آرزوها و اهداف خود، خواستههاي شخصي براي خود تعبيه ميكند؛ از خواندن روزنامه و گوش دادن به راديو گرفته تا پيگيري يك ورزش، يادگيري يك مهارت، گرفتن يك مدرك و حتي ادامه تحصيل. آقايان نه تنها در شرايط بحراني دست از فعاليتهاي شخصي خود برنميدارند، بلكه آنها را پررنگتر ميكنند و انگيزه و پشتكار زيادي براي دستيابي به آنان از خود نشان ميدهند.
و حالا نگاهي به برشهاي پيتزاي خانمها مياندازيم. به جرات ميتوان گفت در پيتزاي اكثر آنها اصلا برشي وجود ندارد!؛ زيرا همهچيز درهم و وابسته به برشهاي ديگر است و كوچكترين تغيير دريكي از قسمتها براحتي بر بخشهاي ديگر نفوذ ميكند. بطور معمول عاملي كه بيشترين تاثير و اهميت را در اين روند دارد، افت و خيزهاي عاطفي مربوط به مرد زندگي آنهاست. با ورود يك مرد به زندگي خانمها درگيري اساسي اجتنابناپذيري ايجاد خواهد شد كه استقلال هر 5 برش ديگر را وابسته به خود ميكند.
به اين ترتيب كه هربار به منزل والدين يا اقوام و آشنايان ميرويم، حضور همسر اجباري است و اگر به هر دليل موجه يا غيرموجه امكان آمدن همسر نباشد هيچجا به خانم خوش نميگذرد يا حتي اگر آقا در مجلس حاضر شود اما به شكل دلخواه ما سرحال نباشد ديگر پدر و مادر و خانواده و دوستاني كه براي ديدنشان آمديم از ياد ميروند و جهت توجه ما دايما به سمت اوست، طوريكه هيچ لذتي از میهماني نميبريم. يا اگر عضوي از خانواده به هردليل با مرد موردعلاقه ما مخالفت كند، ممكن است روابطمان را با خانواده كمرنگ كنيم. با توجه به اين امر كه در رابطه زناشويي، بايد طرفين درباره فعاليتهاي اجتماعي و شغلي همسرشان به توافق و تفاهم برسند، ولي از اين امر نميتوان گذشت كه انتخاب و ارايه شغل توسط زنان به حمايت بيشتري از جانب همسرشان نياز دارد و رضايت يا عدم رضايت مرد، تاثير مستقيمي بر شغل همسرش خواهد گذاشت.
آقايان كمتر نوع و موقعيت كاري خود را با نظر همسرشان تنظيم ميكنند، در حالي كه تاييد اين موقعيت از طرف مرد براي زن با عواقب مثبت و منفي متعددي همراه است، اكثر خانمها گردش و مسافرت و تفريح را فقط با حضور همسرشان امكانپذير ميبينند و شايد به دلايل فرهنگي، اجتماعي و محيطي، شرايط تنظيم برنامه براي يك تفريح سالم را در خود نميبينند و شايد اصلا به اين موضوع فكر نميكنند كه ميتوان در ساعتهايي كه همسرشان مشغول فعاليت ديگريست، زماني را به تفريح با دوستان و فرزندانشان يا حتي به تنهايي در نظر بگيرند. برخي خانمها بعد از ازدواج با اكثر دوستان مجردي خود قطع رابطه ميكنند و برخلاف آقايان جايي را براي معاشرت با آنان در برنامه خود در نظر نميگيرند. در جاي جاي شهر، مرداني را ميبينيم كه ساعات فراغت خود را در محيطي اجتماعي نشستهاند و استراحت ميكنند، روزنامه ميخوانند و باخوردن يك نوشيدني با خود خلوت ميكنند. اما چرا كمتر زني را ميبينيم كه در صورت مساعد نبودن شرايط همراهي همسر، يك روز خودش را به يك فنجان چاي در يك محيط تفريحي سالم دعوت كند، بنشيند مجله يا كتابي را ورق بزند و ساعتي را به خودش فكر كند. روزي كه خانمها ميپذيرند به تنهايي براي خود وقت بگذارند، زماني است كه يا مردي در زندگيشان وجود ندارد يا به كلي از او نااميد شدهاند، اما تا زماني كه نقطه اميدي به همراهي او دارند، فرصت تفريح كردن را با زمان فراغت او تنظيم ميكنند و چه بسيار زناني كه مدت طولاني را به انتظار اين فرصت سپري كردهاند بيآنكه لحظهيي بينديشند، ميتوانند در عين روابط مساعد زناشويي، زمانهاي فراغتي هم براي خود قايل باشند و اما يكي از برشهاي بسيار حایزاهميت كه زنان در پيتزاي خود قرباني ميكنند اهداف، آرزوها و دلمشغوليات شخصي آنان است. خانمها غالبا سيستم زندگي خود را با نظر همسرشان تنظيم ميكنند. البته كه اين امر به استحكام و نزديكي و صميميت 2 طرف ميافزايد، اما نبايد موجب شود زن حس استقلالش را نسبت به مسائل شخصي از دست بدهد. براي مثال براي جلب نظر همسر، با شور و اشتياق شروع به ورزش ميكنيم و 2 روز بعد به محض اينكه بحثي ميانمان درگرفت، انگيزه خود را از دست داده و ورزش را كنار ميگذاريم. همسرمان چند روزي به ماموريت رفته، در اين مدت حوصله پوشيدن لباسهاي متنوع و شاد را نداريم، به خودمان نميرسيم و اصلا در آينه نگاه نميكنيم! خانمها بايد ياد بگيرند در كنار داشتن رابطه عاطفي و حس مسووليت به همسرشان، چطور در چهارچوب استقلال شخصي زندگي كنند و از خود يك شخصيت مستقل با اهداف، تواناييها و عملكرد مشخص ارايه دهند كه همسر مهربان بودن تنها يكي از نقشهاي موثر در شكلگيري اين شخصيت را شامل ميشود.همواره به ياد داشته باشيد كه اگر مردي يكي از برشهاي پيتزاي زندگيش بسوزد، چندين برش ديگر براي سيرشدن و ادامه زندگي دارد اما در ارتباط با خانمها به محض اينكه برش مربوط به مرد زندگيشان برداشته شود، انگار ديگر هيچ چيز براي ادامه ندارند.اگر هنوز در رستوران نشستهايد و در حال نگاه كردن به پيتزاي خود هستيد، سعي كنيد برشهاي برابري در آن ايجاد كنيد و از خوردنش لذت ببريد.



